پایگاه خبری تحلیلی لاهیگ با افتخار همراهی بیش از یک دهه در عرصه رسانه های مجازی در استان گیلان      
کد خبر: ۹۶۱۹
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۷:۲۹
به قلم سیدمرتضی میرحسینی کارشناس تاریخ :

مقدمه‌ای برای تاریخ لاهیجان ـ قسمت اول

بیشتر منازعات سیاسی مرتبط با لاهیجان، درگیری میان خاندان‌های مدعی قدرت در بیه‌پیش و یا تقابل دایمی با حکومت‌های بیه‌پس بود. حکومت‌های کوچک و بزرگ دو طرف سپیدرود همیشه رقیب، و گاهی هم دشمن یکدیگر بودند و تاریخ مشترک آن‌ها از سال‌های طولانی نبرد و خونریزی می‌گذشت.
به گزارش " لاهیگ " به نقل از «لاهیجان»، سیدمرتضی میرحسینی کارشناس تاریخ در آخرین یادداشت خود با عنوان “مقدمه‌ای برای تاریخ لاهیجان ـ قسمت اول” نوشت:


چندی پیش به من پیشنهاد شد که کتابی درباره‌ی تاریخ شهر لاهیجان و سیر حیات این شهر از گذشته‌های دور تا دوران معاصر بنویسم. آن زمان انجام این کار را بسیار دشوار و حتی ناممکن می‌دیدم؛ زیرا می‌دانستم که اسناد و منابع تاریخی زیادی برای شناخت تاریخ لاهیجان وجود ندارد، و اخبار و گزارش‌های به جای مانده از گذشته برای ساختن تصویری جامع از گذشته این شهر کافی نیستند. نوشته‌های قدیمی که مستقیم یا غیرمستقیم به تاریخ لاهیجان می‌پردازند بسیار ناقص و پراکنده و حتی گاهی ضد و نقیض‌اند. هنوز هم معتقدم که به علت فقدان منابع معتبر، انجام چنین کاری ممکن نیست. اما از لابه‌لای همین منابع اندک و پراکنده می‌توان به گوشه‌هایی از گذشته سفر کرد و برخی صفحات تاریخ لاهیجان را ورق زد و کمی درباره‌ی زندگی پیشینیان این شهر نوشت؛ و این کاری است که در این سلسله یادداشت‌ها انجام خواهم داد.

گیلان از گذشته‌های بسیار دور، شاید از زمان نخستین ساکنان آن به دو منطقه‌ی بیه‌پیش و بیه‌پس تقسیم می‌شد و سپیدرود همچون مرزی طبیعی میان شرق و غرب آن جدایی می‌انداخت؛ ناحیه‌ی شرقی را بیه‌پیش و ناحیه‌ی غربی را بیه‌پس می‌نامیدند ـ و هنوز هم می‌نامند. طبیعت هر دو منطقه کم و بیش شبیه به هم و دارای ویژگی‌های مشترک، و جمعیت و منابع اقتصادی آن‌ها نیز تقریباً برابر بود. هم مردم بیه‌پیش و هم ساکنان منطقه‌ی بیه‌پس به آسانی به دریا و کوه دسترسی داشتند و همه‌ی آن‌ها سرما و گرما و بارندگی را در شرایطی کم و بیش شبیه به هم تجربه می‌کردند.

تا سال‌های پایانی قرن دهم هجری، چالوس و تنکابن نیز در قلمرو بیه‌پیش جای می‌گرفتند و مانند دیگر شهرها و روستا‌های شرق گیلان تابع و خراج گزار فرمانروایان لاهیجان محسوب می‌شدند. خاندان‌های زیادی با نام‌های گوناگون در شرایط و سال‌های مختلف در بیه‌پیش به قدرت رسیدند و هریک برای مدتی فرمانروای شرق گیلان ـ یا فقط بخشی از آن ـ بودند، اما مرکزیت لاهیجان برای قرن‌های متمادی بدون تغییر باقی ماند. لاهیجان همیشه میدان نبرد نهایی میان طرف‌های درگیر، و نقطه‌ی آغاز و فرجام سال‌های جنگ و آشوب بود. جنگ قدرت در شرق گیلان جز با تسخیر و تسلط بر لاهیجان به پایان نمی‌رسید و مردم بیه‌پیش همیشه سقوط لاهیجان را نشانه‌ی آخرین نفس‌های خاندان حاکم در حیات سیاسی گیلان می‌شناختند.

از این رو لاهیجان در گذر از حوادث ریز و درشت تاریخ خود بارها میان خاندان‌های رقیب و مدعیان قدرت دست به دست شد و بارها طعم تلخ اشغال و غارت را چشید. پیامد‌های جنگ همیشه چهره‌ی آن را دگرگون و خراب می‌کرد، اما اهمیت و اعتبار آن همواره باقی بود و شهر ما همیشه کانون اصلی تحولات به شمار می‌رفت.
اما بیشتر منازعات سیاسی مرتبط با لاهیجان، درگیری میان خاندان‌های مدعی قدرت در بیه‌پیش و یا تقابل دایمی با حکومت‌های بیه‌پس بود. حکومت‌های کوچک و بزرگ دو طرف سپیدرود همیشه رقیب، و گاهی هم دشمن یکدیگر بودند و تاریخ مشترک آن‌ها از سال‌های طولانی نبرد و خونریزی می‌گذشت. خاطرات تلخ و کینه‌های قدیمی در رفتارها و تصمیم‌گیری‌های فرمانروایان بیه‌پیش و بیه‌پس دیده می‌شد، انگیزه‌های آنان را شکل می‌داد و سایه‌ی جنگ و بی‌اعتمادی همیشه بر آن نواحی سنگینی می‌کرد. هم مشکلات و اختلافات کوچکی مانند حق نظارت بر روستا‌های اطراف سفیدرود و بهره‌برداری از زمین‌های کشاورزی و باغ‌های آن ناحیه و همچنین اجازه‌ی ماهیگیری برای ساکنان دو سوی رودخانه میان حکومت‌های شرق و غرب وجود داشت و هم تضادهای سیاسی رایج در دنیای قدرت و تفاوت‌های مذهبی در بیه‌پیش و بیه‌پس به خصومت‌ها دامن می‌زد.
اما تولید و تجارت ابریشم، چه در روزهای صلح و ثبات و امنیت و چه در روزهای جنگ و ناآرامی و آشوب یکی از مهم‌ترین دغدغه‌ها و دل مشغولی‌های فرمانروایان بیه‌پیش، و از اصلی‌ترین منابع درآمد آنان بود. بازرگانان زیادی از گوشه و کنار ایران به این منطقه رفت و آمد می‌کردند و همیشه شمار زیادی تاجر مسیحی از ارمنستان و گرجستان در گیلان، در شهرهای بزرگ آن مقیم بودند و برای خرید تولیدات ابریشمی و محصولات کارگاه‌های ابریشم‌بافی باهم رقابت می‌کردند. چند مسافرخانه‌ی بزرگ و اقامتگاه‌هایی مناسب بازرگانان ثروتمند در بیه‌پیش و مسیرهای منتهی به آن، در چهارده و رودسر و چند جای دیگر ساخته بودند و از جاده‌های اصلی منطقه به خوبی حراست و نگهداری می‌شد.
اما به جز کسانی که در کارگاه‌های تولید ابریشم و کسانی که در خدمت بازرگانان بزرگ یا در مسافرخانه‌ها و اقامتگاه‌ها مشغول به کار بودند، زندگی بیشتر مردم عادی بیه‌پیش به کشاورزی و باغداری و همچنین ماهیگیری و پرورش حیوانات اهلی وابسته بود و برای بسیاری از آن‌ها تجارت پر سود ابریشم و رفت و آمد بازرگانان، موضوعی حاشیه‌ای و کم‌اهمیت تلقی می‌شد.

ادامه دارد…
نظرات بینندگان