پایگاه خبری تحلیلی لاهیگ با افتخار همراهی بیش از یک دهه در عرصه رسانه های مجازی در استان گیلان      
کد خبر: ۸۳۹۶
تاریخ انتشار: ۲۶ آذر ۱۳۹۴ - ۱۳:۵۰
نتايج يك نظرسنجی نشان می‌دهد:

ساكنان گيلان راضی‌ترين مردم ايران

مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) به تازگی گزارشی را تحت عنوان "پیمایش ملی کیفیت زندگی مردم ایران" در سطح محدود منتشر کرده است.
مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) به تازگی گزارشی را تحت عنوان "پیمایش ملی کیفیت زندگی مردم ایران" در سطح محدود منتشر کرده است.
به گزارش "لاهیگ" به نقل از روابط عمومی
مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا)، این گزارش حاصل یک پیمایش ملی در 31 استان کشور و با تعداد 10160 نمونه است که در مراکز استان، شهرهای درجه دوم و روستاها به شیوه مراجعه به درب منازل انجام شده است.
یکی از اعضای تیم پژوهش این طرح در ارتباط با مفهوم کیفیت زندگی و تفاوت آن با مفاهیمی چون امید به زندگی، سبک زندگی و ... گفت: شاخص کیفیت زندگی عمدتاً در دهه آخر قرن بیستم مورد توجه قرار گرفت؛ اما زیربنای مفهومی آن به بسیار قبل‌تر بازمی‌گردد. در واقع از زمانی که صنعتی شدن و تولید کالایی به معیاری برای مقایسه کشورها و مناطق تبدیل شد، در کنار آن، صحبت‌هایی از زیان‌بار بودن تمدن جدید و زندگی ماشینی وجود داشت.
حمیدرضا محمدزاده افزود: انقلاب صنعتی که خاستگاهش بریتانیا بود، همراه با توسعه قلمرو و قدرت اقتصادی سیاسی آن کشور، جمعیت انبوهی را پدید آورد که گاه تا 19 ساعت کار می‌کردند و این آسیب‌هایی را در بعد جسمی و روانی برای آن‌ها به همراه داشت.
وی در ادامه اظهار کرد: اقتصاد دودکشی و تولید انبوه با وجود مشکلات و آسیب‌های برجای گذاشته همچنان به عنوان پارادیم اصلی توسعه تا همین نیمه دوم قرن بیستم در همه جای جهان پذیرفته شده بود. در اواخر قرن بیستم است که می‌بینیم حتی در پیشرفته‌ترین کشورها، توسعه یافتگی به‌تنهایی نتوانسته ملت‌ها را به سعادت برساند و مسائلی مانند فشار روحی ناشی از زندگی شهری، ناراحتی و انزوا و ناهنجاری‌های اجتماعی، گویا از شاخص‌هایی مانند GDP و ... که آن موقع به عنوان معیار پیشرفت تلقی می‌شد تأثیر نمی‌پذیرد و ظاهراً متأثر از عوامل دیگری است.
این عضو تیم پژوهشی طرح پیمایش ملی کیفیت زندگی مردم ایران اضافه کرد: برای مثال می‌بینیم کشورهای مانند آمریکا، انگلیس، فرانسه و روسیه دارای بیشترین جرائم نسبت به جمعیت‌شان هستند. در همین دوره، جنبش‌های اجتماعی مختلفی در این کشورها رخ داده است و در سوی دیگر نیز نگاه به مفهوم توسعه دستخوش تغییر شده و مفاهیم جدیدتری معرفی شده‌اند که کیفیت زندگی یکی از آنان است.
محمدزاده در ادامه درخصوص آن‌که آیا می‌توان کیفیت زندگی را به‌جای مفهوم توسعه استفاده کرد، گفت: نمی‌توان کیفیت زندگی را به‌جای مفهوم توسعه درنظر گرفت؛ اما کیفیت زندگی مکمل شاخص‌هایی است که برای سنجش میزان توسعه یافتگی مرسوم است. در واقع امروزه یک شاخص به‌تنهایی نمی‌تواند بیان‌گر میزان توسعه یافتگی نهایی کشورها باشد، چون جوامع پیچیده‌تر شدند و نهادها و سازمان‌ها،‌ دستگاه‌های گوناگون خصوصی و دولتی، هر کدام شاخص‌های کلان مختص به خود را داشته و علاوه بر آن، هریک به ابعادی از این گزارش‌ها نگاه می‌کنند؛ مانند سالنامه آماری یا چکیده نتایج سرشماری‌های ملی که وقتی منتشر می‌شود، خیلی‌ها آن را مطالعه می‌کنند، اما هر فرد یا سازمانی تنها به بخشی از آن توجه می‌کند.
وی درخصوص آن‌که کیفیت زندگی به کدامیک از سازمان‌های کشور مربوط می‌شود، افزود: برای کیفیت زندگی، معیارهای مختلفی طراحی شده است که بعضاً با یکدیگر تفاوت‌های جدی دارند؛ اما در دو ـ سه طیف کلی قابل دسته‌بندی هستند. مقیاسی که در "ایسپا" برای کیفیت زندگی استفاده شده QOL است که توسط سازمان بهداشت جهانی طراحی و اطلاعات آن نیز از طریق پیمایش به‌دست می‌آید.
این عضو تیم پژوهشی طرح پیمایش ملی کیفیت زندگی مردم ایران در ادامه ضمن بیان این‌که پیشینه کیفیت زندگی به حوزه بهداشت و سلامت مربوط می‌شود، اضافه کرد:‌ به مرور مطالعات روان‌شناسی و جامعه‌شناسی و علوم سیاسی به شاخص کیفیت زندگی راه پیدا کردند. به همین دلیل، ابعادی که در طرح "پیمایش ملی کیفیت زندگی مردم ایران" مورد بحث قرار گرفته، سلامت جسمانی، روانی، محیط و سلامت اجتماعی و یا روابط فردی و اجتماعی است.
محمدزاده اظهار کرد: در سلامت جسمانی، از میزان نیاز به درمان طبی پرسیده شده و از برخورداری از تحرک و چابکی که این موارد احتمالاً برای سازمان بهزیستی کشور اطلاعات باارزشی هستند؛ یا از رضایت ظرفیت کاری روزانه پرسیده شده که می‌تواند در معاونت اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی کاربرد زیادی داشته باشد. در بحث سلامت روانی از مواردی مانند معناداری زندگی پرسش شده که در ارتباط با فعالیت سازمان‌های مذهبی کشور قرار می‌گیرد. همچنین از پذیرش شکل ظاهری بدن نیز در این طرح پرسیده شده که با توجه به آمارهای جراحی زیبایی کشورمان می‌تواند به تحقیقات اجتماعی این حوزه مربوط شود.
وی با بیان این‌که در اکثر پرسش‌های مطرح شده، تفکیک استانی،‌ جنسیتی، تأهل، سن، محل زندگی و تحصیلات آمده است، ادامه داد: در بعد سلامت محیط، احساس امنیت مردم سنجیده شده که با حوزه معاونت اجتماعی نیروی انتظامی همسو می‌شود. میزان دسترسی به اطلاعات مورد نیاز نیز سنجیده شده که طبعاً به سازمان‌های فرهنگی و آموزشی کشور و حوزه چاپ و نشر مربوط خواهد شد.
این عضو تیم پژوهشی طرح پیمایش ملی کیفیت زندگی مردم ایران تصریح کرد: وضعیت تفاوت‌های جنسیتی می‌تواند برای مرکز امور زنان و خانواده یا شورای فرهنگی اجتماعی زنان نیز موضوعیت داشته باشد و یا تفاوت‌های سنی در هریک از این متغیرها می‌تواند برای سازمان‌هایی که با یک بازه سنی خاص سر و کار دارند (مانند وزارت ورزش و جوانان و یا سازمان بازنشستگی کشوری) کاربرد پیدا کنند.
محمدزاده افزود: در این طرح همچنین از میزان امکان فعالیت‌های تفریحی پرسیده شده که به سازمان‌های ذیربط متعددی که در این زمینه مسئولیت دارند مربوط می‌شوند. برای مثال، معاونت اجتماعی وزارت کشور، شهرداری‌ها، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شرکت‌های ایرانگردی و جهانگردی همگی می‌توانند از اطلاعات این طرح استفاده کنند.
وی اضافه کرد:‌ بخش مهمی از فعالیت‌های تفریحی در اکثر کشورها، از جمله ایران توسط مؤسسات و مجموعه‌های غیردولتی و مستقل انجام می‌شود؛ اما سازمان‌های رسمی ما می‌توانند بر اساس نیازها و وضعیت مناطق مختلف کشور، سیاست‌های کلی را تدوین و فعالیت‌های فراغتی را جهت‌دهی کنند.
این عضو تیم پژوهشی طرح پیمایش ملی کیفیت زندگی مردم ایران ادامه داد: همچنین در این طرح از میزان رضایت مردم به دسترسی خدمات بهداشتی و درمانی نیز پرسیده شده که طبیعتاً با حوزه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مرتبط می‌شود؛ اما رضایت از شرایط محل زندگی و میزان رضایت از وضعیت رفت و آمد نیز مورد بحث بوده، به‌طوری که در استان‌هایی این موارد افت پیدا می‌کنند که می‌توانند برای استانداری‌ها و کمیسیون‌های مجلس اطلاعات مفیدی داشته باشند.
محمدزاده خاطرنشان کرد: در این طرح یک پرسش آورده شده است که آیا فرد پاسخگو دارای بیماری مزمن و یا غیرمزمن است یا خیر؟ علت طرح این پرسش آن بوده است که مشخص شود وضعیت بیماران مناطق مختلف کشور در هریک از این موارد چگونه است؟
وی در ادامه در پاسخ به این پرسش که آیا در این طرح به وضعیت درآمدی مردم نیز اشاره شده است یا خیر گفت: بحث اقتصادی به‌صورت میزان برخورداری مردم از پول کافی برای رفع نیازهای‌شان مورد بحث قرار گرفته است. در واقع کسی که ممکن است حقوقش پایین بوده، اما با مخارجش متناسب باشد؛ یا این‌که با حقوق بالا باز احساس نارضایتی بکند که این احساس نارضایتی، چیزی متفاوت از تفاضل درآمد و هزینه است. این شیوه برای سنجش وضعیت اقتصادی مردم هم‌راستا با شیوه سنجش کیفیت زندگی بوده که متفاوت از روش‌های مرسوم است.
این عضو تیم پژوهشی طرح پیمایش ملی کیفیت زندگی مردم ایران ادامه داد:‌ مسأله احساس نارضایتی اقتصادی به‌طور کلی با کار دستگاه‌های اقتصادی ارتباط دارد و اکثراً زیرمجموعه دولت قرار می‌گیرند. معنای این اطلاعات بسته به سیاست پولی دولت متفاوت است، به‌طوری که زمانی سیاست کلی این است که پول نفت در اختیار مردم قرار گیرد و وضعیت اقتصادی مردم با حجم نقدینگی سنجیده می‌شود، نه مثلاً شیوه‌ای که در این تحقیق انجام شده یا روش‌های دیگر؛ یک بار هم اولویت دولت و هزینه مردم است.
محمدزاده تصریح کرد: در این صورت ممکن است پول نقد کمی در اختیار مردم باشد، اما بخش بیشتر نیازهای آن‌ها بدون پول برطرف شود. به همین خاطر می‌بینیم که مثلاً زندگی در روستاها به پول نقد کمتری نیاز دارد که بخش مهمی از این مسأله به سطح متفاوت خواسته‌های گروه‌های گوناگون مربوط می‌شود.
وی در ادامه در پاسخ به این پرسش که نتایج این تحقیقات بیشتر مورد توجه سازمان‌های دولتی، وزارت بهداشت، نیروی انتظامی، سازمان بهزیستی و ... ارتباط دارد؛ حال این سئوال پیش می‌آید که دستاورد این تحقیق برای عموم مردم چیست، گفت: نتایج این داده‌ها نهایتاً در زندگی مردم خود را نشان خواهد داد. اما این‌که خود مردم از خواندن این گزارش‌ها فایده خواهند برد یا لذت ببرند، گمان نمی‌کنم محقق شود؛ مگر آن‌که فردی علاقه‌مند به مطالعات حوزه اجتماعی باشد.
این عضو تیم پژوهشی طرح پیمایش ملی کیفیت زندگی مردم ایران افزود: برای مثال فرض کنیم که می‌گویند فلان کشور شادترین کشور دنیاست، یا فلان استان بیشترین آسیب‌ها را دارد. مردم خود آن منطقه به عنوان یک اقدام عملی چه کاری می‌توانند بکنند؟ نهایتاً می‌گویند از این‌جا برویم و فلان‌جا خوب است؛ یا این‌که به استناد این اطلاعات، فکری برای ارتقاء وجوه نامطلوب حیات اجتماعی خودشان کنند. شاید مطالبات آن‌ها بر نمایندگان مجلس هم تأثیر بگذارد و یا اگر فعال اقتصادی باشند، ممکن است در سرمایه‌گذاری‌شان مؤثر باشد و یا اگر فعال سیاسی باشند، در تبلیغات حزبی‌شان اثرگذار خواهد بود.
محمدزاده ادامه داد: استفاده عمومی دیگر این تحقیقات در رسانه‌هاست. گاه رسانه‌های رقیب برای تخریب چهره حکومت با دولت حاکم یک‌سری داده‌ها را علم می‌کنند و حکومت‌ها نیز برای دفاع از خود، داده‌های دیگری را به نمایش می‌گذارند.
وی افزود: در این‌جا نیز آشنایی عمومی مردم با این قبیل تحقیقات می‌تواند این مزیت را داشته باشد که وقتی یک مؤسسه مثلاً "لگاتوم" نتایج تحقیقاتش را رسانه‌ای می‌کند که فلان کشور از لحاظ آزادی‌های اجتماعی جزء پایین‌ترین رتبه‌ها قرار گرفته؛ خوانندگان از خود بپرسند که منظور این مؤسسه از آزادی‌های اجتماعی چه چیزی بوده؟ آیا از مردم پرسش شده یا از اطلاعات قبلی استنباط شده؟ آیا از همه مردم پرسیده شده یا مثلاً از نواحی مرزی کشور به طریق تلفنی پرسش شده یا حضوری و پرسش‌های متعدد دیگری که هرکدام می‌تواند باعث شود نتایج به میزان زیادی تغییر کند.
این عضو تیم پژوهشی طرح پیمایش ملی کیفیت زندگی مردم ایران ادامه داد: در این موارد معمولاً مرجعیت را صاحب نظران همان حوزه دارند و مردم به بحث‌ها و استدلال‌های آن‌ها نگاه می‌کنند؛ اما رفتار ناپخته در حوزه عمومی این است که رسانه‌های موافق می‌آیند یک‌سری واژه و یک‌سری درصد تحویل مردم می‌دهند و مخالفین نیز آن مؤسسات را منتسب می‌کنند به فلان دشمن یا فلان جناح‌های برچسب خورده و تخریب شده و نهایتاً این حقیقت است که در میان این ازدحام گم می‌شود.
محمدزاده در ادامه در پاسخ به این پرسش که به تازگی نتایجی منتشر شده که در آن کشور ایران جزء غمگین‌ترین کشورهای دنیا قرار گرفته، درخصوص مجموع نظراتش در مورد ارقام و اعدادی که در این حوزه منتشر می‌شود گفت: آن گزارش را من هم خواندم و ظاهراً بسیار هم بحث برانگیز شد. همان را که گالوپ منتشر کرده بود و ایران بعد از عراق، غمگین‌ترین کشور شده بود. واقعیت این است که برای تعیین رتبه کشورها از صحت شیوه گردآوری داده‌ها در تمام آن‌ها اطمینان حاصل شود.
وی تصریح کرد: البته مقیاسی که استفاده کردیم، یک مقیاس جهانی است و در حال حاضر نیز برای دریافت میزان شاخص کیفیت زندگی کشورهای دیگر و روش گردآوری در هریک، بنا داریم با گروه کیفیت زندگی WHO وارد مذاکره شویم؛ زیرا به حسب جایگاهی که "ایسپا" در بین مراکز افکارسنجی کشور دارد، وظیفه و رسالت خود می‌دانیم که به این حوزه‌ها ورود کنیم.
این عضو تیم پژوهشی طرح پیمایش ملی کیفیت زندگی مردم ایران ادامه داد: جدیدترین طرح در بین این مدل اخبار پیمایشی بود که به میزان شادکامی در بین استان‌های کشور پرداخته و در جهاد دانشگاهی انجام شده بود.
محمدزاده درخصوص این‌که آیا نتایج دو تحقیق "میزان شادکامی استان‌های کشور" که توسط جهاد دانشگاهی انجام شده و تحقیق "پیمایش ملی کیفیت زندگی مردم ایران" که توسط مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) انجام شده است شبیه به هم بوده یا نه، گفت: موضوع دو تحقیق با هم تفاوت دارد و قابل مقایسه نیستند. حتی بین خود تحقیقات کیفیت زندگی هم باید با احتیاط دست به مقایسه زد، چه برسد به این‌که بخواهیم با موضوع شادکامی آن را مقایسه کنیم. هرکدام از این اصطلاحات در ادبیات تخصصی، دلالت خاص خود را دارد و قابل تعمیم به هم نیستند. اگر معیارها یکی باشند، بحث شیوه نمونه‌گیری و مباحث روش شناختی مطرح می‌شود. البته اگر جزئیات انجام یک طرح در دسترس باشد، قضاوت در مورد نتایج آن هم امکان‌پذیر خواهد شد.
وی درخصوص نتایج این تحقیق در مورد کیفیت زندگی مردم ایران افزود: پیمایشی که در مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) در مهر سال 1393 در سطح 31 استان کشور انجام شد، وضعیت کلی کیفیت زندگی مردم کشور در سطح متوسط را ارزیابی کرد. جنسیت، وضعیت تأهل، سن، محل سکونت (شهر/ روستا)، وضعیت تحصیلات، وضعیت سلامتی و بیماری همه به نوعی در وضعیت کیفیت زندگی دارای تأثیرات شناخته شده‌اند.
این عضو تیم پژوهشی طرح پیمایش ملی کیفیت زندگی مردم ایران اضافه کرد: کیفیت زندگی افراد سالم به‌طور معنادار بیش از افراد دارای بیماری‌های مزمن و غیرمزمن است. اگر نتایج یکی از ابعاد مثلاً رضایت از سلامت محیط زندگی را ببینیم، میانگین 50.5 از 100 بیان‌گر سطح رضایت متوسط مردم ایران در این زمینه است.
محمدزاده ادامه داد: زنان بیش از مردان از محیط زندگی خود رضایت دارند. با افزایش سن افراد از میزان رضایت از محیط کاسته شده و از سوی دیگر، رضایت از محیط زندگی در مراکز استان بیش از شهرهای غیر از مراکز استان و در آن‌ها بیش از روستاها به‌دست آمده است. در مجموع از حیث میزان کیفیت زندگی استان‌های کشور، استان‌های گیلان، آذربایجان غربی و اصفهان در صدر قرار می‌گیرند.
وی در پایان اظهار کرد: در ادبیات نظری در حوزه کیفیت زندگی فراوان است از کتاب، پایان‌نامه، مقاله، تحقیقات مختلف و ... که همگی در این حوزه کار کرده‌اند. در چارچوب مفهومی این طرح سعی شد گستره پیشینه نظری تا حد ممکن دیده شود؛ اما از کارهای پیمایشی که با همین مقیاس WHOQOL انجام شده باشد، نخست باید به کار دکتر نجات و دکتر منظری اشاره شود که این پرسشنامه را ترجمه و استانداردسازی کرده‌اند. البته آن پژوهش در سال 1385 در سطح شهر تهران انجام شده بود و سایر پیمایش‌ها نیز اکثراً موردی بودند و یا در سطح دانشجویان و دانش‌آموزان انجام شده است. با این حال اگر بخواهیم پرسش‌ها را تطبیق دهیم، برای مثال این پرسش که چقدر از زندگی لذت می‌برید، احتمالاً در پیمایش‌های دیگر نیز مورد پرسش قرار گرفته و پرسش‌های تکراری و قابل مقایسه به این شکل میان این پیمایش و سایر تحقیقات به احتمال زیاد پیدا خواهد شد.
نظرات بینندگان