در میان صفكشیهای طولانی و البته بههم ریخته گروههای سیاسی برای انتخابات مجلس دهم، اكنون میتوان یك خط هوشمندانه را شناسایی كرد كه توسط جریان نزدیكان احمدینژاد هدایت میشود؛ خطی كه اگر به فرجام مد نظر خود برسد، میتواند در میان غفلت جریان اصولگرا بر این جناح غلبه پیدا كند، هرچند باز هم همان نام اصولگرایی را بر پیشانی خود داشته باشد. شرح قضیه بهطور ساده اینگونه است كه جریان نزدیك و همسو با دولت قبل اكنون مهرهها و چهرههای خود را بهصورت پراكنده اما پرتعداد در نقاط مختلف كشور وارد عرصه رقابت كرده و بهطور طبیعی هم این تلاش با تابلوی اصولگرایی اتفاق میافتد. این جریان هماكنون از مدیران اجرایی ارشد دولت قبل در قامت نامزدهای انتخاباتی بهره میگیرد. بسیار طبیعی است كه حضور در مسندهای اجرایی به شكل طبیعی میزانی از شهرت و جاذبه در این نامزدها ایجاد كرده و این میتواند آنها را چند قدم در جریان انتخابات و رقابت سیاسی از رقبا جلو بیاندازد. اما مسأله این است كه چنین وضعیتی چه تأثیری بر سبد رأی گروههای مختلف حاضر در صحنه انتخابات دارد؟ بیشك طیف احمدینژاد و مدیران دولت او اگر وارد عرصه شوند، نمیتوانند رأی چندانی از سبد اصلاحطلبان و حتی هواداران دولت به نفع خود جمع كنند. فصل مشترك اندك و ناچیز سبد رأی این گروهها مسألهای آشكار و عیان است. همزمان اما سبد رأی اصولگرایان معتدل میتواند بهصورت جدی مورد تهدید این جریان قرار گیرد؛ خصوصاً آنكه امكانات تبلیغاتی و منابع مالی تحت اختیار این جریان از جریان معتدل اصولگرا به مراتب بیشتر و گستردهتر است. نتیجه طبیعی چنین تهدیدی نیز بالا رفتن احتمال حذف شدن جریان معتدل اصولگرا در میانه دو قطبی است كه یك طرف آن اصلاحطلبان و گروهی از حامیان دولت ایستادهاند و طرف دیگرش در اختیار اصولگرایان تندرو و نزدیكان احمدینژاد است. چه آنكه تصور غالب جریانهایی چون پایداری و گروههایی با گرایش شبیه به آن این است كه به هر حال احمدینژاد دارای یك پایگاه رأی جذاب است كه نمیتوان آن را در انتخابات پیش رو بدون برنامهریزی رها كرد. در این شرایط، قسمتی از چهرههای این جریانها همین ارزیابی را در عیان هم عنوان میكنند و عده دیگری بدون اشاره مستقیم به آن، در معادلات سیاسی خویش آن را لحاظ خواهند كرد. به عبارتی، آنها تصور میكنند که رفتن به این سمت میتواند ثبات سبد رأی آنها را تضمین كند. مسأله اساسی اما در اینجا دو چیز است: اول آنكه، تضعیف شدن جریان معتدل اصولگرایی تحت چنین شرایطی در مجلس آینده میتواند زمینههای برخورد و تنش جدی بین دو جریان غالب، یعنی اصلاحطلبان و اعتدالیون نزدیك دولت از یكسو و اصولگرایان منتقد و مخالف دولت و نزدیكان احمدینژاد از سوی دیگر را فراهم كند. تنشی كه قطعاً در شرایط فعلی كشور نمیتواند به نفع بهبود اوضاع و حل مسائل ملی ما باشد كه هنوز پابرجا هستند. تشكیل مجلسی با حضور ضعیف اصولگریان سنتی، امكان گفتوگوهای درون پارلمانی را كاهش و در واقع جریانها را به سمت یك صفكشی پرتنش هدایت میكند. اما در همین حال، تضعیف جریان معتدل در دل اصولگرایان میتواند خطری برای این جناح و البته كشور باشد. خورده شدن سبد رأی این جریان توسط طیفهای تندروتر، غلبه همین جریان را در این جناح متنفذ و دارای اعتبار در نظام به همراه دارد و بازتاب این وضعیت در تصمیمات كلان خواهد بود كه قطعاً به نفع كشور نیست. بدین ترتیب با صفكشیهای كنونی و فعل و انفعالاتی كه در جریان است، نیروهای دلسوز و آنها كه خواستار آرامش در درون كشور هستند، باید به شكلی جدی نگران سبد رأی اصولگرایان معتدل باشند تا تضعیف آنها به تضعیف سیاستهای عقلانی و برنامههای اعتدالی منجر نشود.