توانمندسازی مردم، تنها راه سعادت جامعه و توسعه کشور
اسماعیل محمدیخواه آستانه
اقتصاد ضعیف خانواده، علت اصلی ناهنجاریهایی از قبیل افزایش پرخاشگری، افزایش درصد طلاق، افزایش سن ازدواج، عدم تمایل به زاد و ولد و در نتیجه عدم ازدیاد نسل، اعتیاد، سرقت، نزاعها و ... و در نهایت بروز نارضایتی اجتماعی است. پرداخت یارانه، کمکهای بلاعوض و امثال آن نیز در مقابل سختیهای مردم، در خوشبینانهترین حالت خود، دارویی آرامبخش است و درمان درد نیست. وظیفه نهادهای برنامهریزی و مدیریتی کشور ایجاد شرایطی است که شهروندان ایرانی در قبال تلاش و کوششی که مینمایند، برای گذران عمر، تأمین معاش متعارف، تشکیل خانواده و ... درمانده نباشند. این مهم امکانپذیر نیست، مگر اینکه مردم توانمند شوند. ایجاد اشتغال و درآمد پایدار، مردم را توانمند نموده و آهنگ توسعه کشور را سریعتر مینماید. از طرفی، مردم توانمند، نهتنها نیاز به صدقه اشخاص یا ارگانی ندارند، بلکه خود در کار خیر و حل مشکلات هممحلیها و آشنایان خود، پیشقدم بوده و آستین بالا میزنند. از نظر علم اقتصاد، ایجاد اشتغال، وابستگی شدیدی به رشد اقتصادی کشور دارد؛ به گونهای که اگر رشد اقتصادی مثبت یک درصد باشد، میتوان امیدوار شد که در آن سال برای حدود 120 هزار نفر شغل ایجاد شود. آنگونه که بر اساس آمار رسمی گفته میشود، در پایان دولت اصلاحات در سال 1384، رشد اقتصادی مثبت شش درصد بود؛ یعنی میشد امیدوار بود که سالانه برای 720 هزار نفر شغل ایجاد شود. درحالی که در پایان دولت مهرورز در سال 1392، رشد اقتصادی در خوشبینانهترین حالتش، تقریباً منفی شش درصد بود؛ یعنی پیشبینی میشد که هر سال حدود 720 هزار نفر شغل خود را از دست بدهند و احتمالاً از بیمه بیکاری استفاده کنند. با یک حساب سرانگشتی در نوع مدیریت اصلاحات و مهرورزی، تفاوت 12 درصدی در رشد اقتصادی دیده میشود و به عبارت دیگر، یکی از دستاوردهای مهرورزان، دریغ کردن سالانه 1500000-1400000 فرصت شغلی از مردم شریف ایران اسلامی بود. سیاستهای دولت "تدبیر و امید" تا کنون باعث جلوگیری از سقوط اقتصاد کشور شد (رشد اقتصادی از منفی شش، ابتدا به صفر و اخیراً به مثبت یک رسید) و امید را در دل مردم شریفمان برای بهبود کسب و کار زنده کرده است. هرچند نمایش بیرونی آن فعلاً خیلی قابل لمس نیست، اما پیشبینی میشود که با برداشته شدن تحریمهای ظالمانه بیناللملی، طی ماههای آینده، علاوه بر چرخش سانتریفیوژها، بهتدریج چرخ صنایع، بازار و اقتصاد هم به گردش درآید. اما راه درمان چیست؟ و چگونه میتوان زمینه توانمند شدن مردم و توسعه اقتصادی را فراهم نمود؟ به این منظور باید به سه پرسش پاسخ داده شود: 1) در چه جایگاهی هستیم؟ یعنی وضع موجود ما چیست؟ 2) به چه جایگاهی میخواهیم برسیم؟ یعنی وضع مطلوب ما چیست؟ 3) نقشه راه ما برای عبور از وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب چیست؟ در این راستا باید همه کمک کنیم تا شرایط زیر تحقق یابد: 1) عزم و اراده ملی (خواستن): باید پیشرفت و توسعه اقتصادی کشور در مقام عمل به خواست همگانی تبدیل شود. 2) دانش روز (دانستن): باید فنآوریهای جدید در اختیار گرفته شود و با استفاده از نخبگان بومی ارتقاء یابد. 3) تولید ملی (توانستن): باید کیفیت محصولات ملی به گونهای بهبود یابد که در بازار جهانی، حضور جدی داشته باشیم.
• رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل اسبق شرکت سرمایهگذاری توسعه گیلان