استفاده از تجارب دیگر کشورها در اداره امور حاکمیتی و بررسی تطبیقی آن با شرایط هرکشوری یکی از مهم ترین و موثرترین طریق جلوگیری از آزمون و خطا در برنامه ریزی توسعه ایران است. در واقع با استفاده از ماحصل تجربیات دیگر کشورها می توان جلوی اتلاف وقت و انرژی را در کشور گرفت ؛مع الوصف مطالعه در مورد اقتصاد جهانی و بررسی دقیق و موشکافانه روند رشد دیگر کشورها یا روند تنزل آنها باعث تنویر افکار مدیران و حاکمیت در جامعه خواهد شد. از طرفی پیشبینی وضع اقتصادی و اجتماعی ایران در سال ۲۰۲۵ سبب کشف آسیبهای برنامه ریزی توسعه در کشور میشود. بدون شک عوامل رشد یا سقوط هر جامعه ای در قالب جمعیت،منابع و ذخایر طبیعی،جهانی شدن و تغییرات اقلیمی طبقه بندی میشود: در واقع برای شناخت صحیح از وقایع پیرامونی در جهان میبایست چهار نیروی بزرگ فوق الذکر را عالمانه بررسی کرد.
جمعیت پیش از آغاز و پیدایش کشاورزی یعنی حدود ۱۲ هزار سال پیش، جمعیت ساکنان کره زمین حدود یک میلیون نفر بوده است که این تعداد را پایگاه دادههای بین المللی اداره آمار آمریکا بررسی و ارایه کرده است. نزدیک ۱۲ هزار سال طول کشید تا در حدود سال۱۸۰۰ میلادی جمعیت کره خاکی به حدود یک میلیارد برسد. ۱۳۰ سال بعد دومین سقف میلیاردی به جمعیت جهان افزوده شد. در این مقطع زمانی رکود بزرگ جهانی در راه بود و آدولف هیتلر حزب نازی خود را تا پیروزی حیرت آور آن در انتخابات آلمان پیش برد و ۳۰ سال بعد یعنی در سال ۱۹۶۰ میلادی جمعیت جهان به ۳ میلیارد نفر رسید و در فاصله ای کمتر از ۱۵ سال بعد جمعیت کره زمین به ۴ میلیارد نفر بالغ شد. جمعیت جهان در سال ۱۹۸۷بالغ بر ۵ میلیارد نفر و در سال ۱۹۹۹ نزدیک به ۶ میلیارد نفر بود که سازمان ملل متحد این سال را به نام سالمندان نامگذاری کرد. اطلاعات ارائه شده فوق از این جهت حیرت آور است که با کمی درنگ می توان دریافت در فواصل ۱۱۸۰۰ سال ، ۱۳۰ سال، ۳۰ سال ، ۱۵ سال و ۱۲ سال یک میلیارد نفر به جمعیت دنیا افزوده شده است.یعنی زمان لازم برای افزوده شدن یک میلیارد نفر جمعیت به نفوس کره زمین به کمتر از یک دهه رسیده است. زیست شناس معروف و استاد دانشگاه استانفورد پل ارلیک جهان را با انتشار کتاب” بمب جمعیت” تکان داد. کتابی دلهره آور که قحطیهای جهانی را از آلودگی هوا،مرگ های دسته جمعی و … پیش بینی کرده بود. بی شک انتقادات از این روند بحران زا ،دولت چین را در سال ۱۹۷۹ متقاعدبه اجرای قانون تک فرزندی کرد. پیش بینی های ارلیک هنوز به صورت کامل جامع عمل نپوشیده و تعداد ما انسانها همچنان در حال اوج گرفتن است.بی شک کسانی که پس از ما خواهند آمد، به قرن بیستم با تعجب خواهند نگریست. زمانی که در آن تعداد انسان ها از ۶ر۱ میلیارد نفر به ۱ر۶ میلیارد نفر رسیده است. امروز ایران در سال ۲۰۲۵ چه وضعی دارد؟ و جمعیت ایران در قرن بیستم چه تغییراتی داشته است؟ هنوز تهران به کلان شهرهای دنیا با حداقل جمعیت ۱۰ میلیون نفر نرسیده است،این در حالی است که توکیو در سال ۲۰۰۷ جمعیتی معادل ۷ر۳۵ میلیون نفر داشت . در واقع قرن کلان شهرهای دنیا مدت هاست ایجاد شده اند. بر اساس آمار از ۹ کلان شهر جدیدی که در ۱۵ سال آینده به وجود خواهند آمد، شش شهر در آسیا، دو شهر در آفریقا و یک شهر در اروپا خواهد بود و آمریکا هیچ کلان شهری را به خود نخواهد دید. جهان امروز اکنون در آستانه یک خیزش بزرگ برای افزایش جمعیت ۴۰ درصدی تا سال ۲۰۵۰ قرار دارد که جمعیت کره زمین را به حدود ۲ر۹ میلیارد نفر خواهد رساند. اما به لحاظ توسعه انسانی در سال ۲۰۵۰ ما چه کسانی خواهیم بود؟ آیا ایران اسلامی در ۲۰۵۰ مشابه سنگاپور خواهد شد؟ یا اینکه وضعی مشابه لاگوس در نیجریه خواهد داشت؟ سنگاپور اینک به یکی از جهانی ترین و با ثبات ترین و ثروتمندترین کشورهای قاره آسیا تبدیل شده و جرایمی چون فساد مالی، جرایم خشونت آمیز و قاچاق موادمخدر عملا درآن وجود ندارد. در واقع تبدیل به یک تکنوپولیس (فناورشهر) درخشان شده است که تصمیم تاریخی کشور چین در ۱۹۷۸ برای پایان بخشیدن به انزوای اقتصادی تا حدی متاثر از سفر دنگ ژیائوپینگ به سنگاپور بود و حتی کره جنوبی هم از روند اقتصادی این کشور الگو برداری کرد. از طرفی لاگوس در نیجریه با ۲۲۰ میلیارد دلار تولید ناخالص ملی در سال ۲۰۰۷ که از سنگاپور بیشتر است ،تبدیل به یک ویرانه لبریز از جمعیت با ترافیک های طولانی، بی نظمی و آشفتگی، فساد و فحشا، قتل و بیماری های فراوان شده است. یک کلان شهر زاغه نشین آلوده به انواع بیماری ها مثل تب تیفوئید، تب زرد ، مالاریا ، هپاتیت، آنفولانزای مرغی و… آیا ما به سمت ایرانی مترقی و شهری مدرن مانند سنگاپور در حرکتیم یا به سمت زاغه نشینی لاگوس گونه ای که به علت تغییرات تدریجی متوجه آن نیستیم.
منابع طبیعی ذخایر طبیعی شامل منابع محدود نظیر هیدروکربن ها، کالاها، آب های زیرزمینی، مواد فسیلی، منابع تجدیدپذیری چون رودخانهها، زمین های قابل کشت، حیات وحش، جنگل و غیره هستندکه ازدیاد جمعیت و نوین سازی تجارت و فناوری در قرن بیستم نیاز جامعه جهانی را به این موارد افزایش داده است. در واقع یک نوع نگرانی عمومی چه به لحاظ پایداری و ثبات تامین مواد خام اولیه و چه به لحاظ سلامت جهانی طبیعی برای این ذخایر بوجود آمده است. امروزه اخبار جهانی بیشتر پیرامون موضوعاتی چون کاهش عرضه نفت خام جدال، بر سر آب و افزایش شدید قیمت مواد غذایی است.اکنون بالغ بر ۸۰ درصد خشکی های جهان به غیر از قطب جنوب مستقیمآ تحت تاثیر فعالیت های انسانی قرار دارد و به واقع بخش هایی که هنوز از هجوم و چپاول بشر در امان مانده اند، شامل مناطقی چون جنگل های شمالی، جنگلهای بارانی کنگو، آب ریزهای آمازون و برخی بیابانهای آفریقا، استرالیا و تبت میشوند .به عبارت دیگر،مصرف منابع و ذخایر طبیعی همانند جمعیت جهان با شدت تمام طی یک قرن سرعت گرفته است. البته الگوی مصرف جوامع بشری از گذشته تاکنون متغیر بوده است. بر اساس آمار، کل مصرف یک ایرانی در ظرف دو سال بیشتر از آن چیزی است که یک نفر کنیایی در تمام عمر خود مصرف می کند. در حال حاضر از بیش از ۸ر۶ میلیارد نفر سکنه کره زمین تنها یک میلیارد نفر آن یعنی حدود ۱۵ درصد از سطح زندگی راحت و مرفه ای برخوردارند. این توزیع غیرعادلانه انگیزه بسیار جذابی را برای بسیاری از افراد و سازمان های خیریّه نهادهای مردمی و حتی سازمان ملل متحد، کلیساها و .. برای رفع فقر و گرسنگی فراهم کرده است. هم اینک نهاد های بزرگ و کوچک از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول گرفته تا سایر مجامع بین المللی برای کمک به رفع این گونه مشکلات در سطح جهانی در حال فعالیت هستند. آیا بشر می تواند نقش خالق را به خود گرفته و از روی سخاوت و مروت اخلاقی سطح مصرف مادی را به حد و میزان آنچه امروز توسط مردم کشورهای آمریکای شمالی، اروپای غربی، ژاپن و استرالیا مصرف می شود، برساند؟در چنین حالتی مصرف جهانی منابع طبیعی حدودا یازده برابر وضع فعلی خواهد شد.مثل آنکه که جمعیت جهان را ناگهان از ۷ میلیارد نفر فعلی به ۷۲ میلیارد نفر برسانیم . آیا به این اندیشیده ایم که تقاضای جمعیت عظیم دنیا برای غذا، آب، انرژِی، مواد پلاستیک، فلزات، چوب و … از کجا تامین خواهد شد ؟ در این میان الگوی مصرف فعلی مردم ایران تا چند سال یارای تامین مایحتاج کشور را دارد؟
جهانی شدن این اصطلاح در سالهای اخیر گستره زیادی از مفاهیم بین المللی را در بر گرفته و بیشتر به روابط در حال توسعه تجاری و جریانات سرمایه اشراف دارد. امّا علاوه بر اینها دارای ابعاد سیاسی فرهنگی و عقیدتی هم هست. مدّت ها پیش از وقوع بحران اقتصادی جهانی در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ میلادی ، توماس فریدمن در کتاب جهان مسطح ، پرسشی را مطرح کرد که وقتی جهان مسطح شد، شما کجا بودید؟ مسطح استعاره ساده ای است که برای باز شدن و هم تراز شدن عرصه بازار جهانی در تجارت و اقتصاد به کار میرود. وی معتقد است که ارزان ترین سنگ معدنی یا ارزان ترین نیروی کاری را در هر گوشه ای از کره زمین می توان پیدا کرد.در واقع مادامی که یک امریکایی از فروشگاه لوازم خانگی ieka خرید می کند، کالایی را می خرد که در سوئیس طراحی شده و در چین ساخته شده و در امریکا فروش میرود و فروشنده آن ممکن است مکزیکی یا فیلیپینی باشد. IKEAفعالیت اقتصادی خود را در سطح جهان از یک فروشگاه کوچک لوازم التحریر در سال ۱۹۵۸ شروع کرد و اینک به مجتمع عظیمی با ۳۰۰ نمایندگی در ۳۷ کشور دنیا تبدیل شده که حجم فروش ۲۲ میلیارد یورویی سالانه آن بیشتر از مبادلات اقتصادی کشور اردن است. از طرف دیگر جهانی شدن در مواردی باعث مرگ اقتصاد شده است. از جمله شرکت بزرگی مثل DELPHI(دلفی) که بزرگترین تامین کننده قطعات صنعتی جنرال موتورز GENERAL MOTORSبود در طی این مسیر ورشکست شد. این نکته نشان می دهد که جهان چندان هم صاف و مسطح نیست. مثلا سنگاپور و کانادا به سرعت و در سطح وسیعی یکپارچه می شوند، در حالی که میانمار و کره شمالی عقب مانده شده اند. از منظر دیگر جهان در مرحله آغازین یک تغییر و تحول بزرگ اقتصادی است؛ چیزی دست نیافتنی تر و پیچیده تر از هر اتحاد و همبستگی در تاریخ بشری فرا راه جهان است.انسان ها و جوامعی که در عین دوستی ناگزیر رقیب یکدیگر هستند. درهمین فرآیند جهانی شدن، نهادهایی نظیر صندوق بین المللی پول، بانک بین المللی بازسازی و توسعه که امروزه به بانک جهانی تغییر نام یافته است و تفاهم نامه “گات” یا سازمان جهانی تجارت ایجاد شد که هر سه جزو بازیگران اصلی اقتصاد نوین جهانی هستند. وظیفه اصلی این نهادها ایجاد قوانین یکسان برای تعامل اقتصادی کشورها با یکدیگر است. اما سئوال اینجاست که در شرایط فعلی مقررات اقتصادی و تجاری ایران تا چه میزان با تحولات جهانی همخوانی و انطباق دارد؟
تغییرات اقلیمی شکی نیست که فعالیت صنعتی انسان باعث تغییر و دگرگونی ترکیب شیمیایی جو زمین شده و در پی آن دمای عمومی جهان گرمتر شده است. در تاثیر و توان گازهای گلخانه ای بر تغییرات اقلیمی هیچ بحث و مجادله ای وجود ندارد. اولین بار در سال ۱۸۲۰ میلادی ریاضی دان فرانسوی (ژوزوف فوریه) دریافت کره زمین با توجه به فاصله آن از خورشید گرم تر از آن است که باید باشد . این مساله نشان داد که گازهای گلخانه ای در جو زمین روبه افزایش هستند. بدون گازهای گلخانه ای متوسط دمای سیّاره ما همانند کره ماه و مریخ با سرمایی معادل ۶۰ درجه فارنهایت (۵ر۱۵ درجه سانتیگراد) کمتر از امروز مثل یک یخچال می شد.طبق محاسبات اولیه که بسیار نزدیک به محاسبات رایانه های پیشرفته امروزی است، ایجاد ۵ درجه سانتی گراد افزایش دمای کره زمین با دو برابر شدن میزان ۲co اتمسفر میّسر خواهد بود. به تناسب راه و روش هائی که انسان برای تولید و پخش گاز کربنیک انتخاب می کند، میزان رها سازی گاز کربنیک در پایان قرن بیستم از ۴۵۰ بهppm 1550 رسید که این تغییرات باعث افزایش دمای کره زمین به میزان حدود ۶ر۰ درجه سانتی گراد شده است. علاوه بر این، داده های بی شمار هواشناسی نشان می دهد که دمای زمین ظرف سالهای اخیر به سرعت رو به افزایش است و این روند مرهون رشد جمعیت جهان و نحوه مصرف منابع طبیعی است. میتوان جهانی را تصور کرد که جمعیت آن بطور مداوم در حال افزایش و منابع و ذخائر طبیعی آن در حال کاهش است. ارتباطات جهانی در حال توسعه است و در عین حال زیستگاه آن به جهت افزایش دمای زمین در حال نابودی است. موقعیت ایران در چنین آیندهای چگونه خواهد بود؟
• معاون امور مجلس مجمع متخصصین ایران و دبیرکل اتحادیه بینالمللی صنایع آسیا و اروپا