نزدیک به دو قرن از تاریخ روزنامهنگاری در ایران میگذرد. در این دوران، روزنامهداران و روزنامهنگاران با فراز و فرودها و چالشهای فراوانی روبهرو بودهاند. رونق کسب و کار روزنامهداری با رونق سیاست عجین شده است. در طول تاریخ مطبوعات کشور چند برش تاریخی که با بیداری و عطش روزافزون مردم برای بیشتر دانستن و فهمیدن توأمان بوده و مطبوعات به یک رشد انفجاری کمی و کیفی از لحاظ تعداد و تیراژ در رشتهها، فعالیتها و حوزههای مختلف رسیدهاند را میتوان برشمرد؛ از جمله دوران مشروطیت که با جانفشانی و پایداری ملتی بزرگ و سترگ بارور گردید، همچنین شهریور 1320 ـ تبعید رضا شاه از ایران ـ و سال 1357 که مردی از تبار ابراهیمیان تبر به دوش پای بر خاک مام میهن نهاد و بشارتی پیامبرگونه برای مبارزه با استبداد و مقابله با زر، زور و تزویر داد. بازگشایی هر ساله نمایشگاه مطبوعات جشن تولدی برای اصحاب رسانه است. صاحبان قلم و اندیشه حاملان دانش و آگاهی، ناشران و منادیان آزادی، مخالفان جهل، ریا و انحراف در این ایام دور هم گرد میآیند تا ویترینی بر چشمان مخاطبان و تشنگان آگاهی و آزادی بگشایند. جلوهگری و طنازی یک رسانه خوب و مردمپسند بیش از اینکه متکی به اصحاب قدرت در حکومت باشد، وابسته به توانایی تیم رسانهای خوب و مخاطبان خویش است؛ هرچند در این زمانه با پایین بودن سرانه مطالعه، روزنامهنگاری و روزنامهنگار بودن و روزنامه داشتن چیزی شبیه معجزه است. دولتها بهجای بنگاهداری و رسانهداری و یا تزریق پول به نشریات همسو و یا راهاندازی رسانه دولتی، بهتر است فضای ارتباطی خویش را با روزنامهنگاران و اصحاب رسانه، برقرار، تقویت و انسجام بخشند. دولت با آزادسازی گردش اطلاعات بیشتر میتواند فضای وفاق و همدلی میان اصحاب رسانه و دولتمردان را بیشتر کند. حکومت ـ اعم از قوای مجریه، مقننه و قضائیه و فرا قوا ـ برای برجستهسازی خویش میتواند از طریق مطبوعات با مردم سخن بگوید. رسانههای دولتی و شبهدولتی سالهاست رقابت، برتریجویی و سلطه خویش را با پولهای بیحساب و بیشمار با مطبوعات مردمی آغاز کردهاند. دولت نیازی به مطبوعات ندارد. دولتها باید یک ارگان اطلاعرسانی در حوزه اداری داشته باشند که امروزه تشکیلات "روابط عمومی" وزارتخانهها، سازمانها، شرکتها و نهادهای عمومی غیردولتی میتوانند این بار بزرگ را بهعنوان نقطه اتصال حکومت با اصحاب رسانه برعهده بگیرند. پس از 200 سال روزنامهنگاری و پذیرش مطبوعات بهعنوان رکن چهارم دموکراسی، همچنان مسئولان ادارات و نهادها با ترس، خوف و فاصلهگذاری با اصحاب رسانه روبهرو میشوند. رفتار دولتها در طول تاریخ با اصحاب رسانه متفاوت بوده است. در دهه گذشته، خصوصاً در چهار سال دوم دولت محمود احمدینژاد و با انتصاب افراد ناسازگار و بدذات در حوزه مطبوعاتی کشور و استانها، ضربه بزرگی به مطبوعات وارد شد. سانسورهای رسمی و دستوری برای اهالی رسانه، غیرقابل باور و تحمل بود. بسیج کردن برخی از قضات شریف دادگاهها برای مقابله با فرزندان این کشور و احضارهای بیدلیل و بیخاصیت، جز جریحهدار ساختن فرزندان فرهنگی، متعهد و انقلابی این کشور بار و ثمری برجای نمیگذارد. تعطیلی مطبوعات ـ علاوه بر بیکاری بسیاری از اهالی رسانه ـ منجر به انقطاع بزرگ فرهنگی در جامعه خواهد شد. امروزه گرچه فشارهای دولت دکتر حسن روحانی کاهش محسوسی یافته است، ولی فشارهای تک مضراب خارج از بدنه دولت، گاه و بیگاه چهرهنمایی میکند. افراط و تفریط ها در حوزه مطبوعات و تندبادهای طرفین، از عوامل مورد تهدید فضای عقلانی کشور است. برخی از رسانهها ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ مصالح ملی کشور را به کناری نهاده و بدون رعایت امنیت ملی و رعایت مصالح کشور، قلم را به اعوجاج میکشانند و از سویی دیگر، برخی از مسئولین و مقامات روحانی و غیرروحانی کشور با تندرویهای بیهوده و عبث خویش، مطبوعاتیها را بهسوی میادین مین سوق میدهند. این دو نگرش، آفت رشد و آگاهی جامعه هستند و به قول استاد فرزانه انقلاب شهید مرتضی مطهری، این دو حرکت همانند حرکت لبه قیچی است که علیرغم حرکت متضاد یکدیگر، نتیجه آن، پاره کردن و بریدن اتحاد و اتفاق و اجماع ملی کشور است که منجر به تعطیلی مطبوعات و زندانی شدن روزنامهنگاران کشور خواهد شد و بهانه و دستاویزی برای بیگانگان و دشمنان مهیا خواهد کرد. بهترین راهکار برای گریز از تندبادهای جریانات و عناصر تندرو، استفاده از ابزارها و راهکارهای قانونی است. تصویب نظام جامع رسانهای، همانند سایر مشاغل، از جمله نظام مهندسی و نظام پزشکی میتواند تمام فعالیتهای حوزه رسانه را ـ از صدر تا ذیل ـ ساماندهی کند و تخلفات صاحبان این حرفه را همانند سایر نظامها در قالب نظام جامع رسانهای رسیدگی نماید. با ایجاد نظام جامع رسانهای و تصویب آن در مجلس شورای اسلامی، امنیت شغلی، رفاهی و صنفی قشر زحمتکش مطبوعاتی تأمین شده و از سویی دیگر، نمایندگان این صنف بهجای قوه قضائیه و دادگاهها، به تخلفات مطبوعاتی رسیدگی خواهند کرد. نوشتن، حق مطبوعات و روزنامهنگاران است؛ مشروط بر آنکه توهین و نشر اکاذیب در آن نباشد و اخلاق حرفهای و رسانهای در آن مراعات گردد. رسانهها نه شمشیر دولتها هستند و نه شمشیر بر روی دولتها و این تصور سخت و هولناک باید در میان دولتمردان و مطبوعات محو و برچیده شود. رسالت مطبوعات، افزایش معلومات عمومی مردم، فرصتسازی برای برخورد اندیشهها بهمنظور ارتقاء سطح فکری جامعه، مبارزه و اطلاعرسانی علیه فساد، اطلاعرسانی به هیأت حاکمه از وضعیت کشور و مردم و النهایه، راستگویی و ترویج اخلاقیات و حقوق شهروندی در جامعه است. در نظامهای استبدادی، رادیو و تلویزیون در خدمت نظام و شخص اول مملکت است، ولی در نظام مردمسالاری دینی، مدیران رسانه و مطبوعات هم نماینده مردم و هم نماینده حاکمیت هستند. رسانه خوب و مطلوب، حرف دل مردم را به گوش دولتیان و حرف دولت و حکومت را به گوش مردم میرساند. رابطه مطبوعات باید یک رابطه متعهدانه بهدور از نفوذ شخص و اشخاص باشد. روزنامهنگاران حرفهای نباید با نفوذپذیری و رفتار غیرحرفهای و غیراخلاقی، رکن چهارم دموکراسی را زیر سئوال ببرند. روزنامهنگاری، حرفهای پویا و پرمخاطره است، زیرا روزنامهنگار، وکالت مردم و جامعه را برعهده دارد. روزنامهنگار همانند یک قاضی جنایی و پزشک قانونی است که باید رازهای نامعلوم و نامکشوف محیط جامعه را کشف و پردهبرداری کند. روزنامهنگار پلیسی شبانهروزی است که یا دائم سر کار است و یا بر سر دار. روزنامهنگار باید زیاد بخواند و با عشق بخواند. انسان محصول رنج است. برای رسیدن به قله همانند یک کوهنورد باید پا و دست زخمی شود. رنج بردن یک زجر نیست، بلکه فضیلت است تا به سرمستی رسید. کارکنان و مسئولان رسانه همانند مسئولان و کارکنان دولت، مجلس و قوه قضائیه هستند و اعتبار این قوه چهارم همانند سایر قواست و تفکیک وظایف و مسئولیت آنان هیچ توفیری با دیگر قوا ندارد. همه قوا به این قوه غیررسمی نیاز دارند. در کنار همه مأموریتها و سفرهای داخلی و خارجی، در کنار مسئولان سه قوه، قوه رسانهای چهره به چهره و در کنار این رؤسا قرار دارد و مسئولان سه قوه خود را بینیاز از این قوه نمیبینند. در مصاحبههای مطبوعاتی و نشستهای بزرگ بینالمللی، کلام زشت و زیبای رؤسای کشورها از سوی این قوه، مدیریت، هدایت و آشکار میشود. قوه رسانهای در جهان امروز دیگر صغیر نیست و نیاز به قیمومیت ندارد. در دنیای امروز میشود یک روزنامهنگار را حتی زندانی کرد، اما یک زندانی را نمیتوان از حق گفتن و نوشتن محدود کرد. بیستمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها بر اهالی رسانه مبارک باد.