سواحل شمالی در اولین فرصتی که به شهروندان تهرانی و شهرهای اطراف دست دهد، لبریز از گردشگرانی میشود که از گرما و شلوغی شهر خودشان فرار کردهاند؛ به خیال دست یافتن به آرامشی که نهتنها بهدست نمیآید، بلکه گردشگران را مجبور میکند در سواحل شلوغ، بهدنبال کنج خلوتی بگردند که پیدا نمیشود. در همین تعطیلات اخیر ـ بدون احتساب مسافران چادرخواب و اقامتکنندگان در خانههای استیجاری غیرمجاز ـ سه میلیون و 859 هزار و 487 نفر ـ شب اقامت، در استان مازندران ثبت شده است؛ استانی که مقصد اصلی گردشگران ساحلی است و سالانه یکی از اصلیترین مقاصد گردشگران داخلی محسوب میشود. گرچه آمارهای اخیر نشان از آن دارد که گردشگران، مقاصد جدیدتر را نیز در برنامه سفرهای خود گنجاندهاند، اما این موضوع از انبوه مسافران شهرهای شمالی و سواحل دریای کاسپین نکاسته است.
حالا باید پرسید آیا زیرساختهای لازم برای پذیرش این حجم از گردشگر که تقریباً به مخاطب ثابت سواحل تبدیل شدهاند، فراهم است و آیا گردشگری در مناطقی به این شکنندگی و آسیبپذیری، امکان پایداری خواهد داشت یا اینکه بهزودی شاهد از بین رفتن زیباییها و جذابیتهای شمال کشور خواهیم بود و عدم برنامهریزی صحیح، تهدید خود را برای از بین بردن این جاذبههای طبیعی عملی خواهد کرد؟ آیا گردشگران از خدماتی که دریافت میکنند راضی هستند یا کیفیت پایین این خدمات هر روز آنها را ناراضیتر از دیروز میکند؟
برنامهریزان گردشگری با مشخص کردن سطح بهخصوص هر شاخص در مقصد یا محل گردشگری، میتوانند برای تعیین و کاربرد معیارهای مطلوب، برنامهریزی و اقدام کنند. یکی از مهمترین روشهای ارزیابی کیفیت گردشگری، سنجش میزان رضایتمندی محیط از سوی گردشگر است. در برنامهریزی برای نواحی ساحلی در شهرها، باید اهدافی نظیر توسعه پایدار شهری و حفاظت از محیط طبیعی مورد توجه واقع شود. این اهداف، توسعه پایدار گردشگری و بهتبع آن، رونق و شکوفایی اقتصادی شهر و منطقه را بهدنبال خواهد داشت.
در این میان، اصلاح ضوابط مرتبط با نواحی گردشگری با هدف ارتقاء کیفیت گردشگری، بهبود شبکه رفت و آمد، کاهش آلودگیها، خصوصاً آلودگی آب و خاک، همچنین اصلاح ضوابط مربوط به بازدید از اماکن و مکانهای جذاب با تدوین سیاستها و خط مشیهای مدبرانه و هماهنگ با مقتضیات زمان، زمینههای بهبود گردشگری را فراهم میسازد. بهبود چهره ظاهری و تصویر شهر در دید گردشگران و تقویت جاذبههای فرهنگی، از دیگر زمینههای مورد توجه است.
گردشگران ساحلی؛ راضی یا ناراضی؟!
نتایج بهدست آمده از یک پژوهش در دانشگاه علم و صنعت که بهصورت موردی تحلیلی روی شاخصهای کیفی سواحل شهر رامسر انجام داده است، نشان میدهد که محیط گردشگری ساحلی بر پایه ادراک گردشگران بهصورت عوامل مشخصی قابل شناسایی است. بر اساس این تحقیق، ارتباط معناداری میان میزان رضایت از محیط گردشگری ساحلی و این عوامل وجود دارد. بعضی از این شاخصها، در ردیف پراهمیتترین ویژگیهای کیفی برای محیطهای ساحلی هستند. در مطالعات انجام شده شاخصهایی نظیر آب و خاک پاکیزه، دسترسی مناسب و وجود امکانات و خدمات بهعنوان مهمترین عوامل کیفی برای محیطهای ساحلی تعیین شده بودند که در مورد سواحل شهر رامسر این شرایط نامطلوب ارزیابی شده است.
از سوی دیگر، نتایج مشاهدههای پژوهشگران درخصوص کیفیت محیطی شهر رامسر و نواحی ساحلی مجاور آن، بیانگر این موضوع بوده که تفاوت فاحشی میان این فضاها وجود دارد و کیفیت سواحل در بسیاری از شاخصها پایینتر از سایر مکانهای این شهر است. در مصاحبههای انجام شده این پژوهش، اکثر گردشگران ساحلی به این موضوع اشاره داشتهاند و کیفیت پایین محیط ساحلی شهر رامسر را در نبود برنامهریزی و توجه مسئولان مربوطه میدانستند.
کارشناسان معتقدند که برنامهریزی برای ارتقاء کیفیت نواحی ساحلی باید با برنامهریزی شهری هماهنگ باشد و کیفیت فضاها در نواحی ساحلی به گونهای باشد که انطباق لازم را با توقعات استفادهکنندگان از محیط داشته باشد. توجه به کیفیتهای محیطی و خدمات شهری برای نواحی ساحلی و همچنین فراهمسازی امکانات و تأسیسات زیربنایی برای سواحل شهر رامسر، از اولویتهای آنان جهت توجه و اقدام بهشمار میرود. برای مثال همین پژوهش تصریح میکند با وجود اینکه اکثر گردشگران از پاکیزگی محیط ساحلی شدیداً ابراز نارضایتی میکردند، اما وضعیت شهر رامسر را از این لحاظ مطلوب میدانستند. این موضوع در مورد سایر کیفیتهای محیطی نیز تا حدودی مورد توافق آنان بوده است.
پژوهشی دیگر که بهصورت موردی شهرستان نور و توسعه گردشگری در آن را مورد بررسی قرار داده است، نشان میدهد که مؤلفه مستعد بودن و آماده بودن منطقه برای سرمایهگذاری از نقاط قوت مهم آن محسوب میشود و ارتقاء صنعت گردشگری از طریق استفاده مناسب از ظرفیتها توسط مسئولان مسألهای است که کمترین توجه به آن میشود. بر اساس این مطالعه، نبود برنامهریزی و سرمایهگذاری محلی در این ناحیه در این صنعت، اساسیترین ضعف آن عنوان میشود. در حقیقت فقدان نیازسنجیها و مطالعه روی ظرفیتهای مناطق ساحلی (بهصورت عمومی) از اساسیترین ضعفهایی است که در حوزه مدیریت توریسم این مناطق دیده میشود.
به هر روی عوامل متعددی بر تصمیمگیری گردشگران برای سفر اثر میگذارند و واقعیت این است که نمیتوان گردشگران را از سفر به سواحل و شهرهای شمالی منع کرد. در واقع این پاک کردن صورت مسأله و توپ در زمین مردم انداختن است. درحالی که دبیر ستاد ساماندهی سواحل و تفرجگاههای استان گیلان نیز از نبود متولی مشخص در ساماندهی سواحل گلایه کرده است، لزوم هماهنگی و مدیریت در اینخصوص آشکار میشود.
حالا شاید مسئولان باید روز به روز دغدغه جدیتری برای فراهم کردن بستری مناسب برای برقراری گردشگری پایدار در نوار ساحلی شمال داشته باشند؛ سواحلی که میتواند از مقاصد جدی و مهم برای پذیرش گردشگران خارجی از کشورهای حاشیه خلیج فارس باشد و اگر این سواحل آسیب ببینند، نهتنها سرمایههای طبیعی از دست میروند، بلکه فرصت جذب کشورهای گرمسیر همسایه نیز تحتالشعاع قرار خواهد گرفت.
• روزنامه دنیای اقتصاد، شماره 3263، 15 مرداد 1393