خطرات تخریب و نابودی محیط زیست و لزوم ارائه راهکارهای عملی برای جلوگیری از ایجاد آلودگی زیستمحیطی امری بسیار ضروری است که باید به دغدغه ملی مردم و مسئولان تبدیل شود. منشاء اکثر سهلانگاریهای صورتگرفته زیستمحیطی در ضعف فرهنگ عمومی و نبود اعتبارات و امکانات کافی در حفاظت از محیط زیست است. دریای مازندران، غیر از وجهه هویتی آن، برای بسیاری از مردم ایران خاطرهانگیز است و همواره مورد علاقه بسیاری از ما ایرانیهاست. رفتن به شمال همیشه به شوق دریای زیبای مازندران از لذتبخشترین سفرهای ایرانیها، بهویژه پایتخت نشینان است. اما این اظهار علاقه متأسفانه با نوعی بیمهری شدید به این طبیعت زیبا آمیخته شده است و آلوده شدن این دریاچه توسط مسافران و ساکنان سواحل خزر، روز به روز بیشتر میشود. همانطور که مشاهده میشود، در سالهای اخیر، روند آلودگی دریای مازندران بحرانی است و سلامت مردم را بسیار تهدید میکند. با شروع فصول گرم سال، شهرهای شمالی کشور با افزایش مسافر و گردشگر همراه است و این هجوم مسافر به سواحل دریای مازندران بدون رعایت ابتداییترین اصول حفاظت از محیط زیست نتیجهای جز "فاجعه زیستمحیطی" ندارد. از جمله آلودگیهای دریای خزر، شامل مواد نفتی، سموم کشاورزی، آفتکشها، عناصر سنگین و فاضلاب شهری و خانگی است. با توجه به اینکه ایران در تخلیه فاضلاب انسانی به دریای خزر رتبه اول را دارد، در سواحل مربوط به کشورمان آلودگی فاضلاب شهری و خانگی نقش بسیار مهمی دارد، یا به عبارت دیگر، از آلودگی اصلی دریا به حساب میآید که این آلودگی، به مرحله بسیار خطرناک و نگرانکنندهای رسیده و گونه ماهیان خاویاری و فوک خزری را در معرض انقراض قرار داده است. ۱۱۴ گونه، ۶۳ زیرگونه و ۱۴ نژاد از کمیابترین ماهیان جهانی در دریای مازندران زیست و زادآوری میکنند و این بیانگر اهمیت اکوسیستم دریای مازندران در اقتصاد و محیط زیست است. آلودگی زیستمحیطی دریای مازندران معضلی کاملاً جدی است. بنا بر اعلام سازمان حفاظت محیط زیست، سالانه ۱۲۲ هزار و ۳۵۰ تن آلودگی از کشورهای حاشیه دریای خزر، بهویژه آلودگی ناشی از عملیات اکتشاف و استخراج نفت، محیط این دریا را آلوده کرده و گونههای زیستی این دریا را در معرض خطر جدی قرار داده است. جمعیت ساکن در شهرهای شمالی کشور 7.5 میلیون نفر است که باید به این میزان، حضور میلیونی مسافران را در سواحل دریای مازندران اضافه کرد. بنابراین آلودگی زیستمحیطی که این تعداد جمعیت از طریق فاضلاب منازل مسکونی، هتل آپارتمانها و اماکن تجاری در سواحل ایجاد میکنند، با انتشار بوهای زننده و نامطبوع تهدید جدی برای سواحل این دریا محسوب میشود. بیش از 400 میلیون مترمکعب فاضلاب در شمال کشور تولید میشود که فقط مقدار اندکی از آن تصفیه میشود و اکثر فاضلاب تولیدی بهصورت غیرمستقیم (از طریق رودخانهها) یا بهصورت مستقیم وارد دریای خزر میشود. با توجه به اینکه پژوهشکده سازمان حفاظت محیط زیست از ثبت 400 نوع انگل در دریای خزر خبر میدهد، بنابراین میتوان گفت خطرناکترین عامل تهدیدکننده دریای خزر در سواحل ایران، آلودگی میکروبی است که عامل اصلی آن، تخلیه فاضلابهای انسانی میباشد. این آلودگیهای میکروبی سلامت شناگران را در سواحل دریای خزر مورد تهدید قرار میدهند. آلودگی آب دریا علاوه بر بروز بیماریهای پوستی و قارچی در شناگران، چنانچه فقط مقداری از آب این دریاچه در هنگام شنا کردن بلعیده شود، موجب بروز انواع بیماریهای انگلی و رودهای در آنان میشود. با وجود اختیارات قانونی که مجلس شورای اسلامی در اختیار دولت قرار داده و بر اساس بند (ج) ماده 61 و نیز ماده 63 قانون برنامه چهارم توسعه، که دولت را (از سال 1384) مکلف کرده است: ضمن تأمین اعتبارات لازم، کلیه شبکهها و تأسیسات جمعآوری و تصفیه فاضلاب استانهای شمالی را تکمیل و به مرحله بهرهبرداری برساند و علیرغم وجود مصوبه هیأت دولت مبنی بر تجهیز جوامع بالای 30 هزار نفر به سیستم تصفیه فاضلاب خانگی در برنامه پنج ساله پنجم توسعه، متأسفانه بهدلیل سهلانگاریهای صورتگرفته از سوی سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت نیرو و ... طی سالیان گذشته، تا کنون هیچگونه اقدام مثبتی صورت نگرفته است. با توجه به اینکه یکی از عوامل اصلی آلودگی دریای خزر (تخلیه فاضلابهای تصفیه نشده شهری و خانگی) بهدلیل مجهز نبودن شهرهای ساحلی به سیستم تصفیه فاضلاب است، با اجرای کامل این قوانین، تأسیس تصفیهخانههای شهری در شهرهای شمالی و ممانعت از ورود فاضلابهای تصفیه نشده به دریا، میتواند از چارهاندیشیهایی باشد که مانع تبدیل شدن دریای مازندران به فاضلاب شهرهای شمالی شود. به هر حال برای رهایی از بند چالشها و مشکلات زیستمحیطی به یک عزم ملی، برنامه مدون اصولی و تدبیری کلاننگر نیاز است. در صورتی که امروز پیشگیری نکنیم، فردا دیر خواهد بود و باید هزینههای بسیار هنگفتتری را برای رفع معضلات زیستمحیطی و اجتماعی ناشی از آن هزینه کنیم.