پایگاه خبری تحلیلی لاهیگ با افتخار همراهی بیش از یک دهه در عرصه رسانه های مجازی در استان گیلان      
کد خبر: ۶۴۶۶
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۸

چرا منطقه آزاد انزلی آن‌چنان که باید، موفق نیست؟!

نگاهی ساده به عملکرد سازمان منطقه آزاد تجاری ـ صنعتی انزلی در برنامه‌های کوتاه مدت و بلند مدتش به‌سادگی این دستپاچگی و عدم تمرکز در مدیریت و پیشبرد برنامه‌ها را که ناشی از بازی‌های پشت پرده سیاسیون استانی است، به نمایش می‌گذارد.
اگر بخواهیم فهرستی کوچک از مزایای مناطق آزاد ارائه دهیم، باید به این گزینه‌ها اشاره داشته باشیم: ایجاد اشتغال، تأمین درآمدهای ارزی از طریق ایجاد ارزش افزوده، ارتقاء و توسعه سطح فعالیت‌های تولیدی با جهت‌گیری صادراتی توسط سرمایه‌گذاران خارجی و جذب و به‌کارگیری سرمایه‌های سرگردان داخلی، دستیابی به دانش فنی و تکنولوژی و ارتقاء سطح مهارت‌های کارگری و همچنین مدیریت‌های کارگری و بازرگانی، توسعه ناحیه‌ای و محرومیت‌زدایی و ایجاد یک الگوی کوچک و مناسب با توجه به نیروی کار و توان اقتصادی داخلی همراه با استفاده از مشاغل جنبی ایجاد شده.
به گزارش "لاهیگ" به نقل از "انزلی کلاب"، اما آیا منطقه آزاد انزلی در تحقق و کاربردی شدن این مزایا در استان موفق عمل کرده است؟ آیا تغییرات شگرفی در اقتصاد و وضعیت معیشتی مردم منطقه و گیلان روی داده است؟ آیا با توجه به جایگاه رفیع و استراتژیک این منطقه که به‌سادگی آن را از سایر مناطق متمایز می‌کند، گامی مؤثر در پیشبرد اهداف و حرکت در مسیر سند چشم‌انداز توسعه کشور برداشته شده است؟ اگر نه، مشکل از کجاست؟ چرا مدیرعامل منطقه آزاد انزلی با نهایت همکاری و تعاملش با مسئولان استانی، همواره از کارشکنی‌ها به‌صورت سربسته گلایه داشت؟!
حقیقت آن است که منطقه آزاد انزلی با توجه به موقعیت استراتژیکش چندان هم موفق نبوده است. تبدیل این منطقه به یک مکان گردشگری داخلی و استانی، کوچکترین دستاورد برای یک منطقه ساحلی نزدیک به دو شهر بزرگ استان (رشت و انزلی) محسوب می‌شود.
اما این‌که چرا منطقه آزاد انزلی عملکرد آن‌چنان چشمگیر و موفقی نداشته را در مرحله نخست باید در بین مسئولان و سیاسیون استان گیلان جست‌وجو کرد؛ جایی که این امتیاز (منطقه آزاد تجاری ـ صنعتی) واگذار شده و به تصویب رسیده از سوی مجلس شورای اسلامی به استان گیلان، علی‌رغم اقرار یکایک مسئولان سیاسی استان درخصوص اهمیت آن، تنها به بازیچه اهداف فعالان سیاسی استان تبدیل شده است.
نگاهی ساده به عملکرد سازمان منطقه آزاد تجاری ـ صنعتی انزلی در برنامه‌های کوتاه مدت و بلند مدتش به‌سادگی این دستپاچگی و عدم تمرکز در مدیریت و پیشبرد برنامه‌ها را که ناشی از بازی‌های پشت پرده سیاسیون استانی است، به نمایش می‌گذارد.
تأسیس بندرگاه کاسپین فارغ از تمام مشکلات اکولوژیکی که می‌تواند بر محیط زیست منطقه داشته باشد (از جمله کم شدن عمق تالاب)، یکی از همین اقدامات است؛ جایی که با طرح توسعه بندرگاه انزلی (که خود از اراضی منطقه آزاد محسوب می‌شود) و چند برابر شدن ظرفیت آن، نیاز به پیاده‌سازی طرح‌هایی از این دست را هرگز عقلانی نشان نمی‌دهد، اما به منظور تحقق اهداف سیاسیون حزبی استان که آن‌هم به منظور "تسلط بیشتر بر سرمایه‌های منطقه" صورت می‌پذیرد، سازمان منطقه آزاد انزلی باید دستخوش بازی‌هایی از این دست شود؛ بازی قدرتی که دودش تنها به چشم مردم مظلوم گیلان رفته و در عمل دستاوردی برای استان محسوب نمی‌شود و جالب این‌جاست که این اتفاق در زمانی صورت می‌پذیرد که بحث کسادی بندرگاه انزلی نیز از مباحث داغ رسانه‌ها و اهالی شهر بندر انزلی است و شنیدن صدای بوق کشتی‌های پهلو گرفته در بندر انزلی، خود علامتی بر کندی حرکت چرخ دنده‌های اقتصادی را اعلام می‌کند.
این یعنی نزد برخی از سیاسیون گیلان عقل و منطق و نگاه استانی حکمفرما نیست. گویی نمایندگان هر شهرستان و هر حزب در استان چوبی به دست گرفته و لای چرخ‌های اقتصادی استان می‌کند. تأخیر در پیاده‌سازی برخی طرح‌ها در منطقه آزاد از یک‌سو با سنگ‌اندازی‌های استانی و دستپاچگی برای پیاده‌سازی برخی دیگر از طرح‌ها از سوی دیگر، بیان‌گر عمق فاجعه در نحوه مدیریت منطقه آزاد انزلی و روابط سیاسیون استان با یکدیگر است.
حال باید دید با توجه به احداث بندرگاه خصوصی آستارا و توسعه بندرگاه انزلی، کسانی که در پشت پرده از طرح تأسیس این بندرگاه حمایت می‌کردند و چشم خود را بر سایر ضعف‌ها، تبعیض‌ها، استخدام‌های غیرقانونی و بسیاری از موارد در جریان در این منطقه بسته بودند، چه پاسخی برای دورریخت سرمایه 60 میلیارد تومانی از حق مردم استان گیلان که باید صرف توسعه و فراهم ساختن زیرساخت‌ها در این منطقه می‌شد، خواهند داشت؟ طرحی که به سادگی توسط هر عقل سالمی با توجه به شرایط کشور هرگز در اولویت‌های توسعه این منطقه قرار نمی‌گرفت و نمی‌گیرد!
گویی فقر، بیکاری، اعتیاد و مشکلات بی‌شماری که اهالی گیلان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، ارتباطی به سیاسیون استان نداشته و ندارد و همواره سرنوشت مردم گیلان باید بازیچه قدرت‌طلبی سیاسیون استان باشد. درحالی که اگر واقعاً تلاش بر توسعه گیلان و سپس رضای خدا ملاک فعالیت این عزیزان باشد، چه طرحی حیاتی‌تر از راه آهن قزوین ـ رشت ـ بندر انزلی؟ طرحی که اگر به سرانجام برسد، بندرگاه کاسپین و بندرگاه خصوصی آستارا نیز نمی‌توانند جوابگوی آن باشند و مطمئناً با همدلی مسئولان استان باید در آینده برای بسیاری از نقاط نوار ساحلی گیلان بندرگاه تأسیس شود.
نباید فراموش کرد که همه ساله بسیاری از جوانان این استان برای کار عازم شهرهای دیگر، به‌خصوص جنوب کشور می‌شوند که این خود نشان‌دهنده ناتوانی مسئولان استان در بهره‌گیری از موقعیت‌های موجود در استان است. وقتی اتصال کریدور شمال به جنوب ایران و البته اتصال آن به گیلان، این منطقه را به شاهراه حیاتی ترانزیت منطقه بدل خواهد کرد، گویی مسئولان این استان علاقه‌مندند که هر از گاهی از استان کوچکی نظیر گیلان سروصدای عده‌ای برای درخواست جدا شدن برآید و ده‌ها نقشه پیشنهادی از این استان برای تشکیل استان جدید سر برآورد! واقعاً چرا و به چه دلیل؟
به‌راستی اگر نماینده‌های این استان همگی یک‌رنگ و یک‌دل به‌دنبال گرفتن حق و حقوق اهالی این استان بودند، چه می‌شد؟ واقعاً اگر در کنار پیگیری مسائل و مشکلات شهرستان خود، نگاه استانی را در مجلس شورای اسلامی به‌دست فراموشی نمی‌سپردند، آیا در آن‌صورت باز هم وضعیت این استان این‌گونه بود؟ خاکی که وجب به وجب آن به‌راستی طلاست و بسیاری از ظرفیت‌های آن نیز تا کنون مغفول مانده است، به‌راستی شایسته وضعیت کنونی است؟!
امید است در دولت جدید با انتخاب شایسته‌سالارانه مدیران دولتی، به‌خصوص در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی، برای رشد و توسعه و راهبردی شدن این مناطق در اقتصاد ایران گام برداشته شود.
نظرات بینندگان