انتخابات ۲۴ خرداد معادلات برخی دوستان را برهم زد!
حسین لطفی
24 خرداد 1392 نه به جهت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، بلکه بهخاطر حضور یکپارچه و خلق حماسه دیگری از ملت ایران، یکی از روزهای بهیاد ماندنی نظام اسلامی است. مردمی که تا قبل از روز رأیگیری، ساکت و ساکن بودند و این امر شاید موجبات نگرانی دلسوزان و دوستان نظام را فراهم کرده بود که مبادا انتخابات با استقبال عمومی مواجه نشود و میرفت خوشحالی دشمنان انقلاب را فراهم نماید، ناگهان مردم ایران از نخستین ساعات بامداد روز جمعه در پاسخ به ندای رهبر خود قبل از باز شدن حوزههای رأیگیری چنان هجومی به سمت صندوقها بردند که در پایان روز علیرغم تمدید چند ساعته زمان انتخابات، صفهای طولانی در پشت درهای بسته رأیگیری همچنان ادامه داشت و این استقبال بینظیر دوستان را خوشحال و دشمنان را که تمام تلاش خود را در جهت دلسرد کردن مردم معطوف نموده بود، ناامید کرد و سرانجام پس از انتخابات، رسانههای استعماری و معاند و ... که روزها در تلاش ناامید کردن ملت ایران وقت و هزینه صرف نموده بودند، با اعتراف به حماسه مردم بزرگ ایران در مقابل اتحاد، همبستگی و نفوذ رهبری سر تعظیم فرود آوردند. صرفنظر از تأثیر این حماسه در موقعیت بینالمللی ایران که بحث آن باید به وقتی دیگر موکول شود، این حماسه چند پیام برای دوست و دشمن به همراه داشت که جهت عبرت آیندگان نیازمند توجه حتمی است. متأسفانه با گذشت 34 سال از عمر انقلاب، نهتنها دشمنان، بلکه برخی از دوستان و گروههای همسو نیز نتوانستهاند مردم ایران را بشناسند تا بر اساس شناخت خود، برنامهریزی نمایند. این حرکت نشان داد که مردم در تبعیت از رهبری غیرقابل پیشبینی هستند و هیچ گروه و کشوری نمیتواند برای این ملت نسخه از قبل نوشته شده بپیچد؛ زیرا حماسه 24 خرداد 1392 به وضوح نشان داد: 1- دوستانی که خود را دلسوز و وارث انقلاب میدانستند و در پیله تصورات ناصواب خود محصور شده و برای خود حق تعیین تکلیف برای دیگران قائل بودند، با خودشیفتگی برای مردم نسخه مینوشتند و فرمان صادر میکردند، دیدیم چگونه مردم به همه اینها یک "نه" بزرگ گفت! حضرات فراموش کردند که همه مردم ایران دلسوز و وارث انقلاباند و تمام اقشار ـ چه طرفداران نظام، چه حامیان انقلاب و چه دوستداران ایرانیت ـ هیچ قیمومیتی را جز رهبری نمیپذیرند و تا کنون نیز به اثبات رساندند که هر وقت رهبری بخواهد، با تمام وجود در صحنه حاضر خواهند شد و حمایت بی چون و چرای خود را به منصه نمایش خواهند گذاشت؛ کمااینکه تا کنون چنین بوده و انشاء الله در آینده نیز چنان خواهد بود. 2- مردم ما بهترین قضاتی هستند که در مورد عملکرد افراد و گروهها قضاوت میکنند و در زمان مناسب اقدام به واکنش میکنند که این نیز باعث بهت دوست و دشمن است. 3- حضرات دوستان علیرغم مشاهده حضور یکپارچه مردم ـ با ظواهر مختلف ـ و شعار واحد در مناسبتهای مختلف، از جمله 22 بهمن سال گذشته، معالوصف قیممآبانه بایدها و نبایدهایی را برای آنان تعریف و ابلاغ نمودند که خوشبختانه مطلقاً مورد توجه عمومی قرار نگرفت؛ باشد که "فاعتبروا یا اولی الابصار" باشد. به عنوان مثال: در استان گیلان عدهای معدود و محدود تا آنجا برای خود حق قائل بودند که در سایه امن نظام، تشکیلات آنچنانی برای خود ایجاد نموده و با کمال تأسف تا کنون نیز توانستند با استفاده از رأفت اسلامی در ادارات نیروهایی بگمارند و هوادارانی برای خود دست و در بعضی از کاندیداهای مجلس و شوراهای اسلامی این باور را القاء نمودند که قبل از هر اقدام باید نظر آنان را جلب و برای جلب هواداران این گروه اقدام به امضای "میثاقنامه" نمایند. حالا این به چه معنی است؟ آیا حکومت در حکومت است؛ ما که نتوانستیم سر در بیاوریم، بماناد! همین ظاهر الصلاحها با نیروهای مشخص و تشکیل گروههای مختلف، مقاصد سیاسی و قدرتطلبی خود را به گمان اینکه مورد قبول عامه است، در بوق و کرنا کردند که ما اینیم و شما نیز باید آن باشید. جالب است که همین بابصیرتهای قدرتطلب(!) در انتخابات ریاست جمهوری با پرچم فلان کاندیدا برای بهمان کاندیدا دور افتخار زدند و کردند آنچه نباید میکردند که امروز باید بهخاطر عمل ناصوابشان زرد رویی ببرند! اگرچه با توجه به گذشته، ماهیت سیاسی اینان بسیار منعطف و چرخشپذیر است؛ کمااینکه از همین روزهای آغازین، نشانههای چرخش آنان از مسجد قدس رشت آشکار و کاندیدای منفور و مغضوب خودشان را مورد قبول معرفی کردهاند! یقیناً دو فردای دیگر اگر بتوانند عکسهایشان را امحاء نمایند، ممکن است خودشان را حامی و فدایی کاندیدای پیروز معرفی نمایند. از انتخابات ریاست جمهوری که بگذریم، در انتخابات شوراها نیز همین افراد با زیرگروههای خود برای حفظ قدرت با خود بزرگ بینی، نهتنها لیستها دادند، بلکه برای یکی از سرلیستهای خود شجرهنامهها جعل کردند که "مردان مرد!" است و "متدین، انقلابی و بااستعداد و منشاء خیر در هر عرصه" است و "مدیر و مدبر" است و خواستند نظرات خود را به مردم القاء نمایند که به لطف خدا نشد! حضرات در شرایطی برای سرلیست خود مدیحهسرایی نمودند که قادر نبودند برای حفظ وی، هواداران نداشته خود را بسیج نمایند که اگر هر کدام از این سه نفر فقط پنج هزار نفر از هواداران خود را وارد عرصه مینمودند، این "مردان مرد" بهجای حدود 1900 رأی، باید در ردیف دوم و سوم برگزیدگان شورا قرار میگرفت و این برنامه حاکی از آن است که حضرات علیرغم فقدان جایگاه مردمی، همچنان در تلاش تظاهر به مدیریت جامعه و جعل پایگاه هستند! حتماً در آینده نهچندان دور همانطوری که برای کاندیدای ناکام مجلسشان، دلایل رسانهای تراشیدند که "چرا فلانی و فلانی رأی نیاوردند"، برای این بنده خدا که با طناب پوسیدهشان به داخل چاه سقوط کرد، مرثیهسرایی خواهند کرد.ر با توجه به آمار اعضای خانواده و اقوام و دوستان سرلیست مورد نظر، این سه بزرگمرد نمیخواهند بپذیرند که تمام عده و عده آنان در مرکز استان از مرز 1500 نفر تجاوز نمیکند و این رقم به مراتب کمتر از هواداران یکصد و بیست و پنجمین کاندیدای شورای اسلامی شهر رشت میباشد!!! با همه بیاحترامی این گروه نسبت به شعور عمومی، انتخابات 24 خرداد آزمون خوبی برای این دوستان بیبصیرت بود تا میزان مقبولیت خود در اذهان عمومی را ارزیابی نمایند!؟ جای بسی تأسف است که اینان چنان مقهور قدرتاند که نتوانستند ارزیابی درستی از اوضاع حاکم و جایگاه خود داشته باشند. از اینرو، علیرغم تلاشهای شبانه روز و صرف انرژی، در هیچیک از دو انتخابات نتوانستند حتی در شهر محل سکونت خود اکثریت آراء را کسب نمایند: 1- در انتخابات ریاست جمهوی تنها در شهر رشت از مجموع حدود 400 هزار رأی مأخوذه، حدود 222 هزار و در استان از مجموع حدود یک میلیون و چهارصد و اند هزار آراء مأخوذه، بیش از 780 هزار رأی به کاندیدای جناح مخالف اختصاص یافت. 2- در انتخابات شوراها نهتنها نشانی از سرلیستهایشان مشاهده نمیشود، بلکه آثاری از امضاء کنندگان میثاقنامه دیده نمیشود تا مرهمی بر دلهای مجروح خود آنان شود و این یعنی بیاعتباری کسانی که به "خود بزرگ بینی" مبتلا هستند و حاضر نیستند جز افراد حلقه خود، کس یا کسان دیگری را ببینند. به هر تقدیر 24 خرداد ضمن به نمایش گذاشتن اتحاد و همدلی ایران اسلامی و حمایت بی چون و چرای آنان از نظام و رهبری در سطح جهان، به اهل سیاست و سیاستزدگان، بهویژه آنانی که قرار است مقدرات مردم را در آینده نزدیک عهدهدار شوند، هشدار میدهد که باید به مردم و عقاید مشروعشان احترام گذاشت و نباید افراد را با مذمت و سندسازی، از گردونه فعالیتهای دولتی و آموزشی خارج کرد و بدون توجه به حق عامه، تنها خود را وارث انقلاب دانست! مطمئن باشند عدم توجه به خواست و اراده بهحق مردم باعث سلب اعتبار آنان در جامعه و مستحق تودهنی بزرگ امت و در نهایت، انزوای سیاسی و اجتماعی خواهد شد. باشد که در راه خدمت از تفرعن و خود بزرگ بینی که باعث هلاکت است، پرهیز شود. انشاء الله