پایگاه خبری تحلیلی لاهیگ با افتخار همراهی بیش از یک دهه در عرصه رسانه های مجازی در استان گیلان      
کد خبر: ۶۲۳۳
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۲۱

انتخابات؛ عرصه نبرد سمبولیک

دکتر مجید استوار
با اتمام انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و پیروزی دکتر حسن روحانی، پرسش مهم بسیاری از ناظران سیاست در جمهوری اسلامی ایران این است که فرد پیروز در چه شرایطی توانست نظر جمهور مردم را به سوی خود جلب نماید و بسیاری از رقبای خود را که از پشتوانه‌های سازمان‌یافته‌ای نیز برخوردار بودند، پشت سر گذارد؟
از دیدگاه این قلم، انتخابات در هر کشوری به‌رغم تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی، از یک ویژگی مشترک برخوردار است و آن، شکل‌گیری عرصه سمبولیک و نقش‌آفرینی توده‌ها در آن است. به سبب شکل‌گیری این میدان منحصر به فرد سیاسی، در انتخابات 2008 آمریکا، باراک اوباما به نماد تغییر و در انتخابات 2012 فرانسه، فرانسوا اولاند به نماد ارزش‌های جمهوری تبدیل می‌شوند.
تبلیغات انتخاباتی در ایران خیلی دیرتر از همیشه آغاز شد و در اندک زمانی، موجب حرکت خاموش جامعه مدنی ایران به سمت حمایت از کاندیداتوری روحانی شد. شاید در ارزیابی ابتدایی، این واقعه به دوم خرداد 1376 تشبیه گردد، اما به‌نظر می‌رسد این دوره به لحاظ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و آرایش نیروها و سرعت روند تحرک اجتماعی، اساساً متفاوت بود.
مهم‌ترین علت در پیروزی حسن روحانی، نمادین شدن میدان سیاسی انتخابات بود. در میدان انتخابات، رقبای وی هیچ‌کدام نتوانستند نمادی جذاب و حداکثری از خود ارائه کنند. اصلی‌ترین رقبای وی، یعنی سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف فاقد کاراکتر لازم برای نمادسازی مقبول بودند. جلیلی که از ابتدا با نمادهای مبارزه و منازعه پا به میدان گذاشت، از دو نکته غافل ماند. نخست آن‌که، مردم او را به‌عنوان نماد تداوم وضعیت دولت نهم و دهم می‌دانستند و با مشکلات اقتصادی فزاینده، کپی دیگری از محمود احمدی‌نژاد، مورد پذیرش عامه نبود. دوم آن‌که وی فاقد جذابیت‌های لازم کلامی و ... برای اکثریت ایرانیان بود. انتخابات میدانی است که جذابیت‌های زبانی و بدنی در جذب توده‌ها تأثیر فراوانی می‌گذارد.
اما دیگر نامزد رقیب، یعنی محمدباقر قالیباف با سابقه کار عملیاتی و اجرایی مقبول در برابر میدان سیاسی انتخابات بسیار ضعیف ظاهر شد. قالیباف از خود نماد مشخصی ارائه نکرد که او را بدان صفت متمایز بشناسند. معلوم نشد که بالاخره وی اصولگرای ناب است یا اصولگرای اصلاح‌طلب؟ معلوم نشد وی منتقد سیاست‌های دولت‌های پیشین است و یا ادامه‌دهنده راه سازندگی به گونه‌ای دیگر؟ معلوم نشد وی سمبل مقاومت و جهاد است و یا نمادی از سازش و گفت‌وگو و کنش فرصت‌طلبانه در عرصه سیاسی؟ به هر صورت وی می‌خواست در وسط خطی حرکت کند که رأی‌های متنوعی را از جریان‌های متفاوت سیاسی نصیب خود سازد، اما غافل از آن‌که، جامعه مدنی ایران از ظرفیتی برخوردار شده که سیاستمداران را در بزنگاه‌های سیاسی به‌دنبال خود می‌کشد. عدم شناخت میدان سیاسی انتخابات سبب شد در نهایت با سخن رقیب پیروز انتخابات، قالیباف به سمبل مدیریت گاز انبری و پادگانی تبدیل شود و سبد رأی خود را از کف دهد.
اما مهم‌تر از همه چیز در میدان سیاسی انتخابات وجود سرمایه‌های زبانی و نمادین است. در این میان، روحانی نخست از ویژگی‌های ظاهری، زبان نافذ و صلابت رفتاری برخوردار بود که به وی ابزارهای لازم برای بازی در میدان سیاست را می‌داد.
به همین سبب در گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما، با نماد "کلید" به‌عنوان نماد حل مشکلات وارد میدان انتخابات شد و در مناظره‌ها سعی کرد با تسلط بر کلام و پیشینه‌ای مثبت، به نقد سیاست‌های دولت‌های نهم و دهم و حامیان تفکر آن بپردازد و به نماد تغییر در میان جامعه تبدیل شود. در ادامه ورود جوانان با نشان‌ها و نمادهای مشخص در شهرها و ایجاد فضایی نمادین، روحانی میدان سیاسی را از آنِ خود کرد و پیروز نبرد سمبولیک شد. وی با بهره‌گیری از سرمایه زبانی و فرهنگی توانست میدان اجتماعی و فرهنگی ایران را نیز تحت تأثیر قرار دهد و با جلب حمایت بزرگان اعتدال و اصلاحات، سرمایه اجتماعی و نمادین لازم را برای کنش سیاسی به‌دست آورد.
اکنون روحانی رئیس جمهور منتخب ایرانیان است. همان‌طور که نمادها ظهور و بروز دارند، دچار فرسایش نیز می‌شوند. بنابراین همت روحانی می‌بایست در عمل به وعده‌ها و نمادهایی باشد که مردم نسبت به آن علاقه نشان دادند و در حفاظت از آن، در چارچوب جمهوری اسلامی تلاش نماید. اگر کلید روحانی نماد حل مشکلات موجود در جامعه ایرانی باشد، باید دید کلیدساز دولت یازدهم چگونه خواهد توانست همراه با حفظ مقبولیت، به حل مشکلات متعدد و تعامل با نیروهای سیاسی و ارکان نظام مبادرت نماید؟

• عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
و نویسنده کتاب "انقلاب اسلامی و نبرد نمادها"

نظرات بینندگان