پایگاه خبری تحلیلی لاهیگ با افتخار همراهی بیش از یک دهه در عرصه رسانه های مجازی در استان گیلان      
کد خبر: ۶۲۱۴
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۴

رأی ندادن اعتراض نیست

جامعه خبری تحلیلی الف
حضور پای صندوق رأی فقط انتخاب یک نامزد نیست. رأی دادن یک پیام روشن دارد و آن این‌که نسبت به سرنوشت خود مسئولیت داریم، از حق و حقوق خود نمی‌گذریم، نسبت به وضع موجود معترضیم و برای تغییر پای صندوق رأی آمدیم. شاید مجبور باشیم به یک نامزد حداقلی رأی دهیم، اما از یک گام اصلاح نیز نخواهیم گذشت.
رأی ندادن اعتراض نیست. رأی ندادن تنها یک پیام دارد و آن این‌که نظام به بن‌بست رسیده است و کورسوی امیدی نیز وجود ندارد. کسانی که با اراده رأی نمی‌دهند، دو گروه هستند. دسته اول کسانی که انتخابات را تحریم می‌کنند. این افراد اعتقاد دارند راه اصلاح نظام تنها انقلاب است. حق دارند. بسم الله. انقلاب کنند. اما انقلاب هزینه دارد. باید اهل خون دادن باشند. با اهل تحریم، سخنی جز این نیست.
اما گروه دیگری هستند که رأی ندادن و پای صندوق نرفتن و خانه نشستن در ۲۴ خرداد را اعتراض می‌دانند. نظام را قبول دارند. به اصلاحات نیز امیدوار و تغییرات را هم از درون نهادهای قانونی نظام می‌خواهند، اما نسبت به رفتار برخی مسئولین و برخی سازمان‌ها و گروه‌ها اعتراض دارند و می‌خواهند این اعتراض خود را با رأی ندادن نشان دهند.
این افراد که تعدادشان زیاد نیست، اما قابل ملاحظه است، می‌گویند اگر پای صندوق رأی بیاییم، این حضور ما بر اشکالات نظام مهر تأیید است و باعث می‌شود نظام از حضور ما سوء استفاده کند و با مانور دادن بر مشارکت مردمی، اشکالات خود را بپوشاند. خیلی هم بیراه نمی‌گویند. برخی مسئولین حضور مردم را به نام خود می‌زنند و سال‌هاست به این زرنگی سیاسی خو کرده‌اند. عادت کردند که وقتی مردم پای صندوق رأی می‌آیند، خیال کنند که دل از نقد و اعتراض شستند و مثلاً دیگر به عملکرد شورای نگهبان انتقاد ندارند، از بگیر و ببندهای افراطی و سلیقه‌ای خوشحال‌اند، نسبت به رویه تنگ‌نظرانه سانسور و فیلترینگ حساسیت ندارند، و بدتر این‌که، از رفتار سلیقه‌ای و قیم‌مآبانه اهل قدرت حمایت می‌کنند.
اما راه چاره چیست؟ چرا رأی ندادن اعتراض نیست؟ پیام رأی ندادن حامیان نظام و معتقد به اصلاح چه خواهد بود؟ واقعیت این است که اصلاحات در این نظام تنها به دو روش ممکن است: یا اصلاحات درون نظام و یا خارج آن. شق دوم که منتفی شد.
اما گروه اول؛ روش اول سازوکاری دارد. اصلاحات باید از درون نهادهای رسمی نظام انجام شود. با همین آدم‌هایی که وجود دارند، باید تغییر ایجاد شود. با استفاده از ظرفیت‌های همین قانون باید مشکلات برطرف شود. یعنی با اثرگذاری بر همین دستگاه قضایی، باید مطالبه آزادی بیان و بعد از بیان داشت. باید با اثرگذاری بر همین شورای نگهبان، نماینده خود را به قدرت رساند.
روشن است که با یک برگ رأی اوضاع زیر و رو نمی‌شود. نباید انتظار داشت با یک رأی همه اشکالات نظام یک‌شبه حل شود. یک رأی، آغاز راه است. اما باید این راه را آغاز کرد و رأی دادن مجوز ورود به این مسیر پرتلاطم است. جز این نیز راهی نیست.
آن‌چه مهم است این‌که حرکت جامعه رو به اصلاح و رشد است. هم مطالبات مردم رشد و کمال یافته و هم بدنه قدرت به راه اصلاح، و این‌همه در یک پروسه کاملاً طبیعی درحال شکل‌گیری است و نه پروژه این گروه و آن جریان. حاکمیت در این پروسه به‌صورت خودآگاه و ناخودآگاه درحال اصلاح است.
رأی ندادن اعتراض نیست و هیچ اثری بر تغییر رفتار حاکمان ندارد. رأی ندادن در جامعه ما تنها برای اهل تحریم آورده دارد. برای اعتراض رأی ندهیم، تنها اهل تحریم فیض می‌برند. کسی نمی‌گوید مردم به عملکرد حاکمیت اعتراض داشتند و نیامدند. با فرض این‌که پیام این اعتراض به صاحبان قدرت برسد، به مراتب اثرش کمتر از حضور پای صندوق رأی است.
رأی دادن به نامزد حداقلی معترض به وضع موجود، حتی اگر به قدرت نرسد، پیامی روشن برای حاکمیت دارد. تشکیل یک جبهه اپوزیسیون قانونی در داخل حاکمیت، ظرفیت بزرگ و پرتوانی است.
امروز برای اصلاحات و تغییر باید پای صندوق رأی آمد. راه دیگری نیست و البته باید صبر داشت و اگر لازم بود، تحمل اکثریت و فرهنگ اقلیت نشینی.
در انتها یک جمله باقی می‌ماند و آن این‌که، آن‌چه مهم‌تر از اصلاح قدرت است، ایجاد مطالبه اجتماعی است. تغییر گرایش‌ها و خواسته و تقاضای اجتماعی با قهر با صندوق ممکن نیست. به قدرت هم نرسید، به شبه قدرت خواهید رسید. دولت اپوزیسیون تشکیل می‌شود. کسی که رأی نمی‌دهد تا اعتراض کند، مثل کسی می‌ماند که برای اعتراض به حاکمیت، به جریان معترض به قدرت پشت کند. رأی ندادن، تحریم نظام نیست، تحریم جریان معترض در انتخابات است.
اما برای اصلاح باید جامعه را همراه کرد. همراه کردن جامعه جز از طریق حضور ممکن نیست. باید مطالبه را فریاد زد و رأی دادن، فریاد مطالبه است. مهمترین ایراد جریان نقد قدرت در این سال‌ها، این بوده است که تنها به اصلاح حاکمیت فکر می‌کند. باید رویش را سمت جامعه کند، و این جز از طریق حضور مهیا نخواهد شد. نمی‌شود تنها از حاکمیت، تقاضای اصلاح یک‌طرفه داشت، بی‌آن‌که آحاد جامعه بخواهند. آیا آن‌چه ما اصلاح می‌دانیم را اکثریت جامعه مطالبه می‌کنند؟ آیا اولویت اول آن‌ها محسوب می‌شود؟
باید رأی داد. بعد، از طریق همین نهادهای رسمی نظام، جامعه را همراه کرد تا مطالبه کنند. همزمان از طریق قانون‌گذاری و قدرت اجرایی، اصلاحات را ـ ولو تدریجی و بطئی ـ مطالبه کرد. آن‌گاه می‌توان انتظار داشت که حاکمیت اصلاح را بپذیرد. غیر این یا باید خاموش شد و یا کمر بست برای خون دادن.

www.alef.ir
نظرات بینندگان