فاضل: باید این حرفا رو طلا گرفت. ابراهیمی ای والله! من 18 سال جون کندم، حالا بعد از این مدت دیگه نمیشه با اینهمه واردات جلوی کسی موند. تو رو خدا اطلاعرسانی کنید.
شهروند: جناب آقای ابراهیمی! با عرض خسته نباشید. شما که خود رو پدر چای سبز میدانید، شایسته هست که مانند گذشته به کیفیت محصول خود ارزش بگذارید، نه اینکه بازار داغ چای سبز و سیاه شما باعث شود که کیفیت را قربانی کمیت کنید. چای سبز امسال شما رو به 3 آزمایشگاه دادم، هر سه اذعان داشتند که با چای پارساله اختلاط شده. قصد تخریب رو ندارم، چون شما واقعاً برای این صنعت زحمت کشیدین، ولی کاری نشه که دوباره باعث رکود بشیم!
هیچ کسی به زور چای خارجی نخورده، یعنی به اختیار بین چای خارجی و داخلی، یکی رو انتخاب میکنه که معمولاً هم چای خارجی انتخاب میشه. دلیل این کار چیه؟ بخش بزرگی از بدبختی چای ایرانی بهدلیل سودپرستی کارخانهداران چای است. کسانی که در چرخه تولید نقش اساسی داشته و بیشترین بهره را میبرند، اما با تنزل سطح تولید به بهانههای مختلف، باعث روگردانی اکثر مردم ایران از چای ایرانی شدند. این آقا هم بهجای مقصر جلوه دادن دیگران، همت کند و چای ایرانی تولید کند که باعث تمسخر و توهین نشود.
شهروند عزیز! وقتی چای سال گذشته با چای امسال قاطی شود، یعنی دزدی، یعنی تقلب، یعنی کلاهبرداری و جرم. آن وقت جنابعالی از مسبب این دزدی ممنونید که برای این صنعت زحمت کشیدهاند؟ این زحمت کشیدن است یا سرکیسه کردن مردم و بهرهکشی از چایکاران کمر شکسته و بیپول؟!
پويا: امسال با ورود استاندار به مسأله چاى، تا اندازه زيادى مشكلات حل شد و بهتر هم خواهد شد. سئوال اينجاست كه آقا يا خانم شهروند چاى همه كارخانهها را آزمايش ميكنه يا علاقه به آزمايش چاى كارخانه مذكور داره؟ چون با قيمت يكسرى آزمايش كه حدود ٤٠٠ تا ٥٠٠ هزار تومن هست و هر آزمايشگاهى هم امكانات اين كار رو نداره، اين شخص خيلى بيكار و پولداره!!! ضمناً فكر نكنم سازمان استاندارد و سيب و سلامت و استاندارد آلمان و ... بهراحتى به هر كسى اجازه ثبت علامت بر روى محصول بده!!!
سيدعبدالله ميرحسيني مقدم: با همه كاستيهایي كه در صنعت چاي كشور وجود دارد، بايستي از توليدكنندگان داخلي حمايت كرد.
آقای پویا! اگر کسی فرضاً 500-400 هزار تومان هزینه کند تا بفهمد که چه میخورد، اشتباه است و اگر کسی چای کهنه و نو را قاطی کند و پول پارو کند، درست است؟ وقتی نانوا متخصص تغذیه و لاغری شود، بدتر از اینها را هم خواهیم دید.
شهروند: جناب پویا! گفتن حقیقت همیشه و همیشه تلخ بوده! همانطور که میدانید، چای 2 تا 3 سال اگر در شرایط خوب نگهداری شود، از نظر استاندارد و ... مشکلی ندارد. مشکل موقعی است که چای پارساله بهعنوان چای امساله با قیمت امساله بستهبندی گردد. ضمناً تشخیص چای پارساله در امساله با یک آزمایش کوچک قابل تشخیص است. کارخانههای دیگری نیز اقدام به چنین کاری کردند، ولی با هیچ سایتی مصاحبه نکردند که یک شهروند دلسوز دیگر بیاید و اسم آنها را بگوید! جناب پویای عزیز! ممنونم از حسن توجه شما.
پویا: جناب شهروند! حقیقت کاملاً مشخصه. همیشه هم تلخ نیست. چای امسال و پارسال هم کاملاً قیمتش مشخصه و مردم فرق اون رو میفهمن و قیمتش هم کاملاً مشخصه. من هم از شما ممنونم که بهعنوان شهروند به این مسائل میپردازید. امیدوارم هر کارخانهای این کار رو انجام داده، به حسابش رسیدگی بشه و باهاش برخورد بشه. فکر کنم بحث آقای ابراهیمی چای خارجی بود که با رنگ و اسانس و مواد سمی به خورد مردم میره و ازش لذت میبرن و اینکه از چای ایرانی حمایت بشه.
پویا: و اما آقای بدون نام که میگی نانوا متخصص تغذیه شده! با زحمت و تلاش فراوان به همه چی میشه رسید، ولی دلی میخواد که توش حسادت و کینه نباشه. هر کسی از نزدیک آقای ابراهیمی رو میشناسه، میدونه که زحمات زیادی برای چای کشیده و نتیجه زحمت هم درآمد و پوله. شما هم اگه اینجور زحمت بکشی، مطمئن باش به اونجا میرسی. شما اگه یه مقدار دقت کنی، متوجه چای امساله و پارسال از روی رنگ و طعم میشی و نیازی به اینهمه هزینه و حرص و جوش نداره.
آقای پویا! نانوا میتواند پولدار شود (از چه راهی بماند!) اما نمیتواند بدون تحصیلات آکادمیک و پشتوانه علمی، در حوزه سلامت مردم نسخه بپیچد. با زحمت و تلاش فراوان هم در این خاک نمیتوان به همه چیز رسید! برخی هنرهای دیگر را هم لازم دارد که الحمدالله ما نداریم و خوشحالیم هم که نداریم. شما هم بهجای پرداختن به اصل مطلب، حسرتهای خود را به رخ دیگران نکش! خیلیها هستند که حاضرند گشنه باشند و صفت متقلب را حمل نکنند. ضمناً اگر تفاوت چای امساله و گذشته را نمیدانستیم، قطعاً مشتری چای اربابتان بودیم. ولی مانند بسیاری از مردم لاهیجان نیستیم. اگر هم خیلی مشتاق اثبات کیفیت این "شبه چای سبز" هستی، بسم الله! فقط کاری نکن که نه از تاک نشانی بماند، نه از تاک نشان!
هميشه عاشق اين لاهيجاني بودم و هستم، چون هميشه غريبه پرست هستن... اصلاً هم حاضر نيستند كه از همشهري خودشون حمايت كنند... در تمام خاورميانه، فقط لاهيجانه كه بهخاطر صنعت چاي معروفه، ولي بهجاي اينكه دست به دست همديگر بدين و از توليدات داخلي حمايت كنيد، دارين زيرآب همشهري خودتون رو هم ميزنيد؟ تورو خدا بريد از مازندران، اصفهان، تبريز و شهرهاي ديگه ياد بگيرين كه چهجوري پشت هم ايستادن...
من در مواردي با بعضي از دوستان هم عقيده و موافق هستم و معتقدم كه بايد از صنعت چاي و همه چايكاران عزيز و كارخانهدارها حمايت كرد و باعث پيشرفت روزافزون اين عزيزان زحمتكش شد... ما بايد مانع از فروش باغهاي چاي شويم و اجازه ندهيم بهجاي زمين و بوته چاي، برج يا ساختمان ساخته بشود... به هر حال، ولي همه ما ميدانيم كه آقاي ابراهيمي و برخي ديگر از كارخانهداران با سعي و تلاش فراوان، باعث دوباره چرخيدن صنعت چاي، بعد از مكث چندين ساله شدهاند... و با محصولات خود در ديگر شهرهاي كشور عزيزمان ايران، نام لاهيجان را و عليالخصوص چاي خوش طعم و رنگ لاهيجان را زنده كردند. من بالشخصه با برخي از اين كارخانهدارها در تماس هستم، اما باور بفرماييد در لاهيجان همه در تلاش هستند كه نام چاي ايراني و خصوصاً چاي لاهيجان زنده بماند... و تنها عاملي كه باعث ضرر به اقتصاد ما لاهيجانيها و اين كشاورزان و كارخانهدارها ميشود، همين محصولات بيكيفيت خارجي ميباشد... پس از همه شما دوستان عزيزم خواهشمندم كه حمايت همهجانبه خود را از كشاورزان و باغداران و كارخانهدارها داشته باشيم تا خداي نكرده اينهمه تلاش اين عزيزان زحمتكش هدر نرود و بهجاي توهين به ديگران و به سخره گرفتن آنها، كمي واقعبينانهتر نسبت به اين موضوع نگاه كنيم...
وقتی شهروندی محترمانه انتقاد میکند و بهحق میگوید که چای فلان کارخانه (مانند اکثر قریب به اتفاق کارخانجات چای) مخلوطی از چای کهنه و نو است، باید به او حملهور شد و به بهانه حمایت از چای داخلی ساکت ماند؟ چرا نمیپذیریم که یکی از علل اصلی رویگردانی مردم ایران از چای گیلان، کیفیت خروجی همین کارخانجات چای است؟ از گذشته نباید درس گرفت؟ چای ایرانی با چای خارجی در رقابتی نابرابر قرار دارد و هر روز ضعیفتر از قبل میشود. چارهای جز افزایش کیفیت چای ایرانی برای نجات از این مهلکه نیست. پس کارخانهداران محترم باید انتقاد را به جان بخرند و رعایت کنند، نه اینکه با هوچیگری و مظلومنمایی، تقلب خود را توجیه کنند. ما چای لاهیجان و گیلان را بخشی از هویت خود میدانیم و برای اعتلای آن و بازگشت به جایگاه واقعی آن از برخی متولیان آن نگرانتریم. مافیای چای با تمام قدرتی که دارد، فقط در صورتی شکست خواهد خورد که دانش و سلامت و کیفیت در پروسه چای تزریق شود. هر کسی سهمی دارد و سهم کارخانهداران بیشتر از دیگران است.
پویا: عزیز من! شما داری از روی حسادت و غرضورزی حرف میزنی. شما از چای خارجی حمایت و تعریف میکنی. همه میدونن که اون کارخانه، اولین تولیدکننده چای سبز در ایران هست، بعد شما الآن کارشناس چای سبز شدی؟ همینقدر خبر نداری که اون کارخانه آزمایشگاه مجهز کنترل کیفیت داره که کارمنداش همه تحصیلکرده آکادمیک و دارای پشتوانه علمی هستن و بهطور مستمر هم اداره کل استاندارد ناظر بر کارهای اونهاست؟ دوستان بعد از نوشته شما، جواب شمارو کامل دادن. اونقدر غریبه پرستیم که فقط بلدیم زیرآب همدیگر رو بزنیم. شما که تبلیغات چای خارجی میکنی، ایشالا با همون چایی خوش باشی. ما هم اربابمون خداست و نون دلمون رو میخوریم و افتخار میکنیم به کشاورزان و تولیدکنندگان و زحمتکشای شهر عزیزمون لاهیجان.
پویا جان! گل پسر! داشتن یا نداشتن آزمایشگاه مانع قاطی کردن چای کهنه و نو نمی شود. کاری که در (اون کارخانه) انجام می شود! شما دوست داری این آش رو به هم بزنی، بزن! داشتن آزمایشگاه از سر علاقه کارخانه داران به علم و بهداشت نیست. امری است ضروری که آن هم داستان خودش را دارد. شما اصرار بر این دارید که بهترینید! از خدا می خواهیم که این باشد. اما رسیدن به این آرزو چند شرط دارد: 1- سلامت کار (تقلب یعنی نقض سلامت) 2- احترام به مشتری (با توهین به نقد مشفقانه یعنی این که این را هم ندارید) 3- ادب! (امیدوارم این را کسب کنید. هنوز دیر نیست).
شهروند: پویای عزیز! کسی از چای خارجی دفاع نکرد، چون همون آزمایشگاه هایی که شما حوصله شو نداری، از 5 برند چای خارجی موجود در بازار به جز چای احمد اصل که خوشبختانه به کیلویی پنجاه هزار تومان رسیده که اکثریت جامعه اگه هم بخوان، قدرت خریدشو ندارن، مابقی برندهایی که برای آزمایش دادیم، مخلوطی از رنگ و اسانس شیمیایی به همراه چای بودند. شما که تاب انتقاد رو نداری، چرا جوش میاری؟ برا سلامتیت خوب نیست؛ دوستانه عرض می کنم.
من پسر يكي از همين چايكاران و كشاورزان لاهيجاني هستم كه با خون دل خوردن و زحمت شبانه روزي پدر و مادرم، به بالاترين مراجع علمي رسيدم و خدا رو شكر شغل بسيار مهم و حساسي در كشور دارم... اما باور بفرماييد وقتي كه همراه خانواده براي مسافرت به لاهيجان ميام، همه مديرهاي ارشد و كارمندان سازمان ما، از من خواهش مي كنند كه براشون چاي سبز رفاه رو از لاهيجان بيارم. باور كنيد قصد تبليغ ندارم و كاملاً بدون ريا صحبت مي كنم. من حتي صاحب اين كارخانه رو هم نمي شناسم، ولي در تهران خيلي اين چاي رو قبول دارن و يه جورايي، چاي سبز كيميا شده... برعكس سال هاي گذشته كه كسي از چاي لاهيجان نامي نمي برد و چاي سبز بي كيفيت چين بازار رو به دست گرفته بود، ولي الآن همه ايران، لاهيجان رو به خاطر چاي و كلوچه و طبيعت بسيار زيباي شهري اون دوست دارند... من از همين جا دست همه كشاورزان و توليدكننده ها و شهرداري رو مي بوسم و آرزوي موفقيت روزافزون رو براي همه همشهريام دارم...
آقایی که به بالاترین مراجع علمی رسیدهاید! اگر تعریف شما از این چای مثل تعریفتان از خودتان باشد، چارهای جز پوزخند نداریم! برادر عزیز! تا امروز این جمله که "من به بالاترین مراجع علمی رسیدهام!" را از گزافهگوترین آدمها هم نشنیده بودیم! فروتنی چیز خوبی است. اما اینکه چای سبز در تهران کیمیا شده هم نکته خندهداری است! یعنی اینهمه چای سبز موجود در لاهیجان که امساله و پارسالهاش قاطی میشود، نمیتواند به تهران حمل شود تا سیل مشتاقان به مرادشان برسند؟ جملات "بدون ریای"! شما واقعاً جالبه! مارو بینصیب نگذارید استاد والا!
شهروند: دوست عزیز! مدیر ارشد گرامی! فرزند چایکار زحمتکش دوست داشتنی! تهرانیها اگه چایشناس بودن، یک عمر که هر چیزی رو بهجای چای بخوردشون میدادند، نمیخوردند. حالا هم که میبینید به شما سفارش چای میدن، هوای جیبشونو دارن. چون معمولاً جیب خالی، پز عالی در این قشر جواب میده. چون من چند سالی با این جماعت زندگی کردم و همین باعث شده که حس ناسیونالیستی من فوران کنه. ضمناً چای رفاه به اندازه کافی توی تهران نمایندگی فعال داره و مطمئن باشید اگه شما یک بار چای مظفر، نور جعفری، جم، نیک سادات، سهره لنگرود، معین رودسر، شریعت تنکابن رو آزمایش کنید، دیگه اینقدر بیگدار به آب نمیزنید.
دوست عزيزي كه خيلي در تلاش هستي كه چاي سبز رو تخريب كني و يكسره با دلايل غيرمنطقي، سعي در تخريب اون داري! شما هنوز فرق بين نقد و انتقاد رو نميدوني و با تهمت زدن، الكي داري ادعاي يك شهروند خوب رو درمياري. داداش من! اگه خيلي از اين چاي سبز شاكي هستي، كسي مجبورت نكرده كه اون رو بخري و استفاده بكني. بهقول يكي از دوستان، برو چاي احمد كيلويي 50 هزار توماني رو بخر، اون رو بخور كه هم از محصولات خارجي حمايت كرده باشي و هم خيالت راحت بشه كه يه چاي بدون اسانس خوردي. ديگه اينهمه بحث كردن نداره... ضمناً يه كمك ديگه هم ميتونم بهتون بكنم. اگه واقعاً خيلي پيگير اين موضوع هستين، ميتونيد ازشون شكايت كنيد. خدا رو شكر در كشور اسلامي ما و زير سايه رهبري، هيچ حقي از كسي ضايع نميشه...
دوستان عزيز! لطفاً مطلب بنده رو يكبار ديگر هم بخوانيد. من اگر گفتم كه به مدارج بالاي علمي رسيدم، خداي نكرده منظورم خودخواهي و فخرفروشي نبوده، فقط ميخواستم عرض كنم كه با تلاش شبانهروزي همين پدر و مادر پيرم و عرق جبين آنها و تلاش خودم بهعنوان يك كارگر كشاورززاده به اينجا رسيدم و هرگز قصد جسارت نداشتم. منظور جمله من، مفهوم خواستن، توانستن بود. از طرفي، من در صحبتهاي خودم عرض كردم كه از اين صنعت و شهر خودمان حمايت كنيم و باعث پيشرفت آن بشويم، والا من اگر حس ناسيوناليستي نداشتم، هرگز 30 دقيقه از وقت خودم رو هر روز براي سايت لاهيگ بهكار نميبردم كه بخوام در جريان شهر خودم باشم. به هر حال منظور من كلي بود و نظر شخصي خودم رو بيان كردم. در جواب اون دوست عزيزمون كه نگران هزينه اين خريدها بودند، چند دفعه اول رو بهعنوان سوغات از لاهيجان براي همكاران چاي بردم، ولي از دفعات بعد، با اونها حساب كردم. به هر حال زندگي در تهران به ما آموخت كه نبايد از لحاظ مالي با كسي تعارف داشته باشيم. در ضمن، من چاي اكثر كارخانجات رو امتحان كردم و متأسفانه بهجز تعداد معدودي از كارخانجات ما، بقيه از لحاظ كيفي ضعيف بودند، كه من فكر ميكنم دليل اصلي آنها، قديمي بودن دستگاهها و بهروز رساني نكردن اونهاست كه اميدوارم همه كارخانهها ـ چه از لحاظ كيفي و چه كمي ـ به استاندارد 100 برسند. دوستان عزيزم! هميشه موفق و سربلند باشيد.
کسی نخواست چای سبز را تخریب کند! موضوعی که جان فدایان (اون کارخانه)! قصد فرار از آن را دارند (قاطی کردن چای نو و کهنه است). هنوز چای داخلی بدون تقلب خوشبختانه وجود دارد و نیازی به چای خارجی نیست. قصد ما این بود که دوستان نپندارند این دروغ بزرگ صنعتی را همه باور کردهاند. تاریخ، سرنوشت کسانی که آب در شیر کردهاند را بهتلخی مکرر میکند.
فرق بین نقد و انتقاد چیست جناب؟!!!!! از کمکهای شما ممنون! ترویج چاپلوسی و نان به نرخ روز خوردن از عوارض مصرف چای سبزه یا تولید آن؟!
شهروند: خیلی جالبه! دوست عزیزی که اول و آخر مطلبو میخونی و برا خودت اتهام مصرف چای احمدو بیان میکنی؛ اولاً خدمت جنابعالی عارضم که چای سبز در سراسر دنیا بهعنوان یک دم نوش دارویی استفاده میشه (جهت اطلاع) و حتی مصرف زیاد آن باعث ناراحتی گوارشی میشه. مورد دوم کسی در مورد خریدن و نخریدن صحبت نکرد، چون مطمئن باشید در لاهیجان چای عالی طبیعی زیاده. و مورد سوم اینکه در مورد تولید چای سیاه به روش ارتدوکس مراحل مختلف مهمی وجود داره که باید بهصورت کامل رعایت بشه و کوچکترین خلل در هر مرحله باعث میشه که نتیجه تولید مطلوب نباشه و مهمتر از همه اینکه، برگ سبز به محض جدا شدن از بوته دچار فعل و انفعال میشه و باید در کوتاهترین زمان به کارخانه انتقال پیدا کرده و مراحل چایسازی آن شروع گردد. و نیز خاطرنشان میباشم که ذائقههای مختلف چایهای با طعم مختلف را میطلبد، همانطوری که اکثر هماستانیهای عزیز ما در غرب گیلان چای با طعم سوخته (شکلاتی) را میپسندند، درحالی که همین چای در شرق گیلان بهعنوان چای سوخته طالب آنچنانی ندارد.
شهروند عزیز! نرود میخ آهنین در سنگ! مشخص است که از علاقهمندان و دلسوزان چای داخلی هستید و مانند هر گیلانی باغیرتی امیدوارید که چای سالم و خوش طعم گیلان، میهمان خانههای مردم باشد. اما مخاطب شما در این صفحه که ابوعطا میخواند و آسمان ریسمان میبافد، مدافع چای گیلان نیست. درست است که همین چای و چایکاران خسران دیده گیلانی موجب برکشیدن نوکیسهگان شده و توهمشان را مضاعف کرده، اما همین جماعت کارخانهدار، بزرگترین لگد را به پیکر نحیف چای زدهاند و دست بردار هم نیستند. شما و دیگران هرچه که از سر دلسوزی بگویید، این جماعت که هر نقدی را از زاویه بده بستانهای مالی و رقابتی میبینند، رگ گردن کلفت میکنند و با دهان کف کرده، هرچه که لایق خودشان است، به منتقدان وضعیت امروز چای نثار میکنند. در این فضای تاریک که دیگر "یک چشم" هم پیدا نمیشود، هر کوری که جیبی پرتر دارد، قصد پادشاهی کرده است. شما میدانید و بسیاری دیگر هم میدانند که سرنوشت چای ایرانی تاریک و رو به فناست. آنانی که گلوی چای را در چنگال خود دارند و دایه مهربانتر از مادر شدهاند، قاتلان چای ایرانیاند. کیفیت پایین و تقلب و پروپاگاندای مضحک معجزات پزشکی و زد و بندهای آنچنانی با شعار "ایرانی چای ایرانی بنوش" همخوانی ندارد. نام تولیدکننده بر خود گذاشتهاند و با پیراهن عثمان بر دست هر نقدی را "مچگیری" تصور میکنند. خود را از در معرض نقد قرار گرفتن هم مصون میدانند و فقط مانده که اشاره به تقلب اختلاط چای کهنه و نو را به استکبار جهانی مرتبط کنند. بگذریم! برای شما و همه دوستداران چای سالم و اصیل گیلان آرزوی بهروزی دارم.