پایگاه خبری تحلیلی لاهیگ با افتخار همراهی بیش از یک دهه در عرصه رسانه های مجازی در استان گیلان      
کد خبر: ۵۸۶۶
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۱ - ۲۲:۴۸

سراب تحصیلات تکمیلی در گیلان

آرشاک عابدان
یکی از شاخص‌های میزان توسعه‌یافتگی یک کشور، شاخص توسعه انسانی (Human Development Index :HDI) است. این شاخص، ترکیبی است برای سنجیدن موفقیت در هر کشور، در سه معیار پایه از توسعه انسانی: "زندگی طولانی و سالم"، "دسترسی به دانش و معرفت" و "سطح زندگی مناسب."1
کشور عزیز ما ایران با داشتن شاخص توسعه انسانی برابر 0.707، رتبه 88 ام را در بین 178 کشور جهان در سال 2011 دارا می‌باشد. ایران در رده‌بندی کشورها، بهتر از کشورهایی مانند عراق، مالزی، هند، مقدونیه، موریس، گرجستان، ونزوئلا و پس از کشورهای عربستان سعودی، بوسنی و هرزگوین، قزاقستان و آذربایجان قرار گرفته است. با وجود رتبه 88 ام، اما ایران در گروه کشورهای با توسعه انسانی بالا (High Human Development) دسته‌بندی می‌شود.2 یکی از نکات بسیار جالب در این آمار، رشد قابل توجه کشور ما در طی سال‌های 1980 تا 2010 است که در شکل (1) با جزئیات قابل مشاهده است،3 به‌طوری که پس از سال 2005، شاخص توسعه انسانی ایران از متوسط جهانی بهتر شده است.4 اما همان‌طور که در این نمودار مشاهده می‌شود، خط قرمز رنگ که بیان‌گر میزان درآمد ملی به ازای هر فرد (Gross National Income (GNI) per capita) است، رشد محسوسی نسبت به سایر شاخص‌ها نداشته است، یا به‌عبارت بهتر، ما نتوانستیم به اندازه رشد علمی خود و میزان انگیزه کشور، تولید ثروت داشته باشیم و این امر ممکن است تأثیر مخربی بر آینده این روند داشته باشد.


شکل (1): روند شاخص HDI جمهوری اسلامی ایران 2010-1980

برای روشن‌تر شدن عمق ماجرا، کشور کوچک عمان که در جنوب کشور ما پس از خلیج عمان قرار دارد را مورد بررسی قرار می‌دهیم. عمان با HDI=0.705 پس از ایران در مکان 89 ام این جدول قرار دارد. اما درآمد سرانه در این کشور 22.841$ است، درحالی که همین شاخص برای کشور ما 10.164$ محاسبه شده است.5
حال اگر بخواهیم نگاهی تطبیقی به این آمار به ازای شهر زیبای‌مان لاهیجان (به‌عنوان جزئی از کل ایران) داشته باشیم، به‌روشنی این آمار قابل اثبات است. تعداد زیادی از جوانان این شهر مشغول به تحصیل در دانشگاه و از این بین، درصد بالایی در دوران تحصیلات تکمیلی به‌سر می‌برند و عملاً به تولید پول مشغول نیستند. همانند هر پدیده دیگری، این امر مزایا و البته معایب خود را دارد. علاوه بر رشد سن ازدواج و مشکلات ناشی از آن، توقع این افراد نیز افزایش می‌یابد و دیگر راضی به انجام یک کار معمولی نخواهند بود و هدف اکثر این افراد، تدریس در مراکز دانشگاهی عنوان می‌شود. متأسفانه این امر تأثیر شدیدی روی از بین رفتن کشاورزی استان گیلان و نابود شدن زندگی روستایی و همچنین تولید شهرهای جدید فقط برای ایجاد اداره‌هایی که این افراد بتوانند در آن‌ها مشغول کار شوند داشته است. اما اگر نگاه موشکافانه‌تر به این موضوع داشته باشیم، در خواهیم یافت که شاید یکی از علل اصلی ادامه تحصیل جوانان، نبود کار مناسب با درآمد مکفی در این مقطع باشد و قطعاً جایگاه اجتماعی مناسب مدرس دانشگاه نیز در این امر تأثیرگذار است.
حال اگر نگاهی داشته باشیم به وضعیت اساتید دانشگاه‌ها، متوجه خواهیم شد که متأسفانه اکثر آن‌ها (با توجه به توانایی بالا) ـ به‌غیر از برخی اساتید رشته‌های فنی و مهندسی (بیشتر مرتبط با ساخت و ساز مسکن) و اساتید برخی رشته‌های دیگر، همچون حقوق، حسابداری و ... ـ جز تدریس، توانایی کسب درآمد از رشته‌ خود را ندارند. از یک منظر نیز باید به آن‌ها حق داد؛ چون علاوه بر نبود بستر مناسب، هدف دوره تحصیلات تکمیلی، تحقیق و پژوهش است، نه کار عملی‌ای که نیاز بازار باشد. و نکته دیگر این‌که، با توجه به ساختار جمعیتی کشور، ما در آینده نزدیک نیازی به این حجم اساتید دانشگاه بالقوه درحال تربیت، نخواهیم داشت.
به‌روشنی قابل استنباط است که ما به‌سرعت، نیروهای زیادی تربیت می‌کنیم که به بدتر شدن شاخص درآمد سرانه کمک شایانی می‌کنند و شاید عدم رضایت آن‌ها در آینده، شاخص انگیزه به زندگی و درپی آن، شاخص کلی توسعه انسانی را نیز کاهش دهد. حال چه باید کرد؟
استان ما گیلان، استان فقیری نیست و شهر ما لاهیجان نیز جزء شهرهای ثروتمند این استان دسته‌بندی می‌شود. اگر شما غروب روز پنج‌شنبه یا جمعه، گذری به خیابان شیشه‌گران و محدوده استخر لاهیجان بزنید و فقط قیمت خودروهای درحال تردد را محاسبه کنید، شاید به رقم چند ده میلیارد تومان می‌رسید. با این حال، مراکز تولید درآمد با وضعیت مطلوب که اشتغالزایی مناسب نیز داشته باشند، در این شهر انگشت‌شمارند.
اگر کمی اهل ایران‌گردی باشید، می‌دانید که جغرافیای شهر و استان ما با اکثر نقاط دیگر ایران که دارای دشت‌های وسیع با پوشش نیمه بیابانی و یا کاملاً کوهستانی هستند، متفاوت است و نقشه توسعه مناسب برای آن‌ها قطعاً برای شهر و استان ما مناسب نخواهد بود.
حال اگر ما معتقد هستیم برای توسعه باید همگی تلاش کنیم و نباید فقط چشم‌انتظار دست دولت باشیم، بزرگان و عقلای این شهر و کسانی که دغدغه شهر و استان را دارند و دست‌شان نیز به جایی می‌رسد، به‌جای این‌که در این سایت و آن هفته‌نامه با کلمات غامض به گله و شکایت از وضع موجود بپردازند و یا با نشست و برخاست در مجالس عزا و عروسی و داشتن جلسات شبانه، مدعی نماینده شدن برای این مردم بشوند و بیشتر به فکر درست کردن کلاه از این نمد برای خود باشند، بیایند و دور هم بنشینند تا طرحی نو دراندازند و با آبرو، اعتبار و شبکه خود، این سرمایه‌های رها شده را جمع کنند تا مراکزی اشتغالزا داشته باشیم. اگر ما معتقد به پیشرفت هستیم، برای پیشرفت باید تلاش کرد و یک دست هرگز صدا نخواهد داشت؛ حتی اگر آن دست، دست نحیف جوانی یکه و تنها باشد. پیروز باشید.

منابع
1- http://hdr.undp.org/en/reports/global/hdr2010
2- http://hdr.undp.org/en/statistics
3- http://hdrstats.undp.org/images/explanations/IRN.pdf
4- http://hdrstats.undp.org/en/countries/profiles/IRN.html
5- http://hdr.undp.org/en/statistics/gni
رضا
|
United States of America
|
۱۷:۲۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۴
0
0
رضا: با تشکر از جناب عابدان به‌خاطر متن کوتاه، ولی کامل‌شان. من ساکن رشت و یکی از خوانندگان مطالب سایت شما به‌عنوان یکی از سایت‌های خوب و به‌روز گیلان هستم. همین موارد در رشت هم قابل بررسی است و مثال مشابه شیشه‌گران لاهیجان، همانا گلسار خواهد بود. اما می‌خواهم از نمایی دیگر به مسأله تحصیلات تکمیلی نگاه کنم. بنده کارمند دانشگاه آزاد رشت هستم و به لطف خدا و پشتکار خودم، موفق به ادامه تحصیل و کسب مدرک کارشناسی ارشد شدم و از این طریق چند سالی بود که به‌عنوان کارمند بعد از ظهرها مشغول تدریس در واحد رشت بودم. متأسفانه آقای دکتر سرورالدین رئیس دانشگاه از ترم آینده جلوی تدریس کارکنان را گرفته‌اند و دستور داده‌اند از افراد دیگری به‌جای کارمندان در تدریس استفاده شود و ما تنها می‌توانیم در سایر واحدها تدریس کنیم؛ یعنی بنده و همکاران پس از پایان وقت اداری باید راهی انزلی، لاهیجان یا فومن شویم و ساعتی به تدریس پرداخته و سپس بازگردیم. البته وضعیت ترافیک جاده‌های استان و همین‌طور تردد در فصول پرباران و مشکلات ویژه‌ای که برای خانم‌ها در این‌خصوص به‌وجود می‌آید، بر همگان عیان است. از طرف دیگر شنیده شده تعدادی افراد کم تجربه یا شاغلین سایر ادارات و نهادها که برخی از آن‌ها از هم‌زبانان آقای دکتر سرورالدین هستند، جهت تدریس دروس ما به دانشگاه معرفی شده‌اند. سئوالم این است آیا ما که در این مرکز علمی شاغلیم، نباید به ارتقاء و تدریس فکر کنیم و آیا انگیزه‌ای برای سایر کارمندان در جهت ادامه تحصیل وجود خواهد داشت؟
ناشناس
|
United States of America
|
۱۴:۲۲ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۵
0
0
با سلام و سپاس. عدم کارآیی فارغ‌التحصیلان ناشی از کاربردی نبودن آموزش‌ها در سطح دانشگاه‌هاست و همان‌طور که مستحضرید، عدم ارتباط مناسب بین دروس دانشگاهی و صنایع باعث می‌شود تا فارغ‌التحصیلان برای ورود به بازار کار با مشکلات مختلفی مواجه باشند و نکته بعدی، عدم حمایت دولت است. در همین استان گیلان چند کارخانه یا مجتمع تولیدی سراغ دارید که بتوانند جوانان را جذب نمایند؟ پس جوان متخصص گیلانی باید روانه تهران، اصفهان یا جنوب کشور شود و تخصصش را در نقاطی دیگر به‌کار گیرد.
ناشناس
|
United States of America
|
۰۸:۵۵ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۶
0
0
قابل توجه آقای رضا: بحث منع تدریس کارمندان در واحد محل کارشان فقط منحصر به دانشگاه آزاد واحد رشت نیست و در سطح دانشگاه‌های آزاد استان گیلان و بنا به دستور آقای سرورالدین اجرا شده است!!!
ناشناس
|
United Arab Emirates
|
۱۳:۴۸ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۶
0
0
آقا رضا از نظر آقایان، گیلان قحط الرجال است و هنوز دانشگاه آزاد گیلان رئیس تمام وقت ندارد و کارهای دانشگاه و مسئولینش گرفتار روزمرگی شده‌اند. نمی‌تونن تو یه مرکز علمی یه آدم مناسب بگذارند و فقط به فکر باند و دوست و نزدیکان‌شان هستند. این وسط هم که اصلاً نه به تقاضای هیأت علمی‌ها توجهی میشه و نه کارمندان. گیلان آدم قوی زیاد داره، ولی تنگ‌نظری‌ها سبب میشه از اون‌ها استفاده نکنن. هیچ استانی مثل این‌جا دچار مشکل نیست. البته آقا رضا توو این شرایط که فارغ‌التحصیلان دکتری زیادن، بهتره از اونا استفاده بشه.
ناشناس
|
United Arab Emirates
|
۱۳:۵۴ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۶
0
0
آقا آرشام مقاله کوتاه کاربردی و خوبی بود. امیدواریم همه برای مشکلات راه حل‌های کاربردی بدهند تا فضای بحث و گفت‌وگو و عمل ارتقاء یابد. قابل توجه نقادان محترم که لحاف ملا را گم کرده‌اند.
یک کارمند دانشگاه
|
United States of America
|
۱۵:۵۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۶
0
0
یک کارمند دانشگاه: سابقه جناب سرورالدین بیان‌گر آن است که وی از جمله مدیرانی است که به تنش و ایجاد سر و صدا عادت دارند. به‌عنوان نمونه:
- درگیری در دانشگاه تبریز در زمان ریاست ایشان و جشن و سرور دانشجویان پس از عزل ایشان از پست ریاست دانشگاه
- کتک کاری با یکی از معاونین در زمان خدمت در وزارت کشور
- بروز مشکل در منطقه 13 دانشگاه آزاد (آذربایجان شرقی) در زمان ریاست ایشان در این منطقه
- تنش در آزمون دکتری و اعتراض داوطلبان و در نتیجه برکناری ایشان از سمت ریاست سازمان سنجش که تحت عنوان استعفا مطرح شد
- تحصن دانشجویان پرستاری دانشگاه آزاد رشت و لغو دستور ایشان از طرف سازمان مرکزی دانشگاه ظرف چند ساعت
- اصرار به استفاده از چادر در محیط کار برای کارمندان زن دانشگاه آزاد (این قانون توسط ایشان و فقط برای کارمندان واحدهای دانشگاه آزاد گیلان وضع شده و از نظر ایشان سایر بانوان نظیر دانشجویان و اساتید و همچنین کارکنان دیگر استان‌ها و واحدها مشکلی در زمینه حجاب و عفاف ندارند) که البته در مصاحبه‌شان با رسانه‌ها آن را اختیاری اعلام کرده‌اند...
ناشناس
|
United States of America
|
۱۵:۵۳ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۶
0
0
مدرک گرایی ناشی از وجود افرادی است که مسئولیت‌هایی را با کمترین توان علمی و تنها به‌دلیل داشتن رابطه و مدرک دانشگاهی بالا اشغال نموده‌اند و این امر باعث می‌شود تا سایرین هم به ادامه تحصیل در جهت دستیابی به پست تحریک شوند.
گیلان
|
United States of America
|
۱۷:۰۷ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۶
0
0
الآن هم که قراره آقای رئیس منطقه، همشهری خودش را از واحد لاهیجان بیاره بر رشت حاکم کنه. من از امام جمعه رشت تعجب می‌کنم که چرا با طناب آقای سرورالدین داره وارد چاه میشه! تا دیروز که با استاندار غیربومی مخالف بودید، چطور شد رؤسای مراکز علمی رو به ترک‌ها واگذار کردید؟ الحق که همه سیاسی‌کار شدن! بعد از این‌که دبیر منطقه با حمایت نماینده‌ها رئیس نشد، الآن میخوان از همشهری‌های آقای سرورالدین بیارن!!! دانشجوها و استادان باد هوا!!! این‌جوری دارین دانشگاه را به محل خطرناکی تبدیل می‌کنین؛ توو این شرایط حساس!!!
دانشجوی دانشگاه آزاد
|
United States of America
|
۱۲:۰۹ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۸
0
0
دانشجوی دانشگاه آزاد: این مقاله برام جالبه، چون بنده دانشجوی کارشناسی ارشد شیمی فیزیک دانشگاه لاهیجانم که برای ارتقاء اطلاعات و پیشرفت در محیط کارم به ادامه تحصیل رو آوردم و از قضای روزگار، آقای سرورالدین که در نظرات بهشون اشاره شد استادمونه. باید اعتراف کنم ما از ایشون هیچ چیز تازه‌ای یاد نگرفتیم و انگار ایشون به درس مسلط نیست. وقتی هم با مسئولین صحبت کردیم، گفتن ایشون چون مشغله دارن، فرصت مطالعه ندارن!!! خب درنظر بگیرین هم‌کلاسی‌های من که ممکنه شاغل نباشن، بعد از کلی هزینه و پرداخت شهریه با گذروندن چنین دروسی، آیا حرفی برای ارائه در بازار کار دارن؟ پس میرن سراغ راحت‌ترین کار که تدریسه. البته در مقابل، انصافاً استاد گیاهی تدریس‌شون حرف نداره و سطح علمی‌شون هم بالاست و شأن دانشجویانش رو درنظر میگیره و از ایشون بسیار سپاسگزارم.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۲۴ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۸
0
0
يك تشكر ويژه از دوست خوبم آرشاك عابدان... به‌خاطر اين مقاله بسيار كوتاه، جامع و جالب!!!
امیرحسین فکری
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
0
0
امیرحسین فکری: با تشکر ویژه از آقای عابدان. ضعف مدیریت بیداد می‌کند. می‌خواهیم شبیه غربی‌ها باشیم، اما نمی‌توانیم، چون مدیریت آن‌ها را نداریم.
نظرات بینندگان