احیای آیینهای کهن گیلان نیازمند برنامهریزی هدفمند است
رسوم و خصلتهای فرهنگی گیلانیها با توجه به تعدد قومی و گوناگونی لهجهها بسیار زیاد است که متأسفانه بعضی از آداب و آیینهای مردمی این خطه به مرور درحال فراموشی است.
رسوم و خصلتهای فرهنگی گیلانیها با توجه به تعدد قومی و گوناگونی لهجهها بسیار زیاد است که متأسفانه بعضی از آداب و آیینهای مردمی این خطه به مرور درحال فراموشی است. به گزارش خبرگزاری مهر، احیای این آیینها نیازمند برنامهریزی هدفمند و همچنین تلاش مضاعف و تعامل همهجانبه دارد که باید مسئولان به این مهم توجهی ویژه داشته باشند. گستردگی رسوم و خصلتهای فرهنگی گیلانیها با توجه به تعدد قومی و گوناگونی لهجهها بسیار زیاد است. متأسفانه بعضی از آداب و آیینهای کهن و ماندگار مردمی این خطه به مرور در همهمه زندگی شهری رو به فراموشی و برخی دیگر کمرنگ شده است. از مراسم متداول گیلان در گذشته "آب بازی" بود که امروز کمتر اثری از آن میتوان یافت. این جشن در شرق گیلان و غرب مازندران به " تیرماسیزه" به معنی سیزدهم ماه تیر مشهور شده است.
کتاب "عالم آرای عباسی" مراسم "آبریزان" را با توجه به اینکه در تقویم دیلمی سال 360 روز بود و پنج روز آخر به حساب نمیآمد، با محاسبه ایام "خمسه مسترقه"، یعنی همان پنج روز آخر سال و افزودن آن پس از پایان سه ماه بهار، در روز 13 ماه تیر محاسبه و میافزاید: در میان عجم، یعنی ایرانیها این روز به روز "آب پاشان" معروف است. در این مراسم بزرگ و کوچک، مذکر و مؤنث به کنار دریا میرفتند، آب بازی و به طرب و خرمی میپرداختند و بهراستی مراسمی تماشایی بهوجود میآمد. همچنین از مراسمهای دیگر این روز، "فال گیری" و "لال شوش زنی" است. در این مورد، بزرگ خاندان بر بدن اهل خانه، دامها و نیز به در و دیوار و همه چیز چوب میزد و خاموشی اهل خانه در برابر ضربات ترکه چوب، به باور آنها باعث برکت و رونق اقتصادی و معیشتی آنان میشد. اجرای یک نمایش عروسکی به نام "آینه تکم" از دیگر مراسم قبل از سال نو بود که در نواحی غربی استان گیلان انجام میشد. "تکم چی ها" از آذربایجان به نقاط هشتپر و حتی انزلی و رشت میآمدند و پیامآور رسیدن سال نو و نوروز میشدند. "تکم" عروسکی به شکل بز بود که به دستهای متصل میشد و آن را با پارچهها و منجوقهای رنگی و پر میآراستند و با بالا و پایین بردن دستهای که از میان چوبی سوراخدار میگذشت، آن را به حرکت و جنبش وا میداشتند. در کنار این نمایش، با صدای دو چوب که بههم میخورد و آهنگی شاد را تداعی میکرد، تکم چی ها ترانههایی خوش آهنگ میخواندند. از نمایشهای سنتی گیلان که بیشتر در جشنهایی مثل عروسی، عید نوروز یا در بازارهای هفتگی اجرا میشد، "بند بازی" است. در گیلان به آن "لافند بازی" نیز گفته میشود و مانند همان بند بازی در سیرک است. نمایش بر روی طنابی که از روی دو میله فلزی و چوبی محکم و ضربدری شکل گذشته و در دو طرف مهار شده است، انجام میشود. اصلیترین فرد نمایش "پهلوان" نام دارد که بر روی طنابها با پای برهنه راه میرود و برای تعادل خود چوبی بزرگ به نام لنگر در دست میگیرد. پهلوان با ایستادن داخل تشت یا قابلمه بر روی طناب راه میرود، گاه با دوچرخهای که لاستیک آن را برداشتهاند فواصل دو تیر را میپیماید، قرار دادن صندلی داخل یک سینی و نشستن روی صندلی و حفظ تعادل در همان حالت از جمله عملیات دشوار این افراد است. در پایین طناب، شخصی که لباس مسخرهای پوشیده و به "یالانچی پهلوان" مشهور است، با لودگی و مسخرگی به تقلید از پهلوان میپردازد. نقاره چی و سرنا چی نیز با نواختن آهنگ، تماشاگران را در فضای شاد این نمایش سهیم میسازند.
"کشتی گیله مردی" که امروزه همچنان پای برجاست، یادگار صلابت و دلاوری مردم این خطه است. کشتی "گیله مردی" ریشه در تاریخ دارد. کشتی گیران گیله مرد مراتب خاصی از قبیل تنگوله یا نوچه، پهلوان، سر پهلوان یا میداندار دارند. این کشتی در محوطهای محصور به نام "سیمبر" یا "سبزه میدان" در تابستان، اعیاد و عروسیها انجام میشود. کشتی گیران که شلوارهایی به نام "لاسپار" به پا دارند، با بالاتنه لخت، نخست به حضار احترام میگذارند و سپس با حرکات نمایشی قدرت خویش را به رخ حریفان میکشانند. این حرکات نمایشی "فوزوما" یا "فزّومما" خوانده میشود. پس از رجز خوانی، حریف با کف زدن به او پاسخ میدهد. نبرد نخست با حواله کردن مشتها آغاز و این بخش در موارد بسیار منجر به مجروح شدن و شکستگی استخوان یکی از طرفین میشود. در این کشتی هرگاه دست یکی از طرفین با زمین برخورد کند، بازنده محسوب میشود. جایزه این مسابقات بهصورت غیرنقدی و شامل پارچه، آینه، پیراهن، گوسفند، گاو و ... است. به این جایزه "برم" میگویند. "ورزا جنگ" از رسوم و نمایشهای دیرین گیلان و بعضی از نقاط ایران است. در گیلان به آنها "ورزا" یا "ورزو" گفته میشود. گاوهای جنگی از سوی ملاکان یا روستاییهای مرفه نگهداری و فقط به درد مبارزه و جفتگیری میخورند. این گاوها از شاخهای محکم برخوردارند که وسیله دفاع و حمله آنهاست. کوهان پشت ورزاها به آنها صلابتی میبخشد که هنرمندان سفالگر هزاران سال قبل را به الهام و ساخت شمایل سفالی آنان وا داشته است. ساخت سفالینههای قرمز رنگ ملهم از این گاوهای نر زورمند از مشخصههای هنر باستانی گیلان است. از دیگر آیین و جشنهای این خطه که به مقاطع مختلف زندگی یک فرد از تولد تا مرگ مربوط میشود، شامل مراسم فرزند خواهی و آداب و رسوم تولد، گاز فروشان (دندون فروشان)، ختنه سوران و آیین ازدواج، عقد کنان، حنابندان، گیشه بری و آداب و مراسم سوگواری است. بردن عروس به خانه داماد را به اصطلاح "گیشه بری" میگویند که باهیجانترین قسمت از مراسم عروسی و نقطه اوج این مراسم است. در این هنگام، صدای ساز و نقاره، ترانهخوانی و مبارک باد فضا را آکنده میکند. در مناطق مختلف استان گیلان این مراسم با شیوههای خاصی انجام میگیرد. در شرق گیلان نهالی را که از خانه پدر عروس کندهاند، همراهش میکنند و این نهال را عروس و داماد، با هم در خانه داماد میکارند. در بعضی از روستاهای غرب و شرق استان مادر عروس پای خروسی را که از مادر داماد گرفته با رشتههای رنگین ابریشمین به پای مرغ میبندد و آن مرغ و خروس را با عروس همراه میکنند تا در خانه داماد بند از پای آن برگیرند و در لانهای که آماده کردهاند، جایشان دهند. در خیلی از نقاط گیلان نان و آرد را در سفرهای به کمر عروس میبندند تا با خود خیر و برکت به همراه داشته باشد و به این ترتیب عروس عازم خانه بخت میشود. اما قبل از آنکه پا را از خانه بیرون بگذارد، در هر منطقه بنا به رسم برادر یا دایی عروس جلوی در را میگیرد تا چیزی از عروس بگیرد و به آنچه دریافت کرده "در سری" و در برخی مناطق "ودائیانه" میگویند. در مناطق شرق گیلان، بهویژه روستاهای کوهستانی دیلمان، عروس از هر جوی آب روان که بگذرد، بخشی از مهریه خود را به حضرت فاطمه الزهرا(س) میبخشد و جمع این بخششها را ازمهریه او کم میکنند. در نیمه راه، داماد با دو تن ساقدوش و سلدوش به پیشواز عروس میآید و یک نارنج، پرتقال و سیب یا یک تکه قند به طرف عروس پرتاب میکند که مفهوم برکت خواهی و طلب نیکبختی در آن نهفته است. به هر حال همه آیین و سنتی هستند که از سالهای دیرین در گیلان کهن برگزار میشد، اما با وجود اینهمه زیبایی در این آداب و سنن، متأسفانه بیشتر این رسوم و آداب به ورطه فراموشی و غفلت سپرده شد. یک پژوهشگر و نویسنده گیلانی در اینباره گفت: آداب و رسوم کهن، ارثی گرانقدر و پربهاست که بیاعتنایی به آن میتواند منجر به بیهویتی و سردرگمی آیندگان شود. محمد بشرا در پاسخ به این پرسش که آگاهی و شناخت از آداب و رسوم کهن گیلان چه شناختی از مردم این ناحیه از ایران بهدست میدهد، افزود: وقتی به مطالعه این آداب و رسوم پرداخته میشود، در خواهیم یافت که مردم این سامان تا چه اندازه به رگ و ریشههای فرهنگی و باستانی خود توجه ویژه داشتهاند. وی عنوان کرد: مردم این سامان به فرهنگ و آداب و سنن خود افتخار و بدان وابسته بوده و قرنهای متمادی با آنها زیسته و باور داشتهاند. پژوهشگر و نویسنده گیلانی گفت: در حال حاضر پژوهشگران و محققان وظیفه دارند این آداب و رسوم را از پس پرده فراموشی بهدر آورند و بشناسانند و غباری را که به مرور سالها از خرافه پرستی بر آنها نشسته است، پاک و تقدیم مردم کنند و بگویند که اینها خرافه و گزافه نیستند، بلکه متن حقیقت زندگی هستند. وی همچنین در پاسخ به این سئوال که این مراسمها بهطور خصوصی و کمرنگ از سوی مردم رعایت میشود، برای عمومی کردن و رسمی کردن این مراسمها، نهادهای متولی و سازمانهای شهری چه نقشی میتوانند داشته باشند، یادآور شد: این آداب و رسوم از نظر مردم عمومی و رسمی است، اما متأسفانه بهدلیل پارهای از گسلهایی که به مرور زمان و به دلایل مختلف بهوجود آمده است، نسل تازه که باید تداومبخش این آداب و رسوم باشد، از آنها غافل و کناره گرفته و از اینرو باعث وقفه و فراموشی این گنجینههای کهن شده است. مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گیلان گفت: احیای فرهنگ سنتی و آیینهای قدیمی از راههای اصلی مقابله با تهاجم فرهنگ غربی در جامعه است. امید عزیزی با اشاره به اینکه فرهنگ مردم گیلان بسی کهن است و عمیق و ژرفکاوی در این گستره فرصتی فراخور خود میطلبد، اظهار داشت: هر کشور و هر فرهنگ آداب و رسوم و سنتهای با قدمت تاریخی دارد که از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است. وی گفت: این آداب و سنن بسیار معنا دارند و به بیانی وجه مشترک افراد یک مرز و بوم را تشکیل میدهند. بخشی از این سنتها، هویت ملی یک قوماند و بهوسیله آن در دنیا شناخته میشوند. وی ادامه داد: بسیاری از اعیاد ملی و مذهبی این خطه از ایران با آداب و رسوم خاصی برگزار میشوند. هر کدام از این مراسم و رفتارهای مرتبط با آن فلسفه خاصی دارند که باید احیاء شوند. فرماندار لاهیجان نیز گفت: هویت هر ملتی بزرگترین سرمایه اوست و ملتهایی که هویت واقعی و اصیل خود را حفظ کردهاند، از گزند بسیاری از تهاجمات فرهنگی بیگانگان مصون ماندهاند. محمد آقاجانزاده افزود: فرهنگ نهتنها هنر و ادبیات را دربر میگیرد، بلکه شامل آیینهای زندگی، حقوق اساسی نوع بشر، نظامهای ارزشی، سنتها و باورهاست. وی اظهار داشت: هر جامعه از طریق فرهنگ، خود را از دیگر جوامع متمایز و همواره با انتقال سنتها، ارزشها و اعتقادات به نسل جدید، ضمن حفظ هویت قومی، آن را بازسازی میکند. فرماندار لاهیجان ادامه داد: شناخت فرهنگ عادات و شیوه زندگی هر قوم و تلاش برای حفظ آن در میان نسل جوان از اهمیت ویژهای برخوردار است. بدون شک در تمامی بخشهای استان گیلان، شیوههای متفاوت زندگی، گویشها و لهجههای مختلف، باورها و اعتقادات، مراسم عزاداری و جشنها، موسیقی و بایاتیها، داستانهای جالب و متنوعی وجود دارد که آشنایی آحاد مردم، بهویژه نسل جوان جامعه میتواند ضمن حفظ و نگهداری این گنجینههای فرهنگی، بر غنای آن بیافزاید.