این روزها فضای جهان اسلام بهواسطه ساخت فیلم توهینآمیز به ساحت رسول گرامی اسلام(ص) ملتهب است و نمونه بارز شدیدترین واكنشها، كشته شدن سفیر آمریكا در لیبی به دلیل اعتراض به ساخت این فیلم در آمریكاست. بررسی این چنین رویدادهایی كه دامنه گسترش آن این روزها سراسر جهان را فرا گرفته، گویای این واقعیت است كه طراحان نظم نوین جهانی بازی جدیدی را برای ایجاد بحران در جهان طراحی كردهاند كه نیازمند بازخوانی دوباره سیاستهای اعمالی آنان در سالهای اخیر است. شاید روزی كه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با حكم تاریخی خود، لرزه به جان سلمان رشدی به دلیل انتشار كتاب "آیات شیطانی" انداخت، پیشبینی چنین روزهایی را میكرد تا از منظر یك حكم فقهی ضمن تنبیه پدیدآورنده اینگونه آثار، هشداری به سیاستمداران جهانی داده باشد تا در سیاستبازیهای خود حرمت شخصیتهای مورد احترام 1.5 میلیارد مسلمان را نگه داشته و احساسات آنان را برانگیخته نکرده و دست به بازیهای خطرناك برای بقای خود نزنند. آن روزها كه هنوز بلوک شرق فروپاشی نشده بود، طراحان نظم نوین جهانی درصدد ترسیم معادلات جدیدی برای مدیریت جهان تك قطبی پس از آن و خلاء ایجاد شده، بودند تا بهانهای برای تضادها در دنیای جدید كه بهواسطه منفعتطلبی و سرقت منابع كشورهای جهان سوم شكل میگرفت، داشته باشند و از اینرو بود كه در پایان قرن بیستم، هانتینگتون ـ نظریهپرداز آمریكایی ـ وعده "جنگ تمدنها" را برای قرن جدید ارائه داد تا با ایجاد شکاف مذهبی و شکلدهی جنگ صلیبی، دیگر زمینههای استعمار کشورهای اردوگاه جهان سوم را به شکل جدیدتری فراهم آورد و از اینرو برای مقابله با این تئوری، "گفتوگوی تمدنها"ی سید محمد خاتمی ـ رئیس جمهور پیشین ایران ـ در سازمان ملل طرحی بود با تلاشی در راستای تحت الشعاع قرار دادن این نظریه. هرچند كه این طرح تنها نامی برای سال 2001 بود و بعد از آن، طراحان نظم نوین جهانی به سمت برنامههای خود رفتند، زیرا هدف، مدیریت جدید منابع جهان بود. مروری بر رویدادهای مختلف در سالهای پس از فروپاشی بلوك شرق و خلاء ایجاده شده در قطببندی قدرتها در جهان و همچنین ساخت فیلمهای موهن با اهداف حرمتشكنی خاندان عصمت و طهارت در كنار برنامه قرآنسوزیها توسط برخی کشیشان افراطی از یك طرف و ایجاد اختلافات فرقهای بین شیعه و سنی با جریانسازیهای مختلف و دامن زدن به درگیریهای مذهبی از سوی دیگر، نشان از اقداماتی برنامهریزی شده برای دست یافتن نظام سلطه بر منابع انرژی کشورهای خاورمیانه که مهد جهان اسلام است، دارد. زیرا این اقدامات با بررسی اتفاقات جهان اسلام از لیبی و مصر گرفته تا سوریه و افغانستان و عراق و ... در این سالها نشاندهنده عزمی جدی از سوی طراحان برای پر كردن خلاء فطببندی قدرتی و جنگ تسلیحات نظامی با چالشهای قومی و مذهبی و جنگ سردی دیگر دارد. با كمی دقت در شرایط امروز جهان و شیطنتهایی كه در ساخت اینچنین فیلمهایی با اهداف سیاسی و ایجاد تشنج در جهان انجام میشود، آنچه بیش از همه مهم است اینكه تحركات خشونتآمیز با اهداف برنامههای اسلام هراسی در واكنش به اهانتهای انجام شده به پیامبر اسلام در كشورهایی اتفاق افتاده است كه به دلیل تغییر سیستمهای سیاسی آنها و ضعیف بودن قدرت مركزی، مهار این خشونتها، با مشكل روبهرو بوده و افراطگرایان دست پرورده اردوگاه استكباری، داعیهدار میدان و منادی اسلامی شدهاند كه با هویت اصلی آن كه همان صلح و دوستی است بیگانه است. اكنون در چنین شرایطی آنچه برای جهان اسلام مهم است، طراحی مدلی از پاسخگویی به اینچنین اهانتها منهای چهره خشونت است كه میتواند در معرفی اسلام اصیل كه همان منادی صلح و دوستی و پیامبر آن نیز به رسول مهربانی شهره است، باشد كه در این میان تحرك دیپلماسی قوی كشورهای مسلمان، بهویژه ایران در معرفی جایگاه واقعی اسلام و زدودن چهره غیرواقعی از اسلام كه اكنون از طریق رسانههای غربی معرفی میشود، از برنامههایی است كه باید در شرایط فعلی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد تا فتنههای شوم بدخواهان كور شود!