ایرج ندیمی از جمله نمایندگانی است که بهراحتی میتواند سئوال شما را با توضیحات مفصلش، شهید کند و بعد از توضیحش هم بر اساس قاعده "حرف، حرف میآورد"، مسیر بحث به سمت دیگری برود! این همه را کنار بیان سادهاش قرار دهید که برای توضیح مفاهیم مورد نظرش از مثالهای ورزشی استفاده میکند و البته گریزی هم به المپیک میزند. ندیمی 55 ساله از جمله مدیران دولت سازندگی است که توانسته با دولت اصولگرای محمود احمدینژاد کار کند. بعد از رد صلاحیت در انتخابات مجلس هشتم، با روی کار آمدن دولت نهم مشاور معاون پارلمانی و در ادامه هم معاون پارلمانی وزات صنایع و معادن سابق شد. منتقدانش به علت این رفتار، او را تقبیح میکنند، اما خودش میگوید: "آدم سیاسی نیست" و تعبیری درباره "تکنوکرات بودن" خودش را قبول دارد. در این گفتوگو درباره شخصیت سیاسی او و سرمایهگذاری دولت آینده برای استمرار حضور در قوه مجریه با ایرج ندیمی گفتوگو کردیم و او درباره سه ویژگی کاندیدای احتمالی دولت سخن گفت. مشروح این گفتوگو که در کافه خبر انجام شد، اینک پیش روی شماست.
• محمود عزیزی
• سابقه سیاسیتان و اینکه شما با همه دولتها ـ از هاشمی تا احمدینژاد ـ کار کردهاید، به این معنی است که ما با یک چهره تکنوکرات مواجه هستیم؟ اینکه وجه کارشناسی در رفتار من در این سی و چند سال، غالب بوده است را قبول دارم. چون معتقدم در حکومت اگر سیاست را اصل قرار دهیم، ممکن است تصمیماتمان کارشناسی نباشد. بنده از سال 1356 در وزارتخانههای مختلف مشغول کار بودم و همیشه وجه اجراییام بر امور سیاسی غالب بوده است.
• منتقدان شما میگویند که ندیمی که در مجلس ششم یک اصلاحطلب بوده است، چگونه در دولت نهم، با گرایش اصولگرایانه همراه میشود؟ من برای این کار توجیه دارم. ما وقتی میگوییم دموکراسی، معنای این حرف باید معلوم شود. بهنظر شما، رفتار پیش و پس از انتخابات باید یکی باشد؟ بنده موافق نامزد (الف) هستم، نفر (ب) رأی میآورد. بر اساس یک روال معمول، نباید با آقای (ب) کار کنیم، ولی بنده یک اعتقاد دیگر دارم که بارها گفتم. در همان مجلس ششم هم بنده این صحبت را کردم که عامل میثاق بنده با اشخاص و احزاب، عبارت است از اسلام، امام، رهبری، نظام، قانون اساسی، عدالت و مردم. ببیند! این حرف امروز ما نیست. این همان مجلسی است که شما از آن مثال زدید. عرض من این است که بنده در انتخابات ممکن است طرفدار شما باشم، ولی کسی که رأی آورده است از طرف وزارت کشور، شورای نگهبان و مقام معظم رهبری تأیید شده باشد؛ از آن پس بنده خود را موظف به همکاری میدانم. برای من رؤسای قوا بعد از انتخابات تفاوتی ندارند. من قاعده بازی و سوت داور را قبول میکنم. بنابراین آنچه من میگویم این است که ما یک نظام هستیم و داخل یک نظام باید با هم تعامل کنیم. در بازی فوتبال، ما با هم حرفهایی داریم، ولی بعد از پایان بازی مثل مربیان خارجی که با هم دست میدهند ـ برخلاف ما که اول بازی به هم دست میدهیم و انتهای آن به هم فحش و بد و بیراه میگوییم ـ باید به هم دست بدهیم. این را باید تمرین کنیم و یاد بگیریم. این کار یعنی قاعده بازی را قبول میکنیم. مثلاً همین رفتاری که اخیراً در مسابقات المپیک شد. رفتار بنا ـ مربی تیم ملی کشتی فرنگی ـ و عبدولی کاملاً پسندیده بود، ولی رفتار ورزشکار دیگر ما که صحنه را ترک کرد، علیرغم اینکه حق با او بود، غلط بود. درست است که حق با او بود، ولی قاعده بازی را رعایت نکرد.
• شما میگوید به قانون اساسی پایبند هستید. اما خود شما وقتی در مجلس هفتم رد صلاحیت شدید، تعابیر تندی درباره شورای نگهبان بهکار بردید. سه رفتار در همان رد صلاحیت ما دیدیم. رفتار شورای نگهبان برای برخی دستمایهای شد برای زدن این نهاد و نظام. یک گروهی میگویند اصلاً چنین نهادی نباید باشد. من چنین حرفی نزدم. کسان دیگری حرفی نزدند، ولی کلاً خود را از نظام جدا کردند و رفتند خارج از کشور، پناهنده شدند یا اینکه به بخش خصوصی رفتند و کارهای خود را پیگیری کردند. یک رفتار هم امثال من داشتند که آن بر اساس یک قاعدهای بوده است. در نطقم در مجلس هفتم اینطور گفتم که ما چطور باید ثابت کنیم که صلاحیتهای ورود به مجلس را داریم؟ چطور باید ثابت کنیم که نظارتهای شهرستانی و استانی بیش از آنکه دستمایههای نظارتی داشته باشد، دستمایههای انتخاباتی دارد؟ مثلاً بنده نماینده لاهیجان و سیاهکل هستم که یک نماینده بیشتر نمیخواهد. شاید اگر این حوزه دو نماینده میخواست، رقبا با ما عکس هم میگرفتند! ولی وقتی یک نفر باید به مجلس برود، دعواها زیاد میشود. در همین دوره، فرماندار لاهیجان و همکارانش بنده را بند پنجی کردند. بند پنج یعنی اینکه فرد مورد نظر قاچاقچی مواد مخدر است! بنده البته فردای آن روز از طریق آقای دادستان این کار را باطل کردم و به آنها گفتم ندیمی که شما میگویید به اسم دیگری است، درحالی که پدر من اسمش علی است. اضافه بر اینکه آن فرد سال 1379 دستگیر شده است، درحالی که من در آن سال نماینده بودم. شما از یک تشابه اسمی استفاده یا سوء استفاده کردید، درحالی که این امر برای شما مبرهن بود. بنابراین من برای حل مسأله به شکل قاعدهمند جلو رفتم و درگیری رسانهای نداشتم. بالاخره ما یا نظام را باور داریم یا نداریم. به قول امام(ره) ممکن است بنده قانونی را قبول نداشته باشم، ولی تا زمانی که قانون تغییر نکرده است، باید بدان پایبند باشیم. بنده در مجلس ششم همه چهرههای اقتصادی دولت را به مجلس آوردم. قانون اساسی آنها را با تنگناهایی مواجه کرده بود. من به آنها فضا میدادم. الآن اصل 44 بخشی از این مشکل را حل کرده است. البته شخصاً معتقدم خیلی از موضوعات دیگر در حوزههای بهداشت و آموزش هم قابل واگذاری است. اصل بر این است که آموزش رایگان فراهم شود، ولی اگر کسی پول خرج میکند، ما که نمیتوانیم جلویش را بگیریم. بنابراین من این تفسیر را قبول ندارم، ولی تفسیر این اصل قانون اساسی با بنده نیست. چون تفسیرش با شورای نگهبان است، ما قبول میکنیم. دولت مجبور است جلوی مردم را بگیرد که در دانشگاه غیرانتفاعی درس نخوانند.
• شما هم دوره اصلاحات را تجربه کردید و حامی آن بودید و هم در دولت آقای احمدینژاد فعالیت داشتید. الآن از کدام سیستم اقتصادی این دو دولت دفاع میکنید؟ البته من به سئوال شما یک تعریضی دارم! شما اگر تعداد تذکرات، سئوالات و استیضاح من را در مجلس ششم و هفتم ببینید، چنین نتیجهگیری نمیکنید. من رکورددار طرح تذکر، سئوال و ... هستم. من کار خودم را انجام دادم، اما از خروجی دفاع میکنم. ما به خروجیهای نظام کار داریم. مردم به شما رأی میدهند و ما با شما کار میکنیم. یعنی اصلاً برای من اهمیت ندارد که آنهایی که از نظر شورای نگهبان، وزارت کشور، رهبری و مردم خروج کردند، موافق سلیقه و نظرات بنده هستند یا نه؛ به من ربطی ندارد. البته ممکن است من در انتخابات با او همکاری نکنم. بنده در دوره اول انتخابات آقای احمدینژاد به آقای هاشمی رأی دادم. در مرحله دوم هم سخنرانی برایش کردم؛ البته آقای هاشمی 6 سال و 7 سال پیش! من به آقای هاشمی الآن انتقادات زیادی دارم. بنده بهعنوان نماینده مجلس باید از منتخب مردم حمایت کنم، نه منتخب خودم. کلان قضیه چه شد؟ در تصمیمات بنده به موضع خودم عمل میکنم. همین اخیراً بنده 7 تذکر به وزرای آقای احمدینژاد داشتم. من در هر صندلی تعریفی دارم؛ مثلاً من در معاون وزیری یک تعریفی برای خودم داشتم، در نمایندگی تعریفی دارم. بنده در مقام نمایندگی قسم خوردهام از حقوق و منافع ملت ایران دفاع کنم. به من نگفتند از منافع دولت ایران، به من نگفتند از منافع احزاب حمایت کن! بنابراین فرمایش شما از این جنبه کاملاً درست است. از این منطق من با همه دولتهای قانونی پس از انقلاب، از جمله آقای بازرگان کار کردم. ما یک روزی از بعضی از اشخاص دفاع کردیم، ولی بعداً حتی مرگ هم در نظام فکری خودمان به آنها گفتیم؛ یعنی تعریف فرق میکند. یک روزی طرف به کودتا فکر کرده، ما هم موضعمان عوض شده است. یعنی مثلاً فرض کن ما از قطبزاده یک روزی در مقابل جریان چلنگر دفاع میکردیم، ولی بعداً که خیانت کرد، موضعمان عوض شد. یک روزی بنیصدر با یک رأی قابل اعتنایی، منتخب مردم ایران شد؛ همه ما تابع نظام شدیم. رهبر ما که امام ما بود، قبول کرد، ولی همین امام هم فرمود: "من به او رأی ندادم." ولی آیا چون رأی نداده، جلویش را گرفت؟ نه، اتفاقاً به او از همان اول اختیارات داد. اما یک روزی هم آن را پس گرفت. آیا شما میتوانید امام را متهم بکنید؟ قاعده این بوده که ایشان با اینکه فرمودند من به ایشان رأی ندادم، ولی طبق قانون رأی عموم مطرح است. بنابراین ما باید با هم تفاهم کنیم که قاعدهمند باشیم.
• این توضیحات شما پاسخ سئوال من نبود. بین این دو دولت از کدام خروجی دفاع میکنید؟ ببینید! ما دو کارکرد داریم. رویکرد دولت آقای خاتمی بیشتر توسعه سیاسی بود و دولت آقای احمدینژاد بیشتر اقتصادی است. این دو اصلاً از جهت ماهیت متفاوت هستند. من مکرر در مجلس ششم میگفتم ما به "توسعه متوازن" نیازمندیم، نه توسعه یکبعدی. توسعه متوازن چه هست؟ کشور هم به آزادی نیاز دارد، هم به اقتصاد و هم به فرهنگ. بنابراین از جهت تنوع و تکثر نیازها نمیشود انتخاب کرد. اما در سختکوشی و پرکاری و مردمی بودن دولت آقای احمدینژاد هم نمیشود این کار را انکار کرد. ولی آیا اینکه هر سه سفر استانی موفق بوده است، نمیتوان اینطور گفت. ببینید! دولت آقای احمدینژاد، دولت اقتصادی عملگرا بود، اما به اینکه حالا برنامهای بودن مانند او یک بحثی است که باید با هم بکنیم. عملزدگی دولت باعث شده بسیاری اوقات برنامه پنجم تحتالشعاع قرار گیرد. این را هم نمیشود انکار کرد. منظورم از این عرض این است که واقعاً خصوصیات فردی از جهت اشخاص یک تعریف است. خصوصیات علمی یک تعریف است و خصوصیات اجرایی یک تعریف، نتیجه هم یک تعریف است. در مجموع من معتقد هستم که دوره آقای هاشمی ما از جهت برونمرزی و داخلی وضعیت دیگری داشتیم که الآن نداریم. در اواسط دولت آقای خاتمی موضوعات هستهای پررنگ شد، درحالی که اوایل اصلاً نبود. یادم هست همان روزهای اول هم با من مصاحبه شد که در مورد همین مسائل هستهای و آمریکا ما یک بحث سادهای را مطرح کردیم که آن بحث را بعداً برای آقای احمدینژاد هم مطرح کردم. به آقای رئیس جمهور عرض کردم: "از سگ درنده ایمن میشود هرکس نشست." یعنی اینکه آمریکا از نظر دین و اخلاق و وجدان و ... اصلاً محل بحث نیست و کاملاً مورد تردید و انکار است، اما رفتار ما نباید طوری باشد که تحریکآمیز باشد. چون آنها شیطان هستند و توانمندیهایی دارند.
• شما هم تجربه دولت را دارید و هم مجلس. الآن فکر میکنید در شرایط مدیریتی کشور، دولت و مجلس با هم جلو میروند، یا اینکه هر کدام ساز خود را میزند، یا اینکه باید فرض کنیم حالت سومی بین این دو وجود دارد و گاهی این اتفاق میافتد. شما میگویید ما در نظام اداری کشور همسویی میبینیم یا خیر؟! طبیعتاً مدیریت بدون هدف تعریف نمیشود. در رابطه با این موضوع مشخصاتی در جمهوری اسلامی داشتیم. یک موقع مدیریت سیاسی محض داشتیم. یک زمان میگفتند کار سیاسی برای رئیس جمهور، بقیه دولت کار کنند. یک دوره هم ما شاهد عملگرایی و پراگماتیسم بودیم. آنچه ما میتوانیم جمعبندی کنیم این است که الآن در دهه چهارم در کشور ما که دهه پیشرفت و عدالت است، پاسخ به این سئوال که چقدر در این مسیر حرکت کردیم، میزان موفقیت مدیریت را مشخص میکند. 50 برنامه اصلی در قانونهای کلی داریم. باید دید این موارد محقق شده است یا خیر؟ بهعنوان مثال، ما میخواهیم خصوصیسازی کنیم. یعنی اینکه مالکیت و مدیریت به مردم برگردد. آیا واقعاً اصل 44 الآن در شرایطی است که بگوییم خصوصیسازی محقق شده است؟ واقعاً نمیشود چنین ادعایی کرد. بخشی از بنگاههایی که قابل واگذاری بودند را مالکیت و مدیریتش را به بخش خصوصی دادیم، ولی بخش عمدهاش مانده است. یا اجرای بودجه سنواتی که دخل و خرج مردم را تعیین میکند. مجلس هشتم یک نظامی در نظام بودجهریزی تعریف کردند و یک اختیار بیش از اندازه به معاونتها دادند و کسری بودجه را داخل بودجه، حل کردند و اجازه دادند در داخل بودجه 3 تا 15 درصد تغییرات رخ دهد. خود این شیوه باعث میشود عملاً جابهجاییهایی صورت بگیرد و ظاهراً کسری بودجه نداشته باشیم، ولی درآمدهای متفاوتی که باید تحقق پیدا میکرد، گزارشهای مالی نشان نمیدهد که محقق شده باشد. سرنوشت بخش تعاونی هم قابل توجه است. شما میدانید که ما تعریف کردیم که 25 درصد اقتصاد کشور متعلق به تعاونیها باشد. خوب باید تعریف کنیم که در طول برنامه چهارم توسعه این رقم افزایش یافته است یا نه؟ اینجا هم باید اعتراف کنم که واقعیت بخش تعاونی ما غیر از این است. 25 درصد را در طول یک برنامه که سهل است، با این روش، طی 5 برنامه هم به آن نمیرسیم، چون واقعیت اقتصاد و تعاون ما این نیست. حوزه اداری و مدیریتی کشور را نگاه کنید! کثیری از مسائل مدیریت در ایران تحتالشعاع مسائل سیاست است. یک انتخابات که میشود، تیم درست میشود و کسی کاری به شاخصهای علمی و کارشناسی ندارد. بسیاری از اوقات برای مسئولان همراهی و معیت بیش از توانمندی و شایستگی اهمیت دارد. مجموعاً میتوانم عرض کنم که مدیریت در ایران دچار آفت است و با شاخصهای دینی و علمی فاصله زیادی داریم. البته این را هم عرض کنم که این خاص یک دولت نیست. این یک واقعیت است که در عین اینکه بر روی تعهد تأکید میشود، ولی عرضه و برش اجرایی ارزیابی نمیشود.
• در مورد همین مثالهایی که بیان کردید، اشکال را در قانونگذاری میدانید یا اجرا؟ هر دو. مجلس با یک لایحه روبهرو است که جابهجاییها را حداقلی انجام میدهد و اگر هم اصلاحی توسط مجلس انجام شود، با مخالفت روبهرو میشود و دولت میگوید که این دیگر لایحه ما نیست. خود مجلس هم مقصر است. چون مجلس باید بر نظارت پافشاری کند. خود بنده طی 50 مکاتبهای که با وزار داشتم، تکتک موارد برنامه را ارزیابی کردم. به هر کدام از وزرا مسئولیتها و اقداماتی که باید انجام دهند را یادآوری کردم. متأسفانه قوانین ما عمدتاً به دولت واگذار میشود و نظارت مجلس را تحت تأثیر قرار میدهد. چون وقتی میگویم دولت یا هیأت وزیران که در نهایت به رئیس جمهور میرسد. رئیس جمهور هم در کشور ما تا کنون داستانی پیدا کرده است که سئوال یا نظارت بر او به حداقل رسیده است. بنابراین میتوانیم بگوییم دولت و مجلس توأمان با هم مقصر هستند. مجلس هم بر آنچه تقنین میکند، اصرار نمیکند و همه رفتارهای غیرهمسو را ابطالش را اعلام میکند یا درباره اعداد و ارقام و عددگذاری نمیکند. مثلاً در مورد همین بخش تعاونی، ما باید تعریف میکردیم که هر سال چه میزان این رقم باید محقق شود؟ این هدفگذاریها هم وقتی در مجلس انجام میشود، در نهایت محقق نمیشود و ما معمولاً در هر برنامه و بودجه هم با میزانی از عدم محقق شدن اهداف روبهرو هستیم. اینکه ما ارادهمان برنامهریزی باشد، با اینکه چه میزان از این امر محقق میشود، دو امر است. آنچه مردم از ما توقع دارند، این است که حدود قوانین و مقررات را رعایت کنیم، ولی به صرف اینکه شاخصی به دلایلی محقق نشود که به دلیل یا مشکل مجری باشد. طبیعتاً اگر مجلس قانون خوب بنویسد و مجری هم از جهت امکانات خوب حرکت کند، اهداف محقق خواهد شد، ولی مهم اراده ماست.
• فکر میکنید این ایده نظام پارلمانی ما را در جلو رفتن کمک میکند و به قول شما به توسعه متوازن میانجامد؟ ما در جمهوری اسلامی یک قانون اساسی اول داشتیم، یک قانون اساسی الآن داریم. در قانون اساسی اول ما سه قوه بود و رئیس جمهور در حقیقت هماهنگکننده سه قوه بود. در بازنگری قانون اساسی، اختیارات پست نخست وزیری به رهبری رسید. یعنی بسیاری از این اختیارات رئیس جمهور به رهبری واگذار شد. مثلاً الآن همین اجرای قانون اساسی چرا محل بحث است؟ چون در بازنگری به این مسأله توجه نکردند که این رئیس جمهور که حکم نخست وزیر را هم دارد، دیگر نمیتواند مجری قانون اساسی باشد. آن رئیس جمهور که اجرا را مستقیماً دخالت نمیکرد و نخست وزیر داشت و نخست وزیر در حقیقت عنوان اجرایی را برعهده میکشید، متفاوت است. چون این دو مسئولیت را از هم جدا نکردند، الآن رئیس جمهور مدعی است که مجری قانون اساسی من هستم، چون واقعاً در قانون اساسی این امر تصریح شده است، ولی قانون اساسی دچار بازنگری شده بود. این اختیار باید حذف میشد یا دوباره به رهبری انقلاب میدادند. چرا؟ چون در اصل یکصدم قانون اساسی، هماهنگی قوا را که پیش از آن از وظایف رئیس جمهور بود، به مقام معظم رهبری رسید. یعنی چون این ناهماهنگیها در آن شرایط زمانی پیش آمد، الآن اختیارات تعریف نشده است. در نظام پارلمانی ما اینطور میگوییم که مردم به قول امام، اولین نعمت همه مسئولین هستند. اینجا ما میگوییم بقایش با مردم است! مردم نمود دارند. یک جاهایی دموکراسی بدون واسطه است، مثل انتخاب نماینده، مثل انتخاب شورا، مثل انتخاب رئیسجمهور. بقیه جاها با واسطه هست، مثلاً رئیس قوه قضائیه در حقیقت دو فیلتر را گذرانده است یا خبرگان رهبری. خب! حالا در نظام پارلمانی ما دنبال چه میگردیم؟ ما میگوییم مردمسالاری دینی باشد. خب این یک اصل درستی است، اما معنی این حرف این است که آیا میتواند قوه مقننه، مجریه باشد؟ خیر! تفکیک قوا داریم، یعنی در حقوق اساسی ما تعریف داریم. در حقوق اساسی تعریف میکنیم که این وظیفه این قوه است، این وظیفه این قوه است. این مجموعاً میتواند این رابطه را با هم داشته باشد. مثلاً در قانون اساسی فعلی ما، همه این اختیارات از اصل یکصدم مربوط به رهبری است. بنابراین با چنین رویکردی ما باید متفاوت فکر کنیم.
• منظورتان را از متفاوت متوجه نمیشوم؟ یعنی نمیتوانیم اصرار داشته باشیم اگر پارلمان را رأس امور میدانیم، مجلس بتواند در قوه قضائیه مداخله کند.
• عرض من این است که اگر به این سمت برویم که در واقع دولتها از طریق پارلمان انتخاب شوند، این امر به نفع توسعه کشور است؟ این بحث را که مقام معظم رهبری در کرمانشاه مطرح کردند، فعلاً یک ایده است. اما اینکه میتوانیم به اصطلاح مجلس، قوه مجریه را انتخاب کند، خیرش چه است؟ برخی به دو دلیل به این امر اعتقاد دارند. برخی میگویند مجلس مردمیتر است. دولتیها اما میگویند رأی رئیس جمهور بالاتر است. اینجا دو بحث پیش میآید. آیا مردم میخواهند که رأیی که تکتکشان میدهند، به منتخبین قبلیشان واگذار شود و مثلاً شورای شهر، شهردار را انتخاب کند؟ هیچ رفراندمی در این زمینه برگزار نشده است و ما از نظر مردم در این زمینه آگاهی نداریم. در همان بازنگری قانون اساسی هم تغییر قانون اساسی بدون نظر مردم، صلاحیت ندارد. اگر میخواهیم کاری کنیم، باید وظایف و اختیارات را مشخص کنیم. اگر الآن رئیس جمهور در مقابل مجلس قرار میگیرد، به این دلیل است که دقیق مشخص نشده است. بنابراین فعلاً در شرایط چنین امری قرار نداریم و فعلاً بیش از نظر مردم، طرح این ایده نتیجه و خروجی نخواهد داشت.
• چون مدتی با دولت کار کردید میخواهم بدانم مهمترین ویژگی آقای احمدینژاد را در چه چیز دیدید؟ آقای احمدینژاد چند ویژگی دارد که محل تأمل است. اولینش استقامت در هدف است و هدفش برای او از همه چیز مهمتر است که حرف درستی است. البته این حرف بدین معنی نیست که خدای نکرده هدفهای غیردینی داشته باشد، ولی در اینکه وقتی به نتیجهای میرسد، تغییر رویه نمیدهد، حرف درستی است. برخی عناوین دیگری را برای این ویژگی درنظر گرفتند و میگویند ایشان لجباز است. به نظر من ثبات و پایداری در اهدافش تحسینبرانگیز است. به هر صورت مردم به کسانی علاقهمند هستند که روی حرفی که میزنند، بایستند. خیلی از آدمها هستند که حرفهایی میزنند، ولی نمیشود اطمینان کرد این حرفها اجرایی شود. درباره دوستانش هم این ویژگی را دارد که اگر به امری باور داشته باشد، نمیشود نظر او را تغییر داد و سخت است، مگر اینکه باورش را تغییر دهید. این تغییر باور هم زمانبر است. از جهت مردمی بودن هم کمنظیر است. واقعاً وقت میگذارد، کار میکند و برای مشکلات مردم غصه میخورد. اما از جهت ادبیات و رفتارش برخی ایراد میگیرند که ایشان ادبیات ساده و کوچه بازاری استفاده میکند. البته امام(ره) هم نه در جزئیات، بلکه در کلان سعی میکرد از واژهها و ادبیات مردمی استفاده کند. لذا هیچگاه نفرمود: "جت فانتوم حمله کرد." میفرمود: "یک طیاره حمله کرده است." خیلی بین این دو واژه فرق است.
• فکر میکنید در سال آینده، کسی که سکان دولت را در دست میگیرد، باید همین روش دولت نهم و دهم را پیگیری کند؟ به سه دلیل رئیس جمهور آینده گرفتار است. اولاً بخشی از پروژههایی که دولت کلنگش را زده است، برایش هزینه شده و به قولی زخمی شده است. بنابراین نمیشود کنار گذاشت. بنابراین مجبور است بخشی از کار را پیگیری کند. دوم اینکه مردم و نمایندهها هم دنبال این هستند که این پروژهها به سرانجام برسند. سوم اینکه شرایط کشور هم به گونهای نیست که بتواند پروژههای عمرانی را کنار گذاشت. معتقدم هر کس با هر تیپ و گرایش سیاسی رئیس جمهور آینده شود، اگر نگوییم 100 درصد مسیر دولت را باید طی کند، میتوانیم با قاطعیت بگوییم 70 تا 80 درصد این مسیر را باید برود.
• پیشبینی میکنید سفرهای استانی ادامه پیدا کند؟ سفرهای استانی یکی از جهت ارتباط با مردم و یکی کارکرد مصوبات آن است. خب این ویژگی دوم ممکن است جای خود را به نظارت بدهد. اما هیچ رئیس جمهور دیگری در این حجم نمیتواند سفر استانی داشته باشد. البته مردم هم حساسیتشان نسبت به سفر استانی تغییر کرده است و دنبال تسهیل و کارگشایی مشکلاتشان هستند.
• فکر میکنید دولت برای انتخابات سال آینده گزینهای را وارد صحنه انتخابات میکند؟ اسمی نیاوردند، ولی هیچکس نمیتواند نسبت به آینده خودش بیتفاوت باشد. بنده هم که نماینده هستم، اگر نخواهم در مجلس باشم، حتماً نظری خواهم داشت؛ یا اینکه اگر از من سئوال شود، کسی را معرفی میکنم. حداقل از نظر زحماتی که کشیدم.
• گزینه دولت را چه کسی میدانید؟ فکر میکنم گزینه دولت یک چهره اجرایی باشد.
• یعنی آقای نیکزاد؟ من اسمی نگفتم. چون اسامی مطرح برای انتخابات تا شب عید قابل تغییر است، ولی این را میتوانم بگویم که نیکزاد هم یکی از گزینههاست، اما نمیتوان گفت نفر اول یا گزینه آخر است. قطعاً آقای احمدینژاد به دنبال کسی است که سه ویژگی داشته باشد. اولاً به خود او کاملاً نزدیک باشد. ثانیاً از اقبال و پایه رأی برخوردار باشد. سومین ویژگی هم این است که چهرهای باشد که در میان نهادهای اجرایی پایگاه داشته باشد. دولت کسی را وارد عرصه انتخابات نمیکند که رأی نیاورد. چون هر قدر ما فکر کنیم دولت محبوبیتش کاهش یافته است، ولی پایگاه رأی دارد.
• منتقدان دولت میگویند میزان محبوبیت شخص آقای رئیس جمهور بعد از ماجرای خانهنشینی 11 روزه کاهش یافته است. فکر میکنید اگر دولت چهرهای را برای انتخابات معرفی کند، پایگاه رأی دارد؟ یک زمانی آقای احمدینژاد در روستاها تا 75 درصد و در شهرها تا 50 درصد محبوبیت داشت و در کلانشهرها 30 درصد. الآن این درصدها طبیعتاً درصدیاش حفظ شده است. مثلاً در شهرها تا 40 درصد و در شهرهای بزرگ تا 15 درصد محبوبیت آقای احمدینژاد حفظ شده است.
• این محبوبیتی که میگویید، مربوط به گفتمان دولت است یا شخص رئیس جمهور؟ هر دو. در بین گروههای مرجع میزان محبوبیت آقای احمدینژاد کاهش قابل ملاحظهای پیدا کرده است، ولی در میان مردم اینطور نیست. به تودههای رایانه بگیر و خدماتی توجه کنید! مردم و خصوصاً طبقات مادون متوسط را نمیتوانید با شاخصهای طبقه متوسط تحلیل کنید! تحلیلهای روزنامهنگارها مربوط به طبقات متوسط به بالاست، ولی رأی آقای احمدینژاد مربوط به طبقه متوسط به پایین بود. اگر برخی از نخبگان احساس میکنند بین ایشان و مقام ولایت فقیه فاصله است، این احساس در بین تودههای مردم نیست. البته مردم از راه معیشت ممکن است نظرشان تا آخر سال برگردد؛ مثل همین موضوع مرغ و گرانیهای اخیر.
• فکر میکنید سکوت مدتدار آقای رئیس جمهور همچنان تا انتخابات ادامهدار باشد یا سکوت قبل از طوفان است؟ آقای احمدینژاد یکجوری حرفش را میزند؛ باید فهمید چه میگوید!
کمالی: آقای ندیمی! شما که در ایام انتخابات به مردم لاهیجان قول دادید مدیران غیربومی را از صحنه مدیریتی لاهیجان برکنار کنید، نظر ما و بسیاری از دوستانمان این است که شما تا به امروز اقدامی در مورد وعده انتخاباتی خود نکردید. ما چشم به راهیم!
ای کاش مصاحبهکننده این سئوال را هم از مهندس ندیمی میکرد که "مدیریت در لاهیجان هم دچار آفت است." مثلاً در همین دانشگاه آزاد لاهیجان باید در سیستم مدیریتیاش تجدید نظر و آفت زدایی کرد!!!
محمد: لطفاً سئوال سخت از جناب آقای ندیمی نپرسید. کرمانشاه یک نمایندهای داشت به نام آقای ((ططری)) که جناب ندیمی خوب میشناسدش. یک بار خبرنگاری سئوالی سخت از او پرسید، طفلک نمیدانست چه جوابی دهد، با کمی مکث گفت: نظرم در این مورد نظر مقام معظم رهبری است. خبرنگار سمج دوباره پرسید نظر مقام معظم رهبری چیست؟ گفت: بروید از خودشان بپرسید...
خانم نادری: حاج آقا ندیمی! با توجه به اینکه شما سالیانی سکاندار حوزه لاهیجان و سیاهکل بودید، از شما انتظار میرود که تدابیری حساب شده در این حوزه انتخاباتی بهکار ببرید. مثلاً در جذب اعتبارات استانی و شهرستانی اعتباراتی را متوجه این حوزه کنید که نیاز مبرم این مردم باشد، یا در انتصاب مدیران از مدیرانی بومی و شایسته استفاده کنید که تا به امروز اینطور بوده است و درخواست ما شهروندان این شهر این است، به مانند استانداری که از همین مرز و بوم انتخاب شده است، مدیران دستگاههای این شهرستان از اهالی همین شهر باشند؛ مانند رئیس غیربومی در دانشگاه آزاد لاهیجان یا رئیس بیمارستان لاهیجان و دیگر رؤسای غیربومی که شما بیش از دیگران آنها را میشناسید.
آقای ندیمی! توسعه شهر لاهیجان که به همت شهردار سختکوش پیش از حضور شما در مجلس نهم شروع شده بود... توسعه کشاورزی نیز که در یک جدال بیهوده با رئیس سازمان چای صرف شده است... منطقه ويژه اقتصادی لاهیجان هم در گیرودار کاغذبازیهای مرسوم اداری قرار گرفته... گردشگری لاهیجان هم با خط کشیدن برای سرمایهگذارانی چون نامدار صرف شده... فقط میماند زبان احمدینژاد که شک نداریم آن را فقط شما میفهمید و لاغیر!!!
صالحپور: من در همه دورهها به آقای ندیمی رأی دادم؛ چرا که به شایستهسالاری اعتقاد دارد. اما سئوالم از معظم له این است که وقتی ایشان از وجود آفت در حاکمیت سخن میگویند، خود ایشان حداقل باید از آن پرهیز کنند. مثلاً شورای شهر و رئیس آن، آیینه شهر است. چرا باید فردی مستقیماً با دخالت آقای ندیمی رئیس شورای شهر شود که [...]
نه اينكه حتماً در سيستم مديريتي دانشگاه آزاد واحد لاهيجان تجديد نظر شود، بلكه لااقل با آن آقاياني که بهخاطر دوستي، رفاقت و يا فاميلي با حاج آقاي نديمي، ضعف عملكرد خود را توجيه ميكنند برخورد شود. من مطمئن هستم ايشان به كسي بهخاطر اينكه فقط به ايشان رأي داده است، اين اجازه را نميدهد كه هر كاري را كه دلشان بخواهد انجام دهند.
واکف: جناب آقای ندیمی! شما باید به چند سئوال پاسخ دهید:
1. در انتخابات و جلسات خانگی در حضور همراهانتان و چندین جلسه که با شما بودیم، شما تأکید کردید که در دانشگاه آزاد تخلفات گسترده هست و برخورد میکنید! پس چه شد؟
2. آقای دانشیان از کدام کارخانه و واحد تولیدی چای ایرانی خریدند؟! از گیلانیها یا همشهریانشان؟ ایشان در جایی گفته است که به آقای ندیمی چند کیلو از این چای را دادم و پسندیدند!
3. یکی از کاندیداها میگفت: ندیمی هیچگاه از مدیران و دوستان نزدیک خودش در مناصب مهم فرمانداری، معاونت و ... استفاده نمیکند! چه پاسخی دارید؟
4. اطرافیان امروز شما با اطرافیان سال قبل شما فرق میکنند! سوء استفادهگران آمدند و باز هم حرفهای (ع.خ) درست از آب درآمد!
5. متأسفانه شنیدیم که تنها سایتی که از شما حمایت میکرد، لاهیگ بود، اما این روزها از این سایت تبری میجویید! ما همیشه از لاهیگ انتقاد میکردیم که ندیمی نامه شده است، اما از دوستانتان به نقل از شما شنیدیم که لاهیگ کاری نکرده است!
6. بسیاری از مسائل را برای دو انتخابات گذاشتیم که بازگو کنیم:
الف) شورای شهر: تا دوست و یار همیشگی و همیشه خندان شما بیاید و از ایشان سئوال کنیم که چرا به مردم لاهیجان دروغ گفتید که این ندیمی با ندیمی 4 سال پیش فرق میکند!
ب) انتخابات مجلس که از یک سال قبل همه عملکرد شما را با قبل مقایسه میکنیم.
7. آیا به 4 عضو شورای شهر لاهیجان که به رحیم کشاورز رأی ندادند، بدهکارید؟ واقعاً نمیدانید که این 4 نفر با که بودند؟
8. این زمان بگذار تا وقت دگر...
سعید: 4 سال زمان زیادی نیست و خیلی زود سپری خواهد شد. بعضی از آقایان نماینده تحمل ندارند ببینند دوستان جوانشان بیشتر از خودشان میفهمند؛ به محض اینکه متوجه این نکته میشوند، آنها را کنار میزنند. انشاءا... در مجلس دهم شاهد نمایندهای از نسل جوانان از حوزه انتخابیه لاهیجان و سیاهکل باشیم.
اتفاقاً دوستانی که به ایشون نقد دارند و ایشون رو متأثر از یه جوون یا یه گروه از نزدیکانش میدونن، معلومه که ایشون رو خوب نمیشناسن! ایشون بهحدی خودرأی با نرخ کیش شخصیت بالا هستند که هیچکس رو داخل آدم حساب نمیکنن و همه باید مطیع و پیرو ایشون باشن! رسالت واقعی ایشون هم بهقول خودشون اینه که همهرو "آش" میکنن و با خاک یکسان میکنن تا صدای هیچ احدی بلندتر و رساتر از ایشون نباشه! و کسی رو یارای عرض اندام در مقابل ایشون نباشه! ایشون به معنای واقعی کلمه، مصداق همون "خودشیفتگی" هستن که مقام معظم رهبری هشدار داده و از جمله امراض و بلایای نظام مدیریتی امروز کشور دونسته بودند! بهتر بود مصاحبهکننده با اطلاعات کاملتری از ایشون به میدان میرفت!
امیدپور: جناب ندیمی! چرا رئیس دانشگاه رو عوض نمیکنی؟! چون منافع آقای ماکسیمای مشکی در دانشگاه هست! جناب (س.ا) به شما گفت که بهنام شما با تمام ادارات قرارداد بسته و میگه آقای ندیمی منو فرستاده! شما که میگید اطرافیانم نباید از نام من سوء استفاده کنن، چطور ایشان شهرداری و دانشگاه را تهدید میکند که با (د.ن) قرارداد ببندن؟ دانشگاه آزاد باید پاسخگو باشد که چگونه ایشان فقط طی چند سال اخیر با دانشگاه قرارداد دارن! چطور ایشان با 3 اداره کار دارن و همیشه سفارششان را به شما میکند؟ دانشگاه آزاد، مخابرات، شهرداری. ایشان برای این نظام چقدر زحمت کشیدند؟!
آقاي نديمي! اكثر قريب به اتفاق رؤساي ادارات لاهيجان و سياهكل غلامان حلقه به گوش (ق) بلكه (ش) بودند و كمكهاي مالي و ... تا لحظه آخر ميكردند؛ مثل (ف)، (ب)، (د) لاهيجان و سياهكل ووووووو... تا كي بر مسند قدرت باشند و به ريش ما و شما بخندند؟؟؟ به اين چاپلوسان زر و زور و تزوير دل نبند كه خسرالدنيا و آخرت خواهي شد!!!
رهگذر: آقا این رئیس دانشگاه کیه همه جا علیه اون یا مطلب مینویسن یا توو کوچه و بازار علیه اون و [...] صحبت میکنن!؟ چرا نماینده اینقدر مصلحت اندیشی میکنه؟! یه بوهایی میاد!!!
محمدیپور (فرهنگی): آقای ندیمی! ما از شما نمیخواهیم مدیری را عزل و نصب کنی! بلکه به وعدههایت عمل کن! افراد مشکلدار اخلاقی، مالی و سیاسی!!! با اینها کاری ندارم! چطور سوار ماشین 206 میشوی... قرار بود با مافیای دانشگاه آزاد برخورد کنی! آیا (ج.ت) و (س.ا) و (دکتر گ) بهخاطر خودشان به شما گفتند ایشون مدیر همراه است؟! ماکسیمای مشکی جناب (س.ا) قبل از سال 1382 چه وضعیتی داشت؟! شما فقط به وعدههای خودتان عمل کنید... مرا هم میشناسید. این دوره به شما رأی دادم و دوره پیش که به همکارم رأی دادم.
ابوذر فقط خوب حرف ميزنه... البته مردم حرف نميخوان! كار ميخوان... نان ميخوان... مردانگي و معرفت ميخوان... ماكسيما مشكي يعني [...]... فردي است كه مديران را انتخاب ميكنه... مثل رئيس آموزش و پرورش لاهيجان كه تا چند هفته به انتخابات [...] براي نيكفر كار ميكرد!
یعنی فقط ماکسیمای مشکی براش رأی جمع کرد؟! چند تا رأی داره ماکسیما؟! یعنی ماکسیما نقاط [...] رو میدونه بهش [...] میده یا اصولاً با بقیه حال نمیکنه!؟ اگه بخوایم ازش نامه بگیریم، باید بریم دره خونه ماکسیما؟؟؟!!!
تمام این هجومها به رئیس دانشگاه از یک جمع دو سه نفره شکل میگیره. آقای (ف) و آقای (م) و 2-3 نفر دیگه. همه میدونن که روز و شب درحال رایزنی تحریک هستن. آقای (هـ.م) مگه قرارداد (س.ا) (ماکسیمای مشکی) رو خود شما در زمانی که معاونت مالی دانشگاه بودین نبستین؟ حالا شد بد؟ شما اینهمه ملک و املاک رو، یعنی 3-4 تا خونه و 2-3 چند قواره زمین و 2-3 تا ماشین و هزینه زندگی و تحصیل در خارج رو از کجا آوردین؟ در جلسات شبانهتون با (د.ف) و (س.و) و یک روحانی و (ش.م) برای تقویت دانشگاه برنامهریزی میکنین؟ باز هم نشونی بدم؟ آقای ندیمی اینا فقط میخوان ازت پل بسازن. اینا فقط تو رو تا زمانی میخوان که خودشون باشن. اگه بهشون پست ندی تا دوباره به کاراشون ادامه بدن، شمشیرشون و برای تو هم از روو میبندن. الآنم میگن ما بودیم که ابوذرو آوردیم. نیازی هم به ابوذر نداریم! اگه نیازتون به پست و مقام و پر کردن جیب نبود، امروز به کسایی که تا دیروز رفیق گرمابه و گلستانتون بودن، رگباری حمله نمیکردین. معلومه کجاتون میسوزه! مردم که کور نیستن. دیروز و امروزتونو میبینن.
آقا ما دیوانه شدیم از این (د.ف) و (هـ.م) شنیدن. تو رو خدا بگین منظور همون معاونای آموزشی و مالی دانشگاه هستن؟ اگه همونان، یک پستی بهشون بدن که همه از این دعواها خلاص بشن.
شما هم حتماً کنار این سفره ماکسیمای مشکی نشستی که میدونی کی کجا خورده و چی کار کرده و الآن داری دفاع میکنی؟؟؟ ابوذر نماینده رودبنه هم نیست! ندیمی رو توو این مملکت کی تحویل میگیره؟؟؟ نماینده گیلان اول جعفرزاده است، دوم قربانی، سوم عاشوری، بقیه بیخیال...
این آقایانی که اسمشان چندان هم برای مردم مفهوم نیست، هر چقدر هم بد باشند، لاهیجانی هستند و بر یک آدمی که شیفته پست است و داشگاه را دربست تحویل (ا.ش) سیاهکلی داده بود، ترجیح دارند! ندیمی باید خیلی ضد لاهیجانی باشد تا اینکه این رئیس فعلی [...] را بخواهد بیشتر از اینها حفظ کند.
من از دوستان آقای ندیمی هستم. میخواستم به ایشان بگویم در هر شهری، دانشگاه تابلوی آن شهر حساب میشود. واقعاً در منطقه کسی نیست که شایستگی ریاست دانشگاه را داشته باشد، تا این بیکفایتی و اختناق حاکم بر دانشگاه از بین برود؟! چرا همیشه باید اجنبی سالاری در لاهیجان باشد؟! آقای ندیمی، یا علی مدد!
قوامی: ماكسيما كيه؟ خودش از نديمي سوء استفاده ميكنه، بدون اينكه نديمي بدونه! فاميلش توو اصناف سياهكل، برادرش كارمند اصناف سياهكل، خودش پيمانكار!!! تا چند سال پيش كجا بودن؟؟؟ من همسايه اينها هستم! و ايشونو كاملاً ميشناسم. منافع خودش از همه مهمتره، نه كسان ديگر. جايگاهي هم نداره. الكي بزرگش نكنين!!!!!!!!!!
جمله قشنگی این وسطها پیدا شد. ندیمی رو توو مملکت بهخاطر این طرف پریدن و اون طرف پریدن تحویل نمیگیرن؛ خود ندیمی هم ملت رو تحویل نمیگیره و فیلمشون کرده!!! نتیجه علمی رو خود شما بگیرین!
بیطرف: حاجی خیلی احساسی و خوبه، ولی سرطان رو بررسی کنید. همه مثل سرطان به این مرد چسبیدند و میخوان واقعاً زمینش بزنند؛ همه هم برای خودخواهی. یکی بهزور کیفشو میبره... یکی با 206 داره بهعنوان راننده بیچاره میکنه... یکی با ایجاد درگیری در دانشگاه... یکی با گروهی در ورزش داره جبهه مخالف برای حاجی درست میکنه... یکی با تنش در دانشگاه داره مخالفانو قوی میکنه... یکی در شورا و شهرداری... به خدا خداوند فرصتی به حاجی داده تا جبران کنه اگر کمکاری در گذشته کرده... اینقدر این مردو درگیر کارهای کوچک نکنید! حاجی! واقعاً بومی جز بدبختی چیزی به همراه نداره... اگه میخواید بدونید حق با کیه و کیا راست و دروغ میگن، همه مخالفین و موافقین رو جمع کنید، به حرفهای منطقی عمل کنید. اطلاع دقیق دارم که رقیبان شما دنبال تفرقه بین دوستانتان هستند. دیگه دنبال رد صلاحیت شما نیستند، دنبال این هستند که شما رو در دوره بعدی با آراء کم از دور خارج کنند. خواهش میکنم یاران رو جمع کنید و از ایجاد تفرقه و در مقابل هم قرار دادن دوستان جلوگیری کنید. بعضی آدمها فساد اخلاقی دارند، از آنها دوری کنید. همواره آرزوی ثبات شما را دارم.
این آقایی که از گندکاری افراد بومی صحبت میکند، ای کاش مشخصاً این افراد را معرفی میکرد!؟ از کجا معلوم این آقا دچار سرماخوردگی نشده باشد و بوی خوش افراد بومی را گند احساس نکند!؟ تازه این آقا یادش رفته که خود ندیمی هم بومی است!!!!!!!!!!!!
رضاپور: من در جریان انتخابات به هیچ کس رأی ندادم؛ چرا اینکه رأی دادن را بیفایده میدانم. میخواستم از این طریق به آقای ایرج ندیمی بگویم این افرادی که توی سایت شما بهعنوان گردانندگان دفتر شما معرفی شدهاند آنجا چیکاره هستند؟ من با یکی دو تا از آنها که آشنا هستم، به من گفتهاند ما هستههای مشاوره ندیمی هستیم. آقای ندیمی، برادر من! در شهر فرهنگی لاهیجان با این همه باسواد و دلسوز واقعاً وای به حال شما و شهرستان که اینها مشاور شما هستند. ممکن است شما بگویید اینها آمدند و ماندند. این حرف هم دو تا اشکال دارد: اول اینکه، اینها با چه انگیزههایی آمدهاند؟ یکی از اینها میگفت میخواهم فرماندار شوم، یکی دیگر میگفت جای من در ارشاد است، آن یکی هم میگفت من خودم را برای اوقاف گذاشتهام. پس اینها برای توسعه شهر نیامدهاند، بلکه برای توسعه خودشان آمدهاند!!! دوم اینکه، شما یه مقدار سر خودتان را خلوت کنید و ببینید که چرا افراد تحصیلکرده(؟)، پاکدست و دلسوز در اطراف شما نمیچرخند؟ اگر لاهیگ به نظرات خوانندگان اهمیت میدهد، خواهشاً بدون سانسور این درد دل را منعکس کنید.
بیطرف: این مطالب رو جهت استحضار حاجی ندیمی مینویسم. واقعیت باید بو و رنگ عدالت و انصاف با خود به همراه داشته باشد. اینهایی که الآن مثل کنه چسبیدهاند و دنبال رفع عقدهها و کسب احترام بهواسطه دوستی با حاجی هستند، در چهار سال گذشته یا دنبال چاپلوسی و پیدا کردن راهی برای ارتباط با قاسمی بودند، یا از ترس نفسشان هم درنمیآمد!!! حالا با آمدن حاج آقا ندیمی سروکله نمایان کرده و هر روز چراغی نو روشن میکنند!!! مردم هم میگویند باز سرمان کلاه رفت، ندیمی با دار و دستهاش آمده که دوباره باند بازی راه بیفتد!!! حاجی خواهش میکنم افراد بدنام و بیخاصیت را از خودتان دور کنید. به اندازه کافی از شما نفع بردهاند.
دوستی با مردم دانا نکوست
دشمن دانا به از نادان دوست
دوست دانا گر بلندت میکند
بر زمینت میزند نادان دوست
سربلند و خدمتگذار باشید... انشاءالله.
حاجي آفتي از اين مهمتر كسي كه خانمش 12 روز در رودسر و پسرش هم 12 روز در آستانه و خودش در آستانه 1 روز بازداشت شده و پرونده مفتوح ميباشد، سكان حساس [...] را برعهده داره؟؟؟!!!
آقای عزیز! بازداشت بودن به معنی مجرم بودن نیست. اگر مجرم بودند که از بازداشتی به زندانی تبدیل میشدند! جناب باسواد هتاک! شما که هنوز به پست و مقام نرسیده، اینطوری با آبروی زن و بچه یک آدم بازی میکنی، معلومه که وقتی به پست و قدرت برسی، چهها که نمیکنی!!! واقعاً رسیدن به چهار تا پست و معاونت توو دانشگاه و تصاحب مجدد قدرت توی اون، ارزش اینجور هتاکی به ناموس و خانواده یک آدم رو داره؟ اگه با یه آدمی مشکل دارین، لااقل مرد باشین و مستقیم و مردانه روبهروی خودش وایسین، نه زن و بچهاش! یعنی اگر مردین، سنداتونو به جاهای مسئول ارائه کنین، نه توی شبنامههایی که قصدشون بازی با آبروی خانواده یک آدمه. این کار به هر دلیل و با هر انگیزهای از طرف هرکس که باشه، نه شرعیه و نه انسانی. واقعاً وجود چنین جریاناتی توی جایی مثل دانشگاه که قراره فرهنگ بسازه، مشمئزکننده است!!! متأسفم.
بیطرف: دوستانی که سعی دارید به نوعی اثرگذار باشید! خواهش میکنم برید یه کم در مورد آقای رهبری نماینده رودسر و املش و ... تحقیق کنید. 5 دور نمایندگی با عزت و احترام، با رعایت عدل و انصاف، پیرزنان حوزه انتخابیهاش از روی چادر دستشو میبوسیدند، آنقدر محبت داشتند که آدم حسرت اونو میخورد. نماینده ما رو ببینید! نمیدونم چی شده که بهجای رفع مشکلات اساسی، ناخواسته یا خواسته خودشونو درگیر مسائل ریز شهر کردند. به خدا چیزی میدونم، میگم این ترفند منافقانه دشمنان قسم خوردست که جناب ندیمی رو بهواسطه یکسری افراد نابخرد تخریب و در نظر مردم ناسپاس جلوه دهند. مردم که میگویم تمامی اقشار جامعه، از ذیل تا صدر را شامل میشود. حاج آقا! آرامش را به جامعه برگردانید. به نزدیکترین یار خود هم اعتماد نکنید، حتی ... تا ثبات و آرامش جاری گردد. شما واقعاً میتوانید در بدترین شرایط ممکن، چون جامعیت دارید، شناخت دارید، نه جبن و نه تهور، هیچکدام در شما نیست، بلکه شجاعید، هم عقل دارید و هم عقلانیت، پس استاد کاملید. بنده نمیخواهم تاریخ تلخ گذشته تکرار شود. حاجی! کاری که خود تشخیص میدهید درست است را انجام دهید. افراد توانمند کارنامه دارند، در جامعه اعتبار دارند، هستند کسانی که بتوانند کمک کنند، از ناپاکان دوری کنید. سربلند و سلامت باشید و عمرتان به دنیا... یا حق!
صادقی: با توجه به اینکه نماینده قبلی به آنچه که فکر نمیکرد، شایستهسالاری بود و تنها یک مشت چاپلوس، مزدور و کمک دهنده دور و بر خودش جمع میکرد، کسانی که بهجای کارنامه اجرایی هیچ چی ندارند و تنها کار مسئولین گذشته را بهنام خود اعلام میکنند. لذا آقای ندیمی باید یکی پس از دیگری این افراد را عوض کند تا بتواند دین خود را نسبت به رأی دهندگان بهخوبی ادا کند. مثلاً همین تعداد افراد غیربومی که در مهمترین پستهای شهر هستند، به چه درد میخورند، غیر از هوچیسازی؟! من یکی از این آقایان را میشناسم که همین الآن هم خط خود را از همکار نماینده قبل (آقای ایرج شمسی) میگیرد، بعد هرجا هم مینشیند، میگوید آقای ندیمی چند بار با من نهار خورده است!!!
آقای ندیمی! ما دانشجویان دانشگاه لاهیجان تغییر تغییر تغییر تغییر تغییر رئیس دانشگاه آزاد خواسته ماست. چرا نمیشنوید؟ این صدای مردن لاهیجان است. چطور اعلام کنیم؟؟؟
حجت ندیمی: جناب آقای ندیمی! عدهای غش و لش دنبال منافع اقتصادی هستند و تعدادی لمپن سیاسی و اقتصادی دنبال کشیدن صندلی این و آن و نشستن خود یا عواملشان بر آن صندلیها. لطفاً مقتدرانه به عمران و آبادانی این شهر مظلوم برسید و خود را درگیر این کوته فکرها ننمایید. شهرکهای صنعتی، بام سبز به دریا، اتوبان سنگر ـ سیاهکل، منطقه ویژه اقتصادی و جوانان جویای کار چشم انتظار توانمندیهای حضرتعالی هستند.
بیطرف: آقا حجت! خدا پدرت رو بیامرزه! خوب گفتی. اگه اینجوری ادامه پیدا کنه، چشم بههم بزنیم، چهار سال تمام خواهد شد و زحمات همه بینتیجه خواهد ماند. شما که نزدیکترین هستید، به حاجی کمک کنید. خود شهر و شهرداری که در سال بالغ بر 12 میلیارد تومان از پول همین مردم هزینه میشود، آنهم برای زیباسازی، آیا ضروری است و مشکلات مختلف دیگر که از حوصله خارج است...
بیطرف: دوستی که گفته ندیمی رو کی توو کشور تحویل میگیره؛ جهت اطلاع این دوست گرامی بگم، زیاد دانستن، دشمن میاره و باعث دردسر میشود، رقیبان بیانصاف رو زیاد میکنه، خود آدم بهعلت ضعف دیگران دچار غرور ممکنه بشه یا خدای نکرده ناهماهنگی فکری. راهکاری، ایدهای، طرحی چیزی ارائه بدید که بتوانیم از نمایندگی ابوذر به نفع جامعه استفاده کنیم. مگر مغز خر خوردیم که جان میدیم تا این آقا انتخاب بشه، بعد شروع میکنیم به درگیری!!! چه وضعیه؟؟؟ بعدش حاجی جان! اکثر مردم دچار ضعف اقتصادی هستند، گرفتارند، بچههای دم بخت ولی بیکار دارند، به داد اونها برسید. آقا پدر بنده بعد 60 سال هنوز مستأجره و خودم هم به همین صورت. آخه به کی بگیم؟؟؟!!!
آریا: ابوذر به چند موضوع در امر انتخاب مسئولین توجه میکند: 1- گذاشتن نیروی بومی که دلسوز شهر خودش باشد. 2- کنترل کارنامه عملکرد رئیس اداره3 - حفظ آبروی مسئولین زحمتکش بدون توجه به گرایش سیاسی فرد در انتخابات نمایندگی 4- استفاده از الفاظ مؤدبانه. در این راستا با برخورد با فرمانداران (بالاترین مقام عالی اجرایی شهرستانها)، رئیس اصناف، رئیس اداره برق، رئیس آموزش و پرورش و رئیس ارشاد صداقت خود را نشان داد و کارنامه آنان را دقیقاً بررسی نمود و فهمید که خیلی ضعیف عمل کردند! حتی در پارهای از موارد از دوستان استان همجوار (رئیس اداره برق از مازندران انتخاب میشود) در امر مدیریت نیز کمک میگیرد و اصلاً سلیقههای شخصی خود و دوستانش در تغییرات اثرپذیر نمیباشد! انشاءالله موفق و در خدمت به محرومان موفق باشید!!!
آیا در این چهار ماهه فعالیت مجلس نهم، حضرت ایشان که خیلی قشنگ و زیبا حرف میزنند و فوق تخصص گفتار درمانی هستند، از خودشان پرسیدهاند که چرا در دوره جدید مجلس شورای اسلامی نتوانستهاند نقش برجستهای ایفا کنند و حرفی برای گفتن داشته باشند؟؟؟ ایشان نتوانستند رئیس یا عضو هیأت رئیسه کمیسیون اقتصادی بشوند و یا حتی در رقابت با نماینده متولد 1360 مرند که بیش از 90 رأی آورد، تنها با 18 رأی نتوانست به پیروزی دست یابد و عضو شورای پول و اعتبار کشور شود!!! رئیس یا عضو هیأت رئیسه فراکسیونها یا انجمنهای دوستی کشورها که هیچ قدرت و برش اجرایی در کشور ندارد که هنر نیست که ایشان پزش را به همشهریها میدهند!!! حتی این برادر عزیز هر نظر و پیشنهادی که در جریان طرحها و لوایح مجلس میدهد، بالاتفاق رأی نمیآورد!!! از همه اینها مهمتر، حمایت شدید و غلیظ ایشان از استاندار بیکفایت سابق گیلان و روابط به شدت تیره ایشان با 12 نماینده دیگر گیلان، ایشان را تنها محدود به نمایندگی 30 هزار نفر از 133113 نفر واجد شرایط در حوزه انتخابیه لاهیجان و سیاهکل نموده و بهقول اخوی ایشان، لشها و غشها مانع پیشرفت و پر کشیدن ایشان شدهاند!!! البته ایشان خودشان هم استعداد بسیار زیادی در [...]پروری دارند و خیلی دوست دارند عواملشان کیف و وسایلشان را حمل کنند یا دائم ازشان عکس بگیرند و مدام شخصیت انسانها را زیر سئوال ببرند و خودشان را از همه بالاتر و برتر و نمایندهتر بدانند!!! اینها را گفتم تا حضرت ایشان بدانند همشهریان و موکلانشان دقیقاً حرکات و عملکرد ایشان را زیر نظر دارند و رصد میکنند. از ایشان انتظار داریم با محلی نگری و شخصیسازی مسائل، خودشان با دست خودشان چهره ملیشان را تخریب نکنند و با عمل به وظیفه ذاتی تقنینی و نظارتی خود (همچون نمایندگان تهران)، بیشتر در احوالات و خصوصیات شخصیتی خود غور و تجدیدنظر کنند تا مبادا چهار سال به سرعت برق و باد بگذرد و هیچ بهره عملی، جز حرف و آلبوم عکس و ... از ایشان برجای نماند ...
بیطرف: عزیزانی که از آقای ندیمی گله میکنید! آیا به این مسأله فکر کردید که برخلاف همه نامزدهای نمایندگی، آیا چهره به چهره از کسی خواسته که برایش کار کنند؟ آیا کسی هست که ندیمی به او گفته باشد برام رأی بگیر؟ یک به هزار شاید همه ماها بدون اذن او دویدیم دنبالش و الآن هم حق ماست هر آنچه که او بخواهد و بگوید و انجام دهد. گلهای نیست. آیا شده بهعنوان یک شهروند بیاید در همین پایگاه مثل همه ما پاسخی و یا مطلبی بگوید؟ البته که نه؛ چون او کجا و ما حقیران کجا؟ او اصلاً مثل ماها فکر نمیکند و شاید اصلاً ما را نمیخواهد! نه برای همکاری و نه برای خدمترسانی شده تا حالا به کسی زنگی بزند، پیامکی، چه تبریک و چه تسلیت بدهد؟ نه! چرا؟ خدا عالم است، نمیدانم، ولی آدمی با درایت و تجربه و دانش و جامعیت آقای ندیمی نمیدانم چرا خیرخواهان و دوستان واقعی خود را نمیبیند و همیشه افراد زبون و پست درپی اویند و همیشه هم جز بدنامی برای حاج آقا چیزی از خود بروز نمیدهند! دعا میکنم به حق امیرالمؤمنین علی(ع)، ندیمی را خدمتگزار واقعی مردم قرار بده! مگسان دور شیرینی را از دورش پاک و خاک گردان! نزدیکی افراد سالم و باناموس و باغیرت و باعزت را از نزدیکانش قرار بده! دشمنان همه خدمتگزاران مردم را بمیران و ما را...
مهران: ای بابا، یکی برام تعریف کنه بومی به چه کسی میگویند؟ آقای ندیمی بهجای تعویض آقای دانشیان که از آنسوی دنیا آمده است، با دانشیان معامله کرده و رئیس دانشکده منابع طبیعی و کشاورزی را که لاهیجانی نبوده، ولی گیلانی است، عوض کرده است. شایستهسالاری را خودتان پیدا کنید.
شاهین (دانشجوی استاد خارا): از شنیدن خبر تعویض دکتر حسین خارا خیلی شوکه شدم. ایشان تنها جرمش اینه که متولد کلاچای است. بهتره بدونید در سال 1371 در رشته شیلات وارد دانشگاه آزاد لاهیجان شد، و در سال 1375 نیز با رتبه یک در مقطع فوق لیسانس باز هم در دانشگاه آزاد لاهیجان قبول شدند. در سال 1377 در مقطع دکتری و باز هم با رتبه یک در دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات تهران قبول شدند و چون فارغالتحصیل و رتبه یک بودند، در همان سال در گروه شیلات لاهیجان بورسیه شدند. از همان موقع تا حالا استاد دانشگاه لاهیجان و قبل از ریاست دانشکده، مدیر گروه شیلات هم بودند. حالا بعد از 20 سال دکتر خارا که در سال 1391 رتبه چهارم نویسندگان برتر را در تاریخ دانشگاه آزاد کشور بین 30 هزار استاد و بهویژه استادان بسیار قویتر کسب کرده است، بهعنوان مدیر غیربومی از طرف رئیس غیربومی دانشگاه (دکتر دانشیان) برکنار میشوند. حتماً به این آدرس مراجعه کنید تا عمق فاجعه را ببینید:
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1612540
بیطرف: هر تغییری را به ندیمی نسبت ندهید. او دنبال آدم توانمند و خدمتگزار است و با هیچ احدی تا کنون معامله نکرده در سطح شهرستان، چون به کسی باج نمیدهد.
لاهیجی: مقاله "سیاست به مثابه بندبازی! دموکراسی به مثابه پوپولیسم!" به قلم آقای جوادپور را در همین سایت بخوانید تا با حد و اندازههای آقای ندیمی بیشتر آشنا شوید.
توو این شهر هیچکس توانمند نیست. آخه کیش شخصیت تا کی؟! اینقدر با الفاظ بازی نکنید! توهین به فرهیختگان لاهیجان تا کی؟! فقط غیربومیها توانمندند؟؟؟!!! یوم تبلی السرایر...
من یک استاد لاهیجانی هستم و دکتر خارا را بهخوبی میشناسم. کسی که بهجای ایشان معرفی شده را هم میشناسم. دکتر خارا یک چهره علمی و مدیریتی کشوری است. از خوبیهای ایشان هرچه بگویم کم گفتهام. ولی [...] نه توانمند است و نه خدمتگزار. همه اساتید، کارکنان و دانشجویان میدانند که ایشان آدمی ضعیف، بدون درایت، بداخلاق و عصبی است که حرمت هیچکس را نگه نمیدارد. واقعاً برای رئیس دانشگاه آزاد لاهیجان و مدیران شهرستان متأسفم که چنین خیانتی را مرتکب شدند.
آقایان! بیخود حرص و جوش نزنید! ندیمی در عزل و نصبها اصلاً دخالت ندارد و توان دخالت کردن را ندارد. به یاد فرمایش گهربار علی(ع) افتادم: کن فی الفتنه کابن البون لاظهر فیرکب و لاذرع فیحلب؛ در فتنهها و آشوبهای زمانه چون شتر ابن لبون باشید، نه سواری دهید و نه شیر. متأسفانه شما پلی برای ترقی دیگرانید؟؟؟
بیطرف: توان دخالت دارد، فعلاً به همه میدان میدهد تا خودشان را نشان دهند. دوم در شأن ندیمی نیست که در ریز مسائل دخالت کند، مگر زمانی که جمعیت مخالفان بیشتر از موافقان باشد؛ البته به حق. والسلام
عجب استدلال آبکی؟! یک سال نشون ندادند؟؟؟ اکثر پستهای کلیدی شهر، مخالفین ندیمیاند. در سیاهکل، معاون فرمانداری چند ماه رفته ووووو آیا هفتاد هزار مخالف در انتخابات تلنگر نبوده، یا اینکه لایحمل هذا العلم؟ هرکسی نمیتواند این علم را بردارد، الا اهل البصر والصبر خواهیم دهید. والسلام
بیطرف: چهار سال نماینده محترم وقت چراغ خاموش رفت و آمد کرد و هرکسی را که خواست مسئول کرد و هرکسی را هم که دوست داشت عزل کرد و همه جا هم امروز اثر عملکردشان است. ندیمی اعتبار لاهیجان است. دیدید که همه را به تکاپو واداشته و هیچ احدی هم جرأت بیخیالی و بیمسئولیتی را ندارد. هرکه توان دارد، با ایشان کار میکند و هرکه ندارد، خودش میرود. بله، ایشان دنبال انجام وظیفه است و به کار خود وارد. پایان سال 1392 میتوان در موردش قضاوت کرد. بنده هم که ناشناس ارادت دارم، ممکن است به جمع نقدکنندگان بپیوندم، ولی امروز روز دیگریست... تحمل و صبر و شکیبایی.
مریم و محسن: با تشکر از زحمتهای جناب آقای ندیمی، نماینده محترم. از ایشان تقاضا داریم که توجه بیشتری به مدیران باتجربه و خوب شهر داشته باشند؛ از جمله آقای خلیل آقابیگی که در طول سالها خدمت صادقانه و متعهدانه در آموزش و پرورش همیشه باعث افتخار بودهاند و هیچ ادعایی هم نداشتند. درحالی که ایشان شایسته پست ریاست یک اداره یا فرمانداری شهر هستند، اما متأسفانه در طول دوره خدمت به حق خودشان نرسیدهاند و یا شاید به عمد نادیده گرفته شدهاند. جناب ندیمی! لطفاً در انتصابهای خود به ایشان نیز توجه کنید.
رمضانی: در وصف عزل دكتر خارا...
نکند دانا مستی نخورد عاقل می/ ننهد مرد خردمند سوی مستی پی
چه خوری چیزی کز خوردن آن چیز ترا/ نی چون سرو نماید به مثل سرو چو نی
گر کنی بخشش گویند که می کرد نه او/ ور کنی عربده گویند که او کرد نه می (سنايي)
يكي در لاهيجان پيدا شود و بگويد كه تصميمگيريهاي اشتباه مديريتي نقش دارد. در افتتاحها پيش قدميم و در تخريبها (حتي به منظور اصلاح) پشت پرده پنهان. حضرت علی(ع) در نامه به مالک اشتر، به او میفرماید که به اهل شجاعت بپیوندد و آنها را بهعنوان کارگزار انتخاب نماید.
شهروند لاهیجانی: درود بر دکتر دانشیان که حق را به حقدار میرساند و مدیران نالایق را برکنار و مدیران لایق کارآمد را یا ابقاء نموده یا منصوب میکند و بهتر از هر لاهیجانی، لاهیجانیها را میشناسد... درود بر دکتر دانشیان... درود بر ندیمی بزرگ، نماینده پرتلاش و لایق شهرمان... درود بر حضرت آیتالله قربانی، بزرگمرد لاهیجانی... درود بر حجتالاسلام رنجبر، فرهیخته لاهیجانی... (به ولله قسم من یک لاهیجانیام)
الف) اگر ميدانيد و برخورد نميكنيد، مديونيد.
ب) اگر نميدانيد، چون مسئوليد پس مديونيد.
1. در انتخابات و جلسات خانگی در حضور همراهانتان و چندین جلسه که با شما بودیم، شما تأکید کردید که در دانشگاه آزاد تخلفات گسترده هست و برخورد میکنید! پس چه شد؟
2. آقای دانشیان از کدام کارخانه و واحد تولیدی چای ایرانی خریدند؟! از گیلانیها یا همشهریانشان؟ ایشان در جایی گفته است که به آقای ندیمی چند کیلو از این چای را دادم و پسندیدند!
3. یکی از کاندیداها میگفت: ندیمی هیچگاه از مدیران و دوستان نزدیک خودش در مناصب مهم فرمانداری، معاونت و ... استفاده نمیکند! چه پاسخی دارید؟
4. اطرافیان امروز شما با اطرافیان سال قبل شما فرق میکنند! سوء استفادهگران آمدند و باز هم حرفهای (ع.خ) درست از آب درآمد!
5. متأسفانه شنیدیم که تنها سایتی که از شما حمایت میکرد، لاهیگ بود، اما این روزها از این سایت تبری میجویید! ما همیشه از لاهیگ انتقاد میکردیم که ندیمی نامه شده است، اما از دوستانتان به نقل از شما شنیدیم که لاهیگ کاری نکرده است!
6. بسیاری از مسائل را برای دو انتخابات گذاشتیم که بازگو کنیم:
الف) شورای شهر: تا دوست و یار همیشگی و همیشه خندان شما بیاید و از ایشان سئوال کنیم که چرا به مردم لاهیجان دروغ گفتید که این ندیمی با ندیمی 4 سال پیش فرق میکند!
ب) انتخابات مجلس که از یک سال قبل همه عملکرد شما را با قبل مقایسه میکنیم.
7. آیا به 4 عضو شورای شهر لاهیجان که به رحیم کشاورز رأی ندادند، بدهکارید؟ واقعاً نمیدانید که این 4 نفر با که بودند؟
8. این زمان بگذار تا وقت دگر...
دوستی با مردم دانا نکوست
دشمن دانا به از نادان دوست
دوست دانا گر بلندت میکند
بر زمینت میزند نادان دوست
سربلند و خدمتگذار باشید... انشاءالله.
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1612540
نکند دانا مستی نخورد عاقل می/ ننهد مرد خردمند سوی مستی پی
چه خوری چیزی کز خوردن آن چیز ترا/ نی چون سرو نماید به مثل سرو چو نی
گر کنی بخشش گویند که می کرد نه او/ ور کنی عربده گویند که او کرد نه می (سنايي)
يكي در لاهيجان پيدا شود و بگويد كه تصميمگيريهاي اشتباه مديريتي نقش دارد. در افتتاحها پيش قدميم و در تخريبها (حتي به منظور اصلاح) پشت پرده پنهان. حضرت علی(ع) در نامه به مالک اشتر، به او میفرماید که به اهل شجاعت بپیوندد و آنها را بهعنوان کارگزار انتخاب نماید.