روزنامه و مجله از جمله ابزار و رسانههای جمعی بهشمار میروند كه قریب 150 سال از پیدایی آن در ایران میگذارد، اما به دلیل آنكه این پدیده غربی بوده، اغلب روزنامهنگاران به شیوه سنتی قلم میزنند و از اسلوب و روش صحیح روزنامهنگاری آگاه نیستند. در شهرستانها مراكزی كه مختص آموزش حرفهای این فن باشد وجود ندارد و یا اگر هم وجود داشته باشد، مطالب و روشی كه آنها یاد میدهند، زمین تا آسمان با آنچه در كتب غربی موجود است تفاوت دارد. از این روی چون روزنامهنگاری در میان رشتههای علوم ارتباطات اجتماعی مقام برجستهای دارد، بر روزنامهنگاران نیز واجب است كه آموزش صحیح روزنامهنگاری را لازمه تخصص خویش قرار دهند. درصورتی كه این لازمه در مراكز مربوطه بهصورت اصولی آموزش داده نشود، روزنامهنگار میتواند با تهیه و مطالعه كتب معتبر پیرامون این موضوع، بر دامنه اطلاعات و دانستههای خود بیافزاید. البته روزنامهنگاری در گیلان نیز از این قاعده مستثناء نیست. طبق آخرین آمار ارائه شده از سوی اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان، در این استان 131 نشریه مجوزدار درحال انتشار است، كه با 9 "روزنامه"، 44 "هفتهنامه"، 6 "دو هفتهنامه"، 37 "ماهنامه"، 21 "فصلنامه"، 7 "دو فصلنامه" و یک "سالنامه" رتبه سوم استانی در نشر و طبع جراید را دارد! این درحالی است كه آمار ارائه شده از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی كاملاً اشتباه است؛ چرا كه در گیلان 47 "هفتهنامه" مجوزدار وجود دارد و از 37 "ماهنامه"ای كه عنوان میدارد، چند نشریه سالهاست كه دیگر منتشر نمیشود و چند "ماهنامه" نیز سالهاست كه بهصورت "دو ماهنامه" منتشر میشوند. تعداد "فصلنامه"های استان هم 24 عدد است كه 3 "فصلنامه" مجوزدار در قطع كتاب منتشر شده از قلم افتاده است! ضمناً در كتاب مزبور، از 6 "دو ماهنامه" نام برده شده كه باز، یك "دو ماهنامه" دارای مجوز و در بخش "ماهنامه" نیز به همین صورت، یك "ماهنامه" دارای مجوز از قلم افتاده است. ضمن اینكه دهها نشریه در استانهای دیگر، نظیر آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان، مازندران، گلستان و ... چاپ و منتشر میگردد كه در گستره توزیع آنان، گیلان نیز نقش بسته است. نگارنده تمامی آماری كه تا كنون از نشریات استان گیلان ارائه داده است را بهطور مستند در آرشیو شخصی كتابخانه خود بایگانی دارد. لذا هر مقام مسئول و حتی خوانندهای كه به این آمار اعتراض دارد میتواند به راقم مراجعه كند تا نام، مشخصات و حتی خود نشریات را در اختیارش بگذارم. نگارنده بهعنوان كسی كه حداقل در رابطه با تمامی نشریات گیلان و حتی برخی از نشریات مشترك سایر استانها با گیلان تحقیق نمودهام، بهطور قاطع ادعا میكنم كه از 9 "روزنامه" درحال انتشار، اغلب 60 درصد مطالب 3 "روزنامه"، یا "رپرتاژ آگهی" و یا آگهی بوده و 40 درصد باقیمانده نیز، اخبار و یا مطالب دسته سوم میباشد! یك "روزنامه"، پنج "هفتهنامه" و یك "دو هفتهنامه" نیز استاندارد قانونی "اندازه" را رعایت نمینمایند! از نشریاتی كه بهصورت "هفتهنامه"، "دو هفتهنامه"، "ماهنامه" و ... منتشر میشود، قریب به 45 نشریه بهصورت تخصصی و مابقی بهصورت عمومی است كه با قاطعیت تمام میتوان ادعا نمود که تعداد نشریات عمومی باكیفیت استان ـ چه از نظر محتوا، چه از نظر صفحهبندی و سایر مسائل ـ به تعداد انگشتان دو دست هم نمیرسد؛ چرا كه اغلب آنها، مطالب و اخبار خود را از سایتها برداشته و اخبار سوخته و كهنه را بهنام خود درج مینمایند. البته اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این مورد بیتقصیر نیست، چون بعد از ارائه مجوز نشریه از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران، هیچگونه نظارتی بر اینگونه مسائل ندارد... مگر در موارد... بارها شاهد آن بوده و هستیم كه فردی، مجوز یك "ماهنامه" را میگیرد و "دو ماهنامه" منتشر میكند و یا بهطور مثال، مجوز نشریه حقوقی میگیرد، بعد در زمینه گیلانشناسی كه در حوزه تخصصاش نیست فعالیت میكند! یا در زمینه فرهنگی و اجتماعی مجوز میگیرد، ولی فقط آگهی منتشر میكند! از این روی بهزعم راقم، بهترین اقدام جهت ارتقاء سطح كیفی نشریات، ارزیابی دقیق آنها توسط كارشناسان سازمانهای متولی و دستور لغو مجوز نشریات زرد و بیمحتوا و حمایت مالی بیشتر از نشریات حرفهای است؛ هرچند كه چنین قانونی در "قانون مطبوعات ایران" وجود ندارد و این نشاندهنده ضعف بزرگ قانون مطبوعات کشور است. ضمن اینكه اعتقاد بر این است که مدیركل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان باید بیشترین وقت خود را صرف برطرف كردن مشكلات و نواقص این حوزه مهم بگذارد و با شناخت دقیق از نشریات استان، درصدد ارتقاء جایگاه واقعی و رساندن آنها به سطح مطبوعات رسانه مكتوب باشد. در غیر این صورت نمیتوان به بهبود امور چندان امیدوار بود و وقتی در روز خبرنگار از همه فعالان این عرصه به یك میزان تقدیر میشود، امكان ترقی نیست.