حالا معلوم شد که چرا: چای داخلی این محصول نفرین شده سبز سیاه بخت(!) به این روز سیاه افتاده است!؟ چون همه عاشق دل چاکش هستند! شما رو خدا این دکان را ببندید! هرچند من از خواندن این ... سخنها از خنده غش کردم! بچه گول میزنین؟ خوشبختانه در این عصر و زمانه بچهها هم دیگه گول نمیخورند. یهجوری مثل همیشه با هم کنار بیاین! چهبسا این بحث برای همین هم مطرح شده است. این حرفها برای چای و چایکار زحمتکش توتون نمیشه!... دست همگی شما از راهکارهایی که برای نجات چای داخلی ارائه نمودید درد نکند!
جمعی از کارشناسان چای چه کسانی هستند که این مزخرفات را به ابوذر میگویند؟ چرا جرأت ندارند اسمشونو بنویسند؟ ما بهعنوان کارشناس واقعی چای که عضو نظام مهندسی هستیم، از دوره تعاون روستایی مشغول به خرید کردن برگ سبز چای هستیم، از صبح تا شب داریم توو کارخونه جون میکنیم، تازه بعد از چهار و نیم ماه با ما دارند قرارداد میبندند (یه چک 100000000 ریالی هم بهعنوان وثیقه میخوان، همچنین یه فرم رو باید امضاء کنیم که تمام حقوق، اضافه کار، شب کاری، جمعه کاری و ... رو گرفتیم، تازه یک هفته پیش دوزار پول به ما دادند) فقط هم حداقل حقوق قانون کار رو قراره به ما بدهند، از اضافه کار و جمعه کاری هم خبری نیست. بعد آقایان دختر و پسرشون رو جا میزنند توو اداره (بدون حتی یک ماه سابقه). فرزند جناب آقای (ر)، فرزند آقای (ش) مسئول دفتر (ق) و ... دیگه نگم بهتره! فقط چشم و امیدمون به ابوذره. خدا حفظت کنه ابوذر. خدا پدرت رو بیامرزه. امید ما فقط ابوذر ابوذر ابوذر...
با توجه به وضع موجود چای پیشنهاد میکنم حل آن را به تشکلهایی مانند "تعاونی مسکن پرستاران" واگذار کنند تا با روش خود، یعنی ریشهکن کردن سریع و یواشکی کل بوتههای چای بهوسیله بولدوزر و تبدیل باغات چای به آپارتمانهای 110 و 170 واحدی کلاً مشکل را حل و با تبدیل باغداران به عمله ساختمانی، مشکل آمار معاش باغداران را هم کاملاً حل کنند. مخصوصاً که شنیده شده برای تسریع در این کار به نماینده عزیز جناب آقای ندیمی هم متوسل شدهاند. با این ترتیب برای کسانی که دلشان برای چای و چایکار گرفته است، دیگر کاری نمیماند، مگر اینکه برای شادی روح چای و چایکاری: فاتحه مع الصلوات. راستی برای توفیق روزافزون برخی تعاونیهای "چای کن" دعا یادتون نره. به امید روزی که با همت این عزیزان متعهد و دلسوز، ما فقط بوتههای چای را در موزه چای ببینیم! اینجوری در جهت توسعه گردشگری هم قدم برداشتهاند! مرحبا عزیزان! جداً که پرستارید!
دست همه آقایون توو یه کاسه است؛ منتهی وقتی به یکیشون کم میرسه، دادش درمیاد!!! مشکل سر لحاف ملا نصرالدینه و بس!!!
یاور: جنابعالی خوب میدانید که اسامی شما و همکیشانتان بهعنوان بانیان انحلال و نابودی سازمان چای در سال ۱۳۸۲ در تاریخ چای کشور ثبت شده و با این عمل زشت و نابخشودنی، لکه ننگی را بر دامن خود در دوران به اصطلاح اصلاحات باقی گذاشتید. به شعور چایکاران احترام بگذارید و فکر نکنید که چایکاران آگاهی چندانی از سیاسیکاریهای شما ندارند و توصیه میکنم بهجای زدن حرفهای قشنگ، به فکر کارهای قشنگ باشید و بهجای زیر سئوال بردن مدیران بومی و درد آشنا، انرژی خود را در احقاق حق کشاورزان معطوف دارید و با گرفتن دست دستاندرکاران چای در حمایت از تولید ملی و کشاورزان زحمتکش گیلان در تمام زمینههای کشاورزی چای، برنج، ابریشم و ... سعی کنید این امانت و وظیفه چهار ساله را که از ولینعمتان خود مردم بهدست گرفتهاید بهخوبی حفظ نمایید. چه مطالبی بهتر از اینکه بنویسیم عین حقیقت برداشت از صحبتهای یک بیطرف لنگرودی. واقعاً مردم آگاه هستند.