هنگامی که افرادی نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی میشوند، بعضاً برخی از مدیران ادارات نگراناند و سبک و سنگین میکنند که در بین نامزدها به کدام طرف غش کنند تا از تیررس نماینده منتخب در امان باشند، یا کارشناسان دونپایه با چسبی که دارند، به کدام نامزد بچسبند تا نیافتند و بلکه بالاتر هم بروند.
خود نامزدها هم بین عوامل ذینفوذ قلاب میاندازند تا شکار کنند و برخی شکارچی خوبی هستند و شانس میآورند تا با وعده و وعید، صندلی سبز خانه ملت را چهار سال در اختیار داشته باشند.
بعضی قول میدهند و بعد به ۵۰ درصد هم عمل نمیکنند. واقعاً چنین نمایندگانی تحفه هستند و با عرض معذرت بیعرضه! اما برخی پس از رسیدن به صندلی، حامیان خود را ارزیابی میکنند که آیا به فرمایش مقام معظم رهبری، بر اساس مردم سالاری در زمان نماینده قبلی منصوب شدند یا بر اساس فامیل سالاری، بچه محل سالاری و همسو سالاری در انتخابات سکان مدیریت را بهدست گرفتهاند؟!
طبیعتاً اگر مسئولی بدون ضابطه منصوب شده باشد، با توجه به اینکه یکی از وظایف نماینده، نظارت بر کار مدیران از وزیر گرفته تا استاندار و مدیران شهرستانی است، حق طبیعی اوست که از طریق مقام مافوق، عذر مسئول را بخواهد و یا از وجودش در جای دیگری استفاده کند. در اینجا شرعاً نماینده وظیفه دارد دنبال نیروی اصلح باشد.
مرحله دیگر، دخالت در عزل نابهجا با استفاده از اهرم قانون اساسی است. اگر مدیری که نماینده تلاش دارد او را عزل کند، از نیروهای فعال و پرتلاش و تواناتر از جانشینش باشد و مدیرکل این انتصاب را نپذیرد، نماینده میتواند وزیر آن سازمان یا وزارتخانه را بر اساس اصل ۸۸ قانون اساسی به مجلس بکشاند تا پاسخگو باشد.
بهنظر میرسد این اصل ناقص است و قدرت نابهجا به نماینده میدهد؛ چرا که با این حربه میتواند فامیل سالاری یا هر سالاری بهجز شایسته سالاری را اعمال کند. بعضی از نمایندگان علاوه بر اینکه در رأس اداره دخالت میکنند، مدیری را که خود گذاشتند را قبول ندارند و در مورد عوامل زیرمجموعه هم دخالت میکنند و توان مدیر را کاهش میدهند؛ چون اوست که افراد زیرمجموعه و کارشناسان را میشناسد و میداند که چگونه مهرهها را جابهجا کند تا به اهداف سازمان یا اداره دسترسی یابد، ولی نماینده به دیگران هم قول داده تا آنها را نیز در جایی بگمارد، حتی اگر لیاقتش را نداشته باشند.
www.lahidjan.com