پایگاه خبری تحلیلی لاهیگ با افتخار همراهی بیش از یک دهه در عرصه رسانه های مجازی در استان گیلان      
کد خبر: ۵۳۵۸
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۳:۲۱

گیلان؛ محله برو بیای استانداران

دکتر سید ولی‌الله موسوی
گیلان ما اگرچه برای گیلانی‌ها چیزی ندارد، اما برای دیگران منافع زیادی را دربر دارد. مثلاً همین سردار سعادتی اگرچه دست خالی با گیلانی‌ها محشور شد، اما قطعاً با تجربه زیاد و دست پر رفته است ـ لطفاً سوء تفاهم نشود. بگذارید منظورم را خیلی روشن بیان كنم و لازم است در آغاز این نوشتار بگویم كه مصادیق ما در دفاع از شخص خاص یا حمله به فرد دیگری نیست، بلكه مسأله امروز و دیروز ما، بی‌توجهی به جایگاه مدیریت كلان گیلان است.
در 15 اسفند 1390 خبر آمد كه استاندار اسبق (با آن‌كه حدود بیست سال سابقه خدمت در استانداری دارد) باید برود و مهدی سعادتی (با آن‌كه در حیطه امور استانداری اطلاعات زیادی ندارد) باید بیاید. الحمدالله صاحبان تریبون هم موضع مؤثری را مطرح نكردند؛ حتی آن‌ها كه وظیفه داشتند حرف بزنند و مصلحت استان را بیان كنند. این همان چیزی است كه قبلاً گفته بودیم (رفیقان گرمابه و گلستان را بدون تجربه لازم در صدر مؤسسات و سازمان‌ها قرار می‌دهند تا انشاءالله به تجربه‌اندوزی بپردازند).
بد نیست بدانیم از سیزده استانداری كه پس از انقلاب اسلامی در استان گیلان خدمت كرده‌اند، پنج نفر بومی بوده‌اند و از مجموع آن‌ها فقط شش نفر تجربه خدمت در استانداری و یا واحدهای مختلف وزارت كشور را داشته‌اند. همچنین نیمی از استانداران گیلان، پس از خدمت در استان به ارتقاء مقام دست یافته و بقیه حذف یا فراموش شده‌اند.
نكته مهم این است كه عمر متوسط خدمت استانداران گیلان در طول دوره پس از انقلاب حدود 2.5 سال بوده و بدون محاسبه مدت خدمت آقایان علی‌اکبر طاهایی (5.5 سال)، مسعود سلطانی‌فر (4.5 سال)، علی صوفی (3.5 سال) و علی‌اكبر رحمانی (3.5 سال)، متوسط خدمت بقیه آن‌ها 1.5 سال می‌باشد. بدیهی است که این مدت كوتاه، به‌ویژه برای كسانی كه بومی نیستند و سابقه خدمت در استانداری و یا وزارت كشور را ندارند، به هیچ وجه كافی نیست و به منزله حذف فرصت‌ها از استان و جفا به مردم گیلان است. زیرا وقتی كسی به منصب مهم استانداری منصوب می‌شود، به فرصت كافی نیاز دارد تا محیط خدمت خود را بشناسد، نیازهای استان را درك كند، مزیت‌های استان را بیابد و با مدیران و همكاران خود هماهنگ شود یا آن‌ها را با خود هماهنگ كند. تازه این موضوع وقتی مصداق می‌باید كه استاندار نصب شده از میان كارشناسان ارشد استان انتخاب شده باشد و یا از كارشناسان ارشد وزارت كشور باشد و با ماهیت وظایف و مسئولیت‌های استانداری مأنوس باشد. اما استاندار معزول ما اگرچه ممكن است در جایگاه و مسئولیت قبلی خود (پیش از استانداری) موفق بوده باشد، اما با مدیریت در استانداری آشنا نبود و مدت نسبتاً زیادی برای آشنایی با محیط و كار با دستگاه‌های اجرایی استان نیاز داشت و درست وقتی كه این آشنایی به‌طور نسبی حاصل شد، هنگامه رفتن فرا رسید!
واقعیت این است كه این‌گونه انتخاب‌ها و انتصاب‌ها ـ به‌ویژه در مسئولیت‌های بزرگ ـ از ابتدا اشتباه است و به آرمان‌های دستگاه‌های اجرایی خسارت وارد می‌كند. همچنین با این انتصاب‌ها، "سعادتی‌"هایی كه می‌توانند در موقعیت اصلی خود (كه تجارب گرانی در آن‌جا دارند) موفق باشند، در موقعیت‌های جدید با ناكامی و شكست مواجه می‌شوند و نمی‌توانند از افتخارات خود صحبت كنند؛ به‌ویژه آن‌كه وقتی شخصیت‌ها و گروه‌های مؤثر جامعه از ابتدا ساز مخالف با یك انتخاب را می‌نوازند، از پیش معلوم است كه چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود.
مقام استانداری موقعیت بسیار ممتازی است و با مقام ریاست جمهوری (در مقیاس كوچك‌تر) مقایسه می‌شود. چرا این موقعیت ممتاز را (آگاهانه یا ناآگاهانه) كوچك می‌كنیم؟! چرا به نظر افكار عمومی توجه نمی‌كنیم؟! چرا صاحبان تریبون‌ها، مطالبات جامعه را بیان نمی‌كنند؟! وقتی استانداری را كه بیش از بیست سال در معاونت‌های مختلف استانداری و سمت استاندار خدمت كرده و مشكلات استان را به‌عنوان یك كارشناس عالی‌رتبه مثل كف دستش می‌شناسد، عزل می‌كنیم، علی‌القاعده باید شخص توانمندتر و یا همتراز او را جایگزین كنیم تا امور جامعه به گردش درآید. اگر چنین می‌كردیم، حالا مجبور نبودیم زودهنگام دست به تغییر بزنیم. این اشتباهات ناشی از آن است كه گیلان ما در میان مقامات درجه اول كشور كسی را ندارد تا مدافع حقوق مردم استان باشد. صدای نمایندگان ما هم كه درنمی‌آید. آن‌ها به‌جای فریاد كشیدن، از كنار مطالبات مردمی و خیرخواهی‌های رسانه‌ها به‌راحتی می‌گذرند. معلوم نیست با این وضع چه خواهد شد...

• عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان
•• مدیرمسئول هفته‌نامه مسائل روز
www.shomalema.com

نظرات بینندگان