بازار تحلیل علت عزل استاندار گیلان داغ شد!
درپی تحلیل معاون سياسی سپاه قدس گيلان درخصوص علت عزل استاندار گیلان که البته با تردیدهایی در بین گروه دیگری از تحلیلگران مواجه گردید، تحلیل دیگری از سوی "یک منبع مطلع و آگاه" منتشر شده است.
درپی تحلیل معاون سياسی سپاه قدس گيلان درخصوص علت عزل استاندار گیلان که البته با تردیدهایی در بین گروه دیگری از تحلیلگران مواجه گردید، تحلیل دیگری از سوی "یک منبع مطلع و آگاه" منتشر شده است.
به گزارش "لاهیگ"، یک منبع مطلع و آگاه که خواست نامش فاش نشود، در گفتوگو با "۸ دی" خبر از عزل چندین مسئول استانداری گیلان در چند روز آینده داد و اذعان کرد: پیغامهایی به یکی از مدیران تازه منصوب شده در استانداری رسیده است که "استعفا بده، وگرنه عزل میشوی."
وی حضور برخی چهرههای نزدیک به بعضی نمایندگان را در استانداری و همچنین عزل آقایان "م.ب"، "ن" و "م.ب" را در روزهای آینده قطعی دانست.
این منبع نزدیک به استانداری گیلان افزود: بعضی افراد منصوب استاندار سابق با دادن اطلاعات غلط به مدیرکل دفتر سیاسی ریاست جمهوری زمینههای این تصمیم رئیس جمهور را فراهم کردند و در هنگام انتصاب استاندار جدید نیز توصیههایی برای حفظ آنها در استانداری از سوی تهران انجام گرفت.
وی از مهمترین دلایل برکناری مهدی سعادتی را رد صلاحیت روحالله قهرمانی برشمرد و گفت: رد صلاحیت قهرمانی را بهعنوان یک ضعف از سعادتی برشمردند و همچنین میزبانی او از حضرت آیتالله جنتی در مراسم هفتم تیر یکی دیگر از این دلایل است.
این منبع مطلع با اشاره به اشتباه سعادتی در استفاده از برخی افراد گفت: بعضی از انتصابات سعادتی در استانداری اشتباه محض بود.
وی درخصوص شایعه دیدار سعادتی با قالیباف و علت عزل وی به این دلیل گفت: این خبر کذب محض است و سعادتی بهعلت تفکرات کارگزارانی قالیباف، به او اعتقادی ندارد.
وی عنوان نمود: سمت بعدی سعادتی به احتمال قوی استانداری خوزستان خواهد بود، ولی شرط و شروطهایی برایش گذاشتهاند که مسئولیت جدید سعادتی در چند روز آینده مشخص خواهد شد.
همچنین به گزارش "لاهیگ" به نقل از "شاهد شمال"، درحالی نشست با قالیباف از سوی اطرافیان استاندار معزول گیلان تکذیب میشود که بنا به اخبار رسیده از منابع مطلع، دو مرحله نشست یکی در تهران درخصوص رفع مشکل مجموعه گیلانیهای مقیم تهران بین سعادتی و قالیباف برگزار شد که رنگ و بوی کاملاً مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری داشته و همچنین نشست دیگری در رشت که حول همین محور برگزار شد. انعکاس این اخبار به رئیس جمهور و تأیید صحت موضوع، یکی و مهمترین عامل از دهها عامل برکناری مهدی سعادتی از استانداری گیلان بوده است.
"احرار گیل" (پایگاه خبری نزدیک به اسدالله عباسی، نماینده ادوار هفتم و هشتم مردم رودسر و املش در مجلس شورای اسلامی) نیز همچون همیشه بدون درج نام نویسنده، در یادداشتی با عنوان "قرارگاه اصلی تغییر و تحول استانداری گیلان کجاست؟!" نوشت: قبلاً نوشتیم که ساختمانی در حاشیه پارک قدس رشت مرکز آمد و شد ظاهرالصلاحهاست! به دفعات گفتیم که تیم افراد هاشمی نسب در گیلان برای انتخابات و بعد از انتخابات درحال برنامهریزی هستند. آنها با حنجرههای اجارهای و غوغاسالاری در رسانهها و برگزاری همایشها، سودای پادشاهی بر گیلانستان را دارند. اولین هدفشان نفوذ و ایجاد اختلاف بین سرداران سپاه و ایثارگران دوران دفاع مقدس بود. ابتدا یکی از دو سرتیم اصلی مرکز رزمندگان و ایثارگران را مرید خود ساختند، بعد با استفاده از مهرههای مجهز خود، حمله در عمق را طراحی و اجرا کردند. در ضلع دیگر این هدف، با مظلومنمایی جذب افکار عمومی را حربه خود ساختند و در نهایت، حمله همهجانبه به مهندس مهدی سعادتی ـ استاندار گیلان ـ که یکی از سرپلهای اصلی ایثارگران استان بود را آغاز کردند تا وانمود کنند که نیروهای ولایی و بزرگان سپاه قادر به حل مشکلات استان نیستند!
لذا در منابع خبری با حرکتی ژورنالیستی، یکی از بزرگان این قوم را نماینده کر و لالها عنوان کردند و در حلقه دیگر، استاندار گیلان را که او هم از پاسداران ولایت بود، نااهل، بیعرضه، محافظ امام جمعه و ... خواندند تا ضمن برآشفته و عصبانی کردن جامعه ایثارگر، از آب گل آلود ماهی بگیرند، که دست بر قضا با حربه عوامفریبی موفق هم شدند! غوغاسالاری آنان جواب داد. هم بر انتخابات با دسیسههایی پیروز شدند و هم توانستند مخ وزیر کشور را از طریق بیوت صالحه بزنند و به احمدینژاد برسند و با خلافگوییهای خود و دادن وعدههای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، مجوز تغییر استاندار گیلان را بگیرند. برخیها ندادن پاسخ شایسته از سوی سعادتی به فرافکنی افراد با زبان خودشان را از ضعفهای او قلمداد میکنند. این گروه بر این باورند که مهدی سعادتی ـ استاندار پیشین ـ اگر چنین میکرد و از حریم مسئولان گیلان دفاع میکرد، دیگر کسی استان را بیصاحب قلمداد نمیکرد. دیگر کسی...
به هرحال شرح وظایف هریک از عناصر اصلی این قرارگاه (که تنی چند از نمایندگان استان نیز در آن عضویت دارند)، تعیین و ابلاغ شد. استاندار که عزل شد، ظاهرالصلاحها سرود فتح خواندند. دستور جابهجایی در همه سطوح در استان از سوی فرمانده اصلی قرارگاه به منظور انتقامگیری از برخی رد صلاحیتهای انتخابات مجلس نهم و ... صادر شد. برخیها در روز تودیع و معارفه استاندار گفتند: "شایستهسالاری باشد، حزب من، گروه من و جناح من باید کنار برود!" (این را برخی سایتها و افراد التهابآفرین وابسته به برخی بیوت، بوق و کرنا کردند که آهای ملت بدانید ما شایستهسالاریم!) ولی در خلوت بهعنوان فرمانده اصلی ظاهرالصلاحها، دستور قلع و قمع 24 نفر از اصولگرایان ولایی و ایثارگر را به یکباره صادر کردند. بعد هم عنوان کردند که آنها فلهای آمده و خارجی بودند!!! نگفتند که اکثرشان پاسدار این امت و ایثارگران دوران دفاع مقدس و نیروهای ارزشی و ولایی بودند؛ گفتند آنها خارجی (غیربومی) بودند.
با نگاهی کوتاه به اسامی اخراجیهای استانداری میبینیم که در میانشان بودند افرادی بومی که در این آتش سوختند. اخلاق و ارزشهای دینی ما شد دستاویز انتقامجویی برخی که تحمل مخالف را نداشتند. همه میدانند که ارزشهای ما، شایستهسالاری را، بومی و غیربومی نمیشناسد! ای کاش ما به همان اندازه که گزینشهای فلهای را بوق کردیم و مضموم دانستیم، اخراج فلهای را نیز بد و ناپسند بدانیم؟ فکر آبروی این 24 ایثارگر انقلاب و ولایت را میکردیم که آنها چگونه باید پاسخ مردم و خانواده خود را بدهند. اخراج شدیم، برای اینکه از باند و گروهی خاص نبودیم؟ اخراج شدیم، بهخاطر اینکه اهل معامله نبودیم؟ اخراج شدیم، زیرا جزء پیمانشان قرار نگرفتیم؟ و ...
غلامعلی رضوانی ـ معاون سیاسی و امنیتی استانداری ـ را اگر نگوییم شبانه که شتابزده و پراشتها عوض کردیم. حتی حوصله نکردیم فردی جایگزین برایش انتخاب کنیم! روشی که شاید برخیها برای دشمنان بهکار نگیرند، ما برای خودیها اتخاذ کردیم. امنیت شغلی در حراست از انقلاب را برای انقلابیون ولایی به بیم تبدیل کردیم. با اینگونه اقدامات شاید کمتر کسی رغبت کند برای مشاوره و خدمت به نظام، نزد مسئولین برود؛ ای بسا کابوس جابهجایی شبانه و شتابزده، گریبانگیر او نیز بشود و آبروی خود را یکشبه به تاراج ببیند!
و باز با کمال تعجب شنیدیم که طی چند روز اخیر، برخی دیگر از پاسدارانی که اخراج نشدند، آنها را (اعضای همین قرارگاه) فرا خواندهاند و از آقایان (ر. ب. ع.) با یک درجه تخفیف بیعت گرفتند!!! البته ما نیز پارهای از تغییرات را در مدیریتها شایسته میدانیم و بر این باوریم که باید به استاندار جدید گیلان بهعنوان نماینده عالی دولت کمک کرد، ولی استانداری که یکی از فرمانداران اصلاحطلب از نوع مشارکتی شهرستانهای گیلان را در دولت گذشته کنار دست خود نشاند و با او در معاونت استانداری مدارا کرد و در پاسخ منتقدین این انتصاب، دیدگاه جذب حداکثری را توصیه کرد، چگونه است که نمیتواند با تنی چند از اصولگرایان ایثارگر استان کار کند؟! اینجاست که آدم تصمیمگیرندگان این تغییرات را هاشمی نسبانی میبیند که دیروز و در انتخابات سال 1384 نیروهای جان بر کف بسیج را مخرب جامعه میدانستند. همانها امروز چهرههایشان را به صورت ثابت در برخی سایتهای وابسته که حنجرههای اجارهای دارند (کدام کشک، کدام پنبه!) میتوان به تماشا نشست. کسانی که اگر تا دیروز در پس پرده تصمیمسازیها قرار داشتند، امروز اندکاندک کنار دست برخیها در مراسمات بزرگ مذهبی هویدا میشوند! و با این کار پیوند برادری خود را جشن میگیرند و سرود مرز پرگهر سر میدهند!
... ساده لوحانه است که برخیها تغییر استاندار سعادتی را طرفداری از قالیباف و یا نداشتن تخصص و انتخاب فلهای افراد بنامند. البته شاید بتوان رد صلاحیت برخی افراد منتسب به برخی بیوت معنوی گیلان را از جمله دلایل پنهانی این انتقام سیاسی بدانیم؛ کمااینکه بهنظر میرسد دلیل اصلی تغییر استاندار، دفاع مطلقه از حریم ولایت و سیرت پاک پاسداریاش بود، که اگر سعاتی اهل معامله بود و به برخی حوایج تن میداد، بعید بود او به مسلخ برود، که: یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است!
نگارنده این ذهنیت را نیز ناصواب میداند که برخیها عمر استاندار محترم گیلان را تا پایان دولت دهم میپندارند! زیرا هر نامزدی که ریاست دولت یازدهم را برعهده بگیرد، تغییر در سطح مدیریت عالی استان یک خیال و البته که بعید خواهد بود. دلایل و تحلیل این مطلب بماند برای آینده!
از همین منظر برخی فریادهای جدید و البته ناآشنا نیز شنیدنی است! فریاد از برخی تریبونهای مقدسی که تمنای آوای وحدت (دیرهنگام) از آن بلند شده است. جایی که تغییر مدیریت در استان را لطمه زدن به گیلان میداند (البته تغییر مدیریت امروز استان، نه دیروز!)؛ جایی که از وزیر کشور خاطرات گزینشی مطرح میشود؛ جایی که مخالفین(!) را غوغاسالار و فرصتطلب، مشاوران غلط اندوز و عاشقان پست و مقام قلمداد میکند؛ جایی که تا دیروز علیه نماینده عالی دولت و نظام حمله میشد، امروز آوای وحدت، رفاقت، محبت و همت برای سربلندی گیلان سر داده میشود! شاید مردم بپرسند چگونه است از یک مکان چند صدا شنیده میشود؟! چگونه است...