گیلان؛ سفرنامهای بیمنتهی
گیلان را بایستی در چهار فصل دید و حظ جنگل و باران، برنج و شالی، رودهای خروشان و پامچال، زیستگاه قو و مرغابی، خروش روز و شب امواج دریا، جشن رنگ در لباسهای محلی و رسوخ طعم طبیعت در غذاهای محلی و جشنها و آیینها و هزاران جاذبه را مزهمزه کرد.
سفر از زمانی آغاز میشود که اندیشهاش در ذهن نمایان شود و آنان که از ذوق سفر سرشارند، نیک میدانند که گیلان، سفرنامهایست بیمنتهی...
بر این اساس، واژه "گیلانگردی" اغراق نیست؛ چرا که گیلان تنها طبیعت نیست و جایجای آن سرشار از غنای تاریخی و طبیعی و فرهنگی است.
گیلان را بایستی در چهار فصل دید و حظ جنگل و باران، برنج و شالی، رودهای خروشان و پامچال، زیستگاه قو و مرغابی، خروش روز و شب امواج دریا، جشن رنگ در لباسهای محلی و رسوخ طعم طبیعت در غذاهای محلی و جشنها و آیینها و هزاران جاذبه را مزهمزه کرد.
آنقدر که درپی نورد جادههای گیلان، ارتفاعات خیس و عطر هیزم، بهیاد میآوری شاید، اندکی به آسودگی محتاجی...
رودخانهها از بارش باران خروش گرفته و اثبات میکنند تا سنگ نیست و صخره هم، صدای آب زیبا نیست، و با تماشای خزه بر سنگهای رود به حیات مقدس و پرشور درونی طبیعت پی میبری و با چه حرارتی دل تمام این مناظر را یک به یک استقبال میکند درپی آرامشی بهدور از هیاهوی شهر...
بیگمان اینجا رنگ فریاد است، طراوت ناب و اکسیژن چه بیدریغ...
و در ارتفاع صدای زنگوله میآید، گوسفنداناند؛ سفید سفید و نه بیرنگ، سفید سفید از بالا میآیند، از لابهلای درختان گردنکش کوه و از صخرهها میپرند بر سنگ ریزههای برگ فرش خیس باران خورده درپی چوپانی خرسند از خروش نهر...
و اندکی بالاتر که میروی، گاوها رواناند، اسبها به چرا مشغول و باران با نوایی خوش آهنگ فرود میآید...
بر اساس دانش توریسم، گردشگری در سطح بالای اقتصادی و اجتماعی آن موجب شکوفا شدن ذوق و استعداد و ارتقاء آموزش در همه زمینهها میشود و بر همین اساس، کشوری که در صنعت گردشگری فعال میشود، میتواند میلیونها گردشگر را به خود جلب نماید؛ کشورهای توریستی در تهیه پخت غذاهای عالی و با کیفیت بالا و تولید آثار هنری گران قیمت پیشرفت میکنند.
گردشگری در مجموع نه تنها موجب اشتغال، افزایش درآمد، صلح و آرامش میشود، بلکه سطح هنر و ذوق و استعداد را ارتقاء میبخشد؛ چون گردشگران فرهنگی ثروتمند حاضرند برای آثار فرهنگی باارزش پول خوبی بپردازند.
به هر روی گیلان، همایشی است از گیراییها و گونههای متعدد گردشگری که طبیعت گردی (اکوتوریسم) سرآمد آنهاست و چه بسیار حیف که تنها بایستی به برشی از آن بسنده کرد.
آبشار ویسادار
شکوه آبشار ویسادار گیلان در همایشی از جاذبههای طبیعی گردشگری، گردشگران را به وهم مبتلا میکند.
رشت، رضوانشهر و پرهسر و در نهایت 16کیلومتر آنطرفتر جادهای به وسعت رؤیای گردشگران طبیعت... بوی برنج با لطافت همیشگی هوای مرطوب شمال درهم پیچیده و چشم با مخملهای شالی نفس میکشد...
آفتاب کماکان طلایی است که فضا تاریک میشود. وارد تونلی میشوی، نه از سیمان و آهن و دود که تونلی از درختانی وسیع و درهم پیچیده و اگر موسیقی بهراه است، حتی بیکلام، اما باز هم آن را برنمیتابی، چرا که آنقدر صدا هست که نمیدانی در رؤیایی یا واقعیت...
اینجا ایران است، گیلان و تنها نقطهای از آن و نه همه آن و نه ماسوله و قلعه رودخان و دیلمان و ... . اینجا آبشار ویسادار است؛ همان که با "سایه درخت بید" هممعناست.
دو متر پیاده که به راهی خاکی سراشیب شدی، صدای تصادم آب است بر صخرههای عظیم که بیست متر پایین ترند...
شکوه آبشار است، که البته نیاگارا نیست و از آن خودت است، سرزمین خودت "ایران"...
قلعه رودخان
"قلعه رودخان" دژی بر بلندای گیلان زمین، لحظهلحظه شگفتی و تاریخ را به گردشگران هدیه میبخشد.
قلعه رودخان یادگاری از دوران سلجوقیان در گیلان غرق در طبیعتی وهمانگیز بیشتر به خیال میماند تا واقعیت...
مسیر رشت را که مینهی، راه به جاده شهره فومن گذاردهای که در دوسو درختان آزاد سر به فلک نهادهاند پشت در پشت هم بس خیالانگیز...
مسیری از سنگ و سیمان پلکانی مارپیچ شده و میگویند تا انتها 800 پله است تا قلعه...
راه شروع میکنی و طبیعت آرامت نمیگذارد، و چه خوب که هرچه نام آن را سیستم نهادهای با خود همراه نکردی...
شرح تابلوی پای قلعه اینگونه است: قلعه رودخان یکی از شگفتانگیزترین بناهای نظامی ایران است.
این بنای عظیم که در 23 کیلومتری جنوب غربی شهرستان فومن و در میان جنگلهای سر به فلک کشیده واقع شده، نمادی از کوشش گیلانیان برای حفاظت و صیانت از این سرزمین است.
بنای قلعه رودخان در ارتفاع 687 تا 778 متری از سطح آبهای آزاد و در دو سوی آن دو رودخانه جاری است.
این اثر تاریخی ـ طبیعی احتمالاً در دوره خاندان اسحقی (مقارن با سلجوقیان) که بر غرب گیلان حکومت میکردهاند، بنا شده است؛ هرچند برخی پژوهشگران، بنیاد آن را به پیش از اسلام نسبت میدهند.
قدیمیترین سند از این قلعه، کتیبهای سنگی است که تاریخ تجدید بنای آن را بین سالهای 918 تا 921 هـ.ق (مقارن با حکومت شاه اسماعیل صفوی) ذکر میکند.
طول باروی قلعه 1500 متر و ارتفاع آن بین پنج تا 12 متر متغیر است. باروها و برجهای متعدد قلعه با مصالح سنگ، آجر و ملات آهکی ساخته شدهاند.
این اثر ارزشمند ملی به شماره 1546 و در تاریخ سیام مرداد ماه 1354 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
بر ماست که این یادگار گرانبهای بازمانده از اعصار را بهدست آیندگان بسپاریم.
بنا به تعاریف استادان گردشگری، اکوتوریسم (طبیعت گردی) سفری است مسئولانه به مناطق طبیعی که منجر به حفظ محیط زیست شده و موجب بهبود کیفیت زندگی مردم محلی میشود.
بگذارید چنین باشد، نهتنها در قلعه رودخان، ماسوله، دیلمان، اطاقور و جایجای گیلان، بلکه برای نقطهنقطه سرزمینمان...
ماسوله
گیلان به دلیل گیراییهای بیشمارش در شاخههای متعدد گردشگری کهن و مدرن، یکی از قطبهای گردشگری کشور محسوب میشود و شهرک تاریخی "ماسوله" یکی از آن دیگری است که در مسیر ثبت جهانی است تا فراتر از کشور معرفی شود؛ هرچند که شهرت رؤیاگونش در گوشهگوشه جهان رسوخ کرده و هر سال در چهار فصل، میهمانانی را میزبان است که از نقطهنقطه جهان به دیدنش میآیند.
ماسوله در غرب گیلان است و از زمانی که رهسپار میشوی، بایستی درنگ کنی، چرا که در بین ازدحام زیبایی است.
خانههایی گلین با گلدانهای شمعدانی معروفش، نگاهت را تا ارتفاعاتی سبز و وهمانگیز سوق میدهد و گنبدی ساده و سبز با دو مناره دلانگیز بنا شده در میان خانههای پلکانی که اذان سحرگاهش روح را به طرب میآورد، جاذبهای است از بسیار جاذبههای ماسوله...
طنین خروش رودخانه تو را فرا گرفته و همچنان در میان باریک راهی سنگی پا به ارتفاع میگذاری و در این میان پس از گذر از تخته سنگی عظیم که تاریخچه ماسوله بر آن حک شده و خبر از ماندگاری آن از قرنهای دور میدهد، صنایع دستی گیلان نگاه گردشگران را به خود میخواند.
و کمکم که بالاتر میروی، زنان ماسولهای گاه بر سنگفرش و گاه بر چهار پایهای نشسته و مشغول به بافتن هستند و در کنارشان تابلویی است که با چیدمانی از عروسکهای بافتنی ماسوله نقش گرفته و دیگر این عروسکهای خندان رنگی، شناسه این روستای تاریخی شده و کمتر گردشگری است که یکی از آنان را در سبد سوغات خود قرار ندهد.
ماسوله در جنوب غربی شهرستان فومن و در 62 کیلومتری از مرکز استان واقع شده است.
چشمانداز آنها بهصورت پلکانی از کوه به دره و وضعیت منحصر به فرد آن سالانه پذیرای مشتاقان بیشماری است.
اما "توریسم مذهبی" گونهای است از گردشگری که این شاخه در گیلان گاه با اکوتوریسم درهم تنیده و آرامش را به انسانهای مدرن هدیه میبخشد.
بقعه امامزاده اسحاق
گام نهادن به راه منتهی به بقعه امامزاده اسحاق و امامزاده ابراهیم گیلان، آرامشی است دلنشین برای انسان مدرن...
مسیری که در آن طبیعت چهره شگفتانگیز شفافی از خود به نقش کشیده است.
نیت نموده و گام در سفر به قصد زیارت نهادهای... شالیزار است و بوی لطیف برنج، جویبارهای زلال و روان در جنگلهای سبز و کودکانی مشتاق با نگاهی خیره به گاوهای روان و طنین صدای سم اسبان ضربه ضربه، گام گام...
شهرستان شفت را که پشت سر نهادی، آرام آرام راه به ارتفاع مینهی و خنکای آزادی باد، روحت را سرشار نموده، روستاها بر سر راه است ساده و ناب... زنی با روسری بر پیشانی گره بسته از پی گاوی چوب دستش را بالا و پایین میبرد. سراغ بقعه امامزاده اسحاق را که میگیری، آدرس میدهد و بیدرنگ میگوید "التماس دعا."
جاده به رازی میماند شگرف پیچ در پیچ و وقتشکن... آفتاب تند است و سوزان و تپههای خاکی که بر فراز آن سبز روییده در مقابل زرد آفتاب به رنگ عسل میماند و هرچه بیشتر رو به ارتفاع مینهی، ظرفیت برای رؤیا دیدن و شوق برای جستوجو غالبتر میشود...
ارتفاع درختان جنگلی سر به آسمان نهاده و راه به سایه میبرند و باز از پسش خورشید نهان...
مناظر بسیار عظیم است و افقها چنان دور که تنها بایستی خاموش ماند و نگریست و تنها نگریست و شاید غوطهای در اندیشه...
پوشش جنگلیاش با دیگر نقاط گیلان متفاوت است. گفته بودند چند کیلومتری مانده بقعه امامزاده اسحاق جاده خاکی است، اما از بخت خوش ما، جدیداً آسفالت شده است. تابلوی خوشآمد گویی به زائران خبر از رسیدن میدهد... بقعهای نقرهای رنگ در ارتفاع پدیدار است، خودرو را به کناری نهاده و گام به ارتفاع باید نهاد...
بقعه امامزاده اسحاق و خواهرش خیرالنساء در ارتفاع بیش از یک هزار متری از سطح دریا و بر نوک قله سیاه کوه در بخش احمد سرگوراب در 25 کیلومتری غرب شهرستان شفت در منطقهای ییلاقی واقع شده است. بنا به روایات، این امامزادگان از فرزندان امام موسی کاظم(ع) و برادر و خواهر کوچک امام رضا(ع) هستند.
امامزاده ابراهیم
راهی ضریح دیگری میشوی... امامزاده ابراهیم. بایستی راه آمده را برگردی و باز نشیب را تجربه کنی و در مسیری مشابه به فراز برسی. امامزاده ابراهیم واقع در محلی به همین نام نزدیک روستای طالقان گیلان، 22 کیلومتری جنوب شرقی شفت. مطابق شجره موجود، این امامزاده نیز از فرزندان امام موسی کاظم(ع) است. امامزاده ابراهیم گیلان محبوب دلهای مردم است و زائران بسیاری دارد، به گونهای که حتی مردم برای اقامت چندین روزه بدانجا سفر میکنند و البته ضریحش نیز خاطره زیارت امام رضا(ع) را تداعیگر است و پیرزنان پای حرم شمع و سپند میفروشند و عطر نیز عطر حرم امام رضا(ع) است...
گردشگری روستایی امروزه یکی از مردمیترین اشکال گردشگری است. بر اساس تعریف استادان عرصه گردشگری، گردشگری روستایی عبارت است از فعالیتها و گونههای مختلف گردشگری در محیطهای مختلف روستایی و پیرامون آنها که دربردارنده آثار مثبت یا منفی برای محیط زیست روستا، انسان و طبیعت است.
موزه میراث روستایی گیلان
موزه میراث روستایی گیلان بهیادگار از نیاکان نیکاندیش گیلانی، میزبان گردشگرانی است که سرور جشنها و آیینهای بومی را در فضایی روستایی به یادگار از یک قرن پیش، جستوجوگر هستند.
مسیری در امتداد جاده و بر بلندای شالیزار و رود را که طی کنی، سقفهایی مخروطی از ساقههای طلایی برنج در میان جنگل پدیدار میشود.
هدیه موزه میراث روستایی گیلان به گردشگران، حلاوت ساعتی زندگی در یک قرن گذشته است که خالی از هرگونه هوار شهر به انسان آرامش میبخشد.
کسانی که فضای ناب روستا را تجربه کردهاند، خاطرههای خوش آن را به یاد میآورند و درمییابند که با غرق شدن در تکنولوژی و صنعت چه به حال روزهای خوش و خالص گذشته خویش آوردهاند و نسل جدید نیز با کسب نشاط در روح خود، معنی پاک روستا را تجربه میکنند.
موزه میراث روستایی دیگر آوازهاش فراتر از کشور رفته و در خاورمیانه یک دانه است.
گیلان سراسر شگفتی است و شاید "اکو موزه"ای فراخ بر بلندای ایران که بیش از همیشه تنها به اقلیم خوش شناخته شده و گاه میراث باستانیاش از دید گردشگران پنهان مانده و "مارلیک" فریادی از هزارهها یکی از آنها است.
تپه مارلیک
تپه مارلیک یک محوطه باستانی در کرانه خاوری سفیدرود و در دره "گوهر رود" استان گیلان است. این تپه بقایای بهجای مانده از تمدن باستانی متعلق به دستکم سه تا سه هزار و 500 سال پیش است و پژوهشگران گمان میبرند که این تپه، آرامگاه خصوصی فرمانروایان و شاهزادگان مردمان این تمدن بوده است.
گروهی از پژوهشگران نام مارلیک را برگرفته از واژگان گیلک "مار" و "لیک" (سوراخ) میدانند و دلیل این نامگذاری را انبوه مارهایی که در گذشته در آن زندگی میکردند میدانند؛ و گروهی دیگر مارلیک را برگرفته از نام قوم آمارد میشمارند. آنها مارلیک را ساخته شده از دو واژه "مارد" (اشاره به آماردها) و "لیک" (قوم) میدانند.
کاروانسرای لات
تهران را که به سمت شمال پشت سر میگذاری، تازه نفس تازه میشود و همین طور کرج، قزوین و همین که وارد لوشان میشوی، گیلان است و هوایی خوش و شهرها به هم نزدیک...
منجیل شهر بادهای حیران و توربینهای غولآسا، رودبار شهر شاخههای سبز زیتون، رستم آباد و دشتهایی چه فراخ، امامزاده هاشم غرق نور بر فراز، و بر پای آن زمزمه سپیدرودی آرام و بیکران...
همیشه امامزاده هاشم با تمام گیراییاش را که پشت سر مینهادیم، بنایی تاریخی به هیبت بناهای فلات مرکزی کشورمان ـ گنبدی با آجرهای قرمز رنگ که بوی قدمت و کهنگی با نگاه به آنچه خوب حس میشود ـ تنها علامت سئوالی بود و زمانی که جویا میشدی، میشنیدی کاروانسرای شاه عباسی است و دیگر هیچ...
کاروانسرای لات ـ از گذشته دور سرزمینمان که به شماره 1566 و در سال 1356 به ثبت فهرست ملی رسیده است ـ آماده میشود تا میزبان گردشگرانی باشد که میخواهند در فضایی کهن از سرزمین خویش نفس بکشند.
صنایع دستی و سوغات
امروز گرایش گردشگران به خرید صنایع دستی گیلان بسیار افزونتر شده و به گفته مسئولان اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گیلان، ایستگاههای دایر شده صنایع دستی و هنرهای سنتی استان طی سالهای گذشته با استقبال بسیاری روبهرو بوده است.
رنگهای بیشمار و زنده که برآمده از دل طبیعت است و زیبایی ذهن و کار خلاق دست مردمان این خطه را به نمایش گذارده، گذر از ایستگاههای یاد شده را برای گردشگران دشوار مینماید.
"حصیر بافی" کارِی از صنایع دستی گیلان است که دیدن هر سبد حصیری تداعیگر خنکای نسیمی خوش از طبیعت این سرزمین و کلاه حصیری سوغاتی است که تقریباً در پس شیشه هر خودروی گردشگران نشانهای از سفر به استان خوش طبیعت گیلان است.
"چادر شب بافی" که در ردیف دستبافتهای پشمی و نخی قرار میگیرد، سرشار از رنگهایی است که گویی با دیدن هر رنگ از آن، روحی از طبیعت در انسان حلول میکند.
"قلاب دوزی (رشتی دوزی)" نوعی دیگر از دستبافتهای زنان هنرمند گیلان است که تراوشگر هنر و خلاقیت بیشمار این خطه از سرزمینما "ایران" است.
رنگ در انواع فرش و گلیم و نمد در هر کجا و به هر شکلی که استفاده شود، زیبایی را دوچندان ساخته و گردشگران خود در اینباره قضاوت میکنند.
زنان هنرمند گیلانی در خلق این دستبافتهای کمنظیر و اعجابانگیز نقش اساسی را برعهده دارند.
چموش دوزی، کدوی منقوش، سفالگری، بامبو بافی، مروار بافی و ... از دیگر مواردی است که هریک خود به تنهایی فضایی است بینظیر در کهکشان صنایع دستی کشور.
نام گیلان طراوت سفر است و خاطراتی خوش و شیرین و اینبار به حتم سفری رؤیاگون را در ذهن رنگ خواهد زد.
و البته تنها نیست، ماسوله و دیلمان و قلعه رودخان و آنچه گفته شد، که اینها همه هست و اینها همه گیلان نیست...
و تنها میتوان تأکید کرد، گیلان؛ سفرنامهایست بیمنتهی...