نائبرئیس کمیسیون اقتصادی مجلس هفتم، گفت: تجربه انتخاباتهاي مجلس، شوراها و رياست جمهوري نشان داده كه بسياري از مردم به دليل ناپختگي و توسعهنيافتگي احزاب، تداوم رفتارها و ارائهنشدن دكترين و برنامه، گرايش به اشخاص را بر احزاب ترجيح دادهاند.
ايرج نديمي در گفتوگو با خبرگزاري ايسنا، اظهار كرد: بايد قبول كرد كه احزاب در ايران دست كم در سه دهه گذشته، مولود قدرت بودهاند و به تعبيري با قدرت آمده و با قدرت رفتهاند؛ درحالي كه نقش احزاب در دنيا فراتر از همبستگي با قدرت بوده و به خاطر اهداف، برنامه، آرمان و استراتژيهاي تعيينشده، ماندگاري خود را به هر امري ترجيح ميدهند.
وي، افزود: همچنين در ايران به دليل شرايط متفاوت دهههاي سهگانه پس از انقلاب، از جمله جنگ و ... تاكنون نتوانستهايم از فراگيري، قدرت و برنامه احزاب بهره لازم را ببريم.
نديمي، گفت: به همين دليل مردم در هر سه نوع انتخابات، اعم از شوراها، مجالس هشتگانه و انتخابات رياست جمهوري نهگانه بيشتر متوجه اشخاص و شخصيتها بودهاند و حتي تأييد اشخاص براي كانديداتوري، مؤثرتر از تأييد احزاب بوده است؛ يعني نوع واكنشهاي مثبت و منفي افراد شناختهشده ميتواند موجبات مطرحشدن يا موفقشدن كانديداها در مراحل گوناگون باشد؛ درحالي كه انتظار اين بوده و هست كه افراد براي خود برنامهاي تعريف و در پايان دوره، كارنامه مبتني بر تحقق برنامههايشان را ارائه كنند.
نماینده سابق لاهیجان و سیاهکل در خانه ملت در ادامه با اشاره به اشكالات مربوط به قوانين ناظر بر ساختار قدرت قواي سهگانه، خاطرنشان كرد: اين امر موجب ميشود بسياري از افراد نتوانند شعارهايشان را عملي كنند. از سويي، حتي اگر احزاب در ايران پرنفوذ و پردامنه هم باشند، باز هم با محدودكنندههاي قانوني روبهرو هستند و قطعاً محدود به اعلام برنامه در حد قوانين، چشمانداز 20 ساله، سياستهاي اصل 44 و مانند آن هستند و فراتر از آن قابليت دادن شعار ندارند.
وی، يادآور شد: در مورد انتخابات آتي هم بايد قبول كنيم حتي اگر حزبي فراگير در كشور داشته باشيم، به نحوي كه در همه روستاها و شهرهاي كوچك و بزرگ موجوديت داشته باشد و برنامه ارائه كند و فضاي كاري، مجله، سايت، شعار، ميتينگ و همايش هم وجود داشته باشد، موفقيتش فقط در پرتو برنامههاي اجرايي تعريف ميشود و به هيچ وجه نميتواند سياستگذاري را به خود نسبت دهد، كما اينكه بسياري از نمايندههاي مجلس با اين مشكل روبهرو هستند كه به لحاظ اينكه شعارهايشان جايي براي اجرا ندارد، با شكست مواجه ميشوند.
وي در ادامه، تأكيد كرد: اولاً بايد قبول كنيم ما هنوز با هيچ حزب فراگير و جامعي كه در همه شهرها و روستاها طرفداران فعال داشته باشند، روبهرو نيستيم؛ ثانياً اگر حتي چنين وضعيتي بهوجود بيايد، بايد قبول كنيم شرايط در ايران با بسياري از كشورهايي كه احزاب در آن تعيينكننده هستند، متفاوت است؛ ثالثاً بايد قبول كرد كه به دليل خاستگاههاي ديني، انقلابي و سياسي نقش شخصيتها در انقلاب و تبليغ مؤثر است. در حقيقت تشكلها و احزاب قائم به وجود اشخاص هستند و اشخاص، محور و علت ايجاد احزاب، حفظ و كارآيي آنها هستند و به محض كنارهگيري يك يا چند شخص، فروپاشي واقعي احزاب شكل ميگيرد.
نديمي همچنين، گفت: درحالي كه اگر برنامه، آرمان و مطلوب حاكم شود، تفاوتي ايجاد نميشود كه فردي به صحنه بيايد يا نيايد و با آمدن فردي مخالفت شود يا نشود، چرا كه آنگاه مردم به يك سلسله اهداف و برنامهها گرايش دارند و هرچه بتوانيم نقش برنامهها را پررنگ و آن را جانشين اشخاص كنيم، از جهت تداوم، پيگيري و كثرت مبلغان، مروجان و هواداران با روشني، شفافيت و دامنه بيشتري روبهرو خواهيم شد.
وي، اضافه كرد: براي آينده بايد سعي كنيم ـ همانطور كه اكنون بخشي از نظام درگير شده است ـ برنامهها را معلوم كنيم؛ مثل چشمانداز 20 ساله كه هر كسي بيايد بايد آن چشمانداز را تعقيب كند يا برنامه توسعه كه توسط دولت، مجلس و مجمع تشخيص مصلحت نظام نوشته ميشود و عملاً بايد در تناسب با چشمانداز باشد، يا در مورد سياستهاي اصل 44 مشخص است كه اقتصاد كشور بايد به چه نحوي اداره شود كه بهنظر ميرسد با وجود اين برنامهها بخشي از قدمها برداشته شده و بخش بيشتري بايد برداشته شود تا ماندن يا نماندن، موافقت يا عدم موافقت، كانديدا شدن يا نشدن، مبلغ بودن يا نبودن اشخاص خيلي تعيينكننده نباشد.
نماینده ادوار ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی همچنين، اظهار كرد: ما راهي نداريم، مگر اينكه افق را معلوم كنيم. بايد معلوم كنيم كجا ميخواهيم برويم و هر كسي كه برنامه دارد افق خودش را معلوم كند. مثلاً بگويد در بخش اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و آموزشي برنامهاش چيست؟ يا در موضوع فرهنگي بگويد درباره موضوع فنآوري و ماهواره چه نظري دارد؟ در بخش اقتصادي مشخص كند براي تعاون و بخش خصوصي در مقابل بخش دولتي چه حقي قائل است؟ در بخش سياسي، روابط بينالملل، روابط دروني، ارتباط با اقوام، احزاب، گروهها و قدرتهاي برتر كنوني دنيا چطور عمل خواهد كرد؟
نديمي، تأكيد كرد: اگر برنامهها را مشخص كنيم، ديگر نگران ضربهخوردن اشخاص، منحرف شدن آنها و حتي نبودنشان نيستيم.
وی همچنين، يادآور شد: با ديدگاه علمي و تربيتي نميتوان كسي غير از معصومين را جامع و كامل دانست؛ بنابراين اولاً بايد پذيرفت علم و عقل و اجرا به يك نفر خاتمه نمييابد و بايد براي هر حزب و فردي سهمي قائل شد. اين عمل باعث مشاركت و پايداري ميشود. به تعبير ديگر، اگر بتوانيم نقش احزاب را بيشتر كنيم، قائم به اشخاص نكنيم و آن را بين گروه بيشتري توزيع كنيم، در پايداري، مشاركت، بهرهوري، بهينهسازي و حداكثرسازي منافع موفق خواهيم شد. در مسائل سياسي و اجتماعي بايد قبول كرد يك نفر نميتواند ادعاي كمال داشته باشد، بلكه كمال در جمع است. هر چقدر بتوانيم سهم اشخاص را بيشتر كنيم، از جهات مختلف مثل جلوگيري از ضربه خوردن، ترور شخصيتشدن، بدنام كردن و مانند آن امنيت بيشتري ايجاد ميشود، در استفاده از عقول توفيق بيشتري خواهيم داشت و در مقابل خطرات با عمل جمعي موفقيت بيشتري نصيبمان ميشود.
وي، خاطرنشان كرد: هر اندازه احزاب و حكومت را به ويژه در بخش اجرايي در جمع توزيع كنيم، يعني تيم و برنامه را معلوم كنيم، موفقيت بيشتر است؛ مثلاً اگر كانديداهاي رياستجمهوري كابينه خود را معرفي و برنامه مشخص كنند، مردم بيشتر اعتماد ميكنند. به اعتقاد من، توسعه و تكثر عملاً وحدت واقعيتري را ايجاد ميكند تا اينكه به نام وحدت، واحد را مطرح كنيم. رفتارهاي اجتماعي، اجتماعيبودن را ميطلبد و نميتوان گفت ميخواهيم مدني و اجتماعي باشيم، اما فردي عمل كنيم.
وی در پايان، اظهار كرد: هر چقدر در مورد تبيين، شفافسازي برنامهها و اشخاص پيراموني و اجرايي آن شفافتر عمل كنيم و جامعتر برنامه بدهيم، مردم راحتتر عمل ميكنند؛ اما اگر كسي بگويد به من رأي دهيد، اما معلوم نباشد برنامهاش چيست يا تيمش كدام، موفقيت نخواهد داشت. شايد يكي از دلايل اينكه در انتخابات آينده رياستجمهوري رؤساي جمهور گذشته و فعلي شانس بيشتري دارند، همين است كه مردم آن فرد، برنامه و تيمش را ميشناسند و طبعاً به كساني رأي ميدهند كه بهتر آنها را ميشناسند و با شناخت از عملكرد آنها ميدانند شجاعت عمليكردن برنامهها را دارند يا خير؟