پایگاه خبری تحلیلی لاهیگ با افتخار همراهی بیش از یک دهه در عرصه رسانه های مجازی در استان گیلان      
کد خبر: ۳۸۱۵
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۳

لاهیجان شایسته نگاه سزاوارتری است!

گفت‌وگو با دکتر صمد توانا

اشاره
دکتر صمد توانا نامی آشنا برای لاهیجانی‌هاست. در سال‌های قبل او را بیشتر به عنوان یک هنرمند نقاش که توانسته جوایز متعدد داخل و خارج کشور را کسب کند می‌­شناختند، ولی امروزه شخصیت علمی و تخصص‌اش در معماری و شهرسازی، در داخل و خارج کشور بر کسی پوشیده نیست.
توانا عضو تیم بین‌­المللی طراحی معماری
Quest international و برنده مسابقه بین­‌المللی مجموعه مدارس ایرانی در دبی است و در عین ­حال تدریس در دانشکده‌­های مختلف داخل و خارج، از جمله آکادمی Thechnology Science Art در کارنامه حرفه­‌ای او به چشم می­‌خورد.
در ده سال اخیر که وی در خارج از ایران به کار حرفه‌­ای و تدریس در دانشگاه مشغول بود، مردم شاهد تدریس روزانه معماری و تاریخ هنر از طریق شبکه علمی ماهواره جهانی
Wind بودند که هر شب ارائه می­‌شد.
اکنون بعد از سال‌ها توانا به ایران بازگشته و در لاهیجان مستقر شده­ است و به قول خودش، شاید دیگر لازم است تخصص خود را در اختیار شهری قرار دهد که در آن بزرگ شده و دوران کودکی و نوجوانی خود را سپری کرده­ است.
فرصت را مغتنم شمردیم تا در گفت‌وگو با صمد توانا، خوانندگان را با نقطه­ نظرات این متخصص معماری و طراحی شهری که چند ماهی به عنوان مشاور ارشد شهردار لاهیجان فعالیت می‌کرد آشنا نماییم.

تلاش غلامی


• جناب آقای دکتر توانا! با توجه به سوابق درخشان شما در رشته معماری و تدریس در دانشگاه‌­های داخلی و خارجی، لطفاً در ابتدا از خودتان، تحصیلات و سوابق علمی­‌تان بگویید.
من متولد سال 1342 در لاهیجان هستم. محله ما یحیی ­آباد در ادامه محله میدان واقع بود. یادم است که مدرسه منتصرالملک به عنوان یک گذرگاه در وسط محله بود. ابتدایی را در مدرسه ملی محمدی گذراندم و دیپلم ریاضی را از سهروردی گرفتم. بعد از طی دوران سربازی به دانشگاه تهران رفتم. در نه سال اخیر هم ایران نبودم.
دوران کودکی‌­ام مملو از خاطرات سقف‌­های سفالی کوچه‌­های محله میدان با سنگفرش کف که در روزهایی که باران شدید می‌بارید، آب در جوی وسط کوچه­‌ها جریان داشت. هر بار که لبه چادر مادرم را در کودکی می­‌گرفتم و برای خرید به بازار روز شماره یک که آن موقع تنها بازار اصلی بود می‌­رفتم، در موقع برگشت مادرم هنگام خستگی، خریدهای خود را بر روی سکوهای ورودی خانه­‌ها می­‌گذاشت و لحظه­‌ای استراحت می­‌کرد. ولی در واقع من جزء بچه­‌هایی هستم که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان لاهیجان در باغ ملی شروع به رشد هنری کردیم. در همان‌جا من در دوازده ­سالگی دیپلم افتخار مسابقه نقاشی را در آسیا برنده شدم و این تشویق در دوران کودکی شاید بزرگترین مشوق من به عنوان نقاش و آرشیتکت بود.
پدرم در خیابان حافظ جنوبی خیاطی داشت و تمامی ویترین و مغازه خود را پر کرده بود از نقاشی­‌های کودکانه من. او هنر را دوست داشت و خوشحالم که هنوز سالم و تندرست با دوچرخه در لاهیجان تردد می‌­کند.


• شهر لاهیجان را چگونه می­‌بینید؟
شهر لاهیجان را از لحاظ کالبدی حدوداً می‌­توان به سه بخش عمده تقسیم کرد: 1- بافت تاریخی، 2- بافت فرسوده و 3- بافت توسعه‌یافته. چنان‌چه بر اساس نشانه­‌های مدون، اولین ساختار شکل­‌گیری لاهیجان را در دوران ساسانیان در قلعه دارالامان در بین جاده لاهیجان به لنگرود فرض کنیم، شهر در طول سالیان با حرکتی کند به محل فعلی خود حرکت کرده و در داخل حلقه­ کوه‌های اطراف آرام گرفته است. نمونه­‌های باارزش عمارت­‌های حکومتی و مذهبی که در محدوده تاریخی به‌جا مانده عموماً مربوط به دوران صفویه است.
بخش زیادی از بافت فرسوده ما به علت عدم توجه کافی و شرایط اقلیمی رطوبت‌­خیز لاهیجان جزء همان بافت تاریخی می‌­باشد. بخش قابل توسعه را هم همان‌گونه که خود شما شاهد هستید، محدوده­‌ای در محور جاده دسترسی سواره لاهیجان به لنگرود و در سال­‌های اخیر در مسیر سیاهکل رو به گسترش است.

• آیا با توجه به این تقسیم‌­بندی که ارائه دادید، شهر لاهیجان در بافت تعاریف علمی قرار می­‌گیرد؟ نقاط ضعف و قوت این شهر کدام است؟
توجه نمایید که هر شهر در تعریف کلی خود دارای یک استخوان‌بندی مشخص است. در بعضی از شهرها این اندام پنهان و نامرئی است، لیکن از دیدگاه ریخت­‌شناسی، تمییز دادن این ویژگی در بافت شهر کهن لاهیجان به راحتی قابل درک است.
لاهیجان دارای یک بازارگاه مرکزی در جلوی چهارپادشاهان به عنوان مرکز شهر قدیم بوده که تمامی فضاهای مذهبی ـ تجاری در بدنه آن شکل گرفته‌­اند. همچنین هفت محله اصلی لاهیجان مانند حلقه­‌ای به دور این قلب زنده شهری به‌وجود آمده‌­اند. با وجود گسست‌­های فراوانی که بر اساس احداث خیابان­‌های وسیع و ارائه طراحی شهری منطبق با شهرسازی مدرن در حدود هفت دهه اخیر در لاهیجان اعمال شده، درک اندام­‌های استخوان‌بندی شهر جدید به راحتی امکان­‌پذیر است.

• اخیراً ما در شهر لاهیجان شاهد کم و اضافه کردن پیاده­‌روها و یا خیابان­‌ها هستیم که به نظر می‌­رسد نوعی طرح مُسکن است. نمونه آن کاهش پیاده‌­رو حاشیه باغ ملی و تردد تاکسی در آن و این قبیل طرح‌­ها...
به نظر من باغ ملی لاهیجان مظلوم‌­ترین محدوده بافت باارزش لاهیجان است. فاجعه اصلی در چندین سال پیش اتفاق افتاد؛ باغی تاریخی با درختان و شمشادهای کهن که حاوی خاطرات و پیشینه فرهنگی اهالی لاهیجان بود نابود شد و به‌جای آن، یک فضای بی‌­هویت ساخته شد که نه به مفهوم امروزی پارک است و نه با مفهوم اصلی خود باغ. البته یادمان یک المان بزرگ به شکل قوری، طنز این مجموعه را تکمیل کرده است. ولی در این مدتی که من به ایران بازگشته‌­ام، با شگفتی شاهد همین موضوعی هستم که شما به عنوان دخل و تصرف در پیاده‌­رو و حدود قانونی پارک نام می‌­برید. بهانه هم گویا احداث محدوده‌­ای جهت ایستگاه تاکسی‌­ها است. اول پیاده­‌رو ضلع شمالی پارک را تخریب کردند. بعد از مدتی پشیمان شدند و ایستگاه را به داخل پارک در ضلع جنوب و شرق، مجاور بیمارستان انتقال دادند. عزیزان متخصص دوباره به اشتباه خود پی بردند و این پیاده‌­رو سمت غربی پارک را عریض کرده و در واقع وارد محدوده پارک در این جبهه شدند. چون همه کارها بدون دانش تخصصی شهرسازی و بر اساس تجربه و خطا می­‌باشد، بدیهی ا­ست که چنین حیف و میل سرمایه عمومی و البته نابودی فضای شهری اتفاق می­‌افتد. من فکر می­‌کنم آن‌قدر این ایستگاه تاکسی‌رانی گویا برای مسئولین عمران شهری مهم است که به زودی کل پارک را لودر انداخته و آن را تبدیل به ایستگاه تاکسی و مینی­‌بوس خواهند کرد. منتظریم تا آخرین اپیزود این نمایش را تماشا کنیم.

• در سال­‌های اخیر شهر لاهیجان را به عنوان شهر نمونه گردشگری ایران، یا عبارتی به این معنی لقب داده‌­اند. اصولاً چه تعریفی برای چنین شهرهایی ارائه داده می‌­شود و شهر لاهیجان چقدر در این تعاریف می‌­گنجد؟ لاهیجان سینما ندارد! سالن موسیقی و تئاتر ندارد و سال به سال شاید یک حرکت فرهنگی در آن صورت نمی‌­گیرد. به این ترتیب چطور می­‌شود برای این شهر عنوان "شهر نمونه گردشگری ایران" قائل شد؟
عموماً اگر شما از ایران خارج شوید و در کشورهای دیگر شهرهایی را با عنوان "نمونه گردشگری" مشاهده کنید، فوراً متوجه می‌شوید که آن شهر، پتانسیل طبیعی جذب توریست، مانند ساحل دریا، کوهستان و یا بافت تاریخی مطلوبی دارد و در جهت بهینه­‌سازی این ویژگی­‌ها فوراً کارهای عمرانی مختلف، مانند ساخت هتل، مجموعه­‌های فرهنگی، حفاظت و باززنده­‌سازی بافت تاریخی و هزاران کار از این قبیل انجام می­‌شود. حال ما می­‌آییم و ادعا داریم لاهیجان شهر "نمونه گردشگری" است که به قول شما "سینما" ندارد. شهری که روزی چهار سینمای فعال داشت، امروز حتی دارای یک سینما نیست. فرهنگسرا ندارد. اگر کسی بخواهد یک نمایشگاه نقاشی و یا مجسمه در لاهیجان داشته باشد، نمی‌­تواند مکانی را پیدا کند. خود من چند ماه قبل تعدادی از نقاشی­‌هایم را که از خارج از ایران آورده بودم، بسیار دلم می­‌خواست در شهر خودم در یک نمایشگاه عرضه کنم. بعد از سرگردانی فراوان مجبور شدم در محیط آموزشی یک دانشگاه در گلسار رشت این کار را انجام دهم.
شما تصور کنید اگر منظور از شهر گردشگری، وجود طبیعت زیبا و بکر این شهر و اطراف آن است، این‌که افتخار ندارد. سالیان دراز است که لاهیجان دارای این موهبت طبیعی­ است. ما چه کاری در کمک به این به نظر من شانس بزرگ انجام داده‌­ایم؟ عملاً هیچ چیز! اگر هم متخصصی وارد شده و حاوی اندیشه­‌های بکر و نو بوده، سعی کرده­‌ایم در سکوت او را دلسرد کنیم. دیگر به نظر من وقت این شعارها گذشته است. بعضی­‌ها که مسئولین عمرانی شهر لاهیجان هستند نمی‌­دانند که در فرهنگ جهانی، "شهر نمونه گردشگری" معادل مفهوم "قطب فرهنگی منطقه" است که هیچ ­چیزی را در این‌جا مشاهده نمی­‌کنیم.

• ما هر ازگاهی شاهد نوعی تغییرات و ساخت و ساز خیابانی در شهر لاهیجان هستیم و نمونه جدید آن در خیابان امام خمینی است که به قول بعضی از شهروندان لاهیجانی، مساحت زیادی از فضای سبز به اتومبیل­‌رو تبدیل شده است. این طرح را چگونه می­‌بینید؟
این دیگر از آن شاهکارهای بی­‌بدیل است که باید حتماً گزارش این فاجعه را در مقاله‌­ای در مجلات شهرسازی خارج از ایران چاپ کنم. مگر امکان دارد بلواری که در محدوده سبزه­ میدان بزرگ کهن وجود دارد، یک‌شبه لودر انداخت و بدون مشاوره با هیچ متخصصی نابود کرد؟! آن­‌هم جایی که اول و آخر آن، گره ترافیکی است. اول آن به میدان ورودی شهر در کنار میهمانسرا و آخر آن هم تنها به محله امیرشهید راه دارد که خود آن همواره یک گره ترافیکی است. آیا ساده­‌تر از این می‌­توان فکر کرد که احداث یک مسیر سواره‌­رو در زنده‌­ترین بافت شهری که محل تردد مردم به طرف گردشگاه و استخر است، تبدیل به مسیر سواره‌­رو شود؟! شما در پاریس باشید، حتی مسیرهای خیابان داخل و موجود را نیز سنگفرش کرده و مسیر پیاده می­‌کنند. آن وقت این‌جا آن مسیر موجود پیاده را هم نابود می‌کنند! البته مانند باغ ملی در تخریب، بسیار سریع هستند. شب تصمیم می­‌گیرند و صبح خراب می­‌کنند. در این فاصله بسیاری از مردم و مهندسین و هنرمندان لاهیجانی با من تماس گرفتند و من با تعجب از این موضوع ابراز بی­‌اطلاعی کردم. من از این می‌­ترسم که این عزیزان متخصص که دور هم جمع می‌­شوند و مهم­ترین تصمیم‌گیری­‌ها را برای حیاتی­‌ترین بافت زنده شهری می­‌گیرند، یک روز بگویند مثلاً حیاط مسجد اکبریه بزرگ است و خوب است دیوار و باروهای آن را هم خراب کنیم و یک چند بوته بکاریم و برای محله گابنه پارک درست کنیم. البته یک المان بزرگ از سماور هم بگذاریم، چون لاهیجان مرکز تولید چای است.

• با توجه به فرمایشات شما، آیا مشکلات ترافیک با این طرح قابل حل است؟ و اصولاً در راستای طرح ترافیک لاهیجان چه نوع کارهای زیرساختی لازم است؟
نگاه کنید! رشته ترافیک امروزه یکی از زیرشاخه‌­های طراحی شهری ا­ست. یعنی علم است که یک دانشجو باید سال‌ها تحصیل کند تا بتواند موقع تصمیم‌­گیری برای یک گره ترافیکی مناسب‌­ترین و عاقلانه‌­ترین راه حل را پیدا کند. صرفاً به خاطر این‌که همواره تعریض یا احداث یک خیابان جدید که عموماً ساده‌­ترین راه حل است، نه فقط در بسیاری از موارد مسأله را حل نمی­‌کند، بلکه در بسیاری از موارد گره ترافیکی را پیچیده‌­تر از قبل خواهد کرد؛ چرا چون فاکتورهای متفاوتی مانند حجم تردد، عوامل انسانی در محدوده طرح، لبه شهری، گنجایش معبرهای انتهای خیابان، پیچ و زاویه چرخش (که عامل تعیین سرعت خودرو است)، وجود تقاطع (به صورت سه راه، چهار راه و یا میدان) و ده­‌ها آلترناتیو دیگر که این‌جا جای طرح کردن آن­‌ها نیست، دست به دست هم می­‌دهد، هم مواردی که ما در دانشگاه به دانشجو آموزش می‌­دهیم تا او بعد از فارغ‌­التحصیلی بتواند با روشن‌­بینی هم فاکتورها را درک کرده و از ترکیب آن­‌ها به یک راه­ حل برسد. حال تصور کنید کسی که در عمرش حتی یک صفحه در مورد عوامل ذکر شده مطلبی نخوانده است، به خود اجازه دهد که راه ­حل ترافیکی ـ آن­‌هم در قلب شهر ـ پیدا کند. خوب معلوم است که نتیجه بهتر از این نخواهد بود.


• جناب آقای دکتر! با توجه به این­‌که به هر حال ما برای لاهیجان خیر و ترقی می‌­خواهیم، چگونه می­‌توان به شهری دست یافت که سیمای زیبا و قابل قبولی داشته باشد؟
من تازه که به ایران برگشته بودم، از طرف آقای مهندس گنجه­ خسروی به عنوان مشاور شهرداری دعوت به همکاری شدم. من به شخص ایشان به علت روشن­‌بینی فوق‌­العاده‌­ای که دارند و اعتماد به تخصص نیروهای جوان احترام می­‌گذارم. من هم حدود هفت یا هشت ماهی که به‌طور مرتب همکاری نزدیک با شهرداری و شورای شهر داشتم، انواع پیشنهادهای علمی و کاربردی در لاهیجان را مطابق استانداردهای بین‌­المللی و پروژه­‌های بسیار زیادی که من در خارج ایران طراحی و اجرا کرد‌ه­‌ام ارائه دادم. اگر یک­‌ بار به بایگانی شورای شهر لاهیجان سری بزنید، می­‌بینید که چه حجم زیادی از این پیشنهادها اکنون در آن‌جا خاک می­‌خورد. در هر حال یکی از این پیشنهادها ترمیم و بهینه­‌سازی سیمای شهری بوده است.
همان‌طوری ­که می­‌دانید، شما به عنوان مالک تنها مالک داخل ساختمان هستید و نمای ساختمان شما متعلق به همه شهروندان است. یعنی اگر شما مثلاً در یکی از شهرهای ایتالیا بخواهید نمای ساختمان خود را طراحی و یا ترمیم نمایید، باید مجوز رسمی از شهرداری مبنی بر تأیید کیفیت زیبایی­‌شناسی نما از لحاظ معماری، مصالح و هماهنگی با سیمای شهری داشته باشید. من پیشنهاد کردم ما می­‌توانیم الگوهای متنوع از نما بر اساس بدنه شهر کهن لاهیجان تهیه و در هنگام اخذ پروانه ساخت به مالک ارائه دهیم تا به تدریج حداقل در گام اول نسبت به ترمیم سیمای نابه‌هنجار شهر لاهیجان اقدام کنیم. در بسیاری از شهرهای ایران که ارزش معماری آن‌ها به مراتب کمتر از لاهیجان است، این امر در حال انجام است. مانند همیشه در شورا به حرف ما گوش دادند، کلی هم تعریف و تمجید کردند و مانند همیشه تحویل مسئول بایگانی دادند.

• آقای دکتر توانا! در یک مطالعه تطبیقی، شهر لاهیجان چگونه می­‌تواند مورد مقایسه با شهرهای مطرح گردشگری قرار گیرد؟ مثلاً شهر اصفهان یا هر شهر دیگر مطرح عربی که حضرتعالی تجربه کار در آن را دارید.

اگر شما می­‌خواهید این مقایسه را من انجام دهم، تنها آن را در مدیریت شهری می‌­توانم بررسی کنم، چون­ که به‌وجود آوردن امکانات و استفاده از متخصصین امر تنها از طریق کانال اجرایی قابل تحقق است. اصفهانی­‌ها در دو دهه اخیر تحول عظیمی در شهر خود به‌وجود آوردند؛ چرا به خاطر این­‌که شهرداران روشن­‌بینی را دارا بودند و همچنین تعصب فوق­‌العاده­‌ای به مهندسین و هنرمندان همشهری خود داشتند. من این اعتماد به نیروهای متخصص را در شیراز هم دیدم که یکی ـ دو آرشیتکت آن‌ها که از خارج آمده بودند، تمامی پروژه‌­های مهم معماری و حتی بدنه کل بزرگراه چمران و ساماندهی دروازه ورودی شیراز را به آن‌ها سپردند و آن‌ها هم ایده‌­های جدید خود را در کمال زیبایی انجام دادند و سیمای شهری را تغییر دادند. کمااین‌که امروز که مجلات معماری داخل کشور را ورق می­‌زنیم، غیر از تهران، بناهای جدید معماران شیراز، اصفهان و مشهد را می‌­بینیم.
ما که چنین الگوی باارزش معماری کهن در لاهیجان داریم و نیروهای متخصص در سطح بالا، باید با شگفتی نظاره‌گر باشیم که پروژه­‌های اصلی ما را شرکت­‌های درجه 2 و 3 تهرانی انجام دهند که نه شناختی از معماری بومی ما دارند و نه تجربه­‌ای از معماری جدید دنیا. از طرف دیگر، گردشگری امروزه در سطح جهان تعاریف متنوع و پیچیده­‌ای دارد. شما شهر کوچکی مانند کن در فرانسه را مشاهده کنید. چند سال قبل، اولین جشنواره فیلم در آن‌جا برگزار شد و همین جشنواره امروزه موجب شده که کن پذیرای صدها هزار نفر توریست جهت شرکت در مراسم جشنواره و در بقیه سال بازدیدکننده این شهر باشند. لاهیجان پتانسیل انجام بزرگتر­ین جشنواره­‌های هنری در زمینه­‌های مختلف را دارد. آیا باید همیشه بنشینیم و منتظر باشیم که عید برسد و یک عده برای مراسم سنتی سفر به لاهیجان بیایند و بعد آمار دهیم که تمامی مردم ببینید در عید سه میلیون نفر به لاهیجان آمدند و ما خیلی برای به‌وجود آوردن "شهر نمونه گردشگری" زحمت کشیده­‌ایم!؟ چرا نمی­‌توانیم در تمامی فصول دیگر سال مردم را جذب این‌جا کنیم؟

• شما اهل این شهر هستید. هم گذشته شهر را دیده‌­اید، هم از بافت قدیمی و چشم‌­اندازهای شهر اطلاع دارید. برای بهتر شکل­‌گیری لاهیجان آینده ـ به عبارتی لاهیجان بیست سال آینده ـ نظر و پیشنهاد شما چیست؟
واقعیت امر این است که بافت تاریخی لاهیجان را بسیار خوب می­‌شناسم. حتی در سال 1372 که من تز فوق لیسانس معماری خودم را در دانشگاه تهران می­‌نوشتم، موضوع پایان­‌نامه­‌ام را "باززنده­‌سازی مرکز تاریخی شهر لاهیجان" انتخاب کردم که حدود دو سال زمان برد که تکمیل شود. علت این امر با همه مشکلاتی که داشت و مهم­ترین آن، نبود هیچ‌گونه منبع علمی در مورد معماری شهری لاهیجان بود. عشق و علاقه من به بافت تاریخی لاهیجان که همان‌طور که قبلاً عرض کردم ریشه در سپری شدن دوران کودکی‌­ام در محلات قدیمی لاهیجان است. من اسلایدهای زیادی از ساختمان­‌های قدیمی و باارزش آن زمان دارم که امروزه بیش از هشتاد درصد آن‌ها تخریب شده‌­اند (یک نسخه از این تز از آن زمان در شهرداری لاهیجان محفوظ می‌­باشد). امروزه مشاوری که از تهران بر روی بافت فرسوده و تاریخی لاهیجان کار می­‌کند، نسخه‌­ای از این پایان­‌نامه را در اختیار دارد و از مطالعات آن در ارائه راه حل استفاده کرده است.
و اما در مورد الگوی توسعه بیست سال آینده لاهیجان که شما فرمودید... باید عرض کنم که طرح تفضیلی جدید لاهیجان که حداقل جهت ده سال آینده، تکلیف تصمیم‌­گیری دسترسی‌­ها و پهنه­‌بندی فضایی لاهیجان را تدوین می‌کند، در حال اتمام است. تا چند ماه قبل که من به عنوان مشاور همکار شهرداری بودم، در تمامی جلسات طرح تفضیلی شرکت می­‌کردم و راهکارهای مناسب را به چند مشاور که در این زمینه فعال هستند ارائه دادم، لیکن اکنون اطلاع ندارم که این گروه­‌ها برای طرح تفضیلی چه اقداماتی را انجام می­‌دهند.

• بعد از استعفای مهندس گنجه خسروی هم همکاری شما با شهرداری به عنوان مشاور ادامه دارد؟
بله! من در بدو ورود به لاهیجان از طرف ایشان به عنوان مشاور ارشد
معماری و شهرسازی دعوت به همکاری شدم. در تمامی این مدت، طرح‌­ها و پیشنهادهای زیادی در جلسات متعدد شورا و شهرداری مطرح کردم. سعی کردم یک دانش تخصصی و زیبایی‌شناسی را به بدنه تصمیم­‌گیری مدیریت شهری لاهیجان تزریق کنم. همکاری من با شخص شهردار بسیار عالی بود و ما در زمینه­‌های تصمیم­‌گیری کلان در مورد بافت شهری، ساماندهی معابر و زیباسازی محیط شهری دارای دیدگاه‌­های مشترکی بودیم، ولی در هر حال همواره سعی از طرف عده‌­ای بر آن بود که این ایده‌های پیشنهادی که بر اساس راهکارهای تخصصی ارائه شده بود، فعلاً در بایگانی باقی بماند (هرچند من مطمئن هستم در زمانی کوتاه مجبورند دست از لجاجت بردارند و به تخصص احترام بگذارند).
در همین راستا به پیشنهاد مهندس گنجه خسروی طراحی مرکز بزرگ گردشگری لاهیجان را هم شروع کردم و تا سی درصد منطقه 22 هکتاری را به کمک عوامل فنی و نقشه‌­کشی طراحی کردم که تاکنون نتوانسته‌­ایم به علت سنگ­‌اندازی دوستان حتی یک ریال از دستمزد خود و همکارانم را علی­‌رغم تلاش‌­های فوق­‌العاده شهردار کسب کنم. در هر صورت با ورود شهردار جدید هم هنوز ایشان گویا فرصت نکرده­‌اند قرار ملاقاتی را حداقل یک­ بار با متخصصین معمار و شهرساز لاهیجان بگذارند. در هر صورت چون معماری رشته‌­ای ا­ست که  منافع آن عمومی­ است، هرکسی به خود اجازه می­‌دهد در مورد آن صاحب­ نظر باشد، ولی هنگامی که این منافع خصوصی ا­ست، به عنوان مثال، یکی از همین آقایان فرزند بیمار خود را به پیش پزشک می‌­برد، هرگز ابراز تخصص نمی­ کند که آقا یا خانم دکتر این آمپول و یا دارو مناسب نیست و یکی دیگر بهتر است. همیشه از ادبیات "شما بهتر می­‌دانید" و "حق با شماست" استفاده می­‌کنند، چون جان فرزند آن‌ها در خطر است و این فرزند تنها متعلق به خود ایشان است.

امیدوارم در آینده کوتاه شاهد همکاری نزدیک مدیریت شهری لاهیجان که مورد احترام من هستند و متخصصین مهندس و هنرمند در امر باززنده‌­سازی لاهیجان باشیم. یادمان باشد شهر یک موجود زنده است و از خود واکنش نشان می‌­دهد. تا موقعی که نسبت به شهر احساس نداشته باشیم، نباید با تجربه و خطا در کالبد زنده آن دخل و تصرف کنیم.

• این گفت‌وگو به‌طور همزمان در هفته‌نامه "صدای لاهیج" نیز منتشر شده است
ناشناس
|
Puerto Rico
|
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۸
0
0
شجاع‌الدین طایفه: من آقای توانا را می‌شناسم و با پدر ایشان هم از وقتی که در خیابان سردار جنگل روبه‌روی کوچه پژند خیاطی داشت آشنا هستم. برای خود ایشان هم احترام قائلم و تعجبم از کار شگفت‌انگیز و تأسف‌بار شهرداری در تخریب بلوار خیابان امام خمینی بیشتر از این جهت بود که شهرداری انسان متخصص و توانمندی مثل آقای توانا را به عنوان مشاور دارد. آیا واقعاً در زمینه این اقدام اخیر ایشان طرف مشورت بوده‌اند؟ و اگر بوده‌اند، چطور چنین اقدام غیرکارشناسانه‌ای را مشاوره داده‌اند؟ حالا که این مصاحبه را خواندم، حقیقت را درک کردم. اما یک سئوال دارم و خوشحال می‌شوم اگر آقای توانا برای من و دیگر شهروندان توضیح بفرمایند که پس شهرداری در چه امری از نظر تخصصی چنین مشاورانی استفاده می‌کند؟ آیا این‌که آدمی با تخصص آقای توانا مشاور شهرداری است را تنها یک پز باید تلقی کرد؟ اگر این‌طور است، آقای توانا نباید راضی بشوند که از نام و آوازه ایشان استفاده ابزاری بشود... با آرزوی بهروزی.
محمد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۴۹ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۸
0
0
آقای طایفه ظاهراً به موضوع مشاور سابق شهرداری دقت نداشته‌اند!
klhdkni shfr ghid[hk
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۵۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۲۰
0
0
آقای توانا مدارک دکتراشون رو تو سایت شما بزنن تا ما بدونیم ایشان دکتر هستن یا نه!؟ ضمناً این آقا مشکلات خودشون رو می‌تونند حل کنند تا ما از نظراتشون در شهر استفاده کنیم؟ [...]
Saman
|
Australia
|
۱۱:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۲/۲۵
0
0
سامان (سیدنی استرالیا): دوستان عزیز لاهیجانی! شما نگران داشتن مدرک دکترای آقای توانا نباشید. به توانایی ایشان به عنوان یک معمار و یک هنرمند نقاش توجه کنید. آقای توانا هزاران بار بیشتر از کسانی مثل آقای [...] یا [...] کارآیی برای شهر ما دارن. من با آقای توانا از زمانی که ۱۸ ساله بودن آشنا هستم. وجود ایشان در لاهیجان غنیمت است. کاش از ایشان استفاده می‌شد.
محمد ايمن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۰
0
0
محمد ايمن: با سلام خدمت دوست بزرگوار دكتر توانا و آقاي طايفه عزيز. بدون پيرايه بگويم، دلم براي اين شهر با اين‌همه پتانسيل گردشگري مي‌سوزد... شهري كه تنها پوسترهاي زيبا از تله‌كابينش و استخرش را ديگران ديده‌اند و شناخته‌اند... كسي از دل و ناي اين شهر آگاهي ندارد... واقعاً نداشتن سينماي فعال در اين شهر و يا كنسرواتوآرهاي فعال براي پخش موسيقي زنده و فضاهاي لازم براي استقرار گردشگران، براي اين شهر كهن زشت و ناپسند نيست؟ آيا شايستگي اين شهر تنها به داشتن موهبت‌هاي طبيعي، از جمله كوه زيباي شاهنشين كوه يا بام سبز آن است؟ آيا نبايد اين هيأت شوراي شهر به فكر كسب بودجه‌هاي كلان‌تر براي اين شهر از استانداري باشند؟ آيا نبايد به حال زباله‌هاي معطر(!) اين شهر انديشيد؟ آيا نبايد به حال گل و لاي پراكنده در بسياري از معابر شهر انديشيد؟ آيا اين‌ها واقعاً نياز به تخصص‌هاي آن‌چناني و اين‌چنيني دارد؟ واي كه لاهيجان از دست‌مان مي‌رود و ما فقط مي‌انديشيم...
محمد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۴۱ - ۱۳۹۰/۱۱/۳۰
0
0
با وجود نفت و نوع نگاه منحصر به فردی که در کشور ما وجود دارد، گردشگری به جوک بیش از هر چیز دیگری شبیه است و به‌نظر می‌رسد واژه‌هایی چون شهر نمونه گردشگری و ... بیشتر جنبه فکاهی داشته و برای سرگرم کردن جامعه مورد استفاده قرار می‌گیرند.
شهاب ف
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۲۱ - ۱۳۹۰/۱۲/۱۶
0
0
شهاب ف: چي مي‌شد يه پيست اسكي روو بام سبز داشتيم يا يه فواره موزيكال وسط استخر... چي مي‌شد؟؟؟؟؟!!!!!
امیر
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۱۶ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۱
0
0
امیر: دوستان چرا کسی در مورد جزیره مستقر در استخر چیزی نمیگه؟
خاطره حیدریان
|
United States of America
|
۰۹:۵۸ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۶
0
0
خاطره حیدریان: با سلام خدمت جناب آقای توانا. من افتخار داشتم 7-6 سال هم دانشکده ایشان باشم و ایشان همیشه دانش و مطالعات به‌روز دارند و فکر می‌کنم هر شهری نیازمند مفاخری چون ایشان است. اگر امروز از معماران دارای پتانسیل خود استفاده نکنیم، معماری و شهرسازی‌مان را به فنا می‌سپریم. با آرزوی موفقیت‌های روزافزون برای ایشان.
اسمعیل قاسمی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۴۲ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۲
0
0
اسمعیل قاسمی: مصاحبه زیبایی بود. لذت بردم.
نظرات بینندگان