"کندوجها" نمونهای از معماری
بومی ایرانی در منطقه شمال کشور هستند که در معرض فراموشی قرار دارند.
به گزارش خبرگزاری مهر،
"کندوج" اتاقکی چوبی با ابعاد سه در چهار مترمربع و
ارتفاع دو متر است که در استانهای شمالی کشور به عنوان انبار برنج
کاربرد داشته است. این اتاقکهای چوبی را روی پایههای بلند به ارتفاع یک تا
یک و نیم متر میساختند تا موشها به درون آن راه نیابند.
این روزها دیگر روستاییان از کندوج
برای ذخیرهسازی برنج استفاده نمیکنند و کندوجها نمونهای از معماری بومی ایران
هستند که بدون استفاده مانده و در معرض تخریب و نابودی قرار دارند.
با وجود اینکه "کندوجها"
ارزش تاریخی دارند، هیچ اقدامی برای نگهداری از این بناهای ارزشمند بهعمل
نیاورده و بسیاری از کندوجها در طول سالهای اخیر تخریب شدهاند.
"کَندوج" واژهای گیلکی است که با نامهای دیگر محلی
کوندوج، کوندیج، کوروج، کوتی و کوتام در نقاط مختلف گیلان و غرب مازندران از آن
نام برده میشود و سازهای است که شالیکاران شمالی از آن برای نگهداری و انبار
کردن ساقههای شالی استفاده میکردند.
سکوی چهارگوش کندوج، مربعی شکل و به
طول و عرض سه تا چهار و نیم متر به ارتفاع یک و نیم متر فقط از یکسو
باریکه راهی برای ورود دارد. پهنای این سکو نسبتاً زیاد است و از چهارگوشه آن،
چهار ستون مخروطی به ارتفاع دو و نیم متر بالا میرود. بر روی این ستونها که از
گل خام و رسی است، چهار قطعه از تنه درخت که به صورت منشور بسیار قطور تراش داده
شده، کار گذاشته میشود و واشانهای قطور چهار سویه ساختمان بر روی این منشورها
استوار شده، بر روی آنها چوبهای قطور میخ میکنند تا خوشهها را بتوانند روی
آنها انبار کنند.
بام این بنا هم که از گیاه مخصوصی به
نام "لی" پوشیده شده به شکل منشور کله قندی است. بیشتر پوشش سقف
کندوج را کلوش ساقه برنج، گالی نوعی گیاه مردابی و به ندرت لتپوش، تخته تبر تراش
خورده و نیز امروزه سقف کندوج را از شیروانی حلب میسازند. برای رفتن به بام فقط
از نردبان استفاده میشود. از کف کندوج نیز برای دانه کردن خوشهها بهرهوری میشود.
در بالای بام پوشالی و مخروطی شکل
کندوج، گمج (نوعی ظرف لعابی از جنس خاک رس) را وارونه میگذارند و بدین وسیله
مانع ورود آب باران از انتهای سقف به داخل کندوج میشوند.
از مهمترین مزایای کندوج بالاتر
بودن آن از سطح زمین است که باعث میشود آب باران یا طغیان رودخانه
و رطوبت زمین به محصول برنج آسیبی وارد نسازد و باعث فاسد شدن برنج نگردد و از سوی
دیگر از نفوذ حیوانات موذی، بهخصوص موش به داخل انبار برنج پیشگیری میکند.
همچنین از ویژگیهای بارز معماری بومی
در ساخت کندوج این است که بنای آن را به گونهای میسازند تا کندوجها از پایین
تا بالا و در میانه هواکشی برای جریان هوا تعبیه میشود که سبب خشک کردن
برنج میشود. بنا به تجربیات و شنیدارها، اگر شلتوک برنج در کندوج بماند، پخت
و طعم جالبی خواهد داشت.
برای کشیدن برنج به کندوج از چوب دوشاخه
شبیه دوخالنگ یا چنگک که به شکل عدد هفت است، استفاده میشود که یک سرش وصل بر
طناب است و سر دیگر را برنج دَرز فرو میکنند و از زمین به بالای کندوج میکشند.
یک کارشناس معماری مهمترین عنصر
سازنده کندوج را چوب دانست و گفت: این سازه بومی دارای پی شکیلی بود به این
صورت که ابتدا "ریت" و بعد از آن "زی" از جنس توسکا را روی هم قرار میدادند و قبل از گذاشتن
چوبها سنگی در زیر آنها میگذاشتند تا رطوبت وارد کندوج نشود.
علی محمدی افزود: بعد از آن تخته
کندوج را روی چوبها و چهار ستون از جنس درختهای بادوام منطقه مانند آزاد، پلت یا
لی را در چهارگوشه تخته که به آن پای کندوج میگفتند، نصب میکردند. روی پاها که
ستون کندوج بود تختهای گرد به نام "پَر" که بین پا و
"لار" قرار میگرفت، میگذاشتند.
وی خاطرنشان کرد: کارکرد
"پر" این بود که مانع از ورود موشها به خزانه برنج میشد.
این کارشناس معماری گفت:
"لار" چوبی بود که به طرز افقی روی پای کندوج قرار میگرفت و هر لار پوشاننده
سطح دو ستون یا پای کندوج است. بعد از آن، واشانها را به صورت عمودی روی آنها
قرار داده و روی آن را کاهگِل میریختند و کف کندوج ساخته میشد.
وی عنوان کرد: به تیرهای چهار تراشی
که معمولاً به گونهای موازی زیر بام و روی لار با فواصل برابر چیده میشود و تخته
یا لمبه بر آن میخ میشود، واشان میگفتند.
محمدی اظهار داشت: برای
ساختن تخته، شاخههای ضخیم درختان (زگال) را در کنار هم قرار میدادند و به وسیله
ویریس آنها را به هم متصل میکردند، سپس شروع به ساخت مخزن کندوج میکردند و پس
از تمام شدن دیوارههای آن، سر چوبها و بعد آجار را قرار میدادند و توسط ویریس
به یکدیگر متصل میکردند. این کار باعث استحکام بیشتر میشد و میتوانست پوشش گالی
سقف را تحمل کند.
به هر حال "کندوج"، مکانی
که در گذشته محصول برنج پس از برداشت در آنجا نگهداری میشد و از معماری منحصر به
فردی برخوردار بود، متأسفانه امروزه به ورطه فراموشی سپرده شده است.