شبنامه نویسی در لاهیجان عموماً در موسم انتخاباتها رواج دارد. این اتفاق بیشتر از دوره انتخابات پنجم مجلس شورای اسلامی در لاهیجان پدیدار گشت و اوج این شبنامه نویسیها مطالبی بود که علیه ایرج ندیمی نوشته شده بود؛ چه آنکه در مرحله دوم انتخابات، رقابت پایاپای و سخت بود و آنچه که باعث تخریب میشد، نوشتن شبنامهها و در نوع گسترده آن بود. پس از آن نیز در انتخابات شوراها این اقدام ادامه پیدا کرد... اما امروز که عصر ارتباطات است، گویا شبنامه نویسی دیگر آن رونق آنچنانی را ندارد.
از همه اینها که بگذریم، همواره یک فرد بوده که هیچگاه شبنامه نمینویسد، بلکه نوشتههایش را خود مینویسد و تایپ میکند و کپی میگیرد و به همه ارگانهای رسمی، از جمله فرمانداری، دفتر نماینده، امام جمعه و ... و همچنین مستقیم به دست مورد خطابش، از جمله نماینده ولی فقیه در استان گیلان و زمانی در لاهیجان و نمایندههای فعلی و قبلی مجلس و فرمانداران و شوراها میرساند و دوستان و خوانندگان دست به دست میکنند، تا جایی که خود نیز بر این عقیده است که نوشتههایش شبنامه نیست، بلکه دل نوشته است و حقیقت دارد.
آخرین نوشته سیدهادی میرخوشخوی خطاب به استاندار جدید گیلان و در مورد جدا شدن شرق گیلان و استان شدن آن با غرب مازندران است. شاید زمان بگذرد و گیتی دگرگون شود، اما میرخوشخوی هیچگاه به گفته خود از معروف "فذکر فان الذکری تنفع المؤمنین" دست نمیشوید.
حمید خوشسیرت
هشدار دوم به مردم مبارز گیلان درپی هشدار به مدعیان استان کردن لاهیجان در سال 1387
در آن هشدار به عرض رسانده بودم که نماینده مردم شهرستانهای چالوس و نوشهر در مجلس شورای اسلامی در مصاحبهای با اصحاب رسانه اظهار داشته که کتابچه استان غرب مازندران تدوین شده و به زودی استانی دیگر تشکیل خواهد شد.
حقیر خطاب به مدعیان استان کردن لاهیجان نوشتم: ما از طلا گشتن پشیمان گشتهایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید! حال که شما به اهداف خود رسیدهاید و دیگر صلاح نمیدانید که قلمرو حکومت شما کم شود، ولی لطفی به حال مردم بخشهای چابکسر و کلاچای و شهرستان رودسر نموده و نگذارید جزء قلمرو استان جدید و از پیکره گیلان خارج گردد.
خوشبخانه آن زمان آقای روحالله قهرمانی چابک از آخرین قسمت شرق گیلان استاندار بود و شاید کسی به خود جرأت نمیداد که چنین درخواستی از وی نماید، زیرا او هرگز حاضر نمیشد خود و مردمش را جزء استان دیگر و از گیلان که افتخارش بوده جدا نموده، ولی شنیدهها حکایت از آن دارد که مسئولین غرب مازندران، علیالخصوص آقای اسفندیار رحیم مشائی مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهور برای آنکه خدمتی به زادگاه خود نماید و رامسر را که روزی سختسر بوده و در برابر رضا شاه مقاومت جانانه نموده و بعد از سرکوبی آنها اسم شهر را به رامسر یعنی آنها را رام نمودهام و اسم تنکابن را هم به شهسوار مبنی بر اینکه شاه بعد از رام کردن آنها بر آنها سوار شده گذاشتند، ولی امروزه میخواهند به جایگاه بالاتری صعود نمایند و حتماً مردم غیور گیلان میدانند که لاهیجان روزی مرکز دارالحکومه بیه پیش بوده و قسمتی از مازندران امروزی هم جزء لاهیجان بوده، جا داشت لاهیجان به جایگاه اصلی خود برمیگشت، زیرا آن زمان رشت امروزی هم وجود و یا مطرح نبود و مرکز بیه پس هم فومن بود، ولی مجدداً تنزل نمودند.
به هرحال شایعه شده که این استانداری را که از مازندران برای ما آوردند و ما برایش آرزوی توفیق در مأموریتهای محوله در راستای اهداف دولت خدمتگزار داریم، ولی یکی از هزاران مأموریت وی، اجرایی شدن همان اهداف مسئولین غرب مازندران است. ولی من امیدوارم و میدانم این پاسدار واقعی حریم اسلام ناب محمدی(ص) هرگز مجری این چنین طرحی نخواهد بود و حتماً هم خدمتی به گیلان و گیلانی خواهد نمود که شاید تاکنون یک گیلانی برای استانش نکرده باشد، ولی این حقیر فقط از باب "کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته" و از باب "فذکر فان الذکری تنفع المؤمنین" این عرایض را مرقوم نمودم که هم استاندار جدید در جریان قرار گیرد و خود را از این اتهام مبرا و هم مردم از این بابت از نگرانی درآیند.
سیدهادی میرخوشخوی
یک شهروند لاهیجی
23 اسفند 1389
نماینده لاهیجان چه میکند؟ بعضی از دوستانش میگویند ایشان در همه موارد در مجلس صاحب نظر هستند (الله اعلم). بر نمایندگان استان است که کمر همت ببندند و با این موضوع برخورد کنند؛ به این دوست ما امیدی نیست!
عجب!
مثل اینکه لاهیگ دوست داره در همه قضایا دخالت کنه!؟
گمون نكنم استان شدن بد باشه!
سیدهادی میرخوشخوی پهمدانی: با سلام و ضمن عرض تبریک سال جدید و آرزوی موفقیت برای شما در تمامی ابعاد زندگی، احتراماً به استحضار میرساند خبری به اینجانب رسیده مبنی بر اینکه جناب آقای حمید خوشسیرت در این سایت یادداشتی تحت عنوان "شبنامه نویسی از نوع سیدهادی میرخوشخوی" به نگارش درآوردهاند. حقیر پس از مطالعه این مطلب، خیلی برای ایشان متأسف شدم، زیرا تاکنون ایشان را فردی باسواد و روشنفکر میدانستم، ولی با این نوشتار خود مرا به یاد آن شعر معروف "تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد" انداختند. حال چون جناب آقای خوشسیرت فرق بین نامه و شبنامه را تشخیص نمیدهند، ناچارم توضیح کوچکی برای خوانندگان بدهم تا فرق بین نامه و شبنامه را بدانند. اسم بنده در زیر نامه مرقوم شده بود، ولی در شبنامه اسم نگارنده مشخص نیست. پس در هر نامه، اسم نگارنده مشخص باشد، بدان نامه گویند نه شبنامه. ولی بنده فکر نمیکنم که ایشان اینقدر بیسواد بوده باشند که فرق نامه و شبنامه را ندانند! یقین دارم که ناراحتی ایشان از چیز دیگر و در جای دیگر بود که میخواستند با این کار، آبرویی از بنده ببرند که خوشبختانه آبرویی نرفت. ان تنصرا ینصرکم و یثبت اقدامکم. والسلام.
نظر اول جالب است. من تأیید میکنم! نماینده مورد نظر جالب اظهار نظر میکند؛ البته با تته پته!
حیدری (حسنیخواه): به نظر میرسد آقای خوشسیرت با این نوشتهها میخواهد دوباره خود را مطرح کرده و شاید دوباره هوس کاندید شدن در انتخابات شورای شهر را کرده باشد! البته شاید فکر میکنند که این بار با از رده خارج شدن ندیمی، شانس بیشتری برای پیروزی دارند! شاید!