استان چهار فصل گیلان علاوه بر زیباییهای طبیعی، از جلوهای خاص در پوشاک زنان برخوردار است که با بهره گیری از رنگهای طبیعت در کمال یک رنگی، رنگین کمانی از لطافت و زیبایی را با خود به همراه دارد.
به گزارش خبرنگار مهر در رشت، پوشاک و لباس محلی زنان از جمله جذابیتهای بومی استان گیلان است و زنان گیلانی از جمله زنان ایرانی هستند که هنوز به پوشاک سنتی و محلی خود پایبند و از آنها در بیشتر اوقات و بهخصوص در جشنها و مجالس عروسی استفاده میکنند.
پوشش و حجاب کامل و تنوع رنگها و پارچهها، جلوه خاصی به لباس محلی زنان در این استان بخشیده است و رنگهای آن بر طبیعت زیبا و دامنه البرز شمیم نشاط و شادی پخش میکند.
به اعتقاد کارشناسان، پوشاک بارزترین سمبل فرهنگی، مهمترین و مشخصترین مظهر قومی و سریعالانتقالترین نشانه فرهنگی است که به سرعت تحت تأثیر پدیدههای فرهنگپذیری در میان جوامع گوناگون انسانی قرار میگیرد.
حتی عدهای را عقیده بر آن است که استیلای فرهنگی و سلطهپذیری در وهله اول از طریق انتقال پوشاک صورت میگیرد و حتی میتوان با تغییر پوشاک یک جامعه، نوع معیشت و شیوه تولید آنها را نیز دچار دگرگونی کرد و تغییرات و تحولاتی در ساختار زندگی اجتماعی آن جامعه بهوجود آورد؛ مثل تغییر پوشاک تحمیلی از سوی رضاخان در ایران و کمال آتاتورک در ترکیه.
گروههای متفاوت انسانی که در مناطق مختلف ایران زندگی میکنند، هر کدام دارای ویژگیهای قومی برجستهای بوده و تنپوش ویژهای داشته که معرف قومیت، زبان و سایر مشخصات فرهنگی آنان است. شناختهشدهترین این اقوام، شامل آذربایجانی، بلوچی، بختیاری، ترکمنها، قزاقها، خراسانیها، قشقاییها، کردها، گیلانیها، لرها، مازندرانیها و جنوبیها هستند.
بنابراین لباسهای سنتی در قالب کاربردی آنها بیشتر ساده و بیپیرایه هستند و فقط به جنبه کاربردی آنها توجه میشود. مثلاً مردم مناطق کوهستانی از "پاتاوه" استفاده میکنند تا پا را از خطر نیش گزندگان، ضربه سنگها، پیچخوردگی و ... مصون سازند یا چوپانها به این دلیل پستک (نمدین) با خود به کوهستان میبرند تا در مقابل باد، باران، برف، سرما و حتی تابش شدید نور خورشید خود را محافظت کنند.
در ضمن جنس و نوع پارچه بهکار رفته در پوشاک و حتی تعداد آنها در هر منطقهای با شرایط و عوامل طبیعی مطابقت دارد، بهطوری که در هر فصلی از سال پوشاک ویژهای مورد استفاده قرار میگیرد و بلندی و کوتاهی لباس و رنگ آنها در ارتباط مستقیم با نوع آب و هوای هر منطقه است.
در کوهستانهای سرسبز شمال و مزارع چای زنان اغلب رنگ لباس خود را طوری انتخاب میکنند که تضاد شدیدی با رنگ محیط داشته باشد و از فاصله دور هم در معرض دید بزرگ خانواده باشند، این امر در مورد زنان ساکن کوهستانهای خشک نیز صادق است.
معیشت مسلط جامعه دو نوع تأثیر کاربردی روی پوشاک ساکنان هر منطقه دارد. نخست بیشتر مواد اولیهای که در پوشاک بومی و سنتی منطقه بهکار میرود، از تولیدات محلی تأمین میشود. دیگر نوع فعالیت مردم، پوشاکهای ویژهای را اقتضا میکند. بنابراین معیشت هم در کیفیت پوشاک مردم تأثیر میگذارد و هم در شکل ظاهری و در تعداد قطعات آن مؤثر واقع میشود.
همانگونه که تنوع پوشاک مناطق گوناگون به منزله علامت و نشانه خاص برای معرفی اقوام مختلف است، جنس، رنگ و شکل لباس و زیورآلات و ضمائم آن نیز به پوشنده لباس منزلت اجتماعی ویژهای میبخشد. زیورآلات زنان در گذشته بهجز جنبههای نمایش و زیبایی، دلایل اقتصادی و مالی نیز در پسانداز خانواده داشته است.
زن در تمامی گروههای قومی و جوامع انسانی موجود در ایران یکی از محرمات است و از یک مصونیت اجتماعی ویژهای برخوردار است. بنابراین در کشمکشهای قومی و قبیلهای از آسیبها در امان بوده است. از طرف دیگر، زیورهای زنان، بهویژه در گذشته پشتوانه اقتصادی هر خانواده به حساب میآمد؛ چرا که همه اموال منقول و غیرمنقول میتوانست به تاراج رود، جزء زیورآلات که توسط زنان استفاده و حمل میشد و این به دلیل همان احترام و قداستی بود که زنان داشتند. بنابراین مرد خانواده ترجیح میداد که بیشترین پسانداز خود را تبدیل به زیورهای گرانقیمت کرده و به زن خود هدیه کند.
در پوشاک زنان بهخصوص در قشر مرفه به ظرافتها، زیباییها و تزئینات توجه زیادی میشود و پارچههای زری و ابریشمی و مخملهای رنگی و یراقهای پهن، سکههای قدیمی و دامنهای پرچین و دیگر نقشآفرینیها که از یک دنیا ذوق و سلیقه و مهارت خبر میدهد، در مجموع پوشاک زنان را به صورت مجموعهای هماهنگ درمیآورد و وقار خاصی به زنان میبخشد.
کسب منزلت اجتماعی از طریق پوشاک در میان مردان نیز وجود دارد؛ ضمن اینکه هر قطعهای از پوشاک ممکن است بیانگر قشر، طبقه، رفاه و تحول خاصی باشد، میتواند بیانگر میزان دانش، سفر، سیاحت و زیارت نیز محسوب شود.
پوشاک بانوان گیلک دارای تنوع و جلوه خاصی است. از بین آنها پوشاک زنان قاسم آباد، شاخصترین پوشاک از لحاظ تنوع و سلیقه در منطقه است. این پوشاک 10 تکه است که شامل لچک، چارقد، پیراهن، جلیقه، یل و کت، تنبان یا شلیته، جوراب، چاروق، چادر کمر و عرقچین میشود.
لچک و چارقد زنان این منطقه، تزئیناتی از نوارهای الوان در قسمت جلو دارد و از پارچه مشکی تهیه میشود و با شیوه خاصی به سر زنان بسته میشود.
پیراهن زنان مسن بلند است، اما پیراهن جوانان تا حدودی کوتاه است، بهطوری که تا نیمه اندام ادامه دارد. معمولاً در جلو پیراهن چینهای موازی و عمودی تعبیه شده است.
یل از پارچه مخمل تهیه میشود، قد آن کوتاه و فاقد یقه است. جلو یل از هم باز و با سکههای زیاد تزئین میشود. کت زنان کوهستان گیلان از پارچههای مخمل الوانی تهیه میشود.
تنبان یا شلیته زنان گیلان بلند و چیندار است، در بین زنان کوهپایه مرسوم است که این تنبانها از حاشیه پایین به طرف بالا تا اواسط قد تنبان نوارهای رنگین باشد.
چادر بانوان گیلانی بسیار جالب است، پارچه این چادرها را خود زنان این منطقه میبافند، جنس چادر معمولاً از نخ پنبه و ابریشم است که با نقوش بومی با طرحهای بسیار زیبا بافته شده است، کلاه خانمهای کوهپایه کوهستان مانند کلاه زنان کرد عرقچین است و اغلب از پارچههای سوزن دوزی تهیه میشود.
یک طراح برجسته لباس محلی گیلان با اشاره به اینکه نقش و نگار موجود در لباسهای محلی اوج هنر و ظرافت هنرپردازان را روایت میکند، بر لزوم برنامهریزی برای احیاء و رونق دوباره لباسهای محلی استان تأکید کرد.
خدیجه میلانچی ماندگاری این نوع پوشاک و لباس را در استان گیلان، عجین بودن آن با باورها و اعتقادات زنان این استان دانست و افزود: تنوع و زیبایی این نوع لباس نشان میدهد که مردم استان تا چه اندازه به رنگهای شاد علاقه دارند.
وی خاطرنشان کرد: مردم این استان به دلیل تنوع اقلیمی طبیعت، علاقه زیادی به تنوع رنگها دارند که این امر در نوع پوشاک آنها به خوبی به چشم میخورد.
طراح لباس محلی گیلان در ادامه با اشاره به اینکه لباس با توجه به خصوصیات و ویژگیهایی که دارد، یکی از نمونههای عینی و مجسم فرهنگ هر جامعه است، یادآور شد: همواره بخشی از فرهنگ هر جامعه در لباسهای آن قوم و ملت نهفته است که نشانهای از پایبندی، علاقه و اعتقاد آنان به آداب و رسوم و هویت فرهنگی آنان است.
به هر حال دستان هنرمند زنان گیلانی سالهاست که با بهرهگیری از رنگهای طبیعت در کمال یکرنگی، رنگین کمانی از لطافت و زیبایی به نمایش میگذارند.
لباسهای محلی استان گیلان از جذابترین و زیباترین جاذبههای فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی این خطه است که ماندگاری و استفاده از آن در گرو برنامهریزی و فرهنگسازی است. رنگهای شاد و نقش و نگارهای متنوع بهکار رفته در لباسهای محلی علاوه بر جنبههای زیباشناختی، آرامش روحی و روانی را برای فرد به ارمغان میآورد.
رئیس فراکسیون گردشگری مجلس شورای اسلامی در این ارتباط با اعلام اینکه لباسهای محلی و سنتی استان گیلان از طرح و نقوش متنوعی برخوردار است، گفت: علاوه بر این، لباسهای بومی به دلیل تنوع، ظرفیت خلق آثار جدید و طرحها و نقشهایی که بیشتر ملهم از طبیعت و مطابق فرهنگ بومی و اصیل ایرانی و اسلامی است، درخور معرفی است.
اسدالله عباسی بر لزوم ماندگاری لباسهای محلی استان تأکید کرد و افزود: برای ماندگاری این میراث فرهنگی باید با حفظ اصالت، طرحها و نقشها را در مدلهای جدید طراحی و گنجاند.
وی در ادامه با اشاره به تحقیق و پژوهش بیشتر از سوی متولیان حوزههای فرهنگی و گردشگری درباره پوشاک سنتی و محلی استان یادآور شد: از روشهای پیشگیری ترویج مد و پوشاک غیراسلامی و نامناسب، ترویج استفاده از پوشاک محلی و سنتی است.
به هر حال زن آفریده پروردگار بلندمرتبه و یکی از مظاهر زیبایی خلقت است. لباس زن علاوه بر اینکه وسیله پوشش بدن از دید نامحرمان و محفوظ ماندن از سرما و گرما است، یکی از عناصر مکمل زیبایی زن نیز بوده و به مراتب از نظر پیچیدگی بر لباس مردان تقدم داشته و حائز جنبههای زیباییشناسانه بیشتر و همچنین نشان آراستگی، سلیقه و علایق است.