طی چند روز گذشته پیامکی از سوی مرکز سنجش افکار ایران به برخی شهروندان گیلانی ارسال و از آنان خواسته شد با توجه به نزدیکی سفر ریاست جمهوری به استان گیلان، مشکل یا نکته نظر خود را در یک کلمه اعلام کنند.
اما همانطور که میدانید، مسائل و مشکلات گیلان بسیار زیاد است. با توجه به اینکه امروزه گیلان با وسعت بسیار کوچک خود جزء مهمترین استانها از لحاظ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برای دولت بهشمار میرود، همگان این انتظار را دارند که دولت نیز به مسائل و مشکلات پیش روی مردم استان توجه بیشتری کند.
مسأله اشتغال در گیلان، یکی از مهمترین مشکلات و معضلات بهشمار میرود؛ مشکلی که به راحتی قابل حل نیست.
برخلاف بسیاری استانها، شرایط آب و هوایی و کمبود زمین در سطح استان این رغبت را برای سرمایهگذاران ایجاد نمیکند که در صنایع اقتصادی استان سرمایهگذاری کنند و همین چند کارگاه و کارخانه استان نیز در حال حاضر از بسیاری کارگران و متخصصان غیربومی استفاده میکند که باعث رنجش مردم گیلان شده است و موجبات عزیمت بسیاری از جوانان گیلانی به سایر نقاط کشور را فراهم آورده است که در آیندهای نزدیک میتواند مشکلات فراوانی را در سطح استان فراهم آورد.
البته در سفرهای قبلی و برنامههای آتی ریاست جمهوری در استان دو کارخانه بزرگ جزء برنامه بوده و هست. یکی کارخانه پتروشیمی لوشان بوده که هنوز راه طولانی برای افتتاح در پیش دارد و یکی کارخانه خودروسازی استان است که قرار است در این سفر به تصویت هیأت دولت برسد که اگر چنین شود، باز هم باید سالها چشم انتظار تأسیس این کارخانه باشیم.
بنابراین بهترین پیشنهاد این است که بهجای اینکه اینهمه سرمایهگذاری بیهدف در استان و تبدیل شهرهای استان به مراکز آزاد و ویژه تجاری که عملاً تنها نامی از مناطق است و هیچ دلیل منطقی در پشت این طرحها نیست، گیلان را به منطقه آزاد گردشگری تبدیل کنیم. منطقهای که میتواند با توجه به تنوع محیطی و نقاط تاریخی ثبت شده و ثبت نشده بسیار این سرزمین، به محلی تبدیل شود که توریستها و گردشگران بسیاری را از سراسر دنیا به خود بپذیرد.
بحث بعدی استان، بحث فرهنگ است. در دیرباز مردم سرزمین گیلان به انسانهایی بافرهنگ و باعلم مشهور بودهاند و نمونهاش را در تعداد دانشمندان و اساتید این سرزمین میتوان دید. محیطهای دانشگاهی استان نشان داده که این ظرفیت در سطح استان وجود دارد که بتواند در زمینه علم و دانش نیز به مقامهای بسیار بالایی دست پیدا کند. نمونهاش دانشگاه گیلان بوده که طی چند سال اخیر توانسته به یک مرکز مهم علمی کشور تبدیل شود و همچنین در بین واحدهای دانشگاهی آزاد، واحد لاهیجان توانسته خود را به عنوان یک واحد نمونه کشوری تبدیل کند و با توجه به تلاشهایی که امروزه در دانشگاه در زمینه رباتیک درحال انجام است، میتوان در آینده شاهد تحول در این زمینه در این دانشگاه بود. بنابراین این حق مردم بافرهنگ این سرزمین است که حداقل یک واحد دانشگاهی دیگر همانند دانشگاه گیلان و حتی وسیعتر از آن داشته باشند.
البته درد بزرگ مردم گیلان، عدم همراهی مسئولان و مدیران استانی با هیأت حاکمه است؛ دردی که سالهای سال است در استان وجود دارد و کسی راه حلی برای درمان آن ندارد. در طول سالیان گذشته هیچکدام از مدیران ردههای مختلف استان نتوانسته و یا نخواستهاند خود را با دولت وقت هماهنگ کنند. اختلافات و قدرتطلبی برخی آقایان در رأس استان در طول این چند سال به این مسأله دامن زده و متأسفانه هیچکدام از مدیران استانی هیچ اطمینانی برای آینده کاری خود ندارند. همین اختلافات و نفوذ باندهای قدرت در سطح استان بود که باعث مشکلاتی همچون درگیریهای هفته گذشته مسجد قدس رشت را پدید آورد.
انشاءالله روزی فرا برسد که همه مسئولان استان بتوانند حول یک محور که آنهم سربلندی و پیشرفت سرزمین گیلان و به واسطه آن کشور ایران است قرار بگیرند تا آنهمه مسائل و مشکلات مردم زحمتکش و رنجدیده این منطقه حل شود.