پایگاه خبری تحلیلی لاهیگ با افتخار همراهی بیش از یک دهه در عرصه رسانه های مجازی در استان گیلان      
کد خبر: ۳۴۳۲
تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۳۸۹ - ۱۷:۰۰

همیشه مورد کم‌لطفی و بی‌محبتی مسئولین قرار گرفته‌ام

گفت‌وگو با پهلوان ابراهیم مهربان
گفت‌وگوی ما از آن‌جا آغاز شد که چرا گیلان نسبت به استان‌های همجوار خود توسعه نیافته است؟! امروز بسیاری از مردم و صاحب‌نظران بر این نکته تأکید دارند که دلایل مختلفی باعث شده است تا آن‌چه که گیلان شایسته‌اش بوده، به آن نقطه پیشرفت و توسعه نرسیده است! در گیلان ما که همه پتانسیل‌ها و ابزار رشد را دارد، اما هنوز از نبود وحدت و هدر دادن نیروهای موجود در رنج است. چگونه می‌شود که در کشور 10 استاندار، وزیر، معاون وزیر و ... نداریم و همیشه مثال ما مازندران و ... است؟! به دنبال مقصّر نباید بود!
ابراهیم مهربان ـ پهلوان نام‌آور ایران و لاهیجان ـ زمانی یکی از مدال‌آوران کشتی در ایران و آسیا بود و پس از آن در عرصه اجرایی وارد شد. اما چه شد که نگذاشتند به عنوان یک اسطوره و ورزشکار ملّی به استان خود خدمت کند؟! مهربان پس از اتّفاقات مدیریتی رهسپار تهران شد و مربی تیم ملّی کشتی آزاد ایران شد. اما پس از گذشت دو سال، یک بار هم از او نامی در گیلان برده نشد.
زمانی که از شاگرد او که یکی از پهلوانان نامی و افتخار همه گیلانیان است تجلیل می‌شود، خود و همه مردم ماسال و گیلان خوشحال می‌شوند، از این‌که قدرشناسی همیشه نزد مردم گیلان وجود دارد؛ اما پس از بازی‌های آسیایی گوانگجو، دریغ از یک تقدیر و تشکر از مربی تیم ملّی در شهرش لاهیجان.
ابراهیم مهربان از سال 1366 ورزش کشتی را در باشگاه تختی لاهیجان، زیرنظر طهمورث حدادپور، بهمن نژادقنبر و ایوب عیسی‌زاده آغاز کرد و موفّق به کسب عناوین مختلفی در سطوح استانی و کشوری شد. او در مسابقات امیدهای کشور به مقام دوم دست یافت و با فرصت پیش‌آمده توانست خدمت سربازی خود را در باشگاه فتح سپاه تهران بگذراند.
مهربان از سال 1371 پیراهن تیم ملّی را پوشید و در مسابقات جهانی، آسیایی و المپیک شرکت کرد که ماحصل شرکت در آن‌ها، دو بار قهرمانی آسیا، نفر اول بازی‌های آسیایی، نفر اول جام جهانی، نفر سوم جام جهانی، نفر اول ارتش‌های جهان، نفر اول مسابقات باشگاه‌های آسیا و اقیانوسیه و کسب چندین عنوان در تورنمنت‌های بین‌المللی است.
مهربان تا سال 1381 کشتی را ادامه داد و مسئول ورزش سازمان چای کشور بود. در این سال فرصتی دست داد که بعد از ده سال به شهر خود بازگردد و مسئولیت اداره تربیت بدنی لاهیجان را عهده‌دار شود. او در 16 ماه پایانی دوران مدیریتی خود در لاهیجان، سرپرست هیأت کشتی گیلان شد و پس از آن در سال 1387 به تهران رفت و با دعوت فدراسیون کشتی کشور هم‌اینک به عنوان مربی تیم ملّی کشتی آزاد بزرگسالان انجام وظیفه می‌نماید.
این گفت‌وگوی خواندنی را با هم می‌خوانیم.
حمید خوش‌سیرت


• جناب آقای مهربان! چطور شد که به عنوان یک ورزشکار وارد مسئولیت اجرایی و پذیرش ریاست اداره تربیت بدنی لاهیجان شدید؟
من خیلی زود ورزش قهرمانی را کنار گذاشتم. حدوداً 27 سالم بود که به نوعی با ورزش قهرمانی وداع کردم و الآن که فکر می‌کنم می‌بینم که می‌توانستم حداقل 4 یا 5 سال دیگر برای ورزش مثمرثمر باشم. هرچند آسیب‌دیدگی یکی از دلایلی بود که نتوانستم ورزش قهرمانی و حرفه‌ای‌ام را ادامه بدم. اما به هرحال فرصتی پیش آمد و صحبتی که با جناب آقای ندیمی (نمایندۀ وقت لاهیجان و سیاهکل) داشتیم و اعتمادی که به بنده شد، به هرحال این پیشنهاد به من شد و این سمت را قبول کردم. هرچند در ابتدا قبول این سمت از سوی اداره کل تربیت بدنی با مخالفت‌هایی روبه‌رو شد و چند ماهی طول کشید تا با انتصابم به عنوان مسئول تربیت بدنی موافقت کنند، اما با رایزنی آقای ندیمی که اصرار داشتند این اتّفاق صورت بگیرد، وارد عرصه خدمتگزاری به ورزش لاهیجان شدم و از عملکرد خودم راضی هستم.

• عملکرد شما در زمان تصدّی‌ مسئولیت اداره تربیت بدنی لاهیجان چه بود؟ در سطح زیرساخت‌های ورزش لاهیجان چه اقداماتی کردید؟ همان‌گونه که مستحضرید، زیرساخت‌های ورزش لاهیجان قبل از شما و در دهۀ 70 آماده نبود و محرومیت‌های زیادی در این بخش وجود داشت.
من در بدو ورود به لاهیجان با آن‌که تجربه اجرایی نداشتم، اما مشخّص بود که مهمترین مشکل ورزش لاهیجان، کمبود اماکن سرپوشیدۀ ورزشی بود. بر همین اساس بیشتر انرژی خودم را صرف این کردم که زیرساخت‌ها را برای ورزش لاهیجان آماده کنم. چون عقیده داشتم و دارم که تا سالن نباشد، ورزشکار نمی‌تواند پتانسیل‌های خودش را از حالت بالقوّه به بالفعل تبدیل کند. به هر حال خیلی برای زیرساخت‌ها تلاش کردیم و جناب آقای ندیمی هم خیلی به این مسأله کمک کردند. در زمانی که بنده ادارۀ تربیت بدنی لاهیجان را تحویل گرفتم، از لحاظ سرانۀ ورزشی در ردۀ دهم تا دوازدهم قرار داشتیم، اما زمانی که از این سمت رفتم، با پروژه‌هایی که اجرا شده یا درحال اجرا بود، توانستیم لاهیجان را به رتبۀ دوم یا سوم در گیلان ارتقاء دهیم و وضعیّت بسیار مطلوبی را به‌وجود آوردیم.
جالب این‌جاست که همۀ پروژه‌هایی را که ما شروع کردیم، در مدّت 4 سال تعریف و کلنگش زده شد. کلّ ورزشگاه‌های آهندان، ناصرکیاده و سالن 4000 نفری شهرداری لاهیجان چندین سال به صورت بلاتکلیف مانده بود. این خودش داستانی داشت و خیلی تلاش کردیم تا این پروژه از تملّک شهرداری خارج و به زیرمجموعه سازمان تربیت بدنی انتقال داده شود، و امروز می‌بینیم که درحال اتمام است. حتّی برای پروژۀ سالن تختی لاهیجان هم که قدمتی بیش از 40 سال داشت و در زلزلۀ سال 1368 و برف سنگین سال 1383 آسیب‌های جدّی به آن وارد شده بود، اعتبار گرفتیم. پیمانکار هم انتخاب شد و در بهترین نقطه شهرستان این پروژۀ عظیم که در بنای 3 طبقه بود آغاز شد. سالن ورزشی رودبنه که سریع تعریف و شروع شد، امروز به اتمام رسید و ورزشکاران درحال استفاده هستند. یا مجموعه ورزشی مهر (شامل استخر و سالن چند منظوره) که در سال 1377 شروع شده و نیمه تمام مانده بود و هیچ علائمی وجود نداشت که به انجام برسد، با پیگیری‌هایی که شد، پروژه را شروع کردیم و به اتمام رساندیم.

• برای ورزش روستاها چه اقداماتی کردید؟
در روستاها هم اقدامات ورزشی زیادی انجام دادیم. برای ما امکان‌پذیر نبود که در هر دهستانی یک ورزشگاه بزنیم. اما در رودبنه، ناصرکیاده و آهندان توانستیم 3 ورزشگاه جدید را احداث کنیم. اگرچه می‌شد با همدلی که بین مجموعه مدیریتی شهرستان وجود داشت، تعداد ورزشگاه‌ها را بیشتر کنیم، اما طیّ برنامه در سه نقطه بخش مرکزی و رودبنه توانستیم به اهداف‌مان دست پیدا کنیم.

• برای هیأت‌های ورزشی شهر و روستا چه کاری کردید؟
ما در بحث ورزش دو کار می‌توانیم انجام دهیم؛ یکی طولانی مدّت و دیگری کوتاه مدّت. در کوتاه مدّت به صورت مسکّن‌وار می‌توانیم کار کنیم و در اهداف بلند مدّت فعالیّت‌های زیربنایی می‌توانیم انجام دهیم که برای رسیدن به نقطۀ مطلوب زمان زیادی به طول می‌انجامد. طبیعتاً ما در ورزش اگر می‌خواستیم حرفی برای گفتن داشته باشیم، با توجّه به امکاناتی که در اختیار ما قرار گرفت و با توجّه به نفوذ بسیار خوبی که آقای ندیمی در سطح ملّی داشت، توانستیم نهایت استفاده را ببریم و از مجموعه وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها، اعتبارات و کمک‌های زیادی جهت پیشبرد امور ورزشی دریافت کنیم.

• این اعتبارات در زمان شما و پیش از شما چگونه بود؟
اگر بخواهیم بگوییم که قبل از ما این اعتبارات نبود و گرفته نمی‌شد، بی‌انصافی است. اما در زمان آقای ندیمی و ما، این اعتبارات و کمک‌ها چند ده برابر شد. از این باب می‌گویم که اگر همدلی در مجموعه مدیران ارشد باشد، می‌توان کارهای بزرگ و زیادی انجام داد.
 


• شما این همدلی را چگونه تعریف می‌کنید؟
مثلاً جناب آقای ندیمی با توجّه به نفوذ و پتانسیلی که در سطح کشور داشت، گاهی اوقات نامه‌ای می‌نوشت و پیگیری این نامه منجر به این می‌شد که ما بتوانیم اعتبار زیادی را جذب کنیم. مثلاً از سازمان بنادر و کشتیرانی، وزارت ارتباطات، ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، سازمان تربیت بدنی، وزارت نفت، وزارت بازرگانی و فدراسیون‌های ورزشی توانستیم کمک‌های مالی خیلی خوبی برای هیأت‌ها و روستاها بگیریم.

• برای کدام هیأت‌ها؟
می‌توانم بگویم که برای قریب به اتّفاق هیأت‌ها کمک گرفتیم. از آقای دادکان (رئیس سابق فدراسیون فوتبال) توانستیم برای هیأت فوتبال کمک بگیریم. از آقای خطیب (مدیرعامل وقت پرسپولیس) برای تیم‌های ورزشی لاهیجان کمک گرفتیم. از فدراسیون کشتی، بدمینتون، قایقرانی و بسیاری دیگر از فدراسیون‌ها نیز با توجّه به عقبۀ ورزشی من و نفوذ بسیار بالای جناب آقای ندیمی برای ورزش لاهیجان کمک‌های زیادی گرفته شد.

• برای هیأت‌های ورزشی و راه‌اندازی آن‌ها چه اقداماتی انجام دادید؟
ما حتّی هیأت قایقرانی و وزنه‌برداری در شهرستان نداشتیم؛ یک اسم بود و یک رئیس هیأت. هیأت دوچرخه‌سواری هم به صورت فعال نداشتیم. اما امروز این هیأت‌ها فعال شدند و هم‌اکنون هیأت دوچرخه‌سواری بسیار فعال بوده و در سطح استان و کشور شناخته شده است. در نشستی که با آقای دنیامالی (رئیس فدراسیون قایقرانی) و آقای ندیمی داشتیم، توانستیم جهت راه‌اندازی هیأت قایقرانی و کمک برای خرید قایق‌ها نزدیک 70 میلیون تومان اعتبار بگیریم. مراسم افتتاحیه گذاشتیم که هم راه‌اندازی هیأت قایقرانی بود و هم به آب انداختن قایق‌ها در استخر لاهیجان. در ورزش بانوان هم اقدامات خوبی انجام دادیم و توانستیم کمک‌های خوبی از معاونت بانوان سازمان تربیت بدنی جذب کنیم.

• ورزش قهرمانی در دوره مسئولیت شما چه دستاوردهایی داشت؟
بحث ورزش قهرمانی در چند روز و چند ماه محقّق نمی‌شود. اما مهمترین زیرساخت‌هایی که می‌توانستیم برای ورزش قهرمانی داشته باشیم این بود که از ورزش لاهیجان شناخت داشته باشیم. این‌که بگوییم باید در ورزش اسکوهاش قهرمان داشته باشیم، دور از ذهن است. در ورزش‌هایی مثل کشتی و رزمی امکان‌پذیر است یا در رشته‌ای مثل فوتبال با توجّه به سابقه آن امکان‌پذیرتر است. اما در خیلی از رشته‌ها این شرایط وجود ندارد. ابتدا باید مسئول تربیت بدنی، یک کارشناس ورزشی باشد و از پتانسیل‌های ورزشی شهر خود به خوبی آگاهی داشته باشد. ما به هرحال اردوهای مختلفی را در شهرستان پیش‌بینی کردیم. اردوی تیم ملّی جودو در لاهیجان برگزار شد. باشگاه پاس تهران را به لاهیجان آوردیم. اردوی تیم ملّی کشتی فرنگی را در لاهیجان برگزار کردیم. اردوی وزنه‌برداری را به لاهیجان آوردیم. همچنین مسابقات مهمّی را در لاهیجان تعریف کردیم که تا پیش از آن در لاهیجان سابقه نداشت. این‌ها همه در جوانان و ورزش لاهیجان ایجاد انگیزه می‌کرد. حال این انگیزه که به‌وجود می‌آید، می‌بایست مکانی باشد که این جوان آن‌جا برود و از پتانسیل خودش استفاده کند و به ورزش قهرمانی تبدیل شود. ما به مسائل معیشتی ورزشکاران‌مان هم توجّه داشتیم و با توجّه به اعتباراتی که تعریف می‌کردیم و مجاز بودیم آن‌ها را در اختیار قهرمانان‌مان بگذاریم، به صورت موردی حمایت می‌کردیم.

• در زمان شما چه قهرمانانی در سطوح ملّی و استانی مطرح شدند؟
ما در شطرنج حتّی قهرمان در سطح بین‌المللی (خانم مهرنوش زوارموسوی) داشتیم. در کاراته بانوان هم بودند. در کشتی فرنگی، میراعلمی بود که در حدّ بضاعت خودش چند سالی یکّه‌تازی کرد. در کشتی آزاد، نوجوانان و جوانانی داشتیم که در سطح استان و کشور به مقام رسیدند. اسماعیل ردایی در سطح ملّی مطرح شد. در فوتبال، بازیکن نوجوانی را معرفی کردیم (آقای صادق پورمحمّد دوست) که در سطح تیم ملّی معرفی شد و در مسابقات بین‌المللی هم شرکت کرد. در ورزش‌های رزمی، حمید تشت سیمین را داشتیم که در مسابقات بین‌المللی حضور یافت. در پینگ‌پنگ آقای فکری بود که در مسابقات مختلف شرکت کرد و بسیاری دیگر از عزیزان‌مان که در مسابقات مختلف در سطح ملّی و بین‌المللی مطرح بودند. حتّی سالن وزنه‌برداری راه‌اندازی کردیم و از بهترین مربی استان (آقای خورشیدی) بهره گرفتیم و امروز شاهد افتخارآفرینی نوجوانان دیروز و جوانان امروز در سطح کشور هستیم.

• علی‌رغم پتانسیل بالای فوتبال لاهیجان، برای زیرساخت‌های ورزش فوتبال در این شهرستان چه‌کار کردید؟ این بحث فوتبال همواره مورد انتقاد مردم بود. زمانی ما تیم‌هایی مثل بانک ملی رودبنه و صنعت چای لاهیجان را داشتیم، اما الآن در کجا قرار داریم؟!
در زمین تختی لاهیجان و مجموعه ورزشی مهر اسنادش موجود است که چه اقداماتی انجام دادیم. یک‌بار زیر کشت بردیم، اما برف همه را خراب کرد. برای زمین فوتبال رودبنه هم اعتبارات ملی گرفتیم، زمین را محصور کردیم، جایگاه مربیان و کادر اجرایی را تعریف کردیم، ساختمان خوبی احداث کردیم و حتی میزبان مسابقات لیگ استان در زمین رودبنه بودیم.
اما فوتبال امروز یک پدیده اقتصادی است. تا امکانات قوی مالی وجود نداشته باشد، نمی‌توانیم در فوتبال حرفی برای گفتن داشته باشیم. ما در حد توان‌مان از نظر تجهیزات به باشگاه شهرداری لاهیجان کمک کردیم، چون نمی‌توانستیم با توجه به این‌که باشگاه شهرداری از سازمان تربیت بدنی جدا بود، کمک‌های بیشتری کنیم. اما با کمک‌هایی که به باشگاه شهرداری کردیم، در آن زمان باشگاه شهرداری توانست رتبه خوبی کسب کند.

• چطور با توجه به سابقه ورزشی که داشتید و مدتی هم سرپرست هیأت کشتی گیلان بودید، نتوانستید ریاست این هیأت را کسب نمایید؟
اولاً در مقطعی سرپرست هیأت کشتی گیلان بودم که مدیرکل وقت تربیت بدنی با توجه به شناختی که از اینجانب داشت، این پیشنهاد را به من داد و من هم کار کردم. اما بعد از تغییر مدیرکل تربیت بدنی، احساس کردم که ترکیب مجمع عمومی به گونه‌ای است که همه چیز دست مدیرکل است. خداوند به انسان عقل داده است که به گونه‌ای حرکت کند که آبرو و عزتش از بین نرود. با توجه به چیدمان مجمع، متوجه شدم که امکان رأی‌آوری من محدود است. هرچند این پتانسیل را در خودم می‌دیدم که بتوانم خدمت کنم. این ادعا را دارم که در زمان حضور بنده به عنوان سرپرست هیأت کشتی، حرکت‌هایی انجام شد که تاکنون انجام نشده بود و بعد از رفتن ما هم ادامه نیافت.
 


• آقای مهربان! دلایل تغییر شما در سال 1387 و بعد از انتخابات مجلس هشتم چه بود؟ عملکرد اجرایی شما در حوزه ورزش به عنوان مدیری قوی و کارآمد خوب بود. اما چرا در آن سمت نماندید؟
من عقیده دارم هر کسی در هر جایگاه و هر پستی قرار می‌گیرد، باید یک زمان مشخصی را برای خودش تعریف کند و جدای از این، یک‌سری فاکتورهایی هم باید وجود داشته باشد که آن شخص احساس کند که امروزش بهتر از دیروز است. بعد از این مسائلی که به‌وجود آمد، احساسم این بود که آن انگیزه برای ماندن و کار کردن در من وجود ندارد و مهمتر این‌که این‌گونه می‌شود گفت که شاید آن همدلی و اتحادی که می‌توانست باشد نیست و آن 7-6 ماهی که تحمل کردم و ماندم، از این باب بود که ببینم شرایط جدید به چه گونه است؟ آیا ما می‌توانیم قدم رو به جلویی داشته باشیم یا نه؟ متأسفانه با توجه به برخوردها و علائمی که مشاهده شد، به این نتیجه رسیدم که شرایط کار کردن برای بنده با توجه به تغییر مدیریت کلان ورزش استان و تغییر نماینده شهرستان میسر نیست؛ وگرنه شاید بنده جزء معدود کسانی بودم که در انتخابات مجلس هشتم به هیچ سمت و سویی نرفتم و فقط برحسب وظیفه شرعی و ملی یک رأی دادم.

• در هر صورت شما یک‌سری پروژه‌های نیمه تمام داشتید و آن پروژه‌ها هنوز هم بعد از تغییر شما به اتمام نرسیده و بلکه هنوز راکد مانده است. اگر شما می‌ماندید فکر نمی‌کنید آن پروژه‌ها به اتمام می‌رسید؟!

بیشتر آن پروژه‌ها به‌طور صددرصد طرح‌های ملی بود که بر اساس همکاری و همدلی که وجود داشت و جایگاه ملی آقای ندیمی و سوابق ورزشی ما تعریف شد و کاری بود که نیاز به پیگیری‌های بسیار زیاد داشت و می‌طلبید که شخصیتی پیگیر پروژه‌ها باشد که جایگاه و شخصیتی ملی داشته باشد. نماینده وقت شهرستان دارای یک‌ چنین جایگاهی بود و دیدیم که بعد از این مسائل، همه پروژه‌های بزرگ راکد ماند. اگر این تغییرات نبود، امروز حتماً به‌طور صددرصد همه پروژه‌های مهم ورزشی به اتمام می‌رسید.

• شما به عنوان یک کارشناس ورزشی برای ورزش لاهیجان چه آینده‌ای پیش‌بینی می‌کنید. پروژه ورزشگاه تختی لاهیجان که 3 سال است راکد مانده است، سرانجامش چه خواهد بود؟!
من خیلی نمی‌خواهم به جزئیات بپردازم. خوشبختانه فضای ورزشی کشور در سطح کلان امروز خیلی خوب است. جناب آقای سعیدلو و همکاران‌شان در ورزش بسیار مثبت‌اندیش هستند. اما این بدان معنا نیست که بتوانند بر تمامی مسائلی که در سطح ورزش کشور می‌گذرد اشراف کامل داشته باشند و این طبیعی هم نیست. به هرحال تقسیم‌بندی کارها باید به گونه‌ای باشد که در هر جایی کاری روی روالش انجام بشود. بر همین اساس هم اگر پیگیری خاص و خوبی در سطح شهرستان انجام شود، تعامل خوبی در سطح مدیران شهرستان و نیروهای استان باشد و این حلقه زنجیر با یک نیروی قوی و کارآمد ملی به خارج از استان متصل شود، این پروژه‌ها قابل اتمام است. اما با این شرایطی که وجود دارد، من کار را سخت می‌بینم.

• آیا تعاملی که مدنظر شماست، در سطح مدیریت شهرستان لاهیجان وجود دارد؟ هم در بحث ورزش و هم مسائل دیگر که بتواند به توسعه زیرساخت‌ها منجر شود؟

من الآن در جریان ریز مسائل ورزش شهرستان ـ با توجه به این‌که در تهران هستم ـ نیستم، ولی بیشتر به این نکته حساس هستم که با توجه به این‌که این پروژه‌ها هنوز به اتمام نرسیده است، نیاز بود که یک نیرویی با کاراکتر آقای ندیمی باشد که این پروژه‌ها را در عرصه ملی به اتمام برساند.

• در زمانی که بحث تغییر شما مطرح بود، هیأت‌های ورزشی لاهیجان در نامه‌ای از تربیت بدنی استان خواستند که شما را تغییر ندهند. رفتن و تغییر شما چه پیامی داشت؟
اگر بخواهم خیلی شفاف صحبت کنم، رفتن من داستان‌های خاص خودش را داشت. به هر حال من یک چهره ملی بودم و خداوند این توفیق را به من داد که ملی‌پوش این کشور باشم. به هر حال در لاهیجان مگر چند تا ملی‌پوش داشتیم؟! این عرق و تعصب به عنوان چهره ملی در دوستان‌مان بود. در آن روز این تصمیم گرفته شده بود که من نباشم! از آیت‌الله قربانی تشکر می‌کنم که در آن روز از بنده حمایت کردند که به چهره من خدشه‌ای وارد نشود. به هر حال روزگاری شخصیت ورزشی ملی محسوب می‌شدم. عکس‌العمل هیأت‌های ورزشی هم طبیعی بود و مجموعه فشارها باعث شد که در آن زمان این تغییر صورت نگیرد. اما بعدها مسائلی پیش آمد که در راستای همان داستانی بود که خدمت‌تان عرض کردم.
به هر حال هر کسی تا یک جایی باید در یک محیط بماند و اگر بخواهد بیشتر از آن برای ماندن پافشاری داشته باشد، متأسفانه مشکلات بعدی به‌وجود خواهد آمد. من هم برای این‌که از آن محیط بیرون بیایم و به جای دیگری منتقل شوم، رایزنی‌هایی را انجام دادم. از بزرگان مشورت گرفتم که آیا از این سمت بروم؟ بزرگان من را تشویق کردند و گفتند که شنا کردن در دریا بهتر است و به جای بزرگتر برو. خداوند را شاکرم که یکی از بزرگترین سرمایه‌هایی که یک انسان می‌تواند داشته باشد، داشتن دوستان خوب است. با توجه به توفیقی که در کسب عناوین ورزشی داشتیم، دوستان خوبی در عرصه ورزش داشتیم که در آن زمان آقای علیرضا دبیر (عضو شورای شهر تهران) مقدمات انتقالم را به شهرداری تهران انجام داد و بعد از آن، آقای غلامرضا محمدی (سرمربی تیم ملی کشتی آزاد) مرا به کادر فنی تیم ملی دعوت کرد. خداوند را شاکرم که این سرمایه‌های بزرگ را دارم که می‌توانم در روزهای سخت به آن‌ها تکیه کنم.

• جناب مهربان! ما در استان‌ها و شهرهای مختلف، پهلوانان و اسطوره‌های ورزشی داریم. در آن شهرها مثل اردبیل که حسین رضازاده و علی دایی را دارد و یا اگر راه دور نرویم، در همین استان خودمان در شهر ماسال، فردین معصومی را داریم که شورای شهر و شهرداری و مقامات ارشد شهرستان همیشه از او حمایت می‌کنند و این حمایت‌های مسئولین باعث شده که معصومی هیچ‌گاه تنها نباشد. در این چه تفاوتی وجود دارد؟! از فردین معصومی که شاگرد شماست، تجلیل می‌شود که واقعاً به‌جاست، اما در شهر ما دریغ و افسوس...
برای این‌که پاسخ سئوال شما را بدهم، باید کمی به عقب برگردم. زمانی که توفیق پوشیدن پیراهن تیم ملی را داشتم و در مسابقات مختلف صاحب عناوینی می‌شدم، مردم واقعاً به بنده لطف داشتند. مردم لاهیجان همیشه مشوق من بودند. این طبیعی است که یک ورزشکار بیشتر از مربی به چشم می‌آید و این‌که الآن چرا مردم مثل آن موقع نمی‌توانند احساسات‌شان را بروز دهند، طبیعی است. جایگاه مربی و ورزشکار متفاوت است. ورزشکار کسی است که هنرش را به نمایش می‌گذارد و مردم دوست دارند که به او نزدیکتر شوند. مردم همیشه لطف داشتند؛ چه آن موقع و چه الآن. بنده همیشه مورد کم‌لطفی و بی‌محبتی مسئولین قرار گرفته‌ام و با بی‌مهری با من برخورد شده است.

• چرا؟!

واقعاً دلیلش را نمی‌دانم. آن زمان که جوان‌تر بودم، فکر می‌کردم که شاید به دلیل شرق گیلانی بودنم است! اخلاقاً انسانی بودم و هستم که دوست ندارم برای مال دنیا قدم پیش بگذارم و شخصیت خودم را به نوعی خرد کنم. با این مسائل عادت کردم که همیشه به من کم‌لطفی شود! البته بودند کسانی که به من محبت داشتند و بزرگواری کردند. آقای طاهایی (استاندار وقت گیلان) و آقای سادات منصوری (مدیرکل وقت تربیت بدنی گیلان) که با توجه به وسع تربیت بدنی در آن زمان مرا مورد لطف خود قرار دادند. الآن نزدیک دو سال است که مربی تیم ملی هستم. کشتی آزاد ایران در این مدت افتخارات زیادی کسب کرده و بنده به عنوان کم‌اثرترین فرد در تیم ملی، از گیلان انتظار داشتم که به هرحال یک نگاهی به بنده داشته باشند. اما در این دو سال کسی سراغی از ما نگرفت! به هر حال کسی نگفت مهربان حالت چطور است؟! گاهی اوقات فکر می‌کنم که چرا باید برای کسی که روزگاری ورزش می‌کرده، در سطح قهرمانی بوده، عناوینی کسب کرده و امروز مربی تیم ملی شده، این‌گونه باشد؟! امروز افتخار می‌کنم که مربی تیم ملی هستم. کشتی آزاد ایران در سطح جهان جایگاه ویژه‌ای دارد و برای من افتخار است، اما متأسفانه این برخوردها و کم‌لطفی‌ها شد و اخیراً هم بیشتر! از مجموعه مسئولین شهر خودم هم همین‌طور. حداقل از رفقای خودم در شورای شهر لاهیجان حداقل این انتظار را داشتم که یک خسته نباشید به من بگویند! اما این‌گونه نشد. من آدم متوقعی نیستم، اما در عالم رفاقت انتظار داشتم که اعضای شورای شهر لاهیجان فقط یک تماس بگیرند!

• برخی از دوستان شما و مدیران وقت طی این چند سال تغییر کردند و به شهرهای مختلف، حتی بعضی به تهران رفتند. طبیعی است وقتی ترکیب مدیران یکدل در شهر از بین می‌رود، این‌گونه می‌شود! اما این انتظار شما از شورای شهر به‌جاست! حتی در اولین روزها جلوی ورزشگاه تختی از فردین معصومی و بقیه تقدیر و تشکر می‌شود، اما از شما نه! که البته بعد از دو هفته دیدیم که برخی از هیأت‌های ورزشی از شما تقدیر کردند! این‌هم در جای خودش جای بحث دارد. چون هیأت‌ها از شورای شهر جدا هستند! واقعاً چرا باید این اتفاق بیفتد؟!
مردم همیشه لطف داشتند. من آدم حزبی و جناحی نبودم. من وابسته به ورزش هستم، دوست داشتم و دارم که برای ورزش کار کنم و به گروه خاصی وصل نیستم. الآن مربی تیم ملی هستم. از فرماندار لاهیجان انتظار داشتم. وقتی فرماندار، اعضای شورای شهر و شهردار ماسال فردین معصومی را که افتخار ماست، تا فرودگاه بدرقه می‌کند... من افتخار می‌کنم که در استانی زندگی می‌کنم که این‌چنین مسئولانی دارد. شهر کوچکی مثل ماسال که شاید مسئولین و شورا و شهرداری آن یک‌صدم ادعای شورای شهر لاهیجان را نداشته باشند، از پهلوان و ملی‌پوش شهر و استان خود تقدیر می‌کنند و به استقبالش می‌آیند! واقعاً متعجبم! متأسف نیستم، چون ارزش تأسف خوردن را ندارد. چرا باید به این صورت باشد؟ دوستانی که خون جگر خوردیم و دعا کردیم که بروند در جایگاهی قرار بگیرند که به شهرمان خدمت کنند، امروز خیلی بی‌تفاوت از کنار این مسأله و اتفاق می‌گذرند. من انتظاری از فلان رئیس ندارم که پرده تقدیر و تشکر بزند، چون شناختی از ورزش شهرم ندارد، اما از اعضای شورای شهر انتظار دارم و داشتم. اما امروز متوجه شدم که به فکر ورزش لاهیجان نیستند! از فرماندار لاهیجان، اگرچه غیربومی است، اما چون فرماندار لاهیجان است انتظار داشتم. از کسی که همیشه ادعای تغییر بنده را دارد، این انتظار را ندارم، درحالی که خدایم می‌داند که خودم از لاهیجان رفتم. اما از اعضای شورای شهر انتظار داشتم. ولی چون شاید دیگر شهروند لاهیجان محسوب نمی‌شوم، این عزیزان هم احوالی از ما نگرفتند.

• مگر حسین رضازاده و علی دایی ساکن اردبیل هستند؟!

من عرضم فقط با اعضای شورای شهر لاهیجان بود، چون از دوستانم بودند. درحالی که دوستان بزرگواری چون آقایان دلخوش و محمدیاری (نمایندگان صومعه‌سرا و تالش) در اردوی قبلی حضور پیدا کردند و مشوق بنده بودند که در همین‌جا از این عزیزان تشکر می‌کنم.

• اخیراً بحث انتصاب شما به عنوان مدیرکل تربیت بدنی گیلان مطرح بود. با توجه به سابقه اجرایی و ورزشی‌تان، چرا این اتفاق نیفتاد؟
من از ته دل می‌گویم که از شرایط امروزم راضی هستم. مدیرکلی تربیت بدنی گیلان پستی است که شاید وسوسه‌انگیز باشد، ولی خودم برای این عنوان هیچ‌گونه تلاشی نکردم. اما اگر این اتفاق می‌افتاد، استقبال می‌کردم. الآن هم تأسف نمی‌خورم که چرا این اتفاق نیفتاد؟ الآن جایگاه راضی‌کننده‌ای دارم و اگرچه در غربت به‌سر می‌برم، ولی زندگی راحت و بی‌سروصدایی دارم.

• آیا روزی دوباره به لاهیجان برمی‌گردید؟ چه در مناصب اجرایی و چه در عرصه ورزش؟

اگر الآن بخواهیم این پیش‌بینی را بکنیم، کمی غیرمنطقی است. اما بعداً چه شرایطی اتفاق می‌افتد، باید ببینیم چه می‌شود؟ شرایط امروز لاهیجان به گونه‌ای است که امکان بازگشت من و امثال من وجود ندارد، اما در آینده چه اتفاقی بیفتد، دست من نیست!
در همین‌جا باید از شما و دو رسانه "لاهیگ" و "صدای لاهیج" که در این شرایط کمک کردید تا لااقل حرف‌های خودم را بزنم و با مردم شهرم صحبت کنم، تقدیر و تشکر ‌نمایم. از آقای ندیمی (نماینده مجلس ششم و هفتم لاهیجان و معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های وزارت صنایع و معادن) که به عنوان یک انسان تأثیرگذار در زندگی‌ام، خیلی چیزها را از ایشان یاد گرفتم و تلاش و پشتکار و علاقه به کار داشتن ایشان در امور اجرایی برای ما درس بود؛ همچنین از آقای نیک‌بین (مدیرکل وقت تربیت بدنی گیلان) که مدیری توانمند و دلسوز بود، تقدیر و تشکر می‌کنم. از خانواده، پدر و مادرم، همسر و فرزندم که شاید در این دو سالی که در اردوی تیم ملی بودم، خیلی به آن‌ها سخت گذشت نیز در همین‌جا تشکر می‌کنم.
از خداوند آرزو می‌کنم که مهر محبت را در دل همه ما بارور کند تا بتوانیم دست همدیگر را بگیریم. قویاً یک‌بار دیگر برای روشن شدن اذهان عمومی می‌گویم که رفتن من از لاهیجان به واسطه پیشرفت در سایر ابعاد ورزشی بود که الحمدالله میسر شد.
در پایان شاکر و سپاسگزار خداوند منان هستم که معتقدم بی‌عزم و اراده او برگی از درخت نمی‌افتد.
خدا خواهد آن‌جا که کشتی برد
اگرچه ناخدا جامه بر تن درد
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۰۹ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۷
0
0
با سلام و خسته نباشید بر عزیزان لاهیگ. من فقط یه نظر دارم. آقای مهربان! چرا سالن به اون خوبی که همانند اون در رشت و لنگرود و آستانه و ... با تعمیرات ساده فعال‌اند را بی‌تدبیرانه خراب کرده و باعث این‌همه سوءظن و حرف و حدیث شدید؟ آیا نه این‌که شما به عنوان یک ورزشکار همشهری قابل احترامید، ولی مدیر خوبی نبودید و نیستید؟! والسلام.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۱۷ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۸
0
0
سلام. این سئوال خیلی‌ها است. چرا واقعاً چرا؟؟؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۰۰ - ۱۳۸۹/۱۱/۰۲
0
0
خانه از پای‌بست ویران است...
سهیل
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۵۳ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۶
0
0
گهی زین به پشت و گهی پشت به زین!
محمد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۵۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۶
0
0
از همین مصاحبه شما مشخص است که اصلاً حزبی و جناحی نیستید. چون بیش از این‌که به سئوالات پاسخ بدهید، به تعریف از ندیمی پرداختید!
یحیی پور
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۲۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
0
0
امیدوارم این دوره آقای ندیمی رد صلاحیت نشود! تا شما دوباره پست مدیریتی بگیرید و مسئولین نیز شما را تحویل بگیرند.
ناشناس
|
Turkiye
|
۲۲:۰۴ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۸
0
0
[...] واقعاً تو ورزش لاهیجان را به تباهی کشاندی! بدهی‌های کلان به فروشگاه‌های لوازم ورزشی فروشی لاهیجان، اتحادیه مینی‌بوس داران و ... بیچاره بنده خدا هادی‌پور از وقتی که اومده تاوان [...] مالی و سیاسی و اخلاقی تو را داره میده. سندهای مالی مصاحبه‌های سیاسی تو با چند تن از خانم‌های خبرنگار و ...
حسین لاهیجی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۱۷ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
0
0
هدف مصاحبه‌کننده گل آلود کردن آب است تا بتواند ماهی خود را بگیرد و ارادت خود را به ندیمی اثبات نماید. اما من از خوانندگان محترم، علی‌الخصوص همشهریان عزیز لاهیجانی‌ام می‌خواهم آگاه باشند و گول این‌گونه مظلوم‌نمایی‌ها را نخورند تا بازی گرفته نشوند.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۲۸ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۵
0
0
شنیده‌ام ایشان به یک بنده خدایی که دستش را برای مصافحه دراز کرده، کم‌محلی کرده؛ چرا؟
lمسلم اكبري گورنداني
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۳
0
0
مسلم اكبري گورنداني: انصافاً در دوران تصدي آقاي مهربان در تربيت بدني لاهيجان تحول خوبي صورت گرفت و براي ورزش جوانان روستاي گورندان فعاليت زيادي صورت دادند. هرچند كه به دلايل مختلف سالن ورزشي گورندان نيمه‌كاره رها شد و هم‌اكنون زمين ورزشي شرايط بدتري پيدا مي‌كند. انشاء‌الله شرايطي ايجاد شود تا مسئولين به فكر جوانان روستايي شوند. به هر حال مردم قدردان خادمين واقعي خود هستند.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۱۰ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۶
0
0
آیا قشنگ‌تر نبود این مصاحبه را بایگانی می‌کردید و یادداشت ایشان را در مورد خدمت ماندگار باقی می‌گذاشتید؟ ما حرف برای زدن زیاد داشتیم... از اقدامات نماینده کنونی و خدمات بی‌بدیلش.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۱۹ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۱
0
0
مردم لاهیجان شایسته هر چیزی هستند، جز خدمت! آقای مهربان عزیز به لاهیجان برنگرد...
نظرات بینندگان