پایگاه خبری تحلیلی لاهیگ با افتخار همراهی بیش از یک دهه در عرصه رسانه های مجازی در استان گیلان      
کد خبر: ۳۴۲۹
تاریخ انتشار: ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۸

چای خوش‌ طعم خارجی در بسته خوشرنگ ایرانی

با لمس چای هم می‌شود پی به كیفیت آن برد: "چای مرغوب باید زبر و خشك باشد. چای نامرغوب توی دست پودر می‌شود و كاملاً پوك است."
این‌جا ته‌توی شهر تهران، سر عصری پاییزی، یك استكان چای خوش ‌طعم و لب‌ سوز، نه تنها می‌چسبد، بلكه لب‌ها را به‌هم می‌دوزد و برای مدتی پروسه خوردن دندان‌ها را به‌هم متوقف می‌كند! یك پذیرایی عالی با كمترین هزینه؛ سنتی كه ایرانی‌ها مبدعش هستند. گرچه دیگر ذائقه مردم اغلب كشورها از قهوه برگشته و چای را ترجیح می‌دهند.
توی مغازه این پا و آن پا می‌كنم كه فروشنده اصلی بیاید. جلویم یك استكان كمر باریك گذاشته‌اند. تویش چایی دارجیلینگ دم‌كرده با عطری كه مرا یاد خانه مادربزرگ می‌اندازد؛ خانه مادربزرگ و آن روزها كه همه چیزهای خوب دنیا عطر داشتند، طعم داشتند؛ عطر و طعم طبیعی، طعم یك استكان چای ایرانی! عطرها توی مشام می‌ماند و طعم‌ها، زیر دندان مزه می‌كردند. شاید اشكال از چای‌ساز‌های امروز است كه آمده‌اند تا جای سماور مهربان خانه مادربزرگ را بگیرند. شاید هم... معلوم نیست، باید افسوس بخوریم كه چرا دیگر چای ایرانی آن عطر و طعم سال‌ها پیش را ندارد یا نه! دل‌مان به چایی‌های خارجی خوش باشد كه در بسته‌بندی‌های گول‌زنك ایرانی، مهمان خانه‌های‌مان شده‌اند...
وقتی قرار باشد درباره چای و چای‌فروش‌ها گزارش بنویسی، ناخودآگاه یاد چهارراه سیروس و كوچه‌های تنگ و پاساژهای تودرتو و شلوغی‌های كلافه‌كننده می‌افتی؛ جایی كه دیگر بورس چایی‌فروشی شده است. اما قبل از این‌كه راسته خیابان پانزده خرداد را بگیرم و بروم تا ته مولوی، سنت‌شكنی می‌كنم و جلوی تك‌مغازه‌ای می‌ایستم تا از فروشنده اطلاعاتی بگیرم. اتفاقاً فروشنده از اعضای صنف چای‌فروشان است: "بیشتر چایی‌ها از هندوستان و سریلانكا وارد می‌شوند." چایی‌ها دو نوع هستند: سیلان و كلكته. اما از هر نوع كه باشند، جنس‌شان یا قلم است یا باروتی زرین یا شكسته.
به گزارش "لاهیگ" به نقل از "روزنامه شرق"، بهترین و مرغوب‌ترین برند چایی‌ها، "چای دارجیلینگ" است. رنگ و لعابش هم زیاد نیست و طعم گسی دارد. اگر با خوردن این چای كمی شاد و شنگول شدید تعجب نكنید. ماده نشاط‌آوری به نام گزانتین داخل آن وجود دارد. این چای با تمام محسناتش، عیب بزرگی دارد. كمیاب است و قیمت آن گران! هر سال در هند تنها 10 تن از آن تولید می‌شود كه كیلویی 15 تا 20 هزار تومان است.
چای معروف دیگری هم به اسم "زر‌دار" وجود دارد كه لابه‌لای آن خرده‌های طلایی چای می‌بینی. این خرده‌ها چای را خوش‌ طعم می‌كنند و به آن طعم خوبی می‌دهند.
اسم چای "كله مورچه" را نشنیده بودم كه توضیحات جالبی می‌شنوم: "نوع دیگر چای، سی‌تی‌سی است كه اصطلاحاً به آن كله مورچه یا چای ساختگی می‌گویند. برگ‌های سبز چای را با دستگاه ریز می‌كنند. هندی‌ها و انگلیسی‌ها آن را با شیر می‌خورند. مرغوب‌ترین آن برای كشور كنیاست." برخلاف برنج كه هرچه كهنه‌تر باشد، مرغوب‌تر است، چای هرچه نوتر، بهتر!
‌فروشنده مخالف سرسخت چای عطری است: "چای عطری علاوه بر این‌كه برای قلب ضرر دارد، خوش ‌طعم هم نیست."
مشتری‌ها در تردد هستند و هرازگاهی راهنمایی می‌خواهند. از فرصت استفاده می‌كنم تا لااقل به بهانه گزارش هم كه شده، فوت و فن‌های شناخت چای خوب از بد را یاد بگیرم: "وقتی چای را دم می‌كنی، اگر تفاله‌اش قهوه‌ای یا سبز یك‌دست باشد، چای مرغوب است و اگر به رنگ سیاه و ... باشد، باید آن چایی را پس بدهی!"
با لمس چای هم می‌شود پی به كیفیت آن برد: "چای مرغوب باید زبر و خشك باشد. چای نامرغوب توی دست پودر می‌شود و كاملاً پوك است."
بسته‌بندی‌های خوشرنگ چای احمد و محمود روی سكوی جلوی مغازه را نگاه می‌كنم و چشمم می‌افتد به چای سبز. سال‌ها پیش، نزدیك كنكور كارشناسی، همه سفارش می‌كردند كه برای تقویت حافظه چای سبز بخورم. ‌فروشنده اشاره می‌كند كه چای سبز برای مداوای پزشكی از چین وارد شده است. نوع دیگری از چای هم این‌جا هست: چای ترش! كه از مكه وارد می‌شود. به‌نظر نمی‌رسد چای خوش‌ طعمی باشد. اما ظاهراً خواص زیادی دارد و برای درد معده، حكم شربت آلومینیوم ام جی را دارد!
به پیاده‌روی در خیابان پانزده خرداد ادامه می‌دهم، ناصرخسرو و پامنار را رد می‌كنم و بعد چهارراه سیروس و بعد از خیابان مصطفی خمینی به مولوی می‌رسم. از در ورودی بازار وارد می‌شوم، این‌جا حال و هوای متفاوتی دارد. اولش تنباكو‌ فروش‌ها را می‌بینم. یك لحظه سر كه برمی‌گردانی، می‌بینی طرفی از پیاده‌رو ازدحام شده و دستفروش‌ها جنس‌های دست دوم‌شان را بر سر چوب حراج زده‌اند. معتاد و كارتن‌ خواب هم زیاد می‌بینی. آدم‌هایی كه زیر پوست بی‌خیالی، چهره‌های غمزده‌ای دارند. آن‌قدر كه دلت می‌خواهد قید این گزارش را بزنی و برگردی در دل شهر، همان‌جا كه بودی. بعضی از مغازه‌دارها سرشان شلوغ است و بعضی‌ها مگس می‌پرانند. مغازه‌های خشكبار و چای هم كمی پایین‌ترند. پی ‌فروشنده‌ای را می‌گیرم كه می‌گویند قدیمی‌ترین چای‌ فروش بازار است: مغازه حاج آقا محمدزاده و پسران. مغازه ظاهر شلخته‌ای دارد. اغلب مغازه‌های چای ‌فروشی چنین وضعیتی دارند. شاید برای این‌كه قرار نیست مشتری مدت طولانی در مغازه سیر كند. به قول مغازه‌دارها، اغلب خریداران چای را نمی‌شناسند و در این زمینه تعطیل‌اند! پس كمی قیمت‌ها را بالا و پایین می‌كنند و دست آخر بعد از چانه زدن، اعتمادشان را می‌سپرند به حرف‌های‌ فروشنده و با دست پر و گاهی هم خالی می‌روند پی كارشان.
بالای دیوار مغازه عكس پیرمرد چای‌ فروش و پسرانش خودنمایی می‌كند. مشتری‌های داخل مغازه هم یك حاجی می‌گویند و 10 تا حاجی از دهان‌شان بیرون می‌آید. اما او هم همان اطلاعاتی را می‌دهد كه مغازه‌دار قبلی داده است. چای‌ها به صورت فله‌ای وارد ایران می‌شوند و بعد در كارخانه‌ها بسته‌بندی شده و هركس كه بخواهد آن را به اسم شركت خود در بسته‌بندی دلخواه وارد بازار می‌كند!
چای ایرانی هم كه اصلاً به زبان‌ فروشنده‌ها نمی‌آید: "چای ایرانی داریم. ولی اصلاً كسی نمی‌خرد. قیمت بهترین چای ایرانی كیلویی 1500 تا 1700 تومان است. اما نامرغوب‌ترین چای سریلانكا زیر پنج هزار تومان قیمت ندارد."
از یكی از مغازه‌دارها سئوال می‌كنم كه چرا تولید چای ایرانی این‌قدر محدود است: با كلی محافظه‌كاری جواب می‌دهد: "تولید كم نیست. عمل‌آوری چای مناسب نیست. ذائقه مردم به چای خارجی عادت كرده است. البته چین اول چای ایرانی هم مرغوب است و هم گران‌تر. ولی در كل چای ایرانی مثل قدیم‌ها طرفدار ندارد." علت را می‌پرسم: "بذرهای نامرغوب. بذر مرغوب وارد نمی‌شود و از طرفی بذرهای داخلی را هم در ذغال می‌خوابانند. یعنی از بذرهای قدیمی استفاده می‌كنند و به زمین‌های چای هم رسیدگی نمی‌شود. در حال حاضر بسیاری از زمین‌های چای مسكونی شده‌اند."
دلم به حال این برگ‌های سبز چای ایرانی می‌سوزد، وقتی می‌شنوم كه هر سال كلی از آن‌ها را به صورت فله‌ای تبدیل به كود می‌كنند تا به كشورهای دیگر بفروشند. فقط به جرم این‌كه طرفدار ندارند!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۰۸ - ۱۳۸۹/۱۰/۱۵
0
0
عدم آگاهي مردم، به‌خصوص نسل جوان در مورد مصرف توليدات وطني و عدم توجه حاكميت به آگاه‌سازي مردم، يكي از معضلات اقتصاد كشور مي‌باشد. در نتيجه مردم هيچ فرقي بين كالاي ايراني و خارجي قائل نيستند!
ناشناس
|
United States of America
|
۲۲:۵۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۳
0
0
Kheyli estefade kardam
نظرات بینندگان