پایگاه خبری تحلیلی لاهیگ با افتخار همراهی بیش از یک دهه در عرصه رسانه های مجازی در استان گیلان      
کد خبر: ۲۹۰۸
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۲۰:۳۱

گذری بر مدیریت یكپارچه شهری

شاپور دیوسالار
عصر حاضر، زمان تكوین تحولی سریع در عرصه‌ها و صور مختلف حیات فردی و اجتماعی است. تمدن نوینی در حال شكل‌گیری است و مناسبات موجود تمدن‌های قبلی درحال فروپاشی است. انقلاب كشاورزی و تمدن صنعتی هركدام سال‌ها به طول انجامیدند تا جوامع را متحول و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی نوینی را برای جامعه فراهم كنند. اما امروز نكته حائز اهمیت این است كه وجوه تمدن درحال تكوین، علاوه بر این‌كه بدیع است، در عین حال در تعارض كامل با تمدن‌های قبلی، به‌ویژه تمدن صنعتی است و در همه اشكال اجتماعی، به‌خصوص شهرها نمود دارد. در حوزه شهر، حاصل این تعارض‌ها، شكل‌گیری شهری با خصوصیات جدید است كه از آن با عنوان "شهر سوم" یاد می‌كنیم.
جامعه صنعتی خود بر اساس 6 اصل كلی بنا شده كه همه پدیده‌های این جامعه، به‌ویژه "شهر" از آن قواعد تبعیت می‌كنند. ظهور تمدن جدید و پیدایش عصر نوین با درهم‌شكنی و فروپاشی این اصول شش‌گانه، تلاش در استقرار نظام جدید و ارائه مفهوم‌ نو از "شهر" دارد. این دو نظام در راستای اصول شش‌‌گانه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

استاندارد‌سازی‌؛ همسانی فضاهای شهری
یكی از آشناترین اصول شهر صنعتی، استاندارد كردن و همسان‌سازی است. فعالیت‌ها و اقدامات شهرسازی و معماری شهر صنعتی به مقدار زیادی استاندارد شده است. درون فضاهای شهری نواحی مختلف كشور بیش از پیش شبیه یكدیگر شده‌اند و یك همسانی و هم‌شكلی در فضاهای شهری به‌وجود آمده است.
انتقال از تولید انبوه سنتی به موازات انبوه‌زدایی تولید، باعث شده كه شهروندان امكان انتخاب بیشتری داشته باشند. قیمت‌های استاندارد شده عصر صنعت اكنون به‌ تدریج با هم متفاوت می‌شوند، زیرا كالاهای سفارشی باید قیمت خاص خود را داشته باشند.

تخصصی‌سازی؛ تسریع جریان كار
با تسریع جریان تقسیم كار، متخصصین و كارگرانی كه در یك كار مهارت داشتند و دائماً همان را تكرار می‌كردند، جایگزین روستایی همه فن حریفی شدند كه به‌طور مستمر كار می‌كرد. همچنین با پیشرفت صنعت، بازار میان صاحب دانش و مشتری حائل شد و آن‌ها را به 2 گروه مشخص تولیدكننده و مصرف‌كننده تقسیم كرد. در شهر سوم شاهد مشاركت آگاهانه سیاسی و اجتماعی شهروندان در امور مربوط به جامعه شهری هستیم.

همزمان‌سازی؛ اهرم وقت‌شناسی
در تمدن صنعتی، "همزمان‌سازی" انسان را به قابلیت‌های ماشین شدیداً وابسته كرد و كل زندگی اجتماعی را به یك چارچوب مشترك محدود ساخت. وقت‌شناسی مفهوم عام یافت. تأخیر یك كارگر و كارمند بلافاصله می‌توانست كار بسیاری از افراد دیگر را در كارخانه یا اداره مختل سازد. بنابراین فشار فرهنگی شدیدی برای وقت‌شناسی وجود داشت. همزمان‌سازی تأثیر مستقیمی روی حمل ‌و نقل و ترافیك شهری و همچنین محیط ‌زیست داشت. تأكید بر ساعات كار انعطاف‌ناپذیر و انبوهی باعث شد تا ساعات پر ازدحام ترافیك اعصاب خردكن به‌وجود‌ آید. اما امروزه زمان شناور و انبوه‌زدایی زمان مطرح شده است.

تراكم؛ حاصل تمدن صنعتی
پدیدار شدن بازار، اصل دیگری از تمدن صنعتی، یعنی اصل تراكم را به‌وجود آورد. شهر صنعتی تقریباً به‌طور كامل به ذخایر سوخت فسیلی (نفت و گاز و ...) وابسته‌اند؛ برخلاف دوره قبل كه از منابع پراكنده انرژی استفاده می‌شد. صنعت، جمعیت را همانند انرژی متراكم ساخت، افراد را از روستاها جمع‌آوری كرد و آن‌ها را در شهرهای بزرگ سكنی داد.
امروزه و در شهر سوم فراگرد معكوسی آغاز شده است و شاهد پراكندگی شدید جمعیت از نظر جغرافیایی هستیم. شهر سوم در زمینه انرژی دیگر به ذخایر متراكم و سوخت‌های فسیلی متكی نیست، بلكه اشكال گوناگون و بسیار پراكنده‌تر انرژی را مورد استفاده قرار می‌دهد. آزمایش‌های بی‌شماری را می‌بینیم كه هدفشان یافتن بهترین شیوه "عدم‌ تراكم" در مدارس، بیمارستان‌ها و سایر فضاهای شهری است.

بیشینه‌سازی
جدایی تولید و مصرف در همه جوامع صنعتی، "وسواس بزرگ‌طلبی" را وسعت بخشیده و به سرعت موجب رشد كلانشهرها، كارخانه‌ها و شركت‌های بزرگ، بزرگراه‌ها و ایجاد عناصر فیزیكی بزرگ، عظیم‌‌الجثه و هراس‌انگیز در فضاهای شهری شد.
در شهر سوم، عقیده "كوچك زیباست" به‌جای "بزرگ‌تر بهتر است" رایج شده است. شركت‌ها اكنون به‌طور فعال در جست‌وجوی شیوه‌هایی برای كاهش حجم كار واحدهای‌شان هستند. تكنولوژی جدید و انتقال فعالیت‌ها از صنعت به خدمات هر دو به‌شدت، مقیاس عملیات را كاهش می‌دهند. مقیاس مناسب و تركیب هوشمندانه بزرگ و كوچك به‌ عنوان اصل شهر سومی مطرح شده است. در این میان بیشینه‌سازی به عنوان یك اصل شهر صنعتی كم‌كم از صحنه خارج می‌شود و جای خود را به مقیاس مناسب در شهر سوم می‌دهد.

تمركز؛ شالوده جامعه
آخرین اصلی كه شهر صنعتی خود را بر آن بنا نهاده، تمركز است. تمركز در تمام ساختارهای موجود جامعه، به‌ویژه ساختارهای سیاسی و اقتصادی كه شالوده هر جامعه‌ای است، شكل گرفته است. درحالی كه تمامی جوامع هم به تمركز و هم به عدم‌ تمركز نیاز دارند، جامعه شهری عصر صنعت تنها به تمركز گرایش یافت و از عدم‌ تمركز گریزان شد. حوزه بحث و گفتار درخصوص دگرگونی‌ها و تغییر و تحولات آینده جوامع شهری در ابعاد و شكل‌های مختلف بسیار وسیع است.

جامعه بر مبنای خانواده
جامعه شكل‌یافته در شهر سوم بر كانون خانه، بنیاد می‌شود. در پیشرفت به سوی نظام تولیدی جدید، توانایی بالقوه‌ای برای تحول اجتماعی نهفته است كه دورنمایی آن‌چنان هراسناك دارد كه كمتر كسی مایل است به معنای واقعی با آن مواجه شود، زیرا چیزی نمانده كه حتی فضای داخلی خانه‌های‌مان را هم از بنیان دگرگون سازد.
نظام جدید تولید علاوه بر كوچك‌تر كردن واحدهای تولید، علاوه بر نامتمركز كردن و از شهر بریدن تولید و علاوه بر دگرگون ساختن خصلت واقعی كار، می‌تواند میلیون‌ها انسان را از كارخانه‌ها و ادارات زندان مانند عصر صنعت آزاد كند و به فضای اصلی‌شان كه از ابتدا بدان تعلق داشته‌اند (یعنی خانه)، بازگرداند.

شهروند كامل در شهر سوم
با حركت به آن سوی تمدن صنعتی و پا گذاشتن به عرصه فرا‌صنعت، آن‌چه اتفاق می‌افتد، تنها انتقال از نظام انرژی به نظامی دیگر یا از یك بنیاد تكنولوژیك به بنیاد دیگر نیست. انسان درون خود نیز انقلابی برپا می‌دارد. بدین ترتیب شهروندانی كامل‌تر و متعادل‌تر در عرصه‌های اجتماعی ظهور می‌یابند. این شهروندان در مقایسه با شهروندان سابق با یكدیگر تفاوت‌های فاحشی داشته و از وجوه مختلف متمایزتر خواهند بود. اغلب آنان به احتمالی، زودتر رشد خواهند كرد و در سنین پایین‌تری پذیرای مسئولیت خواهند شد و از قدرت انطباق و سازگاری بیشتری برخوردار خواهند بود و فردیت بیشتری پیدا می‌كنند. این افراد احتمالاً بیش از والدین‌شان الگوهای اقتدار را در جامعه مورد سئوال قرار می‌دهند و در زندگی آن‌ها تعادل بیشتری برقرار می‌شود؛ تعادل بین كار و تفریح، بین تولید و مصرف، بین كار فكری و كاردستی و بین عینیت و ذهنیت.

الگو یا ساختار شهر سوم
ساختار شهر سوم اساساً بر پایه مناسبات و پیشرفت‌های فنی و الكترونیك شكل خواهد گرفت. این ساختار دربرگیرنده حالاتی از زندگی شهروندان، نظام و سازمان ویژه و دولت و حكومت منحصر به فرد است. تمامیت این الگو به اعتبار ایجاد زیرساختار الكترونیك، امكان تحقق، بروز و ظهور می‌یابد.

شهر سوم آرمانشهر نیست
یكی از اصلی‌ترین موانع فراروی مدیریت شهری، به‌خصوص در كلانشهرها، چندپارگی مدیریت شهری در عرصه سیاست‌گذاری، تصمیم‌سازی، برنامه‌ریزی، هدایت و نظارت است. شهر سیستمی پویاست كه عملكردهای ساختارهای آن، پیوسته با هم تعامل دارند. برای تنظیم این روابط و پایداری سیستم، هماهنگی و یكپارچگی در مدیریت آن ضروری است و ما نمی‌توانیم كاركردهای مختلف شهر را به مدیریت منفك و بدون ارتباط با هم بسپاریم و انتظار بهبود وضعیت داشته باشیم.
شهر سوم تصویر شفاف از دگرگونی‌های بدیع، بنیادین و در عین حال واقعی در همه ابعاد حیات فردی و جمعی است. این شهر را نمی‌توان یك آرمانشهر نامید؛ در عین حال یك ضد آرمانشهر هم نیست. شهر سوم نوعی آرمانشهر عملی است كه نه بهترین و نه بدترین دنیای ممكن است، بلكه دنیایی است هم تحقق‌پذیر و هم دنیایی كه پشت سر گذاشته‌ایم. چنین شهری به حالت سكون باقی نمی‌ماند، پس‌گرا نخواهد بود و سعی نخواهد كرد تا خود را بر اساس یك مدل آرمانی متعلق به گذشته بسپارد. این شهر یك جامعه بی‌رحم دیكتاتوری نخواهد بود و ذاتاً جنگ‌طلب نیست. در شهر سوم شهروندان موجوداتی بی‌هویت و همسان نیستند و به‌طور خلاصه در این شهر می‌توان جامعه‌ای را تصور كرد كه به تفاوت‌های فردی امكان بروز می‌دهد و تنوع‌ نژادی و منطقه‌ای، مذهبی و پاره فرهنگی را به‌جای سركوب كردن با آغوش باز می‌پذیرد.
شهر سوم ایستا نیست، بلكه با نوآوری‌های خود دائماً در حركت است، ولی در عین حال قادر است برای آنان كه خواستار ثبات نسبی هستند یا بدان نیاز دارند، محدوده‌های تقریباً باثباتی فراهم كند. در شهر سوم دیگر بازار، محور نیست و اساساً خلاقیت‌های هنری مورد توجه است. شهر سوم شهری است در مقیاس انسانی با مردمی كه با محیط‌ زیست سازگاری بیشتری دارند. اگر تكوین شهر اول را همزمان با انقلاب كشاورزی تلقی كنیم، این شهر تا سال 1650 شكل گرفته كه همان مفهوم شهر را بیان می‌كند. بین شهر و روستا تفاوت و تقابل وجود ندارد. مدنیت فرهنگی حاكم است. روابط، رودررو و انسانی است.
در شهر دوم كه از سال 1650 میلادی به بعد و همزمان با تحولات صنعتی شكل گرفته، مناسبات قبلی دگرگون شده و شهر بر روستا حاكم شده است. تقابل بین شهر و روستا مشهود شده و سطوح تفاوت دو جامعه ملموس و چشمگیر است و ویژگی‌های نظام صنعت در شهر دوم كاملاً نمود می‌یابد. شهر دوم مكان خشونت می‌شود و هراس خاص در شهروندان حاكم است. نمادها و فضاهای شهری هم‌شكل و به‌دور از تنوع است. شهر سوم كه با رخدادهای شگرف الكترونیك در دهه‌های اخیر شروع به شكل‌گیری می‌‌كند، متناسب با ویژگی‌های نظام اقتصادی ـ اجتماعی خاص جوامعی كه دوره صنعت را پشت سر گذاشته و درحال ‌گذار به جامعه فراصنعت هستند، سازماندهی می‌شود.
 
• روزنامه همشهری، شماره 5101، 2 اردیبهشت 1389
نظرات بینندگان