1
هر شهر و دیاری در کنار چشماندازهای طبیعی و جاذبههای گردشگری و نیز آثار و ابنیه تاریخی و قدیمی، بخشی از هویت و شناسه خود را از سرمایههای انسانی خویش میگیرد. بخش اعظم این سرمایه را نه فقط نیروی انسانی موجود و حاضر آن شهر، بلکه مشاهیر و تاریخسازان و نخبگان علمی و فرهنگی آن در گذشته میسازند و به دیگر سخن، مشاهیر یک شهر، جزئی از شناسنامه آن شهر بهشمار میروند.
اگر این واقعیت را بپذیریم که چشماندازهای طبیعی و مناظر زیبای یک منطقه را بلایای طبیعی و یا دخالتهای انسانی همواره در معرض تهدید قرار میدهد و همین دو عامل بلایای طبیعی و تخریب انسانی، بالقوه میتواند خطری برای حفظ آثار تاریخی شهر نیز قلمداد شود، اما مشاهیر و مفاخر و سرمایههای انسانی یک شهر از این آفات مصؤناند و در نتیجه، این سرمایه در قیاس با آن دوی دیگر، ارزشی فزونتر مییابد.
امروز اگر به لاهیجان هم بنگریم، به خوبی تهدید دو سرمایه طبیعت زیبا و آثار تاریخی این شهر، قابل لمس است و بهویژه در اینجا عامل انسانی به شدت در کار تخریب فعال است! پس آنچه لااقل حفظ و صیانت از آن برای هر شهروند و هر مقام مسئول لاهیجی واجب مینماید، حفظ یاد و نام و نشان مشاهیر تاریخی، علمی، فرهنگی و هنری این شهر است. اما به راستی در این زمینه چقدر کار شده است؟ چه میزان از فضای شهری لاهیجان، بازتاب دهنده نام و نشان مشاهیر و مفاخر تاریخی این شهر است؟
2
دکتر محمدرضا حکیمزاده برای بسیاری از مردم ایران، بهویژه آنانی که در امور مربوط به سالمندان و معلولین و خدمات درمانی و توانبخشی به آنها فعال بوده یا دستی در کار خیر داشته یا خود در اطراف خویش چنین افراد محتاج به مراقبتهای ویژه داشتهاند، نامی آشنا است. بزرگمردی که خود به تنهایی برای یک شهر جهت افتخار و مباهات و تقویت حس اعتماد به نفس و غرور مثبت جوانانش کفایت میکند. متأسفم که با گذشت 3 دهه از مرگ دکتر محمدرضا حکیمزاده هنوز در شهر لاهیجان هیچ خیابان و میدانی به نام او نیست و هیچ یادمان و تندیس و نشانی از او، جز مدرسهای که خودش ساخته و کوچهای که به محله زادگاهش در غریب آباد متصل میشود (آنهم با نام کلی حکیمزاده) به چشم نمیآید. یعنی وقتی مسافری وارد این شهر شود، هیچگونه نمیتواند با مشاهده فضای شهری به این نکته پی ببرد که دکتر حکیمزاده از این دیار برخاسته است. واقعاً مشکل نامیدن جایی درخور به نام دکتر حکیمزاده چیست؟!
دکتر محمدعلی مجتهدی برای اهالی علم و دانشگاهیان و بهویژه رشتههای فنی، نام آشنایی است. مؤسس دانشگاه صنعتی شریف و مدیر مدرسه البرز که چندین نسل از چهرههای مطرح علمی و فرهنگی و سیاسی این مملکت پشت میزهای آن نشستند، در شهر خود بسیار غریب مانده است! زشت است برای شهری که افتخاری چون دکتر مجتهدی داشته باشد (که خیلی از شهرها حسرت داشتنش را میخورند) و آنگاه هیچ نام و نشانی از او در سطح آن شهر به چشم نیاید!
شیخ محمد لاهیجی (اسیری لاهیجی) از مشاهیر عرفان و علم و دانش در قرن نهم و ابتدای قرن دهم هجری است. وی صاحب تألیفات ارزشمندی در عرفان و تصوف بوده و شرحی که بر گلشن راز شیخ محمود شبستری نوشته، مشهور است. این چهره نامدار لاهیجی نه تنها در غربت مدفون است، بلکه نامش نیز در این شهر غریب و ناشناخته است و هیچ نام و نشان و یادمانی از این چهره شاخص عرفان و دین و علم در اینجا وجود ندارد!
حکیم ابوالفتح لاهیجی (گیلانی) از مشاهیر پزشکی لاهیجان در قرن دهم هجری است که بنیانگذار مکتب پزشکی اطبای گیلانی مقیم هند بوده و در دربار پادشاه آن کشور، مقامی بزرگ داشته است. وی علاوه بر طب در شعر و ادبیات و حکمت نیز صاحب آثار بوده و در هندوستان شخصیتی بسیار مهم بهشمار میرفته است. امروز نه از او و نه از برادران طبیب و دانشمندش و نه از پدر دانشمند و وزیر و حکیمش (عبدالرزاق حکیم صدر، که البته با عبدالرزاق فیاض لاهیجی که فیلسوف و داماد ملاصدرا بوده فرق دارد) در لاهیجان هیچ نام و نشانی بر هیچ کجا نیست!
قطبالدین شریف لاهیجی برای اهل دین و دانش و کسانی که در تاریخ علم و دین ایران زمین تحقیق میکنند، نام شناخته شدهای است. اثر ارزشمندی که این دانشمند مسلمان لاهیجانی نوشته و "تفسیر شریف لاهیجی" نام دارد، در میان دانشمندان علوم دینی از شهرت خاصی برخوردار بوده است. مولد و مسکن (و به احتمال قوی مدفن) این مرد بزرگ و سکونتگاه پدر و جدش در جایی بوده که بعدها خانه نوادهاش امجدالسلطان اگنت شده و به خانه اگنت شهرت یافته و بعدتر هم کتابخانه لاهیجان آنجا احداث شده و امروز هم برای رفع معضل ترافیک(!!) با خاک یکسان شده و میدانی جدید با طرحی که نمیدانم چه ارتباطی با این فضا و این شهر دارد، درحال احداث است. انگار نه انگار که این محل نه صرفاً یک مکان جغرافیایی، بلکه بیشتر یک تاریخ گویا است. تاریخی که از درون آن فقط نباید امجدالسلطانها را دید، بلکه باید شریف لاهیجیها و پیله فقیهها را هم به تماشا نشست و از یاد نبرد!
باز هم بنویسم؟! همین چند مورد برای نشان دادن جفایی که ما در حق مشاهیر و تاریخسازان خود میکنیم کافی نیست؟! اگر فقط بخواهم نام مشاهیر لاهیجی در زمینههای مختلف را فهرست کنم، چند صفحه باید سیاه کنم! اگر نام نامآوران این شهر را بخواهیم بر سر میادین و خیابانها و معابر بگذاریم، میدان و خیابان کم میآوریم! امروز در هر شهر و دیاری از هر شخصیتی که اندکی شهرت و آوازه داشته برای هویت بخشیدن به خود استفاده میکنند و نگاهها را به شهر خویش معطوف میدارند. حال ما چرا با داشتن اینهمه سرمایه انسانی مشاهیر تاریخی، استفادهای از این سرمایهها نمیکنیم که هیچ، با برداشتن پسوند لاهیجی از نام معدود اسامی مفاخر باقیمانده بر خیابانهای این شهر، خودزنی فرهنگی میکنیم؟! (تابلوی خیابان حزین لاهیجی به حزین تبدیل شده است!)
اینها که نوشتم چیز تازهای نیست و شاید بارها و بارها نوشته شده یا از آن صحبت شده است؛ اما چه میتوان کرد که وقتی که مطالباتی برآورده نشود، از تکرار و یادآوری مکرر آنها ملالی نمیتواند باشد و از آن گریزی نیست و باید آنقدر نوشت و نوشت و گفت و گوشزد کرد، باشد که مؤثر افتد.
3
از جمله مؤثرترین و دمدستترین راهها برای شناسایی مشاهیر یک شهر به مردمان آن و نیز مسافرین و سایرین، نامگذاری خیابانها و میادین و معابر آن شهر به نام این چهرههاست. اگر این واقعیت را بپذیریم که همه مردم حوصله و وقت و یا علاقهای برای مطالعه متون و کتب جهت شناسایی مشاهیر و مفاخر و تاریخ و تمدن خویش را ندارند، آنگاه متوجه خواهیم شد که حس بصری تأثیر زیادی در اینگونه موارد دارد و دیدن نام و نشان چهرهها بر خیابانها و میادین شهر یا یادمانها و تندیسها، اثر خوبی خواهد داشت.
چندی پیش هنگام عبور از شهر آستانه اشرفیه در نزدیکی آرامگاه دکتر محمد معین، میدان درحال احداثی را دیدم که تندیسی تمام قد از دکتر معین در وسط آن قرار داده شده بود. منظره بسیار زیبایی که هم برای مردم آن شهر مایه افتخار خواهد بود و هم هر مسافر و رهگذری به آن شهر را با این چهره ماندگار آشنا خواهد کرد و هم به زیبایی فضای شهری بسیار کمک خواهد نمود. مسألهای که در شهری که تا سه دهه پیش بخشی از لاهیجان بود، جدی گرفته شده، ولی در شهری پر از مشاهیر و مفاخر و دارای مرکزیت و قدمت فراوانی چون لاهیجان، مورد توجه نیست!
در مورد تندیس هم باید گفت حالا که مسأله نصب تندیس در لاهیجان از تابوی گذشته خارج شده و گویا قرار است تندیس یکی از شهدای لاهیجی نصب شود، خوب است در مورد دیگر مفاخر و مشاهیر این شهر نیز این حرکت آغاز گردد. اگر هم مسأله تندیس، هزینهبردار است و فعلاً از عهده مسئولین، خارج(!)، لااقل با نامگذاری بیشتر و بهتر خیابانها به نام چهرههای ماندگار لاهیجی در عرصههای مختلف، گامی برای معرفی آنان به همشهریان و مسافران به این دیار برداشته شود.
راهها برای معرفی مشاهیر بسیار است، اما همانطور که پیشتر گفتم، به گمانم این نخستین و از جمله مؤثرترین و حاضرترین راهها باشد. اگر هم تغییر نام خیابانها و میادینی که قبلاً نامگذاری شده، دشوار و هزینهبر و ناممکن است، باز هم باید گفت که از خیابانهای جدیدی که با گستردهتر شدن شهر درحال احداثاند میتوان استفاده نمود و به عنوان نمونه، بولوار 35 متری درحال احداث و میادین احداث شده یا در دست احداث در آینده در آن، نیز خیابانها و معابر ساخته شده یا در دست ساخت در پیرامون آن، خود فضای مناسبی برای نامگذاری بامسماتر خیابانها و میادین این شهر را فراهم میکند و این امکان را که نام چند تن از مفاخر این شهر بر چند محل درخور، گذاشته شود. این حداقل و راحتترین کاری است که مسئولین شهری لاهیجان میتوانند برای مشاهیر این شهر انجام دهند.
به امید روزی که فضای شهری لاهیجان به خوبی بازتاب دهنده تاریخ و تاریخسازان و مشاهیر این شهر باشد.
ماهنامه بام سبز، دوره جدید، شماره 3، خرداد 1389