در جامعه امروز ما، تقریباً اكثریت مردم، حجاب اسلامی را پذیرفته، به آن اعتقاد دارند و حتی در نبود ناظران حكومتی به آن پایبند هستند؛ چرا كه اجرای شعائر دینی در اركان وجودی آنهاست. اما عده قلیلی هم هستند كه نادانسته وارد بازی بدحجابی شدهاند و شاید با اندك تلنگری به خود آیند. در این میان گروهی هم هستند كه بر بدحجابی خود راسخ و بر آن تأكید دارند.
واقعیت این است كه مسأله بدحجابی طی سالهای اخیر، از زمانی اوج گرفت كه امكانات ارتباط جمعی، مرزها را برداشته و اینترنت و ماهواره به بیشتر خانوادهها سرك كشیده است. از آنجا كه به قول برخی، ما از تكنولوژیهای جدید فقط بهرهبرداری منفی آن را یاد میگیریم، عدهای از كارشناسان بر این باورند كه سیل مخرب فرهنگ غرب از طریق همین تكنولوژیهای جدید، فكر و ذهن جوانان ما را درنوردیده و یكی از آثار و تجلیهای آن در بدحجابی نمود یافته است.
نگاهی گذرا به تاریخ معاصر كشورمان نشان میدهد، همان مردمی كه سالها قبل در مقابل تفکرات وابسته رضاخان و كشف حجابش تا آن اندازه مقاومت كردند که او را با تمام قلدریاش از رو بردند، اما در دوره سلطنت فرزندش محمدرضا ظاهراً هیچ اجباری در کار نبود، ولی ما شاهد تغییر در فرهنگ حجاب در عرصههای اجتماعی و فرهنگی بودیم.
پس از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی، ما شاهد ظهور و بروز دوباره این پدیده هستیم و گویی شاهد تکرار همان تاریخ. ولی در مقابل این جریان، هیچ حركت یا موج فرهنگی سازنده و مؤثری در داخل كشور برای ترویج فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی از سوی مسئولان و دستاندرکاران امور فرهنگی صورت نگرفت و این امر موجب گردید تا فضا كاملاً برای میدانداری بیگانگان فرصتطلب آماده شود و جالب اینجاست که همین مسئولان وقتی در حل این مسأله به مشکل برخورد میکنند، بهجای یافتن راه حلهای مناسب، سادهترین راه را از دیدگاه خودشان انتخاب میکنند؛ یعنی پاک کردن صورت مسأله، آنهم از نوع برخورد! و این درحالی است که نباید از این نکته غافل شد و پرواضح است که ترویج فلسفه حجاب مستلزم زمان و نیازمند كار گسترده فرهنگی است؛ چرا که با زور نمیتوان فرهنگ حجاب را در خاطر مردم نهادینه كرد.
متأسفانه برخوردهای سلیقهای با مسأله حجاب در سالهای گذشته مشكلات بسیاری را برای نسل حاضر و جوانان ما به دنبال داشته است و این امر باعث گردید که باور عمومی، آنچه را که امروز تحت عنوان بدحجابی در جامعه رواج پیدا كرده، نتیجه سختگیریهای همان سالها تلقی نماید.
در آثار مکتوب و روایات تاریخی بزرگان دینی، پوشیدن لباسهایی با رنگ روشن تأكید شده است و در دنیا رنگهای شاد را رنگ شرقی معرفی میكنند و لباسهایی با رنگ شاد و زیبا را مختص فرهنگ شرقی میدانند. اما متأسفانه تأكید بیش از حد در انتخاب و استفاده از رنگهای تیره و لباسهای بدون طرح و مدلهای داخلی، باعث ترغیب و گرایش مردم، بهویژه قشر جوان به الگوهای لباسهای غربی شده است.
امروزه نبود الگوهای مناسب، یکی از عوامل اصلی رواج بدحجابی است و غفلت مسئولان در پرداختن به این مسأله مهم باعث گردید تا ارائه فزاینده الگوهای خارجی در فروشگاهها، جوانان ما را مجذوب این الگوها کند؛ در صورتی كه اگر طرحهای جذاب و مناسب با فرهنگ ایرانی و اسلامی ارائه شود، مخاطب خود را از دست نخواهد داد. با طرحهای زیبا و رنگهای شاد، هم میتوان زیبایی و آراستگی ظاهر را حفظ كرد و هم پوشش را در حد انتظار رعایت نمود. بدیهی است ترویج چنین فرهنگی مستلزم یکسویی و همفكری مسئولان، جامعهشناسان، روانشناسان، طراحان لباس و متخصصان امور فرهنگی است.
باید بپذیریم که اكنون وضع حجاب در برخی شهرها و مناطق به حدی زننده شده كه بسیاری از خانوادهها از این حیث احساس امنیت خاطر نمیكنند و با نارضایتی آن را مغایر با شئون خانوادگی خود میدانند و از سوی دیگر، بسیاری از مسئولان هم با اشاره به گسترش این مسأله در سطح جامعه، خواستار برخورد جدی با آن شدهاند. اما به عقیده کارشناسان، برای برخورد با ناهنجاریها، راهكارهای مختلفی وجود دارد که باید مدبرانهترین شیوه برای برخورد با ناهنجاریهای اجتماعی انتخاب شود.
شاید نگرانی بسیاری از كسانی كه درخصوص اجرای این طرح انتقاداتی دارند، برخی برخوردهایی است كه نه از سوی مسئولان انتظامی مورد تأیید است و نه از سوی كارشناسان فرهنگی و نه از سوی مردم. اما به هر حال برخوردهای گذشته سبب گردیده كه مردم نسبت به اجرای این طرحها بدبین شوند. همین برخوردها باعث شده تا مردم دیدگاه خوبی نسبت به اجرای طرحهایی از این دست نداشته باشند و همواره اجرای طرح را مساوی با برخورد فیزیكی با جوانان خود در خیابانها بدانند و هنوز نگرانیهایی در مورد مجریان، بهویژه در سطوحی كه با مردم در ارتباط هستند وجود دارد.
لذا مسئولان و دستاندرکاران این طرح حتماً به این نکته توجه داشته باشند که این طرح در وهله اول یک طرح فرهنگی و ارشادی است و باید مجریان طرح از سوی مسئولان فرهنگی و انتظامی توجیه شده و آموزشهای لازم را برای برخورد مناسب با مردم ببینند.
عطوفت و قاطعیت، صفتی است كه بهنظر میرسد باید جزء لاینفك اخلاق پلیس باشد كه در اجتماعی اسلامی مشغول به كار است. پلیس ما باید در عین حال كه در مقابل مردم عطوفت نشان میدهد، در قبال انجام وظیفهاش در مقابل بزهكاران و كسانی كه قانون را نادیده میگیرند، قاطع باشد.
با تمام این تفاسیر بار دیگر بر این نکته تأکید میگردد که جوانان ما در جامعه با نیت بد به بدحجابی روی نمیآورند، بلكه به دلایل مختلف نسبت به این مسأله كمتر اهمیت میدهند. لذا برای اصلاح و برخورد با پدیده بدحجابی و دستیابی به پاکیزگی اجتماعی باید حرکت فرهنگی مناسب و هماهنگ در سطح دانشگاهها، آموزش و پرورش، ادارات و ... انجام شود و همواره ابعاد فرهنگی و آموزشی مورد تأکید قرار گیرد.
• ماهنامه بام سبز، دوره جدید، شماره 3، خرداد 1389