پایگاه خبری تحلیلی لاهیگ با افتخار همراهی بیش از یک دهه در عرصه رسانه های مجازی در استان گیلان      
کد خبر: ۲۸۷۴
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۸۹ - ۱۵:۱۲

آقای بازاری باانصاف! چای ما بهترین چای است

گفت‌وگو با قاسم رضاییان
چای به عنوان یک محصول استراتژیک همواره در دهه اخیر به عنوان مهمترین بحث در محافل سیاسی، کشاورزی و صنعتی ایران و گیلان مطرح بوده است تا جایی که این مسأله باعث شده که محمود احمدی‌نژاد پس از ناکامی دولت سیدمحمد خاتمی در حل مشکلات چای و طرح اصلاح ساختار چای، در مناظره انتخاباتی و سفر استانی به گیلان در سال 1384 بتواند با انتقاد از مشکلات چایکاران، دل 50 هزار خانوار چایکار را به‌دست آورد و همه را امیدوار بدان کند که وی می‌تواند مشکلات چای را حل کند. اما دوره اول ریاست جمهوری وی گذشت و مشکلات چای حل نشد تا امسال که با احیای سازمان چای، امیدها دوباره برای چایکاران و اهالی کشت و صنعت چای زنده شد.
سندیکای کارخانجات چای شمال که همواره در همه اوضاع چای حضور کلیدی داشته است، مورد انتقاد چایکاران قرار داشته تا جایی که بعد از طرح اصلاح ساختار، چایکاران چندین بار اقدام به بستن سندیکا و تجمع جلوی آن داشتند. این درحالی است که اختلافات و چندصدایی از اعضای سندیکای چای در همه دوره‌ها هویدا بوده است.
تغییر اعضای هیأت مدیره و حضور منتقدین در این جمع باعث شد که برخی از مشکلات همچنان در سندیکا وجود داشته باشد. قاسم رضاییان که در هیأت مدیره قبلی سندیکا به عنوان نائب رئیس حضور داشت، پس از استعفای دسته‌جمعی اعضاء با آن‌که همگی بر این اتفاق بودند که استعفاء دهند، اما او استعفا نداد و دوباره با رقیب قدیمی‌اش ـ نعمت یاورزاده ـ در انتخابات هیأت مدیره سال گذشته رقابت کرد و با وجود کسب بالاترین رأی در ترکیب جدید هیأت مدیره، به تنهایی نمایندگی طیف هیأت مدیره سابق را عهده‌دار شد و همچون گذشته به عملکرد یاورزاده که اکنون به تنهایی رئیس هیأت مدیره و مدیر اجرایی سندیکای کارخانجات چای شمال است، انتقاد دارد.
در گفت‌وگوی پیش رو با قاسم رضاییان و گفت‌وگوی چندی پیش با نعمت یاورزاده سعی شده است دیدگاه‌های متفاوت اعضای هیأت مدیره سندیکای کارخانجات چای شمال پیش روی خوانندگان و مسئولان قرار داده شود و امیدواریم در آینده با سلایق متفاوت دیگری از صاحبان کارخانجات و کشاورزان چایکار به گفت‌وگو بنشینیم.
• حمید خوش‌سیرت
 
 
• آقای رضاییان! شما در سال 1378 و بعد از اجرای طرح اصلاح ساختار چای در جلسه شورای اقتصاد به ریاست رئیس جمهور وقت حضور داشتید. مباحث کلی آن جلسه چه بود و شما به عنوان عضو هیأت مدیره سندیکای چای از سوی کارخانجات چه مسائلی را مطرح کردید؟
در سال 1378 چای به یک بن‌بست واقعی رسیده بود. اگر بخواهیم بدانیم که چرا صنعت چای به مشکل برخورد، باید به سال 1372 برگردیم. با توجه به ایام جنگ، تا سال‌های 1370 مشکل آن‌چنانی در صنعت چای احساس نمی‌‌شد. یعنی دولت بحث چای را در دهه هفتاد حل کرده بود. درست است که در کیفیت برگ سبز چای آن‌چنان دقت نمی‌شد، ولی می‌دانیم که چون در شرایط جنگ بودیم، کمیت برای ما مهم‌تر بود و این خواسته همه بود که کمیت بالا برود و نیازی به کشورهای دیگر نداشته باشیم. آن احساس مسئولیت هم تا دهه هفتاد آرام‌آرام کم شد و آن گروهی که با نام تجار واسطه بودند، تا سال 1370 آن‌چنان جرأت نداشتند که در بحث چای هرگونه که دل‌شان خواست سوء‌استفاده کنند.
اتفاقاً همیشه دوست داشتم این موضوع را به‌طور کلی توضیح بدهم که چرا تا سال 1371 این مشکلات برای چای ایجاد نمی‌شد. ما بالاخره یک سابقه‌ای در تولید، فرآوری و بازار چای داشتیم. معمولاً این‌گونه بود که ما تولید می‌کردیم و مقداری را که مازاد بر مصرف بود، واردات داشتیم. سازمان چای در انبارهای تحت نظر خودشان چای خارجی را با داخلی اختلاط کرده و در سبد خانوار قرار می‌دادند و در آن زمان چای خارجی به تنهایی در ایران مصرف نمی‌شد، یعنی اصلاً ذائقه مردم عادت نداشت.
برنامه سازمان چای این بود که تولید به 100 درصد برسد و دیگر نیازی به واردات نداشته باشیم. در آن زمان کارخانه‌ها درحال تولید بودند و سازمان اقدام به جمع‌آوری چای و ورود چای ایرانی به بازار مصرف می‌نمود، اما سوء‌استفاده از سال 1371 شروع شد. نظارت دولت کم شد و اختلاط چای خارجه بیشتر شد. در هیچ سالی تولید چای ایرانی بیشتر از خارجی نشد؛ بنابراین چای ایرانی به انبارها نمی‌رفت. کارخانه‌دار تا سال 1378 اجرت‌بگیر بود و اصلاً نمی‌دانست که این چای که از کارخانه‌اش خارج می‌شود، چه بلایی بر سرش می‌آید!؟ بازرگانی چای در اختیار دولت بود و کارخانه‌دار در این مورد تصمیم‌گیرنده نبود. اما چرا اختلاط بیشتر شد؟ حتماً این قضیه برای آن‌ها، سفرهای خارجی و پورسانت‌هایی داشت! چه سازمان چای سابق و چه بازاریانی که با سازمان چای ارتباط داشتند، معمولاً قشر محدودی بودند و بازرگانی سازمان چای در اختیار همان قشر محدود بود و در تصمیم‌گیری‌ها افراد خاص نقش به‌سزایی داشتند.
بعد از سال 1372 با خیانتی که به چای ایرانی شد، استارت نابودی چای زده شد؛ بدون این‌که کارخانه‌دار و چایکار از این مورد اطلاعاتی داشته باشند! همین سازمان چای که روزی به خزانه دولت کمک می‌کرد و در بحث به‌زراعی نقش به‌سزایی داشت (البته تا پیش از سال 1372) و حتی تسهیلات به کشاورزان و نوع هرس و ... همه این‌ها از سال 1372 با واردات بیش از اندازه چای خارجی کمرنگ شد. در آن زمان، یازدهم هر ماه، شب آمار داشتیم. طوری بود که همه باید به صورت آماده‌باش، شب آمار را به سازمان چای بدهند که پول به حساب چایکار و ... واریز شود. نظمی که کارخانه‌دار و چایکار داشتند و به آن عادت کرده بودند، با ورود بی‌رویه چای خارجی به‌هم ریخت! در سال 1376 تولید چای ایرانی به 70 هزار تن رسید و قرار بود تولید به جایی برسد که نیاز به واردات نباشد. از سال 1374 متوجه شدیم که چه کسانی در بحث واردات چای نقش دارند و ما نمی‌توانستیم جلوی‌شان را بگیریم. آن‌ها در دولت نفوذ بیشتری داشتند و دارای سرمایه بودند.

• نقش نمایندگان گیلان در مجلس شورای اسلامی در آن موقع با توجه به آغاز مشکلات چای چه بود؟ کدام نمایندگان تلاش بیشتری جهت حل مشکل داشتند؟
آقایان رهبری املشی (نماینده رودسر و املش) و نوبخت (نماینده رشت) و همچنین آقای راهب (نماینده رامسر) خیلی از مسائل را پیگیری کردند. شاید اگر پیگیری‌های ما نبود، در سال 1378 تا نابودی کامل چای پیش می‌رفتند. دولت در سال 1378 متوجه شد که دیگر نمی‌تواند بهای برگ سبز چای را به کشاورزان پرداخت کند. در زمان مدیریت آقای محمدعلی نجفی بر سازمان چای بود که با نفوذی که در دولت انجام شد، از منابع دیگری در سال 1379 بهای برگ سبز سال 1378 را پرداخت کردند. آن موقع نگفتند که چرا اصلاح ساختار شد. دلیلش این بود که کفگیر به ته دیگ خورده بود و از نظر آن‌ها چیزی وجود نداشت. سازمان چای هم عملاً توزیع‌کننده چای خارجی شده بود و الآن هم بسته‌بندی‌های سبز و قرمز سازمان چای وجود دارد که نوشته شده بود: چای صددرصد خارجه!
آیا این سازمان چای دلش برای چای و کشاورز می‌سوزد؟ دیگر می‌تواند چای را محصول استراتژیک بداند؟ آیا این سازمان چای صلاحیت داشت در سیستم دولت از چای ایرانی دفاع کند؟ الآن کسانی که دل‌شان برای چای ایرانی می‌سوزد تمام هدف‌شان این است که بر روی جعبه چای نوشته شود: چای ایرانی! تمام آرزوی ما این است.

• چرا بند ششم طرح اصلاح ساختار چای اجرایی نشد؟ شما به عنوان عضو هیأت مدیره سندیکا در جلسه شورای اقتصاد چه کردید؟
من در آن جلسه به ریاست رئیس جمهور وقت آقای خاتمی 14 دقیقه فرصت داشتم که صحبت کنم که توانستم 32 دقیقه از محصول ملی چای دفاع کنم. گفتم اگر کمک کنید و باصداقت برخورد کنید، ما چایکاران و صنعتگران می‌توانیم چای را نجات دهیم. یادم هست که رئیس جمهور وقت در جلسه شورای اقتصاد درحال نوشیدن چای خارجی بود که به ما گفت شما کی این چایی را که الآن داریم می‌خوریم به ما می‌دهید؟! من گفتم ما هیچ‌ وقت به دنبال تولید آن چای که شما درحال سرو آن هستید نیستیم. ما اصلاً آن را به عنوان چای قبول نداریم؛ چون مضر و سرطان‌زاست! به توصیه شما هم عمل نمی‌کنیم. آقای خاتمی گفت شما نگران ما نباشید. ولی ما نگران مصرف‌کننده بودیم. بحثی را که ما در جلسه شورای اقتصاد داشتیم، این بود که آن‌ها مجبور شدند طرح اصلاح ساختار چای را اجرایی کنند. در آن مصوبه 8 بند و یک تبصره آمده بود.

• خواسته شما از رئیس جمهور وقت چه بود؟
تمام مسائل چای را در جلسه شرح دادیم. گفتیم مثل کشورهایی که در بحث چای موفق شدند، باید عمل کنیم. تمام آرزوی ما این بود که مدیر کارخانه مسئول خرید، فرآوری و فروش باشد. کارخانه‌دار، اجرت‌بگیر بود و نمی‌دانستیم چه می‌شود. با همه نظرات مشورتی به این نتیجه رسیدیم. بند ششم این بود که اگر کارخانه‌دار نتواند چای را بفروشد، دولت چای را بخرد. طرح اصلاح ساختار قرار بود ظرف 5 سال و آرام‌آرام اجرایی شود. چون نمی‌خواستند چای موفق بشود، طرح را سریع اجرایی کردند.

• چرا شما در تمام جلسات می‌گویید مافیای چای وجود دارد و مافیا نمی‌خواهد مشکل چای حل بشود؟
بله! مافیا نمی‌گذارد مشکل چای حل شود! از تمام کشاورزان و کارشناسان سئوال کنید که بعد از طرح اصلاح ساختار، بهترین چای را فرآوری کردیم. کسانی که در بحث واردات چای دخیل بودند، در سال 1379 بعد از طرح اصلاح ساختار دستپاچه و نگران شدند که مبادا مشکل چای حل شود! خود بازاریان، از جمله آقایان حریری، موثقی، دریانی، عیوضی، رزاقی و ... آمدند چای تولیدشده سال 1379 را که کیفیت بسیار خوبی داشت دیدند و بسیار تعجب کردند و گفتند چایی را که شما تولید کردید، جزء بهترین چای‌های دنیاست. واقعاً طرح اصلاح، طرح نجات کیفیت چای بود. متأسفانه دستانی در کار است که می‌خواهند محصولات کشاورزی را نابود کنند. تنها قشری که همکاری نکرد و چوب لای چرخ گذاشت، همین بازاریان هستند!
پیشنهادم این است که بازرگانی چای باید حل بشود. این کار هم با شعار، بخشنامه، ستاد راهبردی و ... حل نمی‌شد. نمی‌دانم مسئولین کشاورزی چگونه خواب‌شان می‌برد وقتی مشکلات چای را می‌بینند. وقتی می‌بینند که باغات چای تبدیل به جنگل می‌شود! متأسفانه دولت خودش با ما رقابت می‌کند. الآن هم می‌بینیم که چای‌های موجود در انبار تعاون روستایی با قیمت 200 تومان وارد بازار می‌شود. این جرم است. خلاف محرز است. این‌ها چای را از کجا دزدیدند و با کدام قدرت می‌آیند؟ سئوال من این است این چایی را که با قیمت 200 تومان می‌فروشند، این چای را از کجا دزدیدند؟

• نقش استاندار گیلان برای حل مشکلات چیست؟
استاندار با توجه به ماده 127 قانون اساسی که رئیس جمهور به ایشان تفویض اختیار کرده است، به نظرم باید نقش مهم‌تری ایفا می‌کرد. البته ما حداقل 3 سال با ایشان در جلسات بودیم. ایشان سعی خودش را می‌کرد، اما امروز نتیجه‌ای که می‌دهد، به نظرم نتیجه خیلی خوبی نیست! واردات باید کنترل بشود. دولت باید نماینده بفرستد و انبارهای جبل علی دبی را ببیند که چای‌ها چقدر ضعیف و بی‌کیفیت هستند که وارد می‌شوند. واقعاً چای وارداتی کنترل نمی‌شود. وزارت بهداشت ما چه کاره است؟!
من از آقای حریری که از بازاریان چای هستند، دعوت به مناظره می‌کنم. ایشان در جایی گفتند که گیلانی‌ها دارند آب را خراب می‌کنند؛ یعنی این‌قدر چای بد تولید می‌کنند! آقای بازاری باانصاف! چای ما بهترین چای است. امسال که بهترین و باکیفیت‌ترین چای تولید شده است، هنوز در بازار به دنبال چای 200 تومانی هستند و هدف‌شان تخریب چای داخلی است.

• چرا چای تولیدی شما بعد از اصلاح ساختار که شما می‌گویید کیفیت خوبی داشت، به فروش نرفت؟
همین آقایان بازاری که مرتب از چای‌های موجود در انبار بازکیاگوراب بازدید و از چای ایرانی تجلیل می‌کردند، با وجود این‌که کشاورزان بهترین برگ سبز چای را تحویل کارخانه‌ها می‌دادند، اما این بازاریان خوب عمل نکردند. همین الآن به آرشیو سازمان چای رجوع کنید و اسامی سهمیه‌بگیران چای خارجی را ببینید که چه کسانی هستند. متأسفانه در مجلس ششم همه مشکلاتی را که گفتیم، یک کتابچه قطور درست کردند و آخر هم جرأت نکردند اسامی واردکنندگان چای را بگویند و به صورت حروف الفبا اسامی را گفتند و ما هم سردرگم شده بودیم که چه کسانی هستند؟
کاری ندارد. در آرشیو سازمان چای اسامی حواله‌بگیران چای خارجی وجود دارد که چه کسانی نقش داشتند؟ چه کسانی چای خارجی را در انبارهای اختصاصی خودشان اختلاط می‌کردند؟ چه کسانی القاء کردند که مردم چای داخلی نمی‌خورند و باید چای صددرصد خارجی به مردم داد؟ کاملاً مشخص است و دولت به راحتی می‌تواند نظارت کند. من از دولت تقاضا دارم که این افراد را معرفی کند. مرحوم جواهردشتی نقل می‌کرد که در دهه شصت، یکی از همین تجار در خیابان سمیه تهران، ساختمان سازمان چای را نشان می‌داد و می‌گفت که من روزی یک میلیون تومان از این ساختمان درآمد دارم! همین افراد هستند... حالا چرا بررسی نمی‌کنند نمی‌‌دانم!

• انتظار شما از دولت چیست؟
در سال 1379 با آن سیستم بازار که گفته شد، به‌جای آن‌که از ما چای خوب بخرند، به دنبال چای ضعیف رفتند. بازاریان در همین سال به‌جای آن‌که چای خوب از ما بخرند، چای معاف و ارزان قیمت و ضعیف را خریدند. دولت این‌جا کوتاه آمد و کمک نکرد. در سال 1379، ما 46200 تن تولید داشتیم. از این مقدار همه را فروخته بودیم و 12 هزار تن مانده بود. در این سال، آقای حجتی، وزیر وقت جهاد کشاورزی بود. دولت اصلاحات با ما میانه خوبی نداشت و استاندار وقت، آقای صوفی هم با ما ارتباطی نداشت و آقای سلطانی‌فر هم در دو سال اول استانداری، ما را به دفتر خودشان راه نمی‌دادند؛ به عنوان این‌که ضد اصلاحات هستیم!
ما لحظه‌ای کوتاه نیامدیم و تحت هر شرایطی، مسائل و مشکلات را می‌گفتیم. به آقای حجتی گفتم که بین ما و شما دیواری کشیده‌اند که نمی‌توانیم مسائل و مشکلات را به شما بگوییم. آقای حجتی گفت که نظر شما چیست؟ گفتم که با همه مشکلاتی که شما برای ما ایجاد کرده‌اید، چه شما به عنوان دولت که کوتاهی کردید و چه بازار که چای ما را در انبارها نگه داشته‌ و چای ضعیف را از انبارهای چای می‌برند، دل‌مان برای محصول ملی چای می‌سوزد. وزیر جهاد کشاورزی گفت که اگر تو جای من باشی با این موضوع چه‌کار می‌کنی؟ گفتم ما به بهار سال 1380 و زمان تولید نزدیک شده‌ایم. چند روز پیش شما مصاحبه‌ای کردید که وزارتخانه 16000 مدیر تعاون روستایی دارد. اگر به هر مدیر 1 تن چای بدهیم، در همه نقاط، چای ایرانی تقسیم می‌شود. هر مدیری چای را فروخت، به ازای هر 1 تن، 500 کیلو چای خارجی به آن مدیر بدهیم. معضل چای به همین سادگی قابل حل است و از وزیر خواهش کردم که اجازه ندهد تولید 1379 به 1380 وصل شود. ایشان پیشنهاد را با آغوش گرم پذیرفتند و تصمیم گرفتند که همین پیشنهاد را اجرایی کنند. اگر این پیشنهاد اجرا می‌شد، ما دیگر نه بحث انتقال دین را داشتیم و نه چای در انبارها می‌ماند، ولی عده‌ایی آمده‌اند (همین بازاری نماها)، در گیلان ما و تشکیلات ما هم حضور داشتند. این‌ها کاری کردند که تولید 1379 به 1380 هم وصل بشود.
8 تا 12 هزار تن چای در کارخانجات موجود بود. تولید 1380 هم که شروع شد، 56 هزار تن هم در آن سال تولید شد که کوتاهی و نادانی وزیر جهاد کشاورزی وقت و مشاورینش باعث شد ما تا الآن چوبش را بخوریم که چای‌های سنواتی در انبارها موجودند. کی چای ما در انبارها می‌ماند، وقتی 110 هزار تن مصرف داریم.

• چرا شما به همراه بقیه اعضای هیأت مدیره سابق که از همفکران‌تان بودند، استعفا ندادید؟ و چطور رأی اول را آوردید، ولی رئیس هیأت مدیره نشدید؟
در انتخابات سال گذشته سندیکا، یک طیف با اعلام کاندیداتوری و مشخص نمودن سقف زمانی، یک‌سری قول به مدیران کارخانجات دادند که انجام هرکدام از آن‌ها از آرزوهای ماست. به عنوان مثال، جلوگیری از فروش چای سازمان تعاون روستایی، حل مشکل انتقال دین کارخانجات و متمرکز نمودن فروش چای که غالب مدیران تصمیم گرفتند که این فرصت به این طیف داده شد. از بنده هم خواسته شد که در کنار این دوستان قرار بگیرم و بنده هم پذیرفتم.
آن رأی، پیام داشت که من بعید می‌دانم دوستانم آن را دریافت کرده باشند؛ کما این‌که در فاصله زمانی بسیار کوتاه دیدیم که در انتخابات انجمن صنفی، دوستان‌مان چه وضعی پیدا کردند. الآن هم با توجه به پایان سقف زمانی که دوستان خودشان تعیین کرده بودند، همه ما منتظر تصمیم‌گیری مجمع مدیران هستیم و بنده هم به عنوان یک عضو کوچک همواره مطیع نظر جمع بوده و خواهم بود و نمایندگی این مدیران که علی‌رغم تمامی جفاها هنوز هم دل در گرو اعتلای صنعت چای دارند، برای من افتخار است.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۱۵ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۷
0
0
مايه تأسف است عده‌اي به خاطر چند روز زندگي مادي كشوري را به نابودي مي‌كشانند و صنعت چاي را كه مي‌تواند اشتغال پايداري براي كشور داشته باشد له و لورده مي‌كنند!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۴۶ - ۱۳۸۹/۰۵/۰۷
0
0
در ايران منافع صنفي و گروهي هميشه بر مصالح عاليه مملكتي تفوق داشته است. وقتي بازاري در چاي خارجي در هر كيلو حداقل 2000 تومان نفع مي‌كند، هيچ وقت چاي ايراني كه در هر كيلو مثلاً 200 سود دارد، فروش چاي خارجي را بر چاي ايراني ترجيح مي‌دهد. هموطنان چايكار شمالي بايد تبليغ چاي ايراني را در صدا و سيما و همچنين در سايت‌هاي خبري انجام دهند و جشنواره چاي ايراني را در تمام شهرستان‌ها اجرا نمايند و نحوه طبخ چاي ايراني را به عموم مردم آموزش دهند. دانستن و آگاهي حق مردم ايران است.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۴۵ - ۱۳۸۹/۱۰/۱۳
0
0
ما گیلانیان باید از مرحوم کاشف‌السلطنه وطن‌پرست یاد بگیریم که با چه مشقتی صنعت چای را وارد کشور کرد و هزاران اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در کشور ایجاد کرد. پس من ایرانی باید از چای ایرانی حمایت کنم. باید از تولید داخل حمایت شود.
نظرات بینندگان