در یک محصول استراتژیک چون برنج، گام اول "خوداتکایی" و بعد "خودکفایی" است؛ از اینرو، حرکت و برنامهها باید طوری باشد که رفتهرفته از نیاز کاسته شود و تولید در داخل افزایش یابد تا جایی که این دو همدیگر را خنثی یا با هم همتراز شوند.
به گزارش خبرگزاری مهر، برنج از آن دسته از محصولاتی است که در دنیا جزء محصولات بسیار کمیاب به حساب میآید، زیرا اگر پولی هم داشته باشیم، برای خرید برنج به هرجای دنیا هم مراجعه کنیم به اندازهای که دلمان میخواهد برنج فراهم نیست؛ یعنی پول بیشتر به معنای دسترسی بهتر به آن محصول نیست، چون عمده برنج در کشورهایی تولید میشود که خودشان مصرفکننده هستند.
کشورهای فقیری که 90 درصدشان در آسیا واقع شدهاند، عمده تولیدکنندگان برنج به حساب میآیند، چون خودشان تولید میکنند و قوت غالبشان نیز برنج است.
با این وجود مصرف سرانه هر ایرانی بهطور متوسط 38 تا 40 کیلوگرم در سال است. البته مصرف سرانه گیلانیها از این میزان بالاتر است و یک بنگلادشی نیز سالانه 150 تا 190 کیلوگرم برنج میخورد.
کشور بنگلادش، تولیدکننده برنج است، ولی بیشتر مردمانش نیز برنج میخورند و بنابراین هرچقدر تولید بالا رود، به این معنا نیست که برنجها وارد بازارهای جهانی شود. بدین ترتیب از کل تولید برنج دنیا که حدود 570 تا 600 میلیون تن است، حدود شش درصد به بازارهای جهانی سرازیر میشود و شش درصد، عددی در حدود 30 هزار تن است.
ما هرچند پول هم داشته باشیم و برای خرید برنج به بازارهای جهانی مراجعه کنیم، ممکن است از ما کسی زودتر بخرد و ما آن زمانی که نیاز داریم به آن دسترسی پیدا نکنیم. این بدین معنی است که کالای برنج برای ما یک کالای فوق استراتژیک و یک نقطه هشداردهنده است؛ از اینرو باید دید در کشور چه امکانات و پتانسیلی است که میتواند این هشدار را تبدیل به نقطه قوت کند.
بدین ترتیب بهرهگیری از فنآوریهای نو و اصلاح ژنتیکی برای جبران عقبماندگی تولید برنج امری ضروری است. با رشد علم و تکنولوژی، متخصصان و پژوهشگران علوم کشاورزی به قابلیتهای جدیدی دست یافتند که بر اساس آن در پی تهیه و تدارک واریتههای جدیدی از محصولات کشاورزی، بهویژه محصول استراتژیک برنج هستند.
با این حال از مجموع 410 هزار هکتار محصولات زراعی و باغی در استان گیلان، 58 درصد، یعنی 238 هزار هکتار در 16شهرستان برنجکاری میشود. با وجود کشت بیش از 33 محصول زراعی در گیلان، برنج محصول اساسی استان است و بالاترین ضریب وابستگی را در بین سایر محصولات کشاورزی به خود اختصاص داده است.
اراضی بسیار حاصلخیز و مستعد، ضریب بالای امنیت آبی، شرایط اقلیمی، وجود مؤسسه تحقیقات برنج کشور و دانشکده کشاورزی از عمدهترین مؤلفهها و زیرساختهای رونق زراعت برنج در گیلان است. بدین ترتیب میزان واردات برنج در کشور معمولاً بیش از دو برابر کسری برنج تولید داخله است؛ یعنی میانگین 780 هزار تن سالانه برنج از مبادی رسمی و غیررسمی وارد کشور میشود که این امر در استانهای برنجخیز، بهویژه در گیلان که بالاترین ضریب وابستگی را دارد، قابل تأمل است.
300 هزار خانوار در استان گیلان به کشت و کار برنج مشغول هستند که متأسفانه اکثرشان تک شغلی هستند. میانگین سنی بالای بهرهبرداران، نظام خرده مالکی، پراکندگی قطعات، کوچک بودن مالکیتها، ضعف در بعد آموزشی یا انتقال یافتههای علمی از جمله مشکلات بخش کشاورزی استان گیلان است.