پایگاه خبری تحلیلی لاهیگ با افتخار همراهی بیش از یک دهه در عرصه رسانه های مجازی در استان گیلان      
کد خبر: ۱۲۲۴
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۹

توسعه‌ شهری و پرسش‌های بنیادین

دکتر ناصر براتی
واقعیت آن است كه شهرسازی معاصر ما در ایران، چون "قطاری از ریل خارج شده" همچنان با سرعت در حال حركت در بیابان برهوت است. این قطار سال‌هاست از مسیر بایسته خود كه می‌توانست در ادامه گذشته پرافتخارش باشد، منحرف شده و اكنون هزاران نفر نیروی كارآمد و دلسوز باید تلاش كنند تا این "قطار رو به ناكجا آباد" را به مسیر قبلی خود بازگردانند.
اكنون نظام شهرسازی ایران در مقابل پرسش‌های بنیادینی قرار گرفته است كه جز با پاسخ به ‌آن‌ها نمی‌توان گامی در مسیر اصلاح و بسامان آوردن آن برداشت. پرسش‌هایی چون:
- كلمات و گزاره‌های اساسی كه ما در این حوزه به‌كار می‌بریم، مثل شهر، شهرداری، شهرسازی، شهرساز، شهرنشینی و امثالهم در جامعه ما واقعاً چه مفهومی دارند؟ و چه مفهومی می‌باید داشته باشند؟
- چرا تقریباً همه آحاد جامعه از وضعیت شهرها ناراضی‌اند؟ از مردم عادی گرفته تا متخصصان و صاحب‌نظران و سیاست‌مداران تا مدیران اجرایی؟
- نظامی كه ـ چه در بعد سخت‌افزاری و چه در بعد نرم‌افزاری ـ در دو قرن اخیر، و به‌ویژه، از دوره پهلوی اول بر شهرهای ما حاكم شده از كجا آمده و ریشه در كجا دارد؟
- چرا ما شهرسازی خود را كه قدمتی چند هزار ساله داشت، به این سرعت رها كرده و به نوعی شهرسازی و شهرنشینی شبه‌غربی روی آوردیم و دل خوش نمودیم؟
- چرا بعد از انقلاب، جامعه و سیاست‌مداران و مدیران اجرایی و شهرداران ما، دست از روند شهرسازی و شهرداری قبل از انقلاب برنداشتند و كم و بیش آن‌ را ادامه دادند؛ درحالی‌كه اهل نظر می‌دانند كه این عمل در بسیاری مواقع درست در جهت خلاف شعارها و اهداف انقلاب و ارزش‌های بومی و حتی منافع اقتصادی ما بود و هست؟
- چرا دانشكده‌های معماری و شهرسازی نه تنها در بعد عملی از فرآیندهای توسعه شهری جدا مانده‌اند، بلكه در بعد نظری و نظریه‌پردازی نیز كاملاً خنثی و بی‌اثر باقی مانده‌اند؟
- چرا سیاست‌مداران و احزاب هیچ‌گاه در برنامه‌های مبارزاتی خود نظری در مورد شهر و شهرسازی و مدیریت شهری ابراز نمی‌كنند و برنامه‌ای برای این‌همه نابسامانی كشور در این حوزه ارائه نمی‌دهند؟
تجربه‌های متعدد، پژوهش‌ها و مستندات فراوان پیش روی ما، در نظام شهرسازی ایران، ثابت می‌كنند طرح‌هایی كه امروزه به تقلید از طرح‌های شهرسازی غربی (و صد البته نه با كیفیت نسخه اصلی) در ایران تهیه می‌شوند، كاملاً ناكارآمد هستند. زیرا طرح‌های ما دیدگاهی كاملاً كمی، جزء‌گرا، مكانیكی و اقتصادی را دنبال می‌كنند و مهم‌تر این‌كه انسان ـ شیئی پندارند. انسان‌ها در اكثریت این طرح‌ها موجوداتی طبیعی هستند كه باید فكری برای زنده ماندن (و نه زندگی) آن‌ها كرد. یعنی جز اقتصاد و مصرف جنبه دیگری از انسان در این طرح‌ها ملحوظ نمی‌شود. این انسان نه "مرغ باغ ملكوت است" و نه "جانشین خداوند بر روی زمین." در واقع او اصولاً دیگر یك موجود فرهنگی هم نیست، بلكه یك ماشین بی‌ریشه و بی‌هویت است. به همین علت انعكاس این ماشین بی‌هویت را در یكسان شدن ساختار و سازمان شهرها در سراسر ایران می‌توان مشاهده كرد.
اگر این جمله‌های شهرسازانه را بپذیریم كه "ما شهرها را می‌سازیم و شهرها ما را" و "شهرها آئینه تمام نمای جامعه‌ای هستند كه آن ‌را ساخته و در آن زندگی می‌كنند"، آن‌گاه به این جمع‌بندی می‌رسیم كه شهرسازی و شهرداری و شهرنشینی آشفته، ناهمگون و پریشان ما شهرهای بی‌روح و یك‌نواخت و كاملاً تصنعی را می‌سازند و همین شهرهای نامتوازن نیز به نوبه خود باعث شكل‌گیری شخصیت‌های نامتعادل انسان‌هایی می‌شوند كه در آن‌ها زندگی می‌كنند. انسان امروزی تقریباً در اكثر شهرهای دنیا موجودی است كه در زیر چرخ زندگی شهری خرد شده و به قطعات پراكنده تقسیم گشته است؛ قطعاتی كه گویی بر اثر تأثیرات سوء محیط‌های شهری نامتعادل كاملاً ناشیانه دوباره به یكدیگر متصل شده‌اند، اما ما دیگر نمی‌توانیم انتظار یك رفتار و شخصیت متعادل و یك انسان كامل را از این موجود داشته باشیم. این بلایی است كه انسان عصر حاضر، به‌ویژه ساكنان كشورهای درحال توسعه، به آن گرفتار شده‌اند.
متأسفانه در كشور ما هم مدیران ارشد اجرایی و سیاست‌گذاران كمترین توجه را به این وضعیت از خود نشان داده‌اند. آن‌ها زمانی به مسائل شهری می‌پردازند كه موضوع تبدیل به یك معضل پیچیده و بحرانی شده است و مسلم است كه این‌گونه برخوردها نیز هرگز قادر به حل ریشه‌ای مسائل نیست. برای نمونه، اخیراً بحث فراوانی درباره ضرورت برنامه‌ریزی برای كنترل آلودگی هوا یا ترافیك انجام می‌گیرد! همه اهل فن و نظر می‌دانند كه این خود یك اعتراف صریح به عدم توجه به برنامه‌ریزی است. زیرا چنین برنامه‌ای باید چند دهه پیش تهیه و به مورد اجرای دقیق و جدی گذاشته می‌شد. از سوی دیگر، حاكمیت نگاه و جهان‌بینی مادی و مكانیكی (و به اصطلاح مهندسی) به شهرها باعث پدید آمدن فجایعی می‌شود كه در نوع خود بی‌نظیر است و نشان‌دهنده این واقعیت است كه ما در همه سطوح عمودی و افقی در حوزه شهرسازی و شهرداری نیاز به تجدید نظر و اصلاح ساز و كارها، روش‌های آموزش، روش‌های برنامه‌ریزی و طراحی شهری، شیوه‌های مدیریت شهری و ... داریم.
اما تجربه نشان می‌دهد كه این امر تحقق نخواهد یافت، مگر سیاست‌مداران از یك‌سو و صاحبان اندیشه از سوی دیگر پای به میدان گذارده، عزم خود را جزم نموده و عملاً به اعمال تغییرات كمی ـ كیفی و سخت‌افزارانه ـ نرم‌افزارانه در این عرصه بپردازند.
امید است این یادداشت برای ورود جدی دلسوزان صاحب‌نظر، دوراندیش، مدبر و آرمانخواه به عنوان شروعی برای پایان بخشیدن به این وضعیت و بازگرداندن قطار سرگردان شهر و شهرسازی و شهرداری در این مرز و بوم پرافتخار به مسیر خود بگشاید.

• رئیس دانشكده معماری و شهرسازی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی
و رئیس سابق مركز پژوهش‌های شهری و روستایی سازمان شهرداری‌های كشور

www.kalemeh.ir
نظرات بینندگان