| |
 |
|
 |
|
|
|
بهروز شده در: ۲۰:۴۵ - ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ |
|
|
|
|
| |
| |
|
|
| كد خبر: ۲۵۰۳ |
تاريخ انتشار: ۱۶:۱۶ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ |
نسخه چاپي |
ارسال به دوستان |
"نوروز خوانی" در گیلان، خبر از نزدیکی بهار میدهد نوروز خوانها معمولاً شاخههایی از درخت همیشه سبز شمشاد به همراه دارند که به صاحب خانهها میدهند و برایشان دعا میکنند. مراسم نوروز بزرگترین و فراگیرترین مراسم سال خورشیدی در بین ایرانیان است که در فهرست آثار جهانی نیز به ثبت رسید و نوروز خوانی یکی از آداب و رسوم مقدماتی نوروز است که قبل از آغاز فصل بهار و در آخرین ماه زمستان توسط گروهی از جوانان استان گیلان انجام میشود.
به گزارش خبرگزاری ایرنا، اگرچه امروزه از آن مراسم قدیمی و سنتی در بسیاری از شهرها و روستاهای استان گیلان خبری نیست و هر از گاهی در روزهای اولین اسفند برخی از جوانان که آلات موسیقی مانند تنبک و ویلون مینوازند، با خواندن ترانههایی که در وصف بهار است، نزدیک شدن بهار را خبر میدهند.
نوروز خوانی در گیلان یکی از رسوم مردم این خطه از کشور ایران اسلامی است که قبل از فرارسیدن سال نو اجرا و خبر از آمدن بهار میدهد؛ بهاری که شاید چند صباحی قبل خود را در شکفتن یاس زرد در پرچین دیوار، در رستن پامچالی در دل جنگل، در روییدن بنفشهای در پارکهای جنگلی، در باز شدن شکوفههای سفید آلوچه نمایش داده است، اما چشمان خسته ما و گرفتاریهای زندگی نگذاشته آن را ببینیم.
به هرحال، نوای موسیقی آن دو جوان در کوچه پس کوچههای شهر، همه آن شکفتنها و آمدن بهار را به ما خبر میدهد.
از قدیمالایام نوروز خوانها در سرتاسر ایران با خواندن سرودهای خاص، آمدن بهار را به مردم هر کوی و برزن نوید میدهند.
در گذشته نه چندان دور، نوروز خوانها معمولاً از اولین روزهای اسفند ماه از راه میرسیدند و تا یکی دو روز مانده به عید کارشان را ادامه میدادند.
نوروز خوانها در روستاها معمولاً شب هنگام با در دست داشتن یک چراغ، برای دیدن راه و یک چماق برای دور کردن سگها در کوچهها حرکت میکنند و به هر خانهای که سر میزنند، میرقصند، شعر میخوانند و شیرین زبانی میکنند.
گروه نوروز خوانها غالباً از سه نفر تشکیل میشود که یکی از آنها، "سرخوان" است که شعر میخواند و بیشتر شعر نوروز و سال نو را اینطور شروع میکنند:
فصل بهاران آمده، گل در گلستان آمده
مژده دهید ای دوستان نوروز سلطان آمده
و آن دو نفر دیگر نیز تکرار میکنند. یک نفر از نوروز خوانها کولهباری هم بر دوش دارد که در آن هدیههایی که مردم به آنها میدهند را جمع میکنند.
نوروز خوانها معمولاً شاخههایی از درخت همیشه سبز شمشاد به همراه دارند که به صاحب خانهها میدهند و برایشان دعا میکنند.
مردم نیز آمدن نوروز خوانها را به خانه خود خوش شگون میدانند و به نوروز خوانها برنج، تخم مرغ، شیرینی و پول و چیزهای دیگر هدیه میدهند.
نوروز خوانهای هر شهر و روستا معمولاً اهل همان محل یا آبادیهای نزدیک بودند. آنها مردمان فقیری بودند که با این کار هم مردم را شادی میبخشیدند و هم سور و سات نوروزی خانواده خود را مهیا میکردند.
شعرهای نوروز خوانها معمولاً فارسی است، اما در هرجا بیتهایی هم به زبانهای گیلکی و تالشی میخوانند. مضمون شعرهای محلی بیشتر وضعیت کسب و کار، سختی برنجکاری، ستم ارباب و مباشر و زبان حال روستاییان بود. گاهی مواقع نیز مضمون شعر نوروز خوانها عاشقانه است و سرانجام هم با دعا و آرزوی سال خوش و سلامتی برای اهل خانه به آخر میرسد:
به حق سوره یاسین و عمران به حق حرمت آیات قرآن
به حق آن تن شاه شهیدان بلا را دور از این خانه بگردان
نوروز خوانها که غالباً محلی هستند، اهل هر خانه و محله را خوب میشناسند و در قالب شعر، دعایی موزون و آهنگین که خودشان در دم میسرایند، نام یکیک پسران هر خانه را میآورند و برای آنها آرزوی دامادی، خیر و برکت و برای بزرگترهای خانواده هم دعای خیر میکنند که سعادت زیارت مشهد، کربلا، سوریه و مکه را خدا نصیبشان کند.
سرانجام صاحب خانه را به دادن هدیه بیشتر ترغیب میکنند و برای صاحب خانههایی که ناخن خشکی میکنند شعرهای مناسب حال او میسرایند تا دل او را نیز بهدست آورند.
نوروز خوانها را معمولاً گروهی از کودکان محل شادمانه و با شور و اشتیاق همراهی میکنند.
عروس گوله
"عروس گوله" یا "عروسی گوله" نیز از دیگر مراسمهایی است که پیشاهنگان نوروز در استان گیلان انجام میدهند.
"عروس گوله" نمایشگونهای است که نقشهای اصلی آن شامل "غول"، "پیر بابو" و "ناز خانم" است. غول کلاهی از کلش (ساقه خشک برنج) بر سر میگذارد، زنگ و زنگولههایی به خود میآویزد و چماقی هم در دست میگیرد.
پیر بابو نیز خود را به شکل پیرمردی میآراید و نقش ناز خانم را هم یکی از جوانان که لباس زنانه میپوشد بازی میکند.
در این نمایش، دعوای غول و پیر بابو بر سر ناز خانم است و سرانجام قرار میشود که با همدیگر کشتی بگیرند و سرانجام غول پیروز میشود و همراه ناز خانم رقصکنان بازی را به پایان میرساند.
گروه "عروس گوله" شامل هفت نفر است که فانوس دار، بارکش، نوازنده و کاس خانم است.
این گروه معمولاً چند روز پس از نوروز خوانها در کوچه و محلههای روستاها دیده میشوند. آنها هم شبها حرکت میکنند و در هر خانهای که نمایش میدهند از صاحب خانه هدیه میگیرند که شامل برنج، تخم مرغ، شیرینی و پول است.
نمایش "عروس گوله" ریشه در سنتهای نمایشی اسطورههای کهن مربوط به آغاز فصل بهار دارد که در آن نمادهای سال کهنه و نو با هم ستیز میکنند.
اینگونه نمایشها به صورتهای مختلف در اغلب مناطق ایران و حوزههای فرهنگی همجوار وجود دارد. تنها نوروز خوانان و گروههای عروس گوله نبودند که در مقدم بهار و نوروز شبهای محلات و کوچههای گیلان را پر از شادی میکردند.
یکی دیگر از مراسم پیشواز نوروز در استان گیلان، "عیار آتشباز" یا "غول آتشبار" است. آتشبازها با صورتهای سیاه کرده از دوده در هر کوی و برزن به آتشبازی میپرداختند و در شادی شبهای قبل از سال نو سهیم بودند.
آتشباز کلاهی بوقی بر سر میگذاشت، یک ظرف نفت و چند مشعل بهدست میگرفت، مشعلها را آتش میزد و در دهان فرو برده و خاموش میکرد.
نفر دوم همراه آتشباز نیز خود را به همان شکل آتشباز میآراست، دو تخته چوب بهدست میگرفت و برهم میکوفت. آنها در کوچه و بازار به راه میافتادند و این عبارت را میخواندند: "عیار آتشبازم، میل به آتش دارم."
آتشباز گاهی مقداری نفت در دهان میریخت و درحالی که آن را به شدت و با مهارت بر روی مشعل آتش میپاشید، چنان مینمود که انبوهی شعله را از دهان خارج میسازد.
آتشبازها بیشتر در بازار و جلوی دکانها به هنرنمایی میپرداختند و نیازشان را از مغازهداران میگرفتند. در هر محله و کوی، گروهی از بچهها نیز جست و خیز کنان همراهشان بودند و برایشان شعر میخواندند.
علاوه بر اینها، "میمون بازان" که از کولیان اطراف رشت بودند و "خرس بانها" که معمولاً از کوهستانهای تالش و آذربایجان میآمدند و "تکم چیها" که آنها نیز از استان اردبیل و آذربایجان میآیند، همراه شعر و آواز برای نوروز و بهار، عروسک چوبی "تکم" خود را به رقص و بازی درمیآوردند و همهمه موجب میشد تا مردم پنجرههای خانهها را که به دلیل سرمای زمستان بستهاند، به روی بهار بگشایند و نسیم خوش بهاری را استنشاق کنند.
بهار آمد، بهار آمد، بهار گل عزار آمد. نظرات بینندگان
|
|
|
|
|