در چشمانداز بیست ساله، ایران كشوری است توسعهیافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فنآوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بینالملل. جامعه ایرانی در افق این چشمانداز، چنین ویژگیهایی خواهد داشت: برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فنآوری، متكی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی، دستیافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فنآوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و كشورهای همسایه) با تأكید بر جنبش نرمافزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال كامل.
اما به راستی برای رسیدن به این آرمان چه فرآیندهایی باید طی شود؟ اساساً چشمانداز علم و فنآوری در ایران چگونه خواهد بود؟ وضعیت كنونی در این زمینه چگونه است؟ برای درك این موضوع بایستی نگاهی عمیق به ماهیت مفاهیمی همچون علم، توسعه علمی، فنآوری و توسعه فنآوری و رابطه میان این دو بیاندازیم.
علم و فنآوری به عنوان پیشران اصلی در جهان امروز، برای دستیابی به اقتصاد دانشمحور، تعریف شده است و از دیرباز به عنوان اصلیترین سلاح كشورها در دنیای رقابتهای نظامی، اقتصادی و تفوقطلبی شناخته شده است.
تفاوت علم و فنآوری، اساساً از اهداف این دو سرچشمه میگیرد؛ درحالی كه علم درپی دستیابی به دانش و نظم پوشیده در جهان است ـ هرچند كه ارزش ذاتی چنین دانشی و كشفی را درك میكند و به آن ارج مینهد ـ به محدوده دانش فوق یا كاربرد آن در یك موقعیت خاص و گذرا علاقهمند نیست، اما فنآوری، كاربرد این دانش در چارچوب تجارت و صنعت (ثروت و قدرت) را هدف قرار میدهد.
به بیان دقیقتر، دستیابی به اهداف مطلوب و مفید مادی در جهت تغییر در زندگی اقتصادی و اجتماعی پدیدآورندگان فنآوری، خواسته فنآوری است. علم را میتوان تلاش برای شناخت قوانین حاكم بر پدیدههای طبیعی، بدون توجه به كاربرد اقتصادی آن دانست كه در جستوجوی حقیقت و چراییهای آن است تا بتواند مجموعه چیستیها و چراییها را به زبان علمی (ریاضی) بیان كند. درحالیكه فنآوری در جستوجوی بهكارگیری مستقیم مجموعه اصول، قوانین، منابع و امكانات در جهت چگونه ساختن و چگونه راه بردن است كه به چگونگی میاندیشد.
به عبارت ساده، علم در جستوجوی چیستیها و چراییها، بدون توجه به ابعاد اقتصادی و كاربردی آنهاست و فنآوری در جستوجوی چگونگیها در كاربردهای اقتصادی است. بنابراین هدف علم، توسعه و تولید دانش است و هدف فنآوری، تولید ثروت، و به همین دلیل، ماهیت آنها نیز با هم متفاوت است. ماهیت علم، دانایی است و ماهیت فنآوری، توانایی حاصلشده از دانایی كه در عرصه تجارت و اقتصاد حضور پیدا میكند.
با توجه به اهداف و ماهیت نامتشابه علم و فنآوری، توضیح و تشریح تفاوتهای آنها، میتواند شرایط و آگاهیهای اساسی در سیاستگذاری توسعه علم و فنآوری را مشخص كند. برای بسیاری از كشورهای پیشرفته صنعتی كه از توانهای علمی، اقتصادی و فنآوریهای بالایی برخوردار هستند، شاید الزامی برای شناخت تفاوتها وجود نداشته باشد، ولی برای كشورهای درحال توسعه نظیر ایران، شناخت تفاوتها، شرایط سیاستگذاری را منطقیتر میسازد.
برنامههای توسعه علم و فنآوری
بدون تردید هدایت، سازماندهی، برنامهریزی و اجرای دقیق و منظم برنامههای توسعه علم و فنآوری، به عنوان اصلیترین سلاح هر كشور در دنیای كنونی شناخته شده است كه تحت عنوان سیاستگذاری علم و فنآوری به استفاده مؤثر از علم و فنآوری در رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی میپردازد.
با پذیرش اصل فوق، مشخص میشود كه سیاستهای كلان توسعه كشور، باید به گونهای طراحی شود كه اول سیاست علم و فنآوری در آن كاملاً روشن و بارز باشد. دوم شرایط زندگی را در یك اقتصاد و فرهنگ دانشمحور كه از توسعه علم و فنآوری، حاصل میشود، بهینه كند. با توجه به تفاوتهای ماهیتی و اجرایی كه در هریك از توسعههای علم و فنآوری وجود دارد، تجزیه سیاست كلان به سیاستهای محوری و مرتبط، از مهمترین وظایفی است كه در ارائه سیاست توسعه علم و فنآوری باید مد نظر قرار گیرد.
در نخستین گام، میتوان سیاست علم و فنآوری را در 4 محور زیر گسترش داد: توسعه علم، توسعه فنآوری، توسعه ارتباط علم و فنآوری، توسعه استفاده مؤثر از علم و فنآوری در تصمیمگیریهای كلان و هدفهای رشد همهجانبه. به عبارت دیگر، درحالی كه توسعه علم، زیربنای سیاست توسعه علم و فنآوری است، ولی در صورت عدم توسعه فنآوری، ارتباط بین آنها و استفاده نكردن مؤثر از آنها در تصمیمات كشور، توسعه به درستی انجام نمییابد.
برنامهریزی، هدفبندی، شاخصگذاری و ارزیابی در هریك از محورهای چهارگانه فوق و ارتباط منسجم بین آنها، سیاستگذاری توسعه علم و فنآوری نامیده میشود كه برحسب شرایط و امكانات تغییر میكند. سیاستگذاری توسعه علم و فنآوری از مجموعهای از آگاهیها و دادهها، قوانین، راهها و امكانات مادی و انسانی تشكیل میشود كه در صورت عدم ارتباط بین آنها، امكان اجرای سیاست وجود ندارد.
مقاله، شاخص تولید علم نیست
هر ساله شاهد انتشار اخباری مبنی بر رشد مقالات علمی چاپ شده در مجلات معتبر علمی هستیم كه یكی از عوامل اصلی تولید علم محسوب میشوند. دانش، زیربنای تولید فنآوری و محصول ثروت و توسعه است، ولی مردم از خود میپرسند پس چرا نتیجه این همه مقالات در جایی دیده نمیشود؟ چرا باعث تغییر محسوسی در زندگی نمیشود؟ چرا رفاه و سطح زندگی ارتقاء نمییابد؟ چرا توسعهای صورت نمیگیرد؟ مردم وقتی باور میكنند كه نتیجه آن را لمس كنند، ولی متأسفانه با این همه دانش، ما هنر بهكارگیری علم را نداریم.
ما راهكاری برای تولید ثروت از دانش و ایجاد رفاه در جامعه و توسعه داناییمحور نداریم. در كشور هنوز مشخص نشده كه خروجی یك طرح پژوهشی چه باید باشد. به عبارت بهتر، هزینههای زیادی را صرف طرحهای تحقیقاتی و پژوهشی میكنیم، بیآنكه بدانیم در نتیجه آن، چه محصولی تولید خواهد شد. صنعت كشور در سطحی نیست كه بتواند از تخصص دانشمندان و محققان داخلی استفاده كند.
سطح پژوهشگران ما به مراتب بالاتر از صنعت است، چرا كه متأسفانه صنعت ما وارداتی است و تاكنون بیشتر به عنوان خریدار محصولات و كالاهای خارجی وارد میدان شده است و به همین خاطر نتوانسته با دانشمندان و متخصصان داخلی و دانشگاهی ارتباط برقرار كند. به عبارت بهتر، وارداتی بودن و عدمجذب نخبگان دانشگاهی باعث ابتر ماندن صنعت كشور شده و همین مسأله سبب شده صنعت ما قابلیت جذب خروجی دانش تولید شده در مراكز علمی و دانشگاهی را نداشته باشد. به اذعان متخصصان ایرانی، بیش از 90 درصد مقالات علمی دانشگاهیان ایران كه در مجلات ISI چاپ میشود، كاربردی در داخل كشور نداشته و قابلیت تبدیل به محصول یا فنآوری در ایران را ندارد. به عبارت بهتر، خارجیها بیشتر از این علم استفاده میكنند تا خود ما.
تحقیقات بنیادی یا كاربردی
تحقیقات علمی، بنیادی و در حوزههای نظری است و تحقیقات فنآوری عموماً كاربردی است و با ابزارها و تكنولوژیها سر و كار دارد. تحقیقات علمی در دانشگاهها و مراكز تحقیقاتی و علمی صورت میگیرد و تحقیقات فنآوری در مراكز صنعتی و كارخانهها و مراكز R&D یا تحقیق و توسعه صورت میگیرد و نتایج آن مستقیماً در خط تولید بهكار گرفته میشود و با افزایش محصول یا اصلاح خطوط تولید، خود را نشان میدهد.
نتایج تحقیقات فنآوری را میتوان با واحدهای مشخصی، مثلاً در تولید، هزینه، قیمت تمام شده یا تیراژ اندازهگیری كرد، اما نتایج تحقیقات علمی را با تعداد مقالات و كتابها اندازهگیری میكنند.
در تحقیقات علمی، محدودیت زمانی خاصی وجود ندارد، لذا اغلب تحقیقات علمی بلند مدت و گاه معطوف به زمانهای گذشته است، اما زمان در تحقیقات فنآوری، نقش اساسی دارد و باید در یك مدت زمانی مشخص به نتیجه برسد و تأثیرش را بر فرآیندهای تولید نشان بدهد. تحقیقات فنآوری معمولاً در زمانی كوتاه انجام شده و مستقیماً با فنآوریهای روز سر و كار دارد. دامنه تحقیقات علمی، وسیع بوده و گسترهای از مسائل علمی را در بستری كلان دربر میگیرند، اما تحقیقات فنآوری، متمركز بوده و بر یك بستر و زمینه مشخص استوار است و متناسب با برنامهریزیها و اولویتسنجیهای مؤسسات صورت میگیرد. توسعه علمی به نیروی انسانی، آزمایشگاهها، كتابخانهها و لابراتوارهای خاص محدود میشود، اما توسعه فنآوری به تعامل بینالمللی، تجهیزات خاص، منابع انسانی متعدد و ابزار ویژه نیاز دارد.
برای توسعه علمی، موانع خاصی وجود ندارد، اما برای توسعه فنآوری، موانع متعددی در زمینه داخلی و خارجی وجود دارد. تولید علم وابستگی نمیآورد، اما تولید فنآوری ممكن است به دلیل نیازهای فنی و تكنولوژیك، وابستگیهای خاصی ایجاد كند. برای توسعه علمی، سرمایهگذاری سنگین نیاز نیست، چرا كه عنصر اصلی آن، نیروی انسانی است، اما برای توسعه فنآوری، سرمایهگذاری سنگین نیاز است و به همین جهت بسیاری از كشورها بهرغم برخورداری از دانش فراوان در یك زمینه خاص علمی، قادر به تولید فنآوری در آن حوزه نیستند.
سخن آخر آنكه، باید بین تولید دانش و تولید فنآوری، تعادل و نسبت مستقیم وجود داشته باشد، در غیر این صورت شاهد وضعیتی خواهیم بود كه در آن سالانه 10 هزار مقاله علمی تولید میكنیم، اما تولید فنآوری مبتنی بر این علم بسیار اندك و ناچیز است.
شاید به همین دلیل است كه در سند چشمانداز توسعه جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 بر توسعه فنآوریها تأكید ویژه شده و ایران را در چنین سالی، كشور اول منطقه آسیای جنوب غربی دانسته است.
• روزنامه همشهری، شماره 5059، 28 بهمن 1388