شايد تمام كساني كه اين سالها به لاهيجان سفر ميكنند، متوجه اين نكته ميشوند كه مسئولان شهري لاهيجان كمترين سليقه و ظرافت هنري را در طراحي نمايهها و زيباسازي شهري به خرج نميدهند. شايد هم كمتر كسي توجهي به اين نكات داشته باشد، اما واقعيت اين است كه آنچه كه به صورت يك تصوير در ناخودآگاه ذهني بازديدكنندگان و شهروندان باقي ميماند، بينظمي و زشتي و كجسليقگي است كه همچون يك بختك، بر طبيعت و زيربناي بالقوه زيباي لاهيجان چنگ انداخته است.

اگر در هر موسم از سال از خيابانهاي اصلي شهر عبور كنيد، خواهيد ديد كه دهها پرده ناهمگون و رنگ و وارنگ ـ به تعداد ادارات و سازمانهاي شهر ـ در بالاي سرتان مناسبتي را به شما و ملت غيور تبريك ميگويند و يا تسليت. هرگاه بخواهيد براي كلاس كنكورتان تبليغ كنيد، كافي است مبلغي به شهرداري بپردازيد تا پرده مورد نظرتان را كه دادهايد با خط خوش برايتان نوشتهاند و دو تكه چوب هم با كمال ظرافت از بالا و پایيناش رد كردهايد، با طناب پلاستيكي در مركز شهر و بر تن درختي مفلوك نصب شود و امثالهم...
البته بر كسي پوشيده نيست كه مسئولان شهر زحمات بسياري نيز براي عمران و زيباسازي شهر متقبل ميشوند؛ اما آقاي شهرداري، آقاي شوراي شهر، آقاي زيباسازي، كار شما مانند كسي است كه ساختماني را با نمايي زيبا از گرانترين سنگها بسازد، اما هر روز لباسهايش را روي پنجرههايش آويزان كند تا خشك شوند!