به‌روز شده در: ۱۰:۳۳ - ۱۶ شهريور ۱۳۸۹
 
 
 
من مافیای چای نیستم!
گفت‌وگو با خریدار تانزانیایی کارخانجات چای شمال
بشریت را نشانه گرفت
گفت‌وگو با آیدین آغداشلو
نمایش بی‌پروایی
گفت‌وگو با حسین محجوبی
خواندن در خون من است!
گفت‌وگو با ناصر وحدتی
لاهیجان ویترینی از جاذبه‌های گردشگری است
گفت‌وگو با معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گیلان
گیلک امروز، قابدان و ترش‌تره و رعنای نیست!
گفت‌وگو با امین حسن‌پور
 
كد خبر: ۲۳۸۶ تاريخ انتشار: ۱۷:۱۶ - ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ نسخه چاپي ارسال به دوستان
این یک کارخانه چای نیست، این Ready Made من است!
پیمان عیسی‌زاده
وقتی نیمه‌ شب تمام مهتابی پیش از برگزاری نمایشگاه برای لحظاتی تصاویر ویدئو آرت احمد میراحسان ـ لاهیجان با چای تلخ ـ را بر ویرانه‌های کارخانه چای صفاری انداختم تا از درست بودن همه چیز اطمینان یابم، از شوق و حتی فریاد حاکی از شعف و حیرت چند نفر حاضر در حیاط کارخانه عجیب یکه خوردم و فهمیدم این نمایشگاه که در سطح استانداردهای جهانی است، فردا واکنش غریبی برخواهد انگیخت. متأسفانه نمایشگاه سرِ زا رفت و روز نمایشگاه فقط یک ساعت بود! نمایشگاه ما به دلیل ناهماهنگی تعطیل شد. نمایشگاهی که تدوام تلاش‌های جمعی برای "بازنمایی شهر" (Urban Representation) بود.
چون همان صبح روز دوشنبه دوازده بهمن، چشم در چشم با یکی از مسئولان ارشد فرهنگی لاهیجان برای جلوگیری از تعطیلی نمایشگاه گروهی اینستالیشن، ویدئو آرت و ردی مید احمد میراحسان، سونیا شونبرگر (هنرمند آلمانی)، محمد خداشناس و محمد زحمتکش حرف زده‌ام، گواهی می‌دهم تعطیلی نمایشگاه ما محصول تنگ‌نظری، بی‌مسئولیتی و بیش از همه، خودخواهی مسئولان فرهنگی و یک جریان کوتاه‌نظر در بروکراسی فرهنگی است. جریانی که می‌کوشد با یکسان‌سازی روزها، طی دوران مسئولیت، شب‌های راحتی را از سر بگذراند و این در شرایطی است که عرصه عمومی ـ به‌ویژه در شهرستان‌ها ـ کم‌ترین امکان یا تمایلی برای نظارت بر عملکرد نهادهای فرهنگی ندارد و به‌جای حمایت از رخدادهای هنری در فضای محدود شهرستان‌ها و تمرکززدایی، سنگ پیش پای هر اتفاق جدی هنری می‌اندازند.
باور این‌که نمایشگاهی که با حضور یک هنرمند اروپایی مدافع حقوق بشر و مخالف کشتار کودکان فلسطینی برپا شده است، توسط نهادهای رسمی به شکل غریبی تعطیل شود، کمی سخت است. سخت‌تر، یافتن پاسخ برای پرسش‌هایی است که پس از این اتفاق پیش می‌آید. چرا؟! با توجه به مذاکرات رسمی و با توجه به تبلیغات وسیع و علنی، پخش پوستر و دو شبانه ‌روز تجهیز و آماده‌سازی کارخانه ویران چای، آیا امکان اعلام عدم اجازه برای برگزاری نمایشگاه با توجه به نصب پوستر در تابلوی اعلانات اداره ارشاد از پیش وجود نداشت و یا راه معقولی برای رفع مشکلات موجود نبود؟!
نمایش دوخت و دوزهای ساده سونیا شونبرگر، فارغ از همه بازی‌های سیاسی جهانی و نمایشگاه‌های رسمی، یادآور بخش کوچکی از رنج‌های تمام‌نشدنی مردم ساده بخشی از جهان ما بود که بی‌تعارف نیازمند کمک‌های انسانی همه مردم جهان‌اند. نات موناری درباره کارهای او، می‌نویسد: "با به‌کارگیری سوزن متمرکز خودش، جریان تصاویر مطبوعاتی را به دقت زیرنظر دارد. او با مشاهده خروجی آژانس‌های خبری بین‌المللی، کارش را می‌کند و از این طریق، چشم‌انداز یگانه‌ای از این سیستم پیچیده را به‌دست آورده است. با وارونه ساختن فرآیند پدیداری تصاویر خبری، با واکنش، کنار هم قرار دادن یا به عبارتی، به‌هم وصله کردن آن‌چه می‌بیند، تلاش می‌کند که چشم‌ها را باز کند و انعکاسی از خوراک تصویری روزانه‌ای که می‌بلعیم را به نمایش بگذارد."
نمایشگاهی که با ایده انطباق مفهومی‌اش می‌توانست مشوق بازدیدکنندگان برای به فراموشی سپردن هر نوع نگاه ایدئولوژیک و ارتجاعی برای حذف مرز و ساختار رسمی در نگاه انسانی به پدیده‌های اجتماعی باشد.
شکی نیست، نمایشگاه یک روزه ما قربانی رقابت‌های کودکانه چنگ‌انداخته بر فرهنگ پیش رو که می‌خواهد رها از شعار و هیجان و باندیسم صرفاً به کار فرهنگی دل ببندد شده است.

• عنوان یادداشت، برگرفته از نقل قولی از احمد میراحسان است.
اخبار مرتبط:
نظرات كاربران:
واقعاً متعجبم که بعضی افراد خجالت نمی‌کشند و از تعطیلی نمایشگاه با توجیهات آمده در یکی دو کامنت بالا دفاع می‌کنند. لاهیجان که همیشه شهری فرهنگی و فرهنگ‌ساز بوده را به وضعیتی درآورده‌اند که دل هر لاهیجی بافرهنگی را به درد می‌آورد و از فرهنگ و هنر فقط هنر پرده‌نویسی به هر مناسبت ریز و درشتی را یاد گرفته‌اند و منت گذاشتن سر مردم برای هر کار کوچک و ناچیز کرده و حتی ناکرده!! شرم هم چیز خوبی است... خدا لاهیجان را از شر پشت کوهی‌های فرهنگی (مقصودم منطقه یا ناحیه خاصی نیست، بلکه این عنوان صرفاً یک اصطلاح است که افراد بی‌فرهنگ حتی شهری را هم شامل می‌شود!) نجات دهد. همه نوع بی‌سلیقگی و کج‌سلیقگی و تخریب تاریخ و فرهنگ را در این شهر آزموده‌اند و لاهیجان را به افتضاح کشیده‌اند، حالا در برابر یک نقد این‌طور طلبکار هم می‌شوند!! واعجبا!
دوست عزیز! ضمن تشکر از اقدام ارزشمندتان، فکر نمی‌کنید خود شما به دلیل مهیا نکردن مقدمات کار و کسب مجوز از نهادهای ذیربط و خود را هنرمندانی فراتر و تافته جدا بافته از جامعه دانستن که نیازی به هماهنگی با متولیان امر ندارید، باعث سقط جنین چنین نمایشگاه خوبی شدید!!؟؟
اتفاقاً این مسئولان فرهنگی هستند که باید بدون هرگونه داوری یکسویه و چشمداشتی، از هنرمندان شهرشان که در سطح کشور حرف برای گفتن دارند، حمایت کنند، نه این‌که سد و مانع ایجاد نمایند.
تعطیلی نمایشگاه شما، محصول تنگ‌نظری و بی‌مسئولیتی خودخواهی‌های روشنفکری جامعه ماست...
آیا نمی‌شد اول ناهماهنگی‌ها رو هماهنگ کرد و بعد نمایشگاه برپا کرد؟! مثل تهران و هرجای دیگه؟! چرا این جور مسائل همیشه باید تو لاهیجان اتفاق بیفته و آبروی شهر فرهنگی‌مون بره!؟
در کشورهای مترقی و توسعه‌یافته نیز برای برگزاری هر برنامه‌ای که جنبه عمومی دارد، نیاز به یک سلسله هماهنگی‌ها و تشریفات اداری است؛ چرا که ممکن است نادیده گرفتن برخی مسائل، از کیفیت برنامه کاسته و ضعف در برنامه‌ریزی به شکلی خود را نشان دهد. به عنوان مثال، حجم بازدیدکننده در یک برنامه چنان گسترده باشد که ضرورت حضور پلیس برای روان‌سازی ترافیک در محدوده برپایی برنامه احساس شود، یا نحوه تبلیغات به گونه‌ای باشد که هنجارهای پذیرفته‌شده یک جامعه نادیده انگاشته شود. به هر صورت اقتضاء می‌کرد فارغ از نگاه بدبینانه و شیوه اتخاذ شده شخصی، به عرف رایج احترام گذاشته می‌شد و از عینک سیاسی به موضوع پرداخته نمی‌شد. با آرزوی موفقیت...
لاهیجان ـ مرکز شرق گیلان و دومین شهر استان گیلان ـ که در گذشته 4 سینما داشت، الآن یکی هم ندارد. شهر اصلی شرق گیلان درحالی یک سالن تئاتر آبرومند ندارد که شهرهای کوچک‌تر دور و برش این را دارند... و آن وقت بعضی از دوستان با توجیهات عجیب از تعطیلی یک نمایشگاه فرهنگی در این شهر دفاع می‌کنند. واقعاً که با چنین مدافعینی باید فاتحه فرهنگ شهر را خواند و عوض این‌که به مسئولین فرهنگی و شهری انتقاد کنند، یقه نویسنده مقاله بالا را گرفته‌اند!!
نظرات بینندگان
نام:
ايميل:
* نظر: