وقتی نیمه شب تمام مهتابی پیش از برگزاری نمایشگاه برای لحظاتی تصاویر ویدئو آرت احمد میراحسان ـ لاهیجان با چای تلخ ـ را بر ویرانههای کارخانه چای صفاری انداختم تا از درست بودن همه چیز اطمینان یابم، از شوق و حتی فریاد حاکی از شعف و حیرت چند نفر حاضر در حیاط کارخانه عجیب یکه خوردم و فهمیدم این نمایشگاه که در سطح استانداردهای جهانی است، فردا واکنش غریبی برخواهد انگیخت. متأسفانه نمایشگاه سرِ زا رفت و روز نمایشگاه فقط یک ساعت بود! نمایشگاه ما به دلیل ناهماهنگی تعطیل شد. نمایشگاهی که تدوام تلاشهای جمعی برای "بازنمایی شهر" (Urban Representation) بود.
چون همان صبح روز دوشنبه دوازده بهمن، چشم در چشم با یکی از مسئولان ارشد فرهنگی لاهیجان برای جلوگیری از تعطیلی نمایشگاه گروهی اینستالیشن، ویدئو آرت و ردی مید احمد میراحسان، سونیا شونبرگر (هنرمند آلمانی)، محمد خداشناس و محمد زحمتکش حرف زدهام، گواهی میدهم تعطیلی نمایشگاه ما محصول تنگنظری، بیمسئولیتی و بیش از همه، خودخواهی مسئولان فرهنگی و یک جریان کوتاهنظر در بروکراسی فرهنگی است. جریانی که میکوشد با یکسانسازی روزها، طی دوران مسئولیت، شبهای راحتی را از سر بگذراند و این در شرایطی است که عرصه عمومی ـ بهویژه در شهرستانها ـ کمترین امکان یا تمایلی برای نظارت بر عملکرد نهادهای فرهنگی ندارد و بهجای حمایت از رخدادهای هنری در فضای محدود شهرستانها و تمرکززدایی، سنگ پیش پای هر اتفاق جدی هنری میاندازند.
باور اینکه نمایشگاهی که با حضور یک هنرمند اروپایی مدافع حقوق بشر و مخالف کشتار کودکان فلسطینی برپا شده است، توسط نهادهای رسمی به شکل غریبی تعطیل شود، کمی سخت است. سختتر، یافتن پاسخ برای پرسشهایی است که پس از این اتفاق پیش میآید. چرا؟! با توجه به مذاکرات رسمی و با توجه به تبلیغات وسیع و علنی، پخش پوستر و دو شبانه روز تجهیز و آمادهسازی کارخانه ویران چای، آیا امکان اعلام عدم اجازه برای برگزاری نمایشگاه با توجه به نصب پوستر در تابلوی اعلانات اداره ارشاد از پیش وجود نداشت و یا راه معقولی برای رفع مشکلات موجود نبود؟!
نمایش دوخت و دوزهای ساده سونیا شونبرگر، فارغ از همه بازیهای سیاسی جهانی و نمایشگاههای رسمی، یادآور بخش کوچکی از رنجهای تمامنشدنی مردم ساده بخشی از جهان ما بود که بیتعارف نیازمند کمکهای انسانی همه مردم جهاناند. نات موناری درباره کارهای او، مینویسد: "با بهکارگیری سوزن متمرکز خودش، جریان تصاویر مطبوعاتی را به دقت زیرنظر دارد. او با مشاهده خروجی آژانسهای خبری بینالمللی، کارش را میکند و از این طریق، چشمانداز یگانهای از این سیستم پیچیده را بهدست آورده است. با وارونه ساختن فرآیند پدیداری تصاویر خبری، با واکنش، کنار هم قرار دادن یا به عبارتی، بههم وصله کردن آنچه میبیند، تلاش میکند که چشمها را باز کند و انعکاسی از خوراک تصویری روزانهای که میبلعیم را به نمایش بگذارد."
نمایشگاهی که با ایده انطباق مفهومیاش میتوانست مشوق بازدیدکنندگان برای به فراموشی سپردن هر نوع نگاه ایدئولوژیک و ارتجاعی برای حذف مرز و ساختار رسمی در نگاه انسانی به پدیدههای اجتماعی باشد.
شکی نیست، نمایشگاه یک روزه ما قربانی رقابتهای کودکانه چنگانداخته بر فرهنگ پیش رو که میخواهد رها از شعار و هیجان و باندیسم صرفاً به کار فرهنگی دل ببندد شده است.
• عنوان یادداشت، برگرفته از نقل قولی از احمد میراحسان است.