كدخبر: ۹۵۱۶
تاريخ انتشار: ۱۰ دي ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۶
send ارسال به دوستان
print نسخه چاپي
صناعت سامری
سروش اکبرزاده


بارها در هنگام خواندن ماجرای گوساله پرستی قوم بنی اسرائیل در غیبت حضرت موسی (ع) این سوال در ذهنم نقش بسته است که چگونه قوم موسی پس از دیدن آن همه معجزه به دست پیامبر خود و عبور دادنشان از نیل و بارش باران نان از آسمان باز هم گوساله ای طلایی را بجای حقیقت پذیرفتند و پرستش کردند.

البته شاید این سوال برای خود موسی هم پیش آمده بود آنجا که پس از بازگشت از کوه طور ریش برادر را گرفت و او را محکم به زمین کوباند که چرا کوتاهی کردی و چرا اجازه دادی که جامعه گمراه و مشرک شود؟

قصه از این قرار است : موسی برای تطهیر نفس و رویت حضرت حق به کوه طور رفت و برادرش را جانشین خود قرار داد… در این مدت یعنی کمتر از ده روز ، قومی که معجزه عبور از نیل را تجربه کرده بودند توسط شارلاتان و کیمیاگری بنام سامری گمراه شدند و گوساله ای طلایی را مورد پرستش قرار دادند

هارون نیز در مقام پاسخ به برادرش موسی که چرا کوتاهی کردی ؟

گفت:( إنی خشیت ان تقول فرقت بین بنی اسرائیل و لم ترقب قولی ( ط/٩۴)

آری هارون «پرهیز از تفرقه در میان اُمت را» عنوان میکند که مورد قبول حضرت موسی نیز قرار میگیرد

اگر این دیالوگ مطروحه در قران را اصل قرار دهیم و بخواهیم از آن درس بگیریم و بر آن اساس آموزه ای دینی بنا کنیم باید باور داشت که پاشیدن بذر تفرقه در میان مردم حتی اگر جانشین موسی هم بوده باشیم کاری خطاست چه رسد به آنکه فقط دعوی پیروی از موسی داشته باشیم و در عمل و در مقام واقع خود از سر سپردگان سامری شویم؟

دیروز جمعه عصر برای شرکت در مراسم سالگرد یکی از خادمان مهدیه ،مرحوم خدایاری، همراه همسرم به مهدیه رشت رفته بودیم و پس از اتمام مراسم به هنگام بازگشت با پرده ا ی مواجه شدیم

که بر سر درب این مکان مذهبی جهت برگزاری مراسم شبانگاهی موسوم به مراسم هشت دی نصب شده بود.

در این بنر تبلیغاتی عکس های مهندس میر حسین موسوی ، حجت السلام مهدی کروبی و رئیس جمهور محبوب دوره اصلاحات به عنوان ٣ ضلع اصلی مثلث بزرگ پرچم اسرائیل و آقایان حجاریان ، حجت السلام خوئینی ها و فائزه هاشمی به عنوان اضلاع کوچک تر این مثلث ترسیم شده بودند این عکس ها و تعدادی دیگر از چهره های اصلاح طلب کشور در کنار تصاویر برخی جریانات اوپوزسیون خارج از کشور و رهبران آمریکا قرار گرفته بودو برتارک آن نوشته شده بود:

«مرگ بر فتنه گر»

صرف نظر از نوع برخورد متعجبانه شرکت کنندگان مراسم مرحوم خدایاری با این اَمر به هنگام خروج ، باید گفت : اگر بحث درباره بقیه چهره های اصلاح طلب موضوع این بنر را بین الهلالین قرار دهیم ، به طور مشخص باید پرسید:

مگر آقای سید محمد خاتمی ممنوع التصویر نیستند ؟

_چگونه استفاده از تصویر ایشان توسط جریان های تندروی موسوم به اصول گرایی به منظور فحاشی و بی حرمتی مجاز است اما اگر یکی از نشریات اصلاح طلب عکسی از ایشان را منتشر کنند مورد پیگیری قانونی قرار خواهد گرفت ؟

_آیا میتوان چهره ای شاخص و ملی و ملبس به لباس روحانیت را که در هیچ دادگاهی محکوم نشده است ،چنین مورد بی حرمتی قرار دارد ؟

اگر بطور مثال احزاب اصلاح طلب و حامی دولت همین برخورد را با نماد هایی از جریان اصول گرایی داشتند نهاد های قضائی و اجرایی ساکت مینشستند ؟

-علت این رفتار دو گانه چیست ؟

-چرا وقتى یک حزب اصلاح طلب نظیر «مجمع اسلامى فرهنگیان» به جهت وفاق ملى و تکریم نهضت جنگل از ریاست محترم مجلس که یکى از نماد هاى جریان اصولگرایى است براى سخنرانى دعوت مى کند ، در دفتر معاونت سیاسی- امنیتى استاندار با حضور جمیع متولیان امر ،کمیته امنیت مراسم منعقد مى شود و هزاران احتمال و اگر مطرح و براى آن تدبیر اندیشیده مى شود.اما وقتى برخى جزیات تندرو علنا در نقاط مختلف شهر به چهره هاى مورد احترام و وثوق مردم چنین بى حرمتی مى کنند هیچ برخوردى از سوى نهادهاى قضایی و نظارتى و اجرایى با ایشان صورت نمیگیرد؟

چرا جناب معاونت محترم سیایى – امنیتى استاندارى و یا دادستان محترم دستگاه قضایی که مدعى العموم اند تدبیرى براى این امور نمى اندیشند و حتى دستور جمع اورى این پرده هاى نفاق افکن را صادر نمیکنند؟

ایراد کار در کجاست؟

جواب من به این پرسش پس از سالها فعالیت سیاسی و اجرائی اینست که : دست هاى پنهان و پشت پرده ای وجود دارتد که علیرغم تاکیدات و توصیه هاى دینى به تعامل و گفتگو نمى خواهند
باب ارتباط منطقى و صحیح میان جریانهاى سیاسى کشور بوجود آید.

این سایه هاى تاثیر گذار و پنهان در تزاحمات، نزاعها و حذف کرذنهاى مکرر است که نان مى خورند و متاسفانه زور نهادهاى رسمى نیز به ایشان نمیرسد.

نهاد هاى اجرایى و نظارتى به تعبیر دوستى : فقط داوران بازى گل کوچک اند و براى بازى در زمین چمن و استادیوم این دولتهای در سایه ، تعریف نشده اند!

شاید باید دایى جان ناپلئونی اندیشید و دست انگلیس و نظام عریض وطویل فراماسونرى را در کار دید که این چنین نیرو هاى انقلاب و ظرفیتهاى نظام را به جان هم مى اندازند زیرا من آن چند
جوانى را که پرده های مزبور را نصب کرده بودند، صادق و معتقد یافتم و یقینا آنان نمیدانستند که با این کار آب را در کدام آسیاب به چرخش در مى آورند!

این اقدامات تفرقه افکنانه را باید چگونه تحلیل کرد ؟

آیا این نوع رفتار را باید نتیجه حماقت دانست یا مغرضانه و در راستاى اهداف بیگانگان ؟

در آموزه هاى دینى احمق به کسى گفته مى شود که نیتى خیر دارد اما نتیجه اعمالش همواره شر است.

«اتقوا من مصادقه الاحمق، فانه یرید ان ینفعک ،فیضرک»

بر اساس این روایت از دوستى با احمق نیز باید پرهیز نمود چرا که او قصدش نفع رساندن است اما در عمل ضرر مى رساند.

ولى اصرار بر فعل احمقانه علیرغم وقوف بر نتایج مضر آن، دیگر حماقت نیست ، بلکه خیانت خواهد بود

وقتى رهبرى نظام بر وحدت کلمه و ترجیح منافع ملى بر جناحى و خصوصى تاکید مى نمایند و از دولتهاى متعدد با سلایق سیاسى مختلف حمایت مى کنند که البته این امر را میبایست پیروى از سیره بنیانگذار فقید نظام جمهورى اسلامى تلقى نمود ،چگونه است که عده اى مى توانند خود را مدعى پیروى از ولایت قلمداد نمایند و در شرایط حساس کنونی کشور اینچنین بر طبل تفرقه افکنی بکوبند؟

اینک حامیان آقای احمدی نژاد پس از قریب یکدهه به نتایج تفکرات و اعمال وی و جریان سیاسی منتسب به وی وقوف یافته و از ایشان اعراض نموده اند و به آن به عنوان یک جریان انحرافی می نگرند….

مگر عوامل اصلی و دخیل در فتنه ۸۸ امروز بیش از پیش روشن و مشخص نشده اند و نقش جریان انحرافی در آن پررنگ به نظر نمی رسد؟

پس چرا همچنان عده ای تعمدا به « اخذ ما به العرض به جای ما به الذات » روی آورده اند و اصل و فرع را با یکدیگر اشتباه می گیرند؟

تکرار و تاکید بر این اشتباه چه معنا دارد؟

اینگونه هجمه به جریان سیاسی رقیب و تفرقه افکنی و زورگیری در عرصه سیاست با کوفتن برطبل خشونت ،به یقین به ایجاد شکافهای عظیم اجتماعی خواهد انجامید و نوعی از طالبانیسم را در پی خواهد داشت!

جز با هوشیاری و وحدت و همدلی همه نیروهای انقلاب و جریانات و سلایق سیاسی داخلی و دلسوز نمیتوان به مطالبات مردمی که ضد انقلاب نیستند و در کوچه و خیابان برابری و حداقل های معیشتی خود را میخواهند پاسخ گفت.

امیدوارم همانگونه که سردار اصولگرا و غرورآفرین این ملت، سردار سلیمانی ،پایان داعش را در جغرافیای خاورمیانه اعلام داشتند، روزی را هم شاهد باشیم که تمامیت خواهی و حذف فیزیکی رقیبان و تئوریزاسیون خشونت آنهم به نام دین ، دینی که همه اش رحمت و بخشایش است پایان پذیرد که این پدیده حتی بمراتب پیچیده تر از صناعت سامری است

به تعبیر سعدی :
وین بوالعجبی و چشم بندی
در صنعت سامری ندیدم
والسلام




انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.
نام:
ايميل:
* نظر:
طراحی و تولید: "ایران سامانه"