كدخبر: ۶۳۷۸
تاريخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۶
send ارسال به دوستان
print نسخه چاپي
بحران در جنگل‌های گیلان
كارشناسان معتقدند هر سال با قطع درختان 12 تا 15 میلیارد تومان خسارت مالی به جنگل‌ها وارد می‌شود؛ خسارتی كه همه مردم را متضرر می‌كند، حتی خود قاچاقچیان و تبر به دستان را.
جنگل‌ها را ریه كره زمین می‌نامند؛ ریه‌هایی كه آلودگی و دی اكسید كربن زمین را می‌گیرند و پاكی و هوای تنفس را به ساكنان كره زمین اهداء می‌كنند. به‌رغم همه این نكات، هر روز یك آفت به جان درختان و جنگل‌ها می‌افتد. روزی خطر جاده‌سازی در میان آن‌ها رخ می‌نماید و روزی دیگر خطر آتش‌سوزی تهدیدش می‌كند. یك بار انگلی جانوری درختان را می‌خورد و باری دیگر ریزگردها آن‌ها را خفه می‌كند. قطع درختان اما فقط از انسان بر‌می‌آید؛ آفتی كه هیچ درمانی ندارد و پس از رخ دادن، راهی برای بازگشت نیست. قاچاق چوب هم موضوعی است كه این روزها واكنش‌های بیشتری را در میان مسئولان برانگیخته است.
به گزارش "لاهیگ" به نقل از "اقتصاد ایران آنلاین"، با جرأت می‌توان گفت كه آثار و نتایج قاچاق چوب متعلق به یك منطقه و به یك‌جا نیست. قطع شدن و نابودی درختان جنگل كه از بین رفتن یك منبع طبیعی را رقم می‌زند، موضوعی است كه به معنی نابودی حقوق همه مردم یك كشور و حتی نسل‌های آینده است؛ نسل‌هایی كه شاید ندانند جنگل به‌غیر از كارتون‌ها و كتاب‌های درسی، نمود بیرونی نیز دارد؛ در روزگاری كه حفظ جنگل‌ها و مراتع از اصول توسعه پایدار است.
آن‌چه هست، چرخه قاچاق چوب بخواهیم یا نه، روندی رو به رشد و چشمگیر دارد كه روز به روز گسترش می‌یابد. كارشناسان معتقدند هر سال با قطع درختان 12 تا 15 میلیارد تومان خسارت مالی به جنگل‌ها وارد می‌شود؛ خسارتی كه همه مردم را متضرر می‌كند، حتی خود قاچاقچیان و تبر به دستان را.

قاچاق چوب فراگیر شده است
معنای قاچاق تقریباً مشخص است. قاچاق به معنای ورود و خروج اجناس یا كالاهایی ممنوع است. خرید و فروشی كه حالا به شكل غیرقانونی درباره منبعی طبیعی به نام جنگل رخ می‌دهد.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری گیلان اخیراً از روند شتاب‌زده قاچاق چوب در ماه‌های نخستین سال خبر داده و گفته است: "48 هزار اصله چوب قاچاق از ابتدای سال تا کنون در استان گیلان کشف و ضبط شده است. بیشترین آمار کشف چوب‌های قاچاق مربوط به شهرستان‌های آستارا، تالش، رودبار، سیاهکل، رضوانشهر و رشت است." آمارها هر روز از دستگیری تعدادی از قاچاقیان خبر می‌دهند.
روزی فرمانده نیروی انتظامی شفت از دستگیری دو قاچاقچی چوب و کشف چهار تن چوب قاچاق از آن‌ها خبر می‌دهد و روزی دیگر فرمانده نیروی انتظامی ماسال خبر یافتن 15 تن چوب قاچاق و دستگیری سه نفر قاچاقچی چوب را منتشر می‌كند. كشف و یافتن چوب‌هایی كه از جنگل‌های شمال به ناكجا آباد سفر می‌كنند، تنها راهی نیست كه بتواند از كنترل این موضوع برآید.
اگرچه چوب‌های كشف شده طبق اعلام مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری گیلان به مزایده گذاشته می‌شوند و سودشان به حساب و مبلغ آن به حساب خزانه سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور واریز می‌شود، اما به‌نظر می‌رسد كه این راهكارها همچون مسكنی برای یك بیماری لاعلاج است و برای درمان كامل بیماری مفید و میسر به‌نظر نمی‌رسد؛ چرا كه این كشف و دستگیری‌ها پس از قطع درختان اتفاق می‌افتد و در نتیجه كار از كار گذشته است. اگر فرد دستگیر شده برای امرار معاش این كار را بكند، كمی اوضاع نگران‌كننده خواهد شد. چرا كه یا فرد دیگری از خانواده‌اش باید از بیكاری به این كار می‌پردازد، یا خانواده وی با مشكلات بسیار مواجه می‌شوند.

فراموشی گازرسانی به حاشیه‌نشینان جنگل
نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل در مجلس شورای اسلامی درباره عوامل قاچاق چوب می‌گوید: "واقعیت این است كه با آزاد شدن تعرفه‌های چوب، مشكل قاچاق چوب همچنان باقی‌ مانده و حل نشده است. چند دلیل عمده همچنان به قاچاق چوب دامن می‌زند. مسائلی مانند مشكلات معیشتی و بیكاری در حاشیه جنگل، كافی نبودن گارد محافظت از جنگل‌ها، نداشتن برنامه مشخص اقتصادی برای جلوگیری از بیكاری كه سبب شده است قاچاق چوب وسیله‌ای برای تأمین درآمد تلقی شود."
ایرج ندیمی با اشاره به این‌که این موضوع به یك دلیل عمده دیگر رشد داشته است، افزود: "متأسفانه در مجلس هشتم برنامه‌ای برای گازرسانی به جنگل‌ها وجود نداشت و همین موضوع نیز سبب شد كه استفاده از چوب و قاچاق آن روز به روز بیشتر افزایش پیدا كند. به نظر من، دولت باید برنامه‌های جدی برای حفظ جنگل‌ها و تأمین سوخت حاشیه‌نشینان را به شكل جدی مورد توجه قرار دهد. نابودی جنگل‌ها سبب می‌شود كه در زمینه‌های گردشگری با مشكل مواجه شویم. علاوه بر آن، جنگل یك موهبت الهی است و به همین دلیل نیز ما نباید نسبت به آن بی‌توجهی و سهل‌انگاری كنیم. بسیاری از گونه‌های گیاهی اگر نابود شوند، دیگر امكان رشد و بقای مجدد ندارند و همین موضوع اهمیت و توجه به منابع طبیعی همچون جنگل را بیشتر مشخص می‌كند."

ریه‌های زمین درحال مرگ
غیرمولد بودن جامعه روستایی از یك‌سو و گران بودن قیمت چوب‌های جنگلی از سوی دیگر، قاچاق چوب را در بسیاری از مناطق شمالی تضمین كرده است. وجود گونه‌های كمیاب درختی، نظیر زربین، سرخدار و شمشاد و گیلاس وحشی طمع قاچاقچیان چوب را برای دست بردن به طبیعت زیبای جنگل‌ها افزایش داده است. علاوه بر این، موضوع نبود ضمانت اجرایی قوانین برای محافظت از جنگل‌ها موضوع دیگری است كه تا به امروز قطع درختان جنگلی را افزایش داده است.
موضوع دیگری كه تا به امروز شاید كمتر در بررسی‌ها مورد توجه قرار گرفته است، نارسایی فرهنگی در زمینه استفاده و محافظت از درختان جنگل‌هاست. مادامی كه فرهنگ مالكیت به منابع طبیعی همچون دریا و جنگل وجود داشته باشد، مسأله قاچاق چوب همچنان باقی‌ مانده و اثرات خود را آشكار می‌سازد.
قاچاق چوب معضلی است كه از بیكاری و نبود برنامه‌ریزی برای حفظ منابع طبیعی سرچشمه می‌گیرد؛ مشكلی كه حل هریك را در گرو دیگری معرفی می‌كند. بر این اساس صرف رفتارهای قهرآمیز و مقابله خشن با قاچاقچیان، به‌ویژه قاچاقچیان بومی چندان راهگشا نخواهد بود، چرا كه بیكاری خواسته یا ناخواسته تبعاتی دارد كه باید با رفع خود بیكاری، نتایج و تبعات آن‌هم برطرف شود. قاچاق چوب هم نتیجه بیكاری است.
نام:
ايميل:
* نظر:
طراحی و تولید: "ایران سامانه"