كدخبر: ۵۳۶۷
تاريخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۹:۵۳
send ارسال به دوستان
print نسخه چاپي
اختصاصی "لاهیگ"
بیانیه چای ایرج ندیمی + نظرات موافقان و مخالفان
کارخانجات چای به شدت فرسوده و از ابتدایی‌ترین تجهیزات بهره‌برداری می‌کنند و تقریباً هیچ سرمایه‌گذاری جدی در این زمینه انجام نشده و اساساً سرمایه‌گذاری‌های جدید فاقد توجیه اقتصادی است.
درحالی که در سال "تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی"، کشت و صنعت چای ایرانی بیش از هر زمان دیگری به آرامش، هم‌اندیشی و تعامل بین دست‌اندرکاران، صاحب‌نظران و سیاستگذاران این حوزه نیاز دارد، بار دیگر کلیدواژه "گفت‌وگو" جایش را به "رویارویی" سپرده و وحدت حول محور "حمایت از تولید ملی" را دستخوش تیرگی و التهاب نموده است؛ گویی داستان غم‌انگیز "چای" را پایانی نیست!
به گزارش "لاهیگ"، در سال‌های اخیر، چرخه کشاورزی، صنعت و تجارت چای دچار پیچیدگی‌ها و مشکلات فراوانی شده است. بازار داخلی را انبوهی از چای‌های مرغوب و نامرغوب و حتی تقلبی خارجی پر کرده است و نامرغوب شدن محصول داخلی، محملی برای کاهش شدید قیمت تولید داخلی گردیده و اثرات نامطلوب خود را بر مجموعه فرآیند گذاشته است. رشد قیمت برگ سبز در سال‌های اخیر از کمترین روند نسبت به سایر محصولات کشاورزی برخوردار بوده است. کارخانجات چای به شدت فرسوده و از ابتدایی‌ترین تجهیزات بهره‌برداری می‌کنند و تقریباً هیچ سرمایه‌گذاری جدی در این زمینه انجام نشده و اساساً سرمایه‌گذاری‌های جدید فاقد توجیه اقتصادی است.
همچنین چایكاری از جمله مشاغل اقتصادی در بخش كشاورزی است كه در استان‌های گیلان و مازندران تعداد زیادی از ساكنین منطقه را به خود مشغول نموده و نقش مهمی در برآورد نیازهای معیشتی خانوارهای منطقه دارد. به‌رغم این مهم درپی مشكلاتی كه در كشت و صنعت چای كشور وجود داشت، جهت بهبود اوضاع و سروسامان دادن به وضعیت كشت و صنعت چای ایران، در سال 1379 طرح اصلاح ساختار چای به اجرا درآمد، اما با انحلال سازمان چای کشور در سال 1383 این طرح نیز به بایگانی تاریخ سپرده شد و در نهایت با احیای مجدد سازمان چای کشور در سال 1388، مشکلات مبتلابه این صنعت به عرصه‌های جدیدتری کشیده شد.
در آخرین تحولات حوزه كشت و صنعت چای، نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل در مجلس شورای اسلامی که سابقه ریاست هیأت تحقیق و تفحص چای در مجلس ششم را هم در کارنامه خود دارد، با انتشار بیانیه‌ای که گویا خطاب به رئیس جمهور نگاشته شده و به‌تازگی "سرگشاده" شده است، فصل جدیدی از "غم‌نامه چای" را گشوده و انتقاداتی را متوجه مدیریت سازمان چای کشور نموده که بازتاب‌های مختلفی را در سطح جامعه به همراه داشته است.
"لاهیگ" همچون همیشه در استمرار مشی حرفه‌ای رسانه‌ای خود و به منظور تنویر افکار عمومی و آگاهی جامعه با نظرات موافقان و مخالفان، بیانیه ایرج ندیمی و پاسخ‌های متقابل وی و شماری از صاحب‌نظران را بی هیچ پیش‌داوری بازتاب می‌دهد. این انتظار همیشگی از خوانندگان "لاهیگ" هم هست که ضمن احترام به نظرات ابراز شده از سوی مسئولان و کاربران، در به‌کارگیری کلمات، عبارات و جملات مناسب دقت نموده و ترویج فرهنگ "گفت‌وگوی سازنده" را مد نظر قرار دهند.

بیانیه ایرج ندیمی، نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل در مجلس شورای اسلامی
داغ و درد چایکاران با وجود زحمات دولت‌های نهم و دهم و مصوبات باارزش در سفر اول مبتنی بر راه‌اندازی کارگروه ساماندهی چای و بالنتیجه تشکیل سازمان چای متأسفانه به دلیل مدیریت ناکارآمد مدیر فعلی این سازمان می‌رود تا طومار چای را درهم بپیچد؛ چرا که:
1- ایشان از جهت علمی و تجربی ارتباط ویژه‌ای با چای نداشته و عمدتاً عمر اداری خود را در امور لجستیک چای گذرانده و از نظر فنی و تجربی و مدرک دانشگاهی هیچ ارتباطی با این محصول استراتژیک نداشته و ندارد.
2- ایشان متأسفانه دارای روحیه غیرمدیریتی در برخورد با مردم و مسئولان بوده و قدرت پاسخگویی و رعایت اخلاق اداری (حتی در بحبوحه بستن کارخانجات، امثال بنده با ده‌ها تلفن ایشان را نمی‌یابیم) را نداشته و امکان مصاف و پرسش و تعامل با مردم و مسئولان را ندارد.
3- تمام هم و غم ایشان مصروف بازنشستگی با عنوان رئیس سازمان چای بوده و در فکر جمع مدارک و سپری نمودن این دوران می‌باشد.
4- آمارهای غیرواقعی و صوری (که خود بنده در حضور مسئولان، از جمله استانداری گیلان با حضور معاونان استانی در چند نوع پرسش آن را اثبات نموده‌ام) از طرف ایشان در حقیقت موجبات بدنامی مدیران زحمتکش را فراهم می‌آورد.
5- عدم انجام مسئولیت‌ها از طرف مقامات ارشد، از جمله مقامات استانی و ملی، هچون تهیه سند راهبردی چای
6- وی با استخدام فرزند خود (دختر) و 9 نفر از فرزندان مسئولان استان ـ آن‌هم با تحصیلات غیرمرتبط ـ امکان هم‌پوشانی استانی و شهرستانی را فراهم کرده و در حقیقت دولت خدمتگزار را در معرض نقد مخالفان قرار داده است.
7- بی‌تفاوتی در مقابل مطالبات چایکاران (تا حدی که خود بنده پس از هشت ماه پایان سال از طریق دولت خدمتگزار و وزیر محترم، آن‌هم از صندوق داخلی وزارتخانه، مردم معتقد به دولت را به حق سال گذشته‌شان رسانده‌ام)
8- ارائه آمارهای صوری جهت دریافت حواله‌های واردات چای خارجی که خود او نیز به‌عنوان صاحب کارخانه چای (لیل) نقش تعیین‌کننده‌ای در آن دارد.
9- کم‌توجهی در اخذ مطالبات دولت به میزان هشت میلیارد تومان از تسهیلات دریافتی، علی‌رغم مساعدت‌های دولت
10- کارخانه مرتبط با ایشان (لیل) ذر سال 1376 از بانک ملت تسهیلات قابل توجهی اخذ نموده و در حال حاضر بیش از سه میلیارد و پانصد میلیون ریال بدهی دارد.
11- تلاش در بزرگنمایی خویش با داستان‌سرایی و خیال‌بافی و مردم را در معرض نقد و رواج ساخت و سازهای بی‌رویه در باغات چای توسط سرمایه‌داران قرار دادن و تخریب بوته‌های جای علی‌رغم نقش این تولید در کاهش ارزبری و حفظ اشتغال ده‌ها هزار چایکار و کشاورز و باغدار و کارگر فصلی و کارگر کارخانجات و صاحبان حمل و نقل و نقش آن در اقتصاد شهرهای چای‌خیز که همه و همه حکایت بی‌درایتی ایشان است.
12- ایجاد دین بر ذمه دولت به مبلغ 12 میلیارد تومان به جهت عدم پیگیری پرداخت سهم کارخانجات به کشاورزان و پرداخت از سوی دولت، حکایت مدیریت مثال‌زدنی ایشان است.
13- نارضایتی دستگاه‌های نظارتی و امنیتی از عملکرد این مدیریت مندرج در بولتن‌های متفاوت که شماری از آن با پی‌نوشت مسئولان ارجمند (چون معاون اول محترم) به وزارتخانه‌ها همراه گشته است.
14- وعده‌های دروغین به مردم از طریق رسانه‌ها و ایجاد انتظار بدون نتیجه و آثار غمبار ناشی از این رفتار
15- کم‌توجهی نسبت به تعطیلی کارخانجات چای پس از تحویل برگ بهاره چای و بلاتکلیفی کشاورزان و تحمل هزینه‌های سنگین بر آنان.
در هر حال تقاضا آن است که:
الف) به‌سرعت هرچه تمام‌تر نسبت به جانشینی ایشان با مدیریت بادانش و تجربه و مسئولیت‌شناس، دیگر فرصت‌ها را از دست ندهیم.
ب) گزارش‌های غیرواقعی ایشان مبنی بر کفاف مبلغ 20 میلیارد تومان برای خرید برگ سبز چای به نسبت 44 میلیارد تومان را به معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور با تصمیم‌گیری انقلابی خویش رفع فرمایند.
ج) دستور تسریع در پرداخت مطالبات چای تا پیش از سفر چهارم و یا عید سعید فطر حسب نگاه مثبت (معاون اول محترم و نیز معاون محترم برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی و وزیر محترم جهاد کشاورزی) صادر فرموده تا کشاورزان علاقه‌مند دولت محترم را که در هر دو دوره با رأی قاطع خویش، موجبات خدمت دولت خدمتگزار را فراهم ساخته و نیز دولت محترم که با قبول خرید تضمینی برگ سبز چای و مجلس هفتم و احیای سازمان چای حسب مصوبه سفر اول را در مجلس هشتم فراهم کردند، بیش از با افسردگی و گرفتار شدن به دست نزول‌خواران و از دست رفتن حیثیت ایمانی و اخلاقی آنان نگردد.
با تشکر از زحمات و برنامه‌ریزی‌ها و حمایت‌های همیشگی از کشاورزان و چایکاران

جوابیه جمعی از کارشناسان چای (3 شهریور 1391)
جناب آقای ندیمی!
مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود!
اینجانبان جمعی از کارشناسان چای که از نزدیک با مشکلات و معضلات حوزه چای آشنا می‌باشیم، مطالبی را از سر دلسوزی با شما که حامل آن‌همه تجربه، سوابق و عناوین که در سایت شخصی شما نگاشته و با خود یدک می‌کشید و کیش شخصیت مدعیان دایرة‌المعارف علم و تجربه و مهارت را تداعی می‌کند، یادآور می‌شویم تا شاید مصداق آیه "و ذکِّر فَاِنَّ الذکری تَنفعُ الموُمنین" (الذاریات، 54) باشد؛ انشاءالله که لایق آن باشیم.
و البته چند بند از منظومه نگاشته شده شما آن‌قدر ژورنالیستی و به‌کارگیری امور سلبی و نفی دیگران برای اثبات خود و بعضاً کم‌مایه و فانتزی می‌باشد که پاسخگویی به آن باعث هدر رفتن اوقات پرارزش در ماه مبارک به حساب می‌آید که به اختصار و صرفاً برای تنویر افکار و آشکار شدن عملکرد ناصواب شما در دوران اصلاحات و نیت‌های فعلی شما از گرد و خاک پاشی‌های اخیر و گل آلود نمودن آب فضای سیاسی و اقتصادی منطقه و محیط برای صید مطامع بیان می‌نماییم.
1- جناب آقای ندیمی! مدرک تحصیلی شما چیست؟ و چقدر با چای و چایکاری آشنایی دارید و در حال حاضر در کدام کمیسیون فعالیت می‌نمایید؟
2- آیا برای مدعی سینه چاک کشاورزی و محصولات چای، برنج و ابریشم بهتر نبود در کمیسیون کشاورزی که منافع و رانت کمتری وجود دارد، عضو می‌شدید؟
3- در طول سه سال از احیای سازمان چای کشور که برخلاف عملکرد و اعتقاد شما انجام گرفته است، چند بار با مسئولین و کارشناسان آن سازمان تشریک مساعی داشته‌اید؟
4- به چه میزان از فرصت اشتغال سازمان چای کشور از مرکز کشور به منطقه تحت نمایندگی حضرت عالی (لاهیجان) و انتصاب یک کشاورززاده و خانواده صنعت چای به‌جای تکنوکرات‌ها و بوروکرات‌های مرکزنشین در جهت منافع کشاورزان و تولید استان استفاده نمودید؟
5- آیا حرکت انتحاری شما در فضای مجازی شبیه افراد غیرممیز و بیش‌رفتاری نیست که مقبولیت مناسب در محیط عقلایی مجمع محترم نمایندگان را ندارد و با التهاب صوری سعی در جلب آراء و افکار اطرافیان را طلب می‌نماید؟
6- شاید امر برای شما مشتبه شده و می‌خواستید با محبان و حامیان واقعی صنعت چای، همچون نماینده محترم ولایت و نماینده دولت در استان پنجه در پنجه افکنید و از ارتباط نامأنوس عضو نکره با معرفه به معروفیت و اشتهار رسانه‌ای دست پیدا کنید!
7- شاید درنظر داشتید خواسته و ناخواسته مصداق شعار خوارج و نهروانیان را با قرآن به نیزه کردن و کلام حق را با اراده باطل بیان داشتن برای تکمیل و اتمام تلاش شما و دوستان‌تان در دوران اصلاحات تحت عنوان اجرای اصل 44 قانون اساسی و خصوصی‌سازی مجدداً سازمان چای را منحل نمایید و در پناه شعار حمایت از کشاورز و تولید، بارقه امید مردم را به یأس و ناامیدی تبدیل نمایید!
8- و شاید با وسوسه بهره‌مندی از رانت تعاون روستایی در سنوات گذشته، تحریک‌پذیری مناسب را برای تکرار وقایع گذشته و واگذاری خرید تضمینی برگ سبز را همانند سال 1384 به آن تعاونی و آمال و آرزوهای خفته شما را در احیای افراد خارج از رده و سیاست‌های کهنه آن ایام تعقیب می‌نمایید.
9- جناب آقای ندیمی! آیا ممکن است خدای نکرده افعال امروز شما در جهت اتمام کار نیمه‌تمام شما با عوامل مافیا و پشت پرده چای در واگذاری کارخانه دولتی و فروش آن به ثمن بخس به دوستان و همفکران و فشار برای جلوگیری از اجرای قانون و وصول مطالبات دولت بابت عدم پرداخت بهای آن کارخانه باشد؟ اگرچه شنیده‌ها حاکی است که شما نیز جزء شرکای آن کارخانه می‌باشید. الله اعلم!!!
10- جناب آقای ندیمی! اگر تمام سخنان و گفتار درمانی شما را که در سربرگ نامه‌ها و سایت شما ملاحظه می‌شود، بخواهیم به‌عنوان عملکرد ببینیم (در عالم مجازی)، حتماً برای شما قابل درک است که برای پرداخت خرید تضمینی یک تولید و کالا، فرآیند آن، اعم از مراحل کارشناسی شامل توجیه اقتصادی و بررسی همه‌جانبه و پذیرش در امور تولیدی معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور و سپس انعکاس آن به دفتر تلفیق و پس از آن تخصیص پول و اعتبار در خزانه و اعلام به بانک مرکزی و وزارت متبوع و انجام مراحل پرداخت در بانک عامل می‌باشد. لذا بیانات و مطالب موجود در سایت حضرتعالی درخصوص پرداخت مطالبات کشاورزان و تعیین و تأمین بهای خرید تضمینی محصولات کشاورزی نهایت ساده‌انگاری، سطحی‌نگری و دور بودن از شرایط و سیستم اقتصادی و پولی کشور است، و بدیهی است که برای مردم مسلمان و مستحق خدمت جامعه اسلامی، خصوصاً چایکاران زحمتکش ظلم و اجحاف است که مدعی‌العموم و نماینده آن‌ها از جریان عادی سیستم و نظام اداری و مالی کشور بی‌اطلاع باشد.
11- جناب آقای ندیمی! برای کشاورزان فهیم و باذکاوت مناطق چای‌خیز این سئوال مطرح است که چرا درخصوص مطالبات این کشاورزان، این جسارت و بیش‌رفتاری را نتوانستید در دستگاه‌های تصمیم‌گیر و بالادستی بروز و ظهور سازید و چرا فقط زمان و مکان مصرف اعمال احساسی و به‌دور از تدبر و تدبیر خود را در روز قدس که همه فریادها بر علیه غده سرطانی صهیونیسم می‌باشد، برای تخریب و دلسرد کردن مردم، کشاورزان و کارگزاران بومی و محلی بسیج نموده‌اید!؟
12- جناب آقای ندیمی! حساسیت بیش از حد شما بر روی حواله‌ها که مختص تجار و بازرگانان است، به‌نظر می‌رسد ناشی از عدم اطلاعات کافی از روند فعلی صدور حواله‌ها و نحوه اعمال نظارت بر آن می‌باشد؛ زیرا از مبداء صدور حواله تا گمرک و برعکس از مبادی ورودی تا بازار، تحت نظارت و سیستم کنترلی می‌باشد و شاید این احساس ناشی از لذت و شیرینی زیر دندان است که در سنوات گذشته جهازها ذمه بعضی‌ها به یاد شیرینی آن دوران گرایش پیدا کرده باشد. ولی باید گفت این موضوع در دولت عدالت‌محور خبری نیست!!!
13- این سازمان به‌عنوان یکی از محدود دستگاه‌ها با وظیفه‌مندی و ساختار تشکیلاتی ملی در استان گیلان، بالاخص در شهر لاهیجان مستقر می‌باشد. لذا وقتی استان ما به دلیل عدم تحمل‌پذیری صاحبان قدرت از سخنگو و زبان گویا در سطح ملی و مرکزی محروم است، لذا بی‌توجهی و کفران نعمت از حضور و استقرار دستگاه ملی در مناطق چای‌خیز نتیجه‌ای به‌غیر از ضعف و خسارت و زیان برای چایکاران و صنایع چای به ارمغان نخواهد آورد.
14- جناب آقای ندیمی! اگر از جراید و رسانه‌ها نشنیده‌اید، لازم است مطلع باشید که در طی این چند سال (احیای سازمان چای)، همین کارشناسان موجود که شما آن‌ها را محکوم و متهم به بی‌تدبیری و ناشایستگی می‌کنید، با رویکردشان برای رشد و توسعه بازرگانی و بازاریابی چای، هر سال از خرید چای خشک و دپو کردن آن در انبارها جلوگیری و از این طریق در هر سال 70 میلیارد تومان به خزانه بیت‌المال کمک نموده‌اند.
15- جناب آقای ندیمی! اگر نمی‌دانید لازم است بدانید که نیروهای موجود با کمترین شرایط و امکانات و از دست دادن بهترین نیروهای انسانی ماهر و لوازم سخت‌افزاری که دستمایه و نتیجه تصمیمات ناپخته مدعیان و سیاست‌بازان نان به نرخ روز خور وقت بوده، توانستند با صداقت و با توکل به خدای منان و با شعار "همه با هم" و "ما می‌توانیم" نتایج و عملکرد قابل قبولی داشته باشند که علی‌رغم جو شانتاژ و فضای مسموم و رسانه‌ای، این‌ عملکرد در زمان محدود و با کمترین امکانات مورد تأکید و تأیید ریاست محترم جمهور و وزیر محترم جهاد کشاورزی قرار گرفته است. اگرچه این زحمات و تلاش‌ها مورد رضایت کامل نیست، ولی همه ما هم‌قسم شده‌ایم که از منافع مردم و چایکاران زحمتکش و فعالان صنعت چای حمایت کنیم. لذا باید گفت این‌ها جزء تجربیات ماست، که گاهی افراد و کارشناسانی راهی را جلوی نماینده مجلس یا مسئول می‌گذارند که به‌وسیله آن، واقعیتی را واژگونه و غلط به او معرفی می‌کنند و بالتبع، اطلاعات اشتباه ممکن است تصمیم‌گیری‌های او و او را به کژراهه رهسپار سازد.

جوابیه نعمت یاورزاده، رئیس سندیکای کارخانجات چای شمال (8 شهریور 1391)
جناب آقای ندیمی، نماینده محترم لاهیجان و سیاهکل در مجلس شورای اسلامی
نیت این بود که در رابطه با موضع‌گیری حضرتعالی در مورد چای و رئیس سازمان چای رودررو و مستقیماً با جنابعالی گفت‌وگو کنم، ولی با همه تلاش موفق به ملاقات با شما نشدم و به‌ناچار از این طریق نظراتم را ارائه می‌نمایم.
پس از موفقیت در انتخابات خدمت شما عرض کردم که بزرگترین مشکلی که در مورد سیاستگذاری تولید چای وجود دارد، عدم انسجام مواضع افراد ذینفع و مقامات استانی است که انتظار می‌رفت با وجود نمایندگان این دوره مجلس، جناب آقای رهبری (نماینده رودسر)، جناب آقای لاهوتی (نماینده لنگرود)، جناب آقای قربانی (نماینده آستانه اشرفیه) و همچنین نمایندگان محترم سایر شهرهای دارای باغ چای در استان گیلان، شما قادر خواهید بود این اجماع نظر را فراهم آورید تا همه بر اساس یک برنامه کارشناسانه جامع در مورد چای که قابلیت دفاع علمی داشته باشد، اتفاق نظر کرده و بر اساس آن برنامه، نظر مسئولین تصمیم‌ساز را برای اجرای برنامه مورد نظر که کارآیی و عملی بودن آن همراه با تأمین منافع قشرهای مختلف دست‌اندرکار کشت و صنعت و بازرگانی چای محرز خواهد بود جلب نمایید.
همان‌طور که مسبوق هستید، جریان برقراری خط اعتباری سوخت جهت کارخانه‌ها و تغییر خط تولید و بهینه‌سازی سوخت مصرفی با وجود تلاش و پیگیری مجدانه جنابعالی در وزارت صنایع و معادن که موجب سپاس فراوان است، متوقف شده و بهره‌ای از آن نصیب چای نگردیده است و چون تجمیع نظر مجلس و دولت و مسئولان اجرایی پشتوانه آن نبوده، به‌کلی به بوته نسیان افتاده است.
با همه اشراف شما بر جریان چای، متأسفانه شاهد آن هستیم که حضرتعالی پایه‌گذار اختلافی شده‌اید که همیشه عواملی که در جهت نابودی چای بودند، از این دست اختلافات بهره بردند؛ در برهه‌ای، اختلاف بین کشاورز و کارخانه‌دار را دامن زدند، در بعضی مواقع اختلاف نظر سازمان‌های دولتی را بهانه قرار دادند و حتی در پاره‌ای موارد، بین اقشار تولیدکننده، مثل باغداران و کارخانه‌داران اختلاف انداخته و تشکل‌های مختلف را علم کردند. اطمینان دارم مداقه بیشتر و محاسبه سود و زیان اختلاف اخیر، جنابعالی را از ادامه آن با هدف حفظ منافع چای منصرف خواهد کرد.
جناب آقای ندیمی! راه نجات چای، تعویض مدیر سازمان چای نیست. هرچند مسلماً بیش از ما وقوف دارید که تنها راه تعویض مدیر سازمان چای هم، سخنرانی در مساجد دانگاهی، شیرنساء و سطلسر یا در افتتاحیه ترمینال لاهیجان و مجامع متشکله مشابه نیست و این سخنان برای ما تداعی‌کننده مطرح کردن پرونده نفت در مجلس شورای ملی سابق می‌باشد! اگر تصمیم به تعویض مسئولی دارید، طرح آن در مجمع نمایندگان و پیگیری آن از طریق ریاست مجلس شورای اسلامی می‌باشد.
حال اگر قصد، ساماندهی کشت و صنعت و بازرگانی چای است، تنها راه آن، تدوین یک برنامه جامع و تأیید آن از طرف همه صاحبان نظر و اجماع مسئولین استان و پیگیری آن از طریق دولت می‌باشد، و لاغیر.
ضمن تشکر از توجه جنابعالی، آمادگی کامل خود را برای رایزنی در این مورد در هر زمان و مکان که برای شما مقدور و میسر باشد اعلام می‌نمایم تا شاید از برداشتن گامی خسارت‌انگیز جلوگیری و اقدامی مؤثر در زمینه چای معمول گردد.

پاسخ نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل در مجلس شورای اسلامی به جوابیه رئیس سندیکای کارخانجات چای شمال (11 شهریور 1391)
1- علت چاپ جوابیه آقای یاورزاده این است که ما هر مطلب دارای اسم و مشخصات فرستنده را در مورد هر مدیر و از جمله شخص بنده قابل چاپ و انتشار می‌دانیم و از انتشار هر نوع جوابیه بدون نام یا مانند آن
خودداری می‌کنیم (انتشار جوابیه در یک وبلاگ مجهول الهویه با عنوان aboozarnews.blogfa.com، نشان‌دهنده بلاهت مدعی در راستای استفاده از نام پایگاه اطلاع‌رسانی اینجانب با عنوان www.aboozarnews.com و قابل پیگرد قانونی است).
2- منظور بنده در بیانیه هیچ وقت به کارشناسان سازمان چای نبوده که مدیریت غیرمجرب این سازمان سعی کند آن را به نام کارشناسان مطرح کند و به قولی در راستای پنهان‌کاری، خود را پشت کارشناسان زحمتکش این سازمان مخفی نماید.
3- از آقای یاورزاده و دوستان می‌پرسیم که آیا واقعاً مردم و چایکاران بپرسند که چند کارخانه زیر نظر ایشان هم‌اکنون باز است و به‌خصوص در شهرستان‌های لاهیجان و سیاهکل چند کارخانه در خدمت مردم مشغول‌اند؟ طبیعتاً پاسخ خوبی نخواهند داشت! اما از ایشان خواهش می‌کنیم نام کارخانه‌هایی که از ابتدا تا کنون باز بوده را به اطلاع مردم برسانند.
4- سئوال بعدی ما در مورد خط اعتباری سوخت کارخانجات و خط تولید و بهینه‌سازی سوخت مصرفی که به قول خود ایشان، بنده طی مذاکره با وزیر و معاونان وزارت صنایع و معادن آن را به نتیجه رساندم، چرا برقرار نشد و آیا قبل از خرداد اقدامات لازم توسط مسئول سازمان چای و دیگر مسئولان صورت گرفت؟ به‌نظر شما اگر این اتفاق نیفتاد، نمایندگانی که پس از آغاز مجلس نهم حضور دارند، باید پاسخ دهند، یا رئیسی که از امکانات و خودرو و استخدام و حقوق و امکانات بازنشستگی آن استفاده می‌کند؟!
5- نکته بعدی این است که در رابطه با موضوع اختلاف، آیا واقعاً چایکاران که گرفتار نزول‌خواری هستند، چه کسی را باید مسئول بدانند؟ نماینده‌های فعلی؟ نماینده‌های قبلی؟ استاندار فعلی؟ استانداران قبلی؟
6- نکته بعدی در رابطه با محل طرح این بیانیه است و توضیح این موضوع که بیانیه مذکور فقط در سایت و چند مسجد مطرح نشد، بلکه آن را در همه مجامع تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر مطرح کردیم و پاسخ آن‌ها در آینده مشخص خواهد شد. این بیانیه قبل از انتشار عمومی، نشر خصوصی داشت و در مجامع خصوصی، نقل و نقد شد و سپس نشر عمومی پیدا کرد. بنابراین ایشان نگران نباشند که چرا این بیانیه در چند محل مطرح شد!؟ و اما پاسخ این‌که چرا این موضوع را در محلات مطرح می‌کنیم این است که بنده نماینده مردم هستم و باید به مردم پاسخ دهم که چه مسائلی وجود دارد.
7- در مورد چای بنده عللی را در چند موضوع جست‌وجو می‌کنم. یک موضوع در منابع اعتباری، یک موضوع در تعامل بین کارخانجات و چایکاران و سازمان چای، یک موضوع هم پیگیری‌های استانی، که همه آن‌ها مطرح و در جلسه‌ای که با استاندار قبلی (آقای مهدی سعادتی) داشتیم، به شدت این موضوع را از جهت نحوه دخالت استانداری در امضاء و تأیید آن نامه مورد نقد قرار دادیم.
8- مطمئن باشید که ما از جهت نمایندگی باید حافظ منافع مردم باشیم و تقریباً از مجلس پنجم نشان داده شده که چایکاران بیشترین متضررین هستند؛ وگرنه رؤسای سازمان قبلی و فعلی، وعده‌های خود را دادند، کارخانه‌داران هم وام‌هایی گرفته و این چایکاران بودند که باغات چای، زندگی، رابطه کشاورز و باغدار و لااقل آبرویی را از دست دادند و یا بی‌انگیزی تولید در آن‌ها به‌وجود آمد.
9- بنده برخلاف بعضی از افراد و اشخاص که در منابع و یا جاهای دیگر بدون توجه به عمق کاری که پیگیر هستیم، اذعان می‌کنند که تک بعدی می‌اندیشیم و تنها به سازمان بها دادیم، باید بگوییم که تنها به سازمان بها ندادیم، ولی سازمان نقش مؤثر دارد.
10- آن‌چه برای ما مهم است، رضایت کشاورزان است و آن‌چه الآن اتفاق می‌افتد، نارضایتی کشاورزان است و ما تا جان داریم، این بار تصمیم داریم با همه عوامل مخل چای ـ از مافیای واردات تا تولیدکنندگانی که در راستای مسائل تولید چای بی‌رحمانه مورد تاخت و تاز قرار می‌گیرند ـ به گونه‌ای عمل کنیم که هم آن تجارت و بازار را از بین نبرد و هم چایکار از پای درنیفتد و هم کارخانه‌داری که امین است و کارخانه‌اش را باز می‌کند، مورد عدم حمایت و هم سازمان بی‌مسئولیت مورد غفلت قرار نگیرد. بنابراین چهار مورد را پیگیری می‌نماییم:
الف) سازمان به‌عنوان متولی باید وظیفه خود را انجام دهد.
ب) کارخانه‌دار که امین است و کارخانه را باز می‌کند مورد حمایت قرار گیرد.
ج) تولیدکننده‌ای که زحمت می‌کشد، باید امید به آینده داشته باشد.
د) تاجری که بی‌محابا به تولیدکننده داخلی می‌تازد، باید افشا شود.
در راستای 45 ماه آینده کاری در این مورد کوتاهی نخواهم کرد و هریک به سهمی وظیفه خود را انجام می‌دهیم و هر نتیجه‌ای را در پاسخ شماره 2 اعلام خواهیم کرد.

اظهارنظر یک چایکار لنگرودی (9 شهریور 1391)
جناب آقای ایرج ندیمی، نماینده مردم شریف شهرستان‌های لاهیجان و سیاهکل در مجلس شورای اسلامی!
احتراماً اینجانب یکی از کشاورزان چایکار روستاهای شهرستان لنگرود از آن‌جایی که دبیر بازنشسته آموزش و پرورش نیز می‌باشم و در برخی اوقات به سایت‌های منتسب به جنابعالی مراجعه می‌کنم، چند روز پیش با انتقاد و بیانیه شما علیه یک مدیر کشوری (سازمان چای کشور) مواجه شدم و پس از آن در پاسخ به بیانیه‌تان، نامه وزین جمعی از کارشناسان چای در وبلاگ "ابوذر نیوز" را دیدم و با توجه به شناخت نسبی که از شما داشتم، فکر نمی‌کردم که نماینده‌ای چون شما با داشتن سابقه دو دوره نمایندگی مردم در سال‌های قبل بخواهید این‌گونه ناشیانه و بدون تدبیر به چنین مطالب بی‌ارزشی بپردازید و چندان آزرده شدم که بر آن شدم تا چند جمله‌ای را از باب تذکر به عرض‌تان برسانم تا شاید مفید به فایده گردد.
ابتدا از جنابعالی سئوالی را می‌نمایم که وقتی در هفته‌نامه "صدای لاهیج" در روز دوشنبه 20 مرداد 1391 پس از انتشار و درج مطالب بیانیه سایت شما، نگارنده در جملات پایانی خط بطلانی بر تمام مطالب مشروحه کشید و با نوشتن این جمله سئوالی که "در چند سال اخیر در این استان و یا کشور آیا رصدکننده و ناظر دیگری نبود که کنترلی بر سازمان درمانده و خسته چای داشته باشد"، واقعاً احساس ضعف و شرمندگی نکردید؟ چرا با تخریب افراد و اشخاص به فکر موجه نشان دادن‌تان در محافل عمومی می‌باشید؟ چرا همانند سایر نمایندگان شهرستان‌های چای‌خیز گیلان و مازندران که همواره حامی واقعی کشاورزان می‌باشند، به کشاورزی و اقتصاد و معیشت کشاورز فکر نمی‌کنید؟
جنابعالی خوب می‌دانید که اسامی شما و هم‌کیشان‌تان به‌عنوان بانیان انحلال و نابودی سازمان چای در سال ۱۳۸۲ در تاریخ چای کشور ثبت شده و با این عمل زشت و نابخشودنی، لکه ننگی را بر دامن خود در دوران به اصطلاح اصلاحات باقی گذاشتید. اکنون که پس از ده سال بلاتکلیفی، سازمان چای کشور توسط دولت خدمتگذار آقای احمدی‌نژاد شکل گرفته و هنوز دو سال از عمر آن نگذشته، باز هم عالمان بدون عملی چون شما برادر محترم آمدید و به‌جای پرداختن به رفع مشکلات چایکاران و دریافت مطالبات به‌حق آنان، در بهبود وضعیت معیشت این بندگان خدا دنبال مطامع و خواسته‌های شخصی می‌باشید؟
امیدوارم به خود بیایید و با انگیزه خدمت صادقانه به مردم و به‌دور از هرگونه خواسته‌های شخصی و فردی در تعامل و هماهنگی و همکاری با مسئولان سازمان چای و سایر مسئولان استانی و نمایندگان گیلان و مازندران به‌جای افترا، شبهه‌افکنی و تخریب دیگران و درگیر کردن اوقات باارزش خود به بطالت و صرف کردن امورات واهی به کارهای نیک و باارزش باندیشید که رضای خدا در آن است. اما اگر درنظر دارید با این‌گونه خودزنی‌ها، اعمال و تحرکات گذشته خود را اصلاح کنید، نباید به‌جای حل مسأله، در فکر پاک کردن صورت مسأله باشید، زیرا شما بهتر از هر کسی می‌دانید که مشکلات فعلی صنعت چای در کشور، اشخاص و مدیران فعلی نبوده و نیستند. پس به‌عنوان یک برادر دینی و هم‌استانی از شما انتظار دارم که چوب لای چرخ نیاندازید، بلکه سعی در سهل و آسان نمودن مسیر نمایید.
در پایان یادآور می‌شوم که به شعور چایکاران احترام بگذارید و فکر نکنید که چایکاران آگاهی چندانی از سیاسی‌کاری‌های شما ندارند و توصیه می‌کنم به‌جای زدن حرف‌های قشنگ، به فکر کارهای قشنگ باشید و به‌جای زیر سئوال بردن مدیران بومی و درد آشنا، انرژی خود را در احقاق حق کشاورزان معطوف دارید و با گرفتن دست دست‌اندرکاران چای در حمایت از تولید ملی و کشاورزان زحمتکش گیلان در تمام زمینه‌های کشاورزی چای، برنج، ابریشم و ... سعی کنید این امانت و وظیفه چهار ساله را که از ولی‌نعمتان خود مردم به‌دست گرفته‌اید به‌خوبی حفظ نمایید.

اظهارنظر رئیس اداره اوقاف و امور خیریه لاهیجان و سیاهکل (14 شهریور 1391)
رئیس اداره اوقاف و امور خیریه لاهیجان و سیاهکل گفت: صاحب نظر در امور کشاورزی، مخصوصاً برنج و چای، نمایندگان گیلانی در مجلس هستند و ما نباید انتظار داشته باشیم که نمایندگان تهران، شیراز و ... در این‌خصوص اظهار نظر کنند. البته این را هم بگویم که این موضوع فقط مربوط به یک نماینده گیلان نیست، بلکه همه آن‌ها باید در این زمینه ورود کنند.
حجت‌الاسلام رمضانعلی پاکیزه در گفت‌وگو با "در سیاهکل" با تشریح علت مشکلات پیش‌آمده در صنعت چای کشور، افزود: آن موقع که به فکر انحلال سازمان چای بودند، آقایان نماینده کجا بودند که الآن فریاد می‌زنند وزیر کشاورزی و محرر مقصر هستند؟! می‌گویند یک نقطه باعث شده تا بودجه از ۴۰۰ میلیارد به ۴۰ میلیارد کاهش یابد. الآن که بودجه تصویب شده و کاری نمی‌توان کرد. چرا به‌خاطر یک صفر اشتباه، چند سال مردم را اذیت می‌کنید. مردم اسیر شده‌اند.
وی اضافه کرد: وقتی که ما می‌توانیم اجلاس سران غیرمتعهدها را در ایران برگزار کنیم و ریاست دو سوم مردم جهان را به مدت سه سال داشته باشیم، چگونه نمی‌توانیم یک محصول کشاورزی (چای) را مدیریت کنیم؟
رئیس اداره اوقاف و امور خیریه لاهیجان و سیاهکل در پاسخ به این سئوال که چگونه می‌توان مشکل چای را حل کرد، اظهار داشت: دولت باید مستقیم ورود کرده و دست مافیای چای را قطع کند. این‌قدر تقصیر را به کول دیگری نیاندازید. اگر ریشه‌یابی کنیم، انحلال سازمان چای از مجلس ششم شروع شد. مشکل با فریاد زدن حل نمی‌شود. باید سازمان چای را از این باتلاق بیرون کشید. مجلس باید ورود کند و راه را به دولت نشان دهد.

پاسخ رئیس سندیکای کارخانجات چای شمال به جوابیه نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل در مجلس شورای اسلامی (16 شهریور 1391)
نابسامانی در تولید چای خشک نشأت گرفته از سیاست‌های غلط و عدم انسجام عملکرد منطقی است که مخروبه ماندن باغات و تعطیلی و متروکه شدن کارخانه‌های چایسازی، آن‌ها را آشکار کرده است.
در مناطق چای‌خیز فومن تا کلارآباد 85 کارخانه تعطیل شده و مابقی نیز بین 10 تا 30 درصد ظرفیت فعال دارند که با تداوم تصمیمات مقطعی و نسنجیده، مرتباً از ظرفیت آنان کاسته شده و تدریجاً به مرز تعطیلی خواهند رسید.
شروع نابسامانی، حاصل عدم تناسب قیمت برگ سبز و اجرت خشک کارخانه‌ها با تورم ناگزیر زمان جنگ و توجه مؤکد به افزایش کمیت تولید و توزیع و فروش دولتی، تأمین بخش عمده هزینه سازمان چای از محل واردات چای خارجی که مآلاً به افزایش بی‌رویه واردات و انبار شدن ناچار تولید داخلی انجامید، وفور ارز در اختیار تجار واردکننده که مسبب اصلی قاچاق بوده، تقویت مالی تولیدکنندگان از طریق تسهیلات بانکی بدون توجه به اصل تولید، پرداخت وجه نقد تحت عنوان عدم النفع در ازاء عدم برداشت برگ سبز باغات چای در سال 1383 و متعاقب آن، عملکرد بسیار مغرضانه سازمان تعاون روستایی و تخریب عمدی بازار فروش توسط سازمان مذکور و ... همگی موجب ورشکستگی سازمان چای سابق و ناتوانی کارخانه‌داران و نابودی مرحله به مرحله کشاورزی چای شد.
با وجود عوامل ذکر شده که اغلب آن‌ها هنوز هم به شکل‌های مختلف فعال و مؤثر هستند و نیز با درنظر داشتن جدید التأسیس بودن سازمان چای که وقت زیادی صرف تشکیل و تجهیز و اشراف عوامل گرداننده آن به امور کشاورزی و صنعت و بازرگانی چای شده، امید به بهبود وضعیت در پرتو پشتیبانی و همکاری کشاورزان و صنعتگران عرصه چای، موجود و متصور است و تغییر رئیس سازمان چای مایه بروز وقفه مجدد در روند اجرای برنامه شده و مفید به پیشرفت و ترقی نخواهد بود.
به نظر کارشناسان مجرب این عرصه که سال‌ها تلاش و ممارست را پشتیبان نظر خود دارند، تدوین راه حل جامع‌نگر با هماهنگی و راهبری همه دست‌اندرکاران و پیگیری اجرای کار و نظارت بر آن و اعمال تشویق و تنبیه از پیش تعریف شده در متن طرح، یگانه راه معقول و منطقی برای رسیدن به توفیق می‌باشد.
سندیکای کارخانجات چای شمال همه نوع آمادگی را برای حمایت قاطع کارشناسی با تمام ظرفیت و رایزنی در تعیین گره‌های فلج‌کننده مسیر دارد و اعلام همکاری کامل می‌نماید.
تجربه تاریخی نشان داده است آن‌چه دائماً مورد قضاوت قرار می‌گیرد، نتیجه عملکرد است، نه موضع‌گیری‌های مقطعی و عامه پسند.

یادداشت حسین لطفی، مدیرمسئول پایگاه خبری تحلیلی گیلانیان: بی‌برنامگی سازمان چای کشور، نفس چای را به شمارش انداخت! (22 شهریور 1391)
گیلان دارای سه محصول استراتژیک برنج، چای و زیتون بود که مدت‌هاست بر اثر کم‌توجهی متولیان مربوطه و فقدان برنامه اصولی دراز مدت چنان نفس‌های این محصولات به شمارش افتاده و هریک به سرنوشت نامعلومی گرفتار آمده است.
تراژدی برنج طی مقاله‌ای با عنوان "برنجکاری گیلان از شعار تا عمل" در تاریخ 28 خرداد 1391 به رشته تحریر درآمد و زیتون مقام اولی خود را به استان دیگری اعطاء کرد و چای نیز با توجه به سیر نزولی‌ای که دارد، می‌رود به تاریخ سپرده شود.
سود کلان واردات چای به کشور آن‌قدر وسوسه‌انگیز بود که مافیای واردات این محصول توانست در سال 1379 به بهانه اصلاح ساختار چای کشور و همچنین خارج کردن این محصول از انحصار دولت، گام‌های نخست انحلال سازمان چای کشور را بردارد.
اصلاح ساختار چای مناقشه چایکار و چایساز را کلید زد و سیر نزولی این محصول آغاز شد و چنان عرصه بر چایکار تنگ شد که مجریان اصلاح ساختار ناگزیر شدند در سال 1383 عملاً در ازای هر هکتار 700 هزار تومان تسهیلات بلاعوض به کشاورز پرداخت نمایند و در حقیقت با این عمل موجبات ترغیب دست کشیدن چایکاری از چای و رسیدگی به باغات را فراهم نمودند که این امر سبب ایراد خسارت عمده به باغات چای شد و بر اثر این اقدامات کارشناسی نشده، دوران فطرت چای کلید خورد و تولید چای خشک از حدود ۶۰ هزار تن در سال به حدود 25 هزار تن با اختلاف آماری کاهش یافت.
برای یک‌سره کردن کار سازمان چای در تاریخ 6 اردیبهشت 1383 به استناد پیشنهاد وزارت جهاد کشاورزی وقت، انحلال این سازمان به تصویب دولت رسید و متعاقب آن "مجمع عمومی فوق‌العاده سازمان چای کشور در تاریخ 29 تیر 1383 در محل دفتر وزیر جهاد کشاورزی وقت با حضور اعضای مجمع تشکیل شد. در این جلسه، اعضای جلسه مرکب از وزرای جهاد کشاورزی، بازرگانی، امور اقتصادی و دارایی، صنایع و معادن و رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی وقت موافقت خود را با انحلال سازمان چای کشور اعلام و صورتجلسه تنظیمی نیز به امضای این افراد رسید."
علی‌رغم اعلام عمومی انحلال سازمان چای کشور هیچ‌یک از نمایندگان مردم گیلان در مجلس به این مهم توجه نکردند و منتظر ماندند تا تمام دارایی‌های سازمان از قبیل ساختمان و ترابری و ... به معرض فروش و کارکنان باتجربه و آموزش دیده آن با هزار گرفتاری و آه و ناله بازخرید و از کار بیکار شدند!!!
با انحلال سازمان و بلاتکلیف ماندن حدود 60 هزار خانوار چایکار، دلسوزان استان به تکاپو افتادند و با تلاش فراوان بالاخره در خرداد سال 1388 پس از سفر دور دوم دولت به گیلان توانستند این سازمان را احیاء و اداره کل چای شمال را به سازمان چای کشور تبدیل نمایند.
با تمام این تلاش‌ها و حتی اهتمام دولت به احیای صنعت چای که استاندار گیلان را تام‌الاختیار این امر نمود، متأسفانه این صنعت همچنان در بی‌برنامگی و ضعف مدیریت دست و پا می‌زند و حتی علی‌رغم حمایت‌های مالی دولت تا کنون نتوانسته وضعیت چای را سازماندهی نماید و در دو سال گذشته مشاهده نشده مطالبات چایکاران بابت فروش برگ سبز به‌موقع پرداخت شود و همیشه با تأخیر و حتی تأخیر شش ماهه همراه است و اگر هم بخواهند این مدت را کوتاه نمایند، باید فریاد چایکار به آسمان برسد تا مطالباتش پرداخت شود.
درپی اعتراضات تنی چند از نمایندگان مردم استان گیلان، رئیس سازمان چای کشور طی مصاحبه‌ای با عنوان "افزایش قیمت برگ سبز چای ضروری است" اعلام می‌کند: "هم‌اکنون قیمت‌گذاری از سوی کارشناسان این سازمان با توجه به شرایط کنونی برای هر کیلوگرم برگ سبز چای 12 هزار تا 17 هزار ریال پیشنهاد شده است."
این اظهار نظر علی محرر در شرایطی صورت می‌گیرد که، اولاً: پیشنهاد ایشان در پایان فصل برداشت برگ سبز چای به منزله وعده سر خرمن است. ثانیاً: ایشان به موضوع خرید تضمینی چای خشک و یا نحوه وصول مطالبات دولت از چایکار به‌طور روشن اشاره‌ای نمی‌کند!
رئیس سازمان چای کشور وقتی عزم استاندار و نمایندگان را در تدوین سند راهبردی چای جدی می‌بیند، در جلسه مجمع نمایندگان استان به تاریخ اول مرداد 1391 اعلام می‌کند: "سازمان چای مدت دو سالی است که چای خشک کارخانجات چایسازی را خریداری نمی‌کند و کارخانجات، چای تولیدی خودشان را به فروش می‌رسانند. وی همچنین در این دیدار از جمله مهمترین موانع و مشکلات فعلی را عدم پرداخت به‌موقع قیمت برگ سبز چای و اعلام فوری قدرالسهم کارخانجات، ارتقاء اعتبار و بودجه خرید تضمینی متناسب با رشد قیمت‌ها و افزایش حامل‌های انرژی و ... نسبت به دو سال قبل، تعیین تکلیف ماده 16 افزایش بهره‌وری کشاورزی و واگذاری تمام اختیارات به وزارت جهاد کشاورزی (اختیار مجوز واردات و صادرات)، در اختیار گذاشتن بانک کشاورزی برای حمایت مالی بانک از تولیدات کشاورزی به وزارت جهاد کشاورزی، عدم تخصیص منابع و تسهیلات بانکی در مورد امور به‌زراعی و تغذیه باغات توسط بانک عامل، انتقال اموال و مستغلات سازمان چای سابق موجود در تهران و سایر استان‌ها به تعاون روستایی، عدم تخصیص کود مستقل برای باغات تولید چای، ضرورت اجرای بیمه فراگیر باغات چای و همچنین تأمین هزینه تبعی برای تعیین تکلیف چای سنواتی از سوی دولت شد."
این مشکلات در شرایطی از سوی رئیس سازمان چای کشور اعلام می‌شود که طی مدت دو سال و اندی از مدیریت ایشان بر این سازمان هیچ طرح و برنامه و پیشنهاد مشکل‌گشایی از سوی ایشان برای حل مشکلات چایکاران، چایسازان و حتی بازگشت سرمایه دولت بابت خرید برگ سبز چای مشاهده نشده و تنها اقدام ایشان، پیشنهاد ابتر افزایش بهای برگ سبز چای به 12 تا 17 هزار ریال است که آن‌هم شاید اگر این فشارها نبود، چنین پیشنهادی را هم نمی‌دادند.
تصور می‌رود اگر با افزایش بهای برگ سبز چای مشکل این صنعت حل شدنی بود، دولت خودش این کار را می‌کرد و هرگز حاضر نمی‌شد چایکار برای نان شب خود معطل بماند. بنابراین ارتقاء سطح زندگی چایکار و چایساز، رونق باغات چای، تولید چای مرغوب و بازرگانی داخلی و خارجی این محصول برایش مهم است که باید مدیر مربوطه راهکارهای عملی برای آن پیدا نماید و ابتدایی‌ترین نیاز دولت این است که بداند پول خود را از چه کسی و به چه طریقی و با چه تضمینی باید وصول نماید؟
از این مقوله که بگذریم، تکلیف کارخانجات چای در این میان مشخص نیست و معلوم نیست قدرالسهم کارخانجات را دولت باید تعیین نماید یا نماینده و کارگزار دولت که در محل اجرای پروژه حضور دارد و بر کم و کیف امور جاری اشراف دارد؟
حتماً رئیس سازمان چای کشور باید بداند که هر 4 کیلو و 400 گرم برگ سبز چای به یک کیلو چای خشک تبدیل می‌شود. اگر متوسط قیمت برگ سبز (با رعایت درجه و برداشت مختلف) از قرار کیلویی 400 تومان تصور شود، یک کیلوگرم چای خشک حدود 1500 تومان برگ سبز نیاز دارد و اگر هزینه‌های فرآوری، از قبیل آب، برق، گاز، تلفن، مزد کارگر، وسایل و امکانات مورد نیاز و استهلاک کارخانه و سود عادله برای کارخانه فقط 400 تومان در هر کیلو درنظر گرفته شود، تولید یک کیلوگرم چای خشک فقط 2 هزار تومان هزینه دارد.
حال اگر پیشنهاد افزایش قیمت خرید تضمینی برگ سبز چای سازمان مورد قبول واقع شود، بدون شک یک خرید تضمینی‌ای هم برای چایساز باید درنظر گرفته شود که اگر وی نتوانست چای خشک تولیدی را به فروش برساند، یک مرجعی وجود داشته باشد تا از او خریداری و باعث گردش مالی شود و به این وسیله از زیان کارخانه‌دار جلوگیری به‌عمل آید!
با توجه به حداقل هزینه تمام شده تولید یک کیلوگرم چای خشک، آیا هیچ سئوال شده است که چرا کارخانجات چای تولیدات خود را در این دو سال به سازمان نفروخته است که ریاست محترم اعلام می‌نماید چگونه است که "سازمان چای مدت دو سالی است چای خشک کارخانجات چایسازی را خریداری نمی‌کند"؟! به‌راستی تمام چای تولیدی کارخانجات به بازار عرضه و یا صادر شده است که در بازرگانی چای مشکلی وجود ندارد؟ آیا دلیل این کار از کارخانه‌دار هم پرسیده شده که چه شده دیگر به سازمان چای نمی‌فروشید؟
حتماً داستان آن پسر را که پدرش را به بازار برده بود تا بفروشد، شنیده‌اید. وقتی مورد ملامت دیگران قرار گرفت، گفت: نگران نباشید، پدر را به قیمتی عرضه می‌کنم که کسی از من خریداری نکند! دقیقاً سازمان چای مثل این پسر عمل کرد و قیمتی را پیشنهاد کرد تا کارخانجات چای‌شان را به او نفروشند، زیرا سازمان می‌خواهد چای تولیدی کارخانجات را از قرار کیلویی 100 تومان خریداری نماید؟! آیا با این قیمت پیشنهادی می‌توان مدعی حمایت از صنعت چای بود؟
در هر صورت چه این موارد مطروحه که شواهد و مدارک آن حی و حاضرند مورد قبول واقع بشود یا نشود، باید پذیرفت که وضعیت فعلی چای با گذشته آن توفیر چندانی نکرده و چایکار همچنان چشمش به کیسه دولت برای خرید برگ سبز است که با این شرایط نباید مدیریت، کار مشکلی باشد! مدیر کسی است که بتواند بین چایکار و چایساز تعادلی برقرار نماید و برای تمامی امور برداشت برگ سبز، هرس و به‌زراعی باغات، اصلاح ساختار کارخانجات 70-60 ساله و یا بیشتر و همچنین تولید چای خشک برنامه داشته باشد.
وقتی برداشت برگ سبز چای همچنان با ابزار ماقبل صورت می‌گیرد، چگونه کارخانه می‌تواند چای مرغوبی تولید نماید تا بتواند محصول تولیدی خود را بدون مدد دولت به فروش برساند؟ مگر این‌که گفته شود کارخانه‌دار باید کشاورز را آموزش بدهد!
امید است سند راهبردی چای با مشارکت چایکار و چایساز و کارشناسان تدوین و به اجرا گذاشته شود و به قول آن چایکار، بلکه اوضاع چای از این قباله‌جات خارج شود!؟

جوابیه روابط عمومی سازمان چای کشور به یادداشت پایگاه خبری تحلیلی گیلانیان (25 شهریور 1391)
جناب آقای لطفی
مدیرمسئول محترم سایت خبری گیلانیان
با سلام،
احتراماً در پاسخ به مطالب منتشر شده حضرتعالی در شماره خبر ۱۲۴۳۱ روز چهارشنبه مورخ 22 شهریور 1391 به‌عنوان "نفس چای را به شماره انداخت" اجمالاً مطلبی جهت تنویر افکار عمومی تقدیم می‌گردد.
۱- سطور صفحه اول (۲۹ سطر) حکایت از تاریخ‌نگاری و تراژدی غمناک کشاورزی گیلان دارد که به‌کارگیری واژه‌های آن ثمره و ارث به‌جا مانده سه دهه عملکرد قبل می‌باشد و تمام دلسوختگان گیلانی و کشاورزان کرانه خزر با بینش و خدمات گسترده‌تر از این‌که این استان از نظر رتبه‌بندی کشاورزی در ردیف سیزدهم کشور قرار گرفته، نگران است، ولی تمرکز و تأکید شما در قصاص قبل از ارتکاب عمل و به‌کار بردن عناوین فوق هیچ‌گونه ارتباط تاریخی و منطقی به مدیریت فعلی و عملکرد این سازمان ندارد. لذا برای صاحبان رسانه‌ای که مدعی اثرگذاری سازنده بر اجتماع و افکار عمومی می‌باشند، آن را به‌دور از اخلاق و تعهدات رسانه‌ای و با عرض تأسف، تلاش شتاب‌زده برای نان و نام و کسب وجهه اجتماعی زودگذر می‌داند. علی ایحال درخصوص مابقی سطور که از روی غفلت و ناآشنایی به فرآیند و دستورالعمل‌ها و وظایف این سازمان و سیستم بودجه‌بندی و نحوه پرداخت خرید تضمینی محصولات کشاورزی نگاشته شده است، برای دفاع از کارکنان، کارشناسان و خادمان زحمتکش صنعت چای بیان می‌گردد.
۲- سازمان چای کشور از سال 13۸۹ به‌عنوان یک دستگاه صددرصد دولتی با یک ساختار حاکمیتی احیاء گردیده و بودجه آن برای خرید تضمینی برگ سبز چای از طریق معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور تأمین و به محض تأمین و تخصیص اعتبار از سوی بانک عامل از طریق سیستم بانکی به حساب چایکار واریز می‌گردد. لذا تأخیر در پرداخت به دلیل عدم اعطای اعتبار بوده، نه قوت و ضعف مدیریت استان و لذا واقعیت موضوع با مطالب مندرج در سطور ۲۷ به بعد ذهنی و ناشی از بی‌اطلاعی و فقدان اشراف نگارنده به موضوع مطالبات چایکاران می‌باشد.
۳- درخصوص قیمت پیشنهادی خرید برگ سبز چای، این سازمان هر ساله نرخ قیمت را بر اساس افزایش نرخ تورم اعلام شده از طرف بانک مرکزی و میزان هزینه‌های تولید، شامل دستمزد کارگر، کود، حمل و نقل و ...) به‌عنوان پیشنهاد به وزارت متبوع جهت انعکاس به شورای اقتصاد ارسال می‌نماید و این یکی از وظایف مهم سازمان می‌باشد و در آنالیز و میزان بهای برگ سبز همواره با دست‌اندرکاران صنعت چای، اعم از مسئولان استانی، سندیکا و اتحادیه نیز رایزنی به‌عمل می‌آید. لذا آسمان و ریسمان کردن بافته‌های ذهنی نویسنده مقاله، حکایت از جوزدگی اخیر و ناشی از سفارشات محیط پیرامونی و نان به نرخ روز خوردن است.
۴- در سطور ۳۹ به بعد خوشبختانه رعایت انصاف را صرفاً در عنوان بخشی از چالش‌ها و مشکلاتی که این سازمان به نماینده محترم ولی فقیه، استاندار و نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی منعکس نموده، مجدداً تایپ و این حرکت مهم و شفاف را به فشار و عزم عوامل بیرونی منصوب نموده است، در صورتی که مستندات آن هم در برنامه‌ها و هم در تدوین سند راهبردی مشهود است و این واقعیات جزء رسالت سازمان می‌باشد و هیچ‌گونه نیازی برای فشار بیرونی که نشأت گرفته از ضعف برداشت و وابستگی خصلتی افراد سرچشمه می‌گیرد قابل تبیین نمی‌باشد؛ زیرا عدم خرید چای خشک توسط دولت از ابتدای احیای سازمان چای کشور انجام شده و صرفه‌جویی در اموال بیت‌المال به میزان هر سال ۷۰ میلیارد تومان و رونق تجارت چای داخلی از طریق ورود بخش خصوصی و اجرای بخشی از اصل ۴۴ قانون اساسی توسط دستگاه‌های نظارتی و تأمین‌کننده بودجه کشور بیان گردید، نه این‌که خودمان در ارزیابی عملکرد به خودمان نمره بیست اعطاء نماییم. لذا خرید چای به قیمت ۱۰۰ تومان از طرف سازمان چای کشور کذب محض و انتساب افتراء به دستگاه حاکمیتی به‌شمار می‌رود.
۵- خوشبختانه تا کنون این سازمان درخصوص بسته حمایتی از صنعت چای و تدوین سند راهبردی کاشت، داشت، برداشت، فرآوری و تجارت برنامه‌های منظم و مدون تهیه نموده است و برای اطلاع مسئولین ذیربط و صاحبان خرد ارسال گردیده و بخشی از آن‌ها خوشبختانه پس از تصویب هیأت محترم دولت و کارگروه چای و برنج درحال اجرا می‌باشد.
۶- در بخش و پاراگراف مربوط به قیمت برگ سبز، متأسفانه نگارنده صرفاً به تولید و فرآوری چای خشک عنایت داشته است، در صورتی که رسالت و وظیفه این سازمان، حمایت از تولیدکننده مواد اولیه (کشاورز)، کارخانجات چایسازی، تجار و بازرگانان می‌باشد و در سند راهبردی نیز به منافع تمامی متولیان صنعت چای توجه شده است و برای تحقق آن، سازوکار لازم را برای حفظ و احیای باغات چای، ایجاد تنوع در تولید، اقتصادی کردن تولید چای، ایجاد انگیزه در کشاورزان، بهبود بسته‌بندی، اصلاح ساختار کارخانجات، رونق تجارت داخلی و ورود چای تولید داخل در سبد خانوار پیش‌بینی و درصدد اجرای آن است.
۷- در پایان با امعان به مراتب فوق از همه صاحبان خرد و اندیشه و دلسوزان صنعت چای انتظار می‌رود به‌جای نوشتن سرگذشت و تاریخ رنج‌آور صنعت چای، حداقل به نوشتن و بیان یک مرحم و راه حل برای حل مشکل این تولید استراتژیک استان اقدام نموده و صرفاً به نوشتن انشاء و ادعای دیکته بدون خطا را که صرفاً مصرف رسانه‌ای دارد پرهیز فرمایند. انشاء‌الله که نیت و قدم و قلم ما برای اصلاح امور باشد.

جوابیه حسین لطفی، مدیرمسئول پایگاه خبری تحلیلی گیلانیان به جوابیه سازمان چای کشور (27 شهریور 1391)
به دنبال انتشار یادداشت "بی‌برنامگی سازمان چای، نفس چای را به شماره انداخت"، این سازمان در یک اقدام شتاب‌زده پاسخی را برای "گیلانیان" ارسال کرد که به‌جای پاسخگویی به موارد مطرح شده در یک انشای طولانی، اتهاماتی را متوجه نویسنده آن کرد که با توجه به وجه تسمیه "مسئول" که باید مورد سئوال قرار گیرد و پاسخگو باشد، تا حدود زیادی اعجاب‌برانگیز شد!
از سازمان چای کشور که یک نهاد دولتی است انتظار نمی‌رود در مقابل هر نقدی تا این حد ضعف و بی‌تابی از خود نشان دهد و تلاش کند با اتهام‌زنی، مجاری نقد را ببندد و نقاد را به انواع حیل به دشمنی یا مواردی که ذیلاً خواهد آمد متهم نماید. این زنگ خطری است که باید روی آن حساس شد، زیرا اگر این رویه بی‌تابی و برخورد ناصواب در میان مدیران مرسوم شود، احتمال بروز دیکتاتوری مدیریتی در ادارات دور از انتظار نخواهد بود.
عملکرد سازمان چای کشور در برخورد با نقد و منتقد دقیقاً مغایر نظر مقام معظم رهبری است که معظم له در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیأت دولت در تاریخ 4 شهریور 1386 فرمودند: "از انتقاد اصلاً عصبانی نشوید. بعضی از انتقادکن‏های از دولت، هدف‌شان این است که شما را عصبانی کنند، خسته کنند و از جا در ببرند؛ اصلاً انتقاد با این هدف انجام می‏گیرد. گاهی یک خبری را تیتر می‏کنند، بزرگ می‏کنند و فردای آن روز معلوم می‏شود اصلاً دروغ است و اصل ندارد! این‌ها هم کارهایی است که بعضی‌ها انجام می‏دهند. مطلقاً حالت عصبانیت و بی‏تابی نباید به شما دست بدهد. بعد هم شما از همان انتقاد ـ ولو غیرخیرخواهانه باشد ـ استقبال کنید. چون گاهی در انتقادهای خصمانه هم حقایقی وجود دارد که انتقاد کننده از روی خیرخواهی نمی‏گوید، اما انتقادش واقعی است؛ چه برسد آن کسانی که از روی خیرخواهی از شما انتقاد می‏کنند. اصلاً هیچ نرنجید و از انتقاد استقبال کنید."
و یا رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اعضاى هیأت دولت به مناسبت هفته دولت در تاریخ 4 شهریور 1381 می‌فرمایند: "به شما مسئولان دولت که بخش‌های گوناگون در اختیارتان است، می‌گویم از انتقاد نه بترسید، نه خشمگین و ناامید شوید. این‏طور هم نباشد که اگر روزنامه یا شخصی به بخشی از بخش‌های دولت یا به کاری که دولت پدید می‏آورد، انتقاد می‏کند، مسئولان آن بخش یا مسئولان دولتی سراسیمه شوند. گاهی اوقات انسان می‏بیند یک حالت سراسیمگی در این‌ها پیدا می‏شود. نه، به‏ هیچ ‏وجه سراسیمه نشوید. بالاخره انتقاد وجود دارد. راه مورد انتقاد قرار نگرفتن این است که انسان به کنج انزوایی بخزد و هیچ اقدامی نکند، یا اگر مسئولیتی می‏پذیرد، خدای نکرده به لوازم آن مسئولیت عمل نکند تا مثلاً کسی به انتقاد از او نپردازد و برخلاف توقع او کاری صورت نگرفته باشد. بالاخره هر حرکتی صورت می‏گیرد، ممکن است مخالفان و منتقدانی داشته باشد. ممکن است یک اقدام شما کسانی را به حق یا به ناحق عصبانی کند و آن‌ها چیزی بگویند. وقتی کار شما مبتنی بر مقدمات منطقی است، باید آن را ادامه دهید."
متأسفانه روابط عمومی سازمان چای کشور چنان سراسیمه عمل کرد که احتمالاً حتی فرصت بازخوانی پاسخش را به مسئول سازمان نداد، زیرا علی‌رغم آشنایی مسئول سازمان چای کشور با مدیرمسئول "گیلانیان" و حتی تماس تلفنی قبل از ارسال پاسخ، نتوانست اسم نویسنده مقاله را درست بنویسد! حال چه این اشتباه عمدی باشد یا سهوی، ولی در دفاع از حیثیت رسانه‌ای و حرفه‌ای در برابر افکار عمومی لازم دیده شد پاسخی ولو موجز به اتهامات روابط عمومی سازمان چای کشور داده شود. اهم این اتهامات به این شرح است:
1- تاریخ نگاری و تراژدی غمناک کشاورزی گیلان: اگر تاریخ تراژدی سازمان چای برای چایکار و چایساز نقمت بود، ولی برای برخی دیگر چه آنانی که دست‌شان می‌رسید و در مصدر امور بودند، ولی در برابر انحلال سازمان سکوت کردند و امروز برای جبران مافات نقش دایه را ایفا می‌کنند و چه آنانی که در زمان احیاء به سبب قلع و قمع نیروهای کاردان و کارشناس بدون طی مراحل (کنترل، بازبین، نظارت بر امر خرید، سرپرست منطقه خرید برگ سبز، کارشناس، سرکارشناس) با توسل و بیتوته از تجربه خدمتی در فلان جا و بهمان جا ارتقاء مقام یافته و از سربازی به سرداری رسیدند، نعمت است. بنابراین الزام تاریخ نگاری نه به‌خاطر کسب نان و نام، بلکه به‌عنوان گذشته چراغ راه آینده تقریر شده است تا مسندنشینان امروزی سوخت موتور مدیریت را آن‌چنان افزایش ندهند که یک بار دیگر ریشه سازمان چای را بسوزانند.
۲- تلاش شتاب‌زده برای نان و نام و کسب وجهه اجتماعی زودگذر: اگرچه روابط عمومی سازمان قیاس به نفس کرده، ولی جهت اطلاع ایشان، مدیرمسئول "گیلانیان" در سال‌های 13۵۹ تا 13۶۴ در دبیرستان‌های مطرح لاهیجان تدریس می‌کرده و ارتباط تنگاتنگی با زعمای شهر داشته و بهترین امکان بهره‌برداری از آن‌چه که ایشان می‌نامند برایش مهیا بود، ولی هرگز مثل دیگران آویزان بزرگان نشده و برای نیل به مقصود بیتوته پیشه نکرده و به توانایی خود معتقد و متکی شده که الحمدالله لطف خدا هم شامل شد. علاقه‌مندان می‌توانند تحقیق کنند.
۳- غفلت و ناآشنایی با فرآیند و دستورالعمل‌ها و وظایف این سازمان: به فرض محال اگر عدم اطلاع و آگاهی از دستورالعمل‌ها و ... صحت داشته باشد، ولی پاسخ نقد عملکرد، توسل به بزرگان و اتهام‌زنی نیست. آنچه مسلم است، مسئول نظام اسلامی باید پاسخگو یا مدافع مستند و مستدل عملکرد باشد، نه این‌که طعن و کنایه و اتهام را پاسخ تلقی نماید!
۴- بی‌اطلاعی و فقدان اشراف نگارنده به موضوع مطالبات چایکاران: علی‌الظاهر دوستان فراموش کرده‌اند که گفته‌اند: "همه چیز را همگان دانند و همگان از مادر زاده نشدند" و اگر کسی منکر این ادعا باشد، "باید که به دانایی خود فاتحه خواند." مثل این‌که آقایان فراموش کرده‌اند چایکاران با استغاثه و همکاری تمام مقامات استانی، مطالبات خود را وصول می‌نمایند! تصور نمی‌رود کسی نداند که سازمان چای در برابر چایکار و چایساز و بازرگانی چای نقش "حکمیت" دارد، ولی سئوال ما این است که آیا نقش حکمیت خود را به‌خوبی ایفا نموده یا خیر؟ اگر مدعی انجام آن است، پس چرا:
الف) چایکار این‌قدر با تأخیر به مطالباتش می‌رسد؟
ب) وقتی تاجر (بازرگان) چای کارخانجات را معامله می‌کند و قرارداد را نیز منعقد می‌نماید، چرا بهای چای را بعد از گذشت حدود دو سال یا بیشتر و کمتر پرداخت نمی‌کند؟ چرا چای خریداری شده خود را از انبار کارخانه خارج نمی‌نماید تا امکان گردش کاری و مالی کارخانه فراهم شود؟ این چه نوع "حکمیت" است که از حق تولیدکننده دفاع نمی‌کند؟
ج) اگر قرار است بده و بستان تاجر و کارخانه به همین منوالی که هست و به‌عبارت بهتر، باری به هر جهت باشد، "حکمیت سازمان چای" در این میان به چه دردی می‌خورد؟ آیا حکمیت فقط برای وصول سهم دولت به قرار ۱۵۴ تومان در ازای هر کیلو چای خشک است؟ یعنی دولت برای وصول مطالبات خود باید یک سازمان عریض و طویلی مثل سازمان چای را دایر کند تا مطالباتش را وصول نماید؟ دولت بدون وجود سازمان چای، اهرمی برای وصول مطالبات خود ندارد؟
د) چرا این "حَکَم" که باید حافظ منافع تولیدکننده باشد، بدون پرداخت بهای چای خریداری شده به چایساز و خروج چای از کارخانه، صرفاً به استناد قراردادی که روی کاغذ آمده، مجوز واردات چای را برای بازرگان صادر می‌نماید؟ اگر چنین نیست، پس بفرمایید چگونه هست؟
هـ) بازرگان وقتی به استناد یک قرارداد بدون ضمانت اجرایی به‌راحتی می‌تواند چای خارجی وارد و سود کلانی را کسب نماید، چه نیازی می‌بیند که پول چایساز را پرداخت و چای خود را از کارخانه خارج نماید؟
و) به‌راستی سازمان تا کنون از خود پرسیده است که چرا حدود ۹۰ درصد کارخانجات نتوانسته‌اند بدهی خود را به بانک‌ها بپردازند؟
ز) به‌راستی معنای "حکمیت" سازمان چای همین است؟!
۵- آسمان و ریسمان کردن بافته‌های ذهنی نویسنده مقاله: اگر مدعی اطلاع و اشراف کاری هستید، پس لطف کنید بافته‌های ذهنی نویسنده را پنبه کنید و به این موارد پاسخ دهید، نه این‌که تصور کنید هر کسی نقدی درباره شما بنویسد، قصد تخریب شما را دارد و می‌خواهد مسئولیت را از دستان باکفایت شما خارج نماید!؟
۶- سفارشات محیط پیرامونی و نان به نرخ روز خوردن: حیف است آدمی این‌قدر زود پیشینه خودش را فراموش کند و همه دلسوزان را به جرم این‌که با او همدم نیستند، از اردوگاه دشمن بداند و سعی کند همه آنان را از دم تیغ تیز ریاست بگذراند. آیا بهتر نیست روابط عمومی سازمان چای برای مدت کوتاهی هم شده، از پیله خود خارج شود و بدون تعصب، کمی اطراف خود و مردمان حاضر در "پیرامونی!" را ببیند تا تصور نکند با اتهام‌زنی می‌تواند جلوی نقد را بگیرد؟! ای کاش پاسخ‌نویس، منظور خود از "سفارشات پیرامونی" را بیان می‌کرد که کیست و مراد از "نان به نرخ روز خوردن" چیست؟ اگر ما می‌پرسیدیم کارخانه (ل) متعلق به کیست و وضع مالی فعلی‌اش چگونه است، حق با شما بود! اگر سئوال می‌کردیم آیا کارخانه‌دار می‌تواند رئیس فلان جا باشد، حق با شما بود! اگر تا به امروز از شما تقاضای ۱۰۰ گرم چای خشک نمودیم، آن‌گاه نان به نرخ روز خور می‌شدیم! آیا به زعم شما، هر کسی از عملکردی نقدی داشته باشد، متأثر از "سفارشات پیرامونی و نان به نرخ روز خور" و واجب القتل است؟!
۷- کذب محض خواندن خرید چای به قیمت ۱۰۰ تومان از طرف سازمان چای کشور: البته تکذیب یک خبر، حق دستگاه است، ولی فراموش نکنیم که مدعی این مطلب، شخص مرضی‌الطرفین "گیلانیان" و "سازمان چای کشور" است! حال چگونه ایشان منکر این اقدام می‌شود با خداست!
به فرموده بزرگی، ما در مصالح استان با کسی عقد اخوت نبسته‌ایم تا به تعبیر بعضی‌ها رسالت خود را برای کسب "نان و نام و وجهه اجتماعی"، وجه مصالحه قرار دهیم. بنابراین انتظار نداریم به‌جای جواب مستند و مستدل و قانع‌کننده، مورد اهانت و اتهام قرار گیریم. خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر کناد... انشاء الله.

این گزارش با جدیدترین اظهار نظرها به‌روز می‌شود...
نظرات بینندگان:
حالا معلوم شد که چرا: چای داخلی این محصول نفرین شده سبز سیاه بخت(!) به این روز سیاه افتاده است!؟ چون همه عاشق دل چاکش هستند! شما رو خدا این دکان را ببندید! هرچند من از خواندن این ... سخن‌ها از خنده غش کردم! بچه گول می‌زنین؟ خوشبختانه در این عصر و زمانه بچه‌ها هم دیگه گول نمی‌خورند. یه‌جوری مثل همیشه با هم کنار بیاین! چه‌بسا این بحث برای همین هم مطرح شده است. این حرف‌ها برای چای و چایکار زحمتکش توتون نمیشه!... دست همگی شما از راهکارهایی که برای نجات چای داخلی ارائه نمودید درد نکند!
جمعی از کارشناسان چای چه کسانی هستند که این مزخرفات را به ابوذر می‌گویند؟ چرا جرأت ندارند اسمشونو بنویسند؟ ما به‌عنوان کارشناس واقعی چای که عضو نظام مهندسی هستیم، از دوره تعاون روستایی مشغول به خرید کردن برگ سبز چای هستیم، از صبح تا شب داریم توو کارخونه جون می‌کنیم، تازه بعد از چهار و نیم ماه با ما دارند قرارداد می‌بندند (یه چک 100000000 ریالی هم به‌عنوان وثیقه میخوان، همچنین یه فرم رو باید امضاء کنیم که تمام حقوق، اضافه کار، شب کاری، جمعه کاری و ... رو گرفتیم، تازه یک هفته پیش دوزار پول به ما دادند) فقط هم حداقل حقوق قانون کار رو قراره به ما بدهند، از اضافه کار و جمعه کاری هم خبری نیست. بعد آقایان دختر و پسرشون رو جا می‌زنند توو اداره (بدون حتی یک ماه سابقه). فرزند جناب آقای (ر)، فرزند آقای (ش) مسئول دفتر (ق) و ... دیگه نگم بهتره! فقط چشم و امیدمون به ابوذره. خدا حفظت کنه ابوذر. خدا پدرت رو بیامرزه. امید ما فقط ابوذر ابوذر ابوذر...
با توجه به وضع موجود چای پیشنهاد می‌کنم حل آن را به تشکل‌هایی مانند "تعاونی مسکن پرستاران" واگذار کنند تا با روش خود، یعنی ریشه‌کن کردن سریع و یواشکی کل بوته‌های چای به‌وسیله بولدوزر و تبدیل باغات چای به آپارتمان‌های 110 و 170 واحدی کلاً مشکل را حل و با تبدیل باغداران به عمله ساختمانی، مشکل آمار معاش باغداران را هم کاملاً حل کنند. مخصوصاً که شنیده شده برای تسریع در این کار به نماینده عزیز جناب آقای ندیمی هم متوسل شده‌اند. با این ترتیب برای کسانی که دل‌شان برای چای و چایکار گرفته است، دیگر کاری نمی‌ماند، مگر این‌که برای شادی روح چای و چایکاری: فاتحه مع الصلوات. راستی برای توفیق روزافزون برخی تعاونی‌های "چای کن" دعا یادتون نره. به امید روزی که با همت این عزیزان متعهد و دلسوز، ما فقط بوته‌های چای را در موزه چای ببینیم! این‌جوری در جهت توسعه گردشگری هم قدم برداشته‌اند! مرحبا عزیزان! جداً که پرستارید!
دست همه آقایون توو یه کاسه است؛ منتهی وقتی به یکی‌شون کم میرسه، دادش درمیاد!!! مشکل سر لحاف ملا نصرالدینه و بس!!!
یاور: جنابعالی خوب می‌دانید که اسامی شما و هم‌کیشان‌تان به‌عنوان بانیان انحلال و نابودی سازمان چای در سال ۱۳۸۲ در تاریخ چای کشور ثبت شده و با این عمل زشت و نابخشودنی، لکه ننگی را بر دامن خود در دوران به اصطلاح اصلاحات باقی گذاشتید. به شعور چایکاران احترام بگذارید و فکر نکنید که چایکاران آگاهی چندانی از سیاسی‌کاری‌های شما ندارند و توصیه می‌کنم به‌جای زدن حرف‌های قشنگ، به فکر کارهای قشنگ باشید و به‌جای زیر سئوال بردن مدیران بومی و درد آشنا، انرژی خود را در احقاق حق کشاورزان معطوف دارید و با گرفتن دست دست‌اندرکاران چای در حمایت از تولید ملی و کشاورزان زحمتکش گیلان در تمام زمینه‌های کشاورزی چای، برنج، ابریشم و ... سعی کنید این امانت و وظیفه چهار ساله را که از ولی‌نعمتان خود مردم به‌دست گرفته‌اید به‌خوبی حفظ نمایید. چه مطالبی بهتر از این‌که بنویسیم عین حقیقت برداشت از صحبت‌های یک بی‌طرف لنگرودی. واقعاً مردم آگاه هستند.
نام:
ايميل:
* نظر:
طراحی و تولید: "ایران سامانه"