كدخبر: ۱۰۶۱۱
تاريخ انتشار: ۰۱ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۳:۴۷
send ارسال به دوستان
print نسخه چاپي
اختصاصی "لاهیگ"
اولین نماینده مردم لاهیجان در مجلس شورای اسلامی درگذشت
ارسلان (امیر) فلاح حجت انصاری، نماینده مردم لاهیجان در اولین دوره مجلس شورای اسلامی و از مبارزان سیاسی دوران پیش از انقلاب اسلامی پس از تحمل دو سال بیماری در اولین روز سال 1399 بر اثر ایست قلبی در تهران دار فانی را وداع گفت.
اولین نماینده مردم لاهیجان در مجلس شورای اسلامی درگذشت.

به گزارش "لاهیگ"، ارسلان (امیر) فلاح حجت انصاری، نماینده مردم لاهیجان در اولین دوره مجلس شورای اسلامی و از مبارزان سیاسی دوران پیش از انقلاب اسلامی پس از تحمل دو سال بیماری در اولین روز سال 1399 بر اثر ایست قلبی در تهران دار فانی را وداع گفت.

وی که زاده یکم فروردین 1319 در روستای کماچال شهرستان آستانه اشرفیه بود، در رشته روان شناسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد و دبیر دبیرستان‌های لاهیجان بود.

او در زمان دانشجویی و همچنین در مبارزات سیاسی علیه استبداد پهلوی در لاهیجان، سیاهکل، آستانه اشرفیه و لنگرود حضور فعال داشت و بارها توسط ساواک به جرم تبلیغ علیه رژیم شاهنشاهی، فعالیت‌های مذهبی و تشکیل گروه‌ها و کانون‌های دینی مخالف رژیم دستگیر و به مدت هشت سال نیز به زندان محکوم شد.

انصاری در اولین مرحله آزادی زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد و از اعضای اصلی کانون بحث و انتقاد مذهبی به‌شمار می‌رفت که در لاهیجان تشکیل و علاوه بر آن، شهرهای آستانه اشرفیه، سیاهکل و لنگرود را نیز پوشش می‌داد.

وی همچنین در دوران پیش از انقلاب، یکی از مراجع و محورهای مبارزات دانشجویی و دانش آموزی در شرق گیلان، به‌ویژه لاهیجان بود و منزل او همواره پناهگاه دانشجویان مدرسه عالی مدیریت گیلان در این شهر محسوب می‌شد.


انصاری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به‌عنوان اولین فرمانده سپاه لاهیجان و عضو هسته مرکزی مأمور تشکیل سپاه در گیلان انتخاب شد و پس از آن، با حضور در عرصه رقابت‌های انتخاباتی اولین دوره مجلس شورای اسلامی، با کسب 20,879 رأی و 61 درصد کل آراء به‌عنوان اولین نماینده مردم لاهیجان به خانه ملت راه یافت.

وی که در تمامی سال‌های حیاتش به سلامت نفس، پاکدامنی و فضیلت اخلاقی مشهور بود، در زمره حامیان فکری و سیاسی آیت‌ الله سید محمود طالقانی و مهندس مهدی بازرگان به‌شمار می‌آمد.

کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب و جمعی از دوستداران انصاری اسفند سال گذشته آیین نکوداشتی برای او برگزار کرده بودند که با استقبال قابل توجه شهروندان لاهیجانی و جمعی از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استان گیلان مواجه شده بود.

درپی درگذشت ارسلان (امیر) فلاح حجت انصاری، نماینده مردم لاهیجان در اولین دوره مجلس شورای اسلامی، شماری از شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی کشور و دوستان و دوستداران وی با صدور پیام‌های جداگانه‌ای، این ضایعه را تسلیت گفتند که به مرور در همین صفحه اطلاع‌رسانی خواهد شد.

پیام تسلیت علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی
بسم الله الرحمن ‌الرحیم‌
انا لله و انا الیه راجعون

درگذشت جناب آقای امیر ارسلان فلاح حجت انصاری نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی موجب تألم و تأثر گردید.

اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده معزز و بازماندگان محترم آن مرحوم، برای ایشان از درگاه خداوند متعال، رحمت واسعه و برای بازماندگان صبر و اجر مسألت می‌کنم.

پیام تسلیت مجمع نمایندگان مردم گیلان در مجلس شورای اسلامی
انا لله و انا الیه راجعون

درگذشت برادر گرامی جناب آقای ارسلان فلاح حجت انصاری نماینده مردم شهرستان‌های لاهیجان و سیاهکل در دوره اول مجلس شورای اسلامی موجب تأثر و تأسف گردید.

اینجانبان این فقدان را به خانواده داغدار و سایر بستگان تسلیت عرض نموده و از درگاه حضرت سبحان جل و اعلاء برای آن مرحوم غفران و رحمت واسعه و برای بازماندگان، صبر و اجر مسألت می‌نماییم.

پیام تسلیت انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه‌های گیلان
به نام حضرت دوست
انا لله و انا الیه راجعون

ارسلان (امیر) فلاح حجت انصاری، نماینده مردم لاهیجان در اولین دوره مجلس شورای اسلامی پس از انقلاب، در نخستین روز سال ۱۳۹۹ کوچ بی‌بازگشت خود را آغاز کرد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

او معلمی شریف، مبارز و زندانی سیاسی پیش از انقلاب، نماینده شجاع و پاکدست و آزادی خواه پس از انقلاب بود که قدرت و ثروت او را نفریفت و از جاده حق و حقیقت و آزادگی خارج ننمود. پس از نمایندگی مجلس به شغل معلمی خود در سیاهکل و لاهیجان برگشت و بازنشسته شد.

انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌های گیلان فقدان آن مرد شریف و پاکدست و ساده زیست را به خانواده محترم آن مرحوم و یاران و شاگردان و دوستدارانش تسلیت می‌گوید و از خدای منان خواستار است که او را در سکوت ملکوت فرشتگانش جای و جایگاهی درخور دهد.

پیام تسلیت انجمن اسلامی معلمان لاهیجان
انا لله و انا الیه راجعون
همه از خداییم و به سوی او باز می‌گردیم

روز جمعه اول فروردین سال ۱۳۹۹ هجری شمسی مردی از تبار نیک اندیشان نواندیش (امیر ارسلان انصاری) به سوی حق شتافت. او که از فرهنگیان فرهیخته و مبارز این سرزمین بود، تأثیر به‌سزایی در روش و منش زندگی نوجوانان و جوانان اول انقلاب گذاشت و با دم مسیحایی خویش به آن‌ها جان بخشید.

نمایندگی دوره اول مجلس شورای اسلامی در حوزه لاهیجان و سیاهکل را با رأی اکثریت کسب نمود و دوره ۴ ساله نمایندگی مجلس را که نحله‌های فکری و سیاسی همراهی می‌نمودند، با فراز و فرودهایی در جهت خدمت به مردم لاهیجان طی نمود و پس از آن در کسوت معلمی به روشنگری در فضای فکری سیاسی و اجتماعی به‌عنوان منتقد مصلح ظاهر شد و با بی‌ عدالتی و تبعیض مبارزه نمود. رهروان زیادی از منش و رفتار ایشان تأسی جسته و قدم در وادی زندگی مؤمنانه و بی آلایش و دور از هیاهو گذاشتند.

ایشان در عمری که از خدا گرفت، با ناملایمات و نامهربانی‌ها مثل زندان، شکنجه روحی و ... مواجه شد و با عزت و سربلندی زیست مؤمنانه داشت و در راه حق از هیچ تلاشی دریغ ننمود.

یاد و نامش در وجدان مردم لاهیجان و چه‌بسا ایران ماندگار خواهد ماند. روحش شاد و یادش گرامی.

پیام تسلیت اسماعیل میرغضنفری فرماندار شهرستان لاهیجان
باسمه تعالی

خبر درگذشت جناب آقای امیر ارسلان فلاح حجت انصاری آزاده انقلابی، معلم و نماینده مردم شریف شهرستان لاهیجان در دوره اول مجلس شورای اسلامی موجب تأثر اینجانب گردید.

ایشان که عمری را در راه آگاه سازی جامعه در کسوت معلمی و عمل صادقانه به آموزه‌های دینی و اخلاقی گذرانده بود و به تواضع و ساده زیستی شهره بود، در سالروز شهادت امام موسی کاظم علیه السلام به دیار باقی شتافت و در جوار رحمت لایزال الهی قرار گرفت. این مصیبت را محضر شهروندان، دوستان و به‌ویژه خانواده آن مرحوم و همسر مکرمه ایشان تسلیت می‌گویم.

برای آن مرحوم آرامش ابدی و برای بازماندگان صبر جمیل از خداوند منان خواستارم.

پیام تسلیت حزب وحدت و همکاری ملی ایران شعبه گیلان
انا لله و انا الیه راجعون

درگذشت جناب آقای امیر ارسلان فلاح حجت انصاری نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی خبر بسیار ناگواری بود.

این مصیبت غم انگیز را به خانواده محترم و مردم شریف لاهیجان تسلیت عرض نموده و برای بازماندگان آن مرحوم، صبر و شکیبایی آرزومندیم.

پیام تسلیت حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی رئیس جمهوری اسبق جمهوری اسلامی ایران
بسم الله الرحمن الرحیم

درگذشت انسان شریف و متعهد و خدمتگزار اسلام و انقلاب و ایران مرحوم حاج آقا فلاح حجت انصاری را به همه دوستان، دلبستگان و مردم شریف گیلان، به‌خصوص به خانواده محترم آن عزیز تسلیت می‌گویم و از خداوند منان برای آن فقید سعید آمرزش و رحمت الهی و برای بازماندگان معزز، تندرستی و شکیبایی و پاداش نیکو مسألت می‌کنم.

نظرات بینندگان:
امید ساعی: "همه از خداییم و به سوی او باز می‌گردیم." آقای انصاری عزیز از نادره سیاستمردان روزگار نامراد ماست که یاد و نام و خاطره‌اش در همیشه تاریخ سرزمین‌مان مثال زدنی و کم مانند است. این ضایعه تأسف بار را به مردم شریف لاهیجان، دوستداران و خانواده محترم این مرد بزرگ تسلیت عرض نموده، برای آن عزیز سفرکرده، شادی روح‌ و علو ‌درجات و برای بازماندگان شان صبر و اجر مسألت دارم.
غلام آزاد: روحش شاد و یادش گرامی باد. قطعاً جایگاه بلندی در انتظار اوست؛ زیرا حُسنِ فاعلی (نیت) و حُسن فعلی (اعمال) او بیانگر شخصیت و اُسوه بودنش می‌باشد.
علینقی جعفری: مردی که همه ساحات وجودی‌اش یکپارچه و منطبق بر هم بود و ناسازگاری در حداقل ممکن آن مطرح بوده است. او مردی ساده زیست و صدیق و درستکار بود. در تمام دورانی که با او همنشین و همراه و هم صحبت شدم، جز صداقت و راستگویی و استوار بر اعتقادش ندیدم. انسانی اخلاق مدار و مروج اخلاق پسندیده. در دور دوم ریاست جمهوری خاتمی که مسئولیت ستادش را در لاهیجان داشتم، از افراد مختلف هر شب دعوت می‌کردم برای سخنرانی. عنوان سخنرانی با سخنران بود. وقتی از ایشان دعوت کردم، گفتند عنوانش را بگذارم "اخلاق در سیاست." چیزی که خودش در تمام عمرش به آن پای‌ بند بود. روحش شاد و یادش گرامی باد.
مجید استوار: روح‌شان شاد. انسانی فضیلت‌مند که همواره بر اصول اعتقادی و سیاسی خود وفادار ماند و در برهه‌ای از تاریخ سیاسی لاهیجان و سیاهکل اثرگذار بود. تسلیت به همه دوستدارانش.
امیر فقیه: امسال را با خبر مرگ عزیزی آغاز نمودیم که همه دوست بود و از دشمنی بیگانه بود. مردی که حتی اگر دشمنی هم داشت، اما دشمنانش هم به پاک زیستی و خلوصش اعتراف می‌کنند. امروز قطعاً حلقه یاران دور و نزدیکش به سوگ نشسته‌اند. چه خوب که به همت دوستدارانش یادبودی برای او در سال پیش برگزار شد و این حسرت بر دل یاران نماند. اما چه حیف که یکی از آخرین برگ‌های استواری و ایمان در فصل خزان ایمان اما در اولین گاه بهار طبیعت به زمین افتاد. مردن در این زمانه ظلم است و مرگ پاکمردانی چون امیر انصاری ظلمی مضاعف. او که شایسته تقدیر و بدرقه ابدی همشهریان و دوستدارانش بود، نباید در این زمانه که سرها در گریبان است، غزل خداحافظی می‌سرود. مرد بی تکلف شهر ما ساده زیست و ساده هم مرد. برای خدا باور و پاک زیستی چو او هیچ جمله‌ای بهتر از این نیست که: انا لله و انا الیه راجعون.
بهمن نیک قلب: روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. غریب زیست، غریب و غریبانه از دنیا رفت. به آن‌چه که اعتقاد داشت، عمل کرد. بسیار کم‌اند کسانی که به آن‌چه می‌گویند، عمل کنند. صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را/ تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید.
کامبیز نوروززاده: درگذشت استاد امیر انصاری ضایعه بزرگ و غیرقابل جبرانی است؛ مردی بزرگ، پاک و ساده زیست. این مصیبت بزرگ را خدمت خانواده محترم ایشان، دوستان، دوستداران و همه مردم آزاد اندیش لاهیجان تسلیت عرض می‌کنم.
سلیمی: روان امیر انصاری بزرگ شاد. مردی که در راه عقیده و طرز تفکر خویش ثابت قدم و تابع مصلحت اندیشی نبود. در مراسم بزرگداشت امیر انصاری در سالن سبز سوستان هرگز چهره مظلومانه او از خاطرم نمی‌رود. راه و سیره‌اش پر رهرو باد. خدایش رحمت کناد.
رضا پرستش: امیر انصاری، انسانی که زندگی پیش از دوران نمایندگی‌اش با پس از آن تفاوت نداشت، توانست نشان دهد که در روزگاری که بسیاری از ناشایست‌ها، زشتی‌اش را از دست داده است، می‌توان همچنان پاک بود و پاک زیست. او شریف بود و با شرافت زندگی کرد. دنیا نتوانست او را فریفته خود کند. چقدر غریبانه درگذشت و چقدر غریبانه باید دفن شود. خدا را شکر که به همت دوستان و علاقه‌مندانش مراسم گرامیداشت و تجلیل از امیر انصاری در اسفند سال ۱۳۹۷ برگزار شد. خدایش رحمت کناد و روحش در آرامش باد.
محمد باقر فقیه: امیر انصاری انسانی شریف، صادق، مؤمن و مرد عمل به باورهایش، شرافتمندانه زیست و هرگز برای منافع دنیوی به باورهایش پشت نکرد و به زندگی جاویدان پیوست. روحش شاد، نام و یادش که اسوه انسانیت، صداقت، درستی و پاک دستی بود، جاودانه باد.
حجت جوادپور: مردی که عزت، آزادگی و پاک زیستن را به اسارت در بند سفلگی و کمر بستن به خدمت اصحاب ستم و فساد ترجیح داد. روزی روزگاری بسیاری از پیشنیان یا هم نسلان ما با هر مشی و اعتقاد و مکتبی در کنار هم علیه رژیمی استبدادی مبارزه می‌کردند؛ اما پس از پیروزی انقلاب بر اساس مبانی فکری و ایدئولوژیک یا اهداف و اغراض، هم رزمان و هم بندان، در صف بندی‌های مختلف از یکدیگر فاصله گرفتند و چه بسا رو در روی هم به مخاصمه روی آوردند! امیر ارسلان انصاری هیچ‌گاه دین به دنیا نفروخت و همواره جان و مال و شرافت انسان‌ها را محترم و عزیز داشت. از اعمال و اقدامات خودسرانه و ظالمانه و اقسام قانون گریزی‌ها اجتناب کرد و وسوسه‌های همراهی با اصحاب قدرت و ثروت و برخورداری از مواهب زخارف دنیوی او را فریب نداد. مردمان را به دلیل اعتقادی متفاوت و دگراندیشی، مستوجب قتل و حبس ندانست و به اوامر اقتدار طلبان و چپاولگران گردن نگذاشت. هیچ‌گاه برای برخورداری از شهرت و جاه و مقام، گروهی را با خود همراه نکرد و از احساسات و عقاید مردمانی ساده دل، به نام دین و شریعت سوء استفاده نکرد. پس از انقلاب 1357 بود که عیار و ماهیت افکار و عقاید و اهداف انقلابیون، آشکار و برملا شد. تاریخ آینده و نسل امروز و فردا قضاوت خواهند کرد. روحش قرین آرامش ابدی و یادش گرامی باد.
حمید حدیثی: مرا به سخت جانی خود این گمان نبود. سال سترون و سیاه 1398 در آخرین لحظات پایانی‌اش، انسان پاک نهاد دیگری از سلاله پهلوانان این دیار را با خود برد... به نسلی که از راه می‌رسد، و پیش چشمش، انبوهی از کوچک مردان مدعی با انبانی از شعارهای زیبا و عملکردهای زشت را می‌بیند، باید گفت که، امیر انصاری، نه با نطق‌های پرشور و مکتوبات پرحجمش شناخته می‌شود و نه با اشباع دروغین ذهن‌ها از آرزوهای دور و دراز و غیرممکن. شاهکار امیر، چگونه زیستن و چگونه بودنش، در عصر و زمانه‌ای است که اندیشه و عمل در چهره عاملان و فاعلان مایشاء فاصله‌ای بس بلند دارد و غلظت دروغ و فریب را پایانی نیست. تسلیت و تعزیت به دوستداران آن مرحوم، مردم بزرگوار و قدرشناس لاهیجان، و همه دلبستگان به آزادگی و آزاد مردان.
فیض الله حیدری: کل نفس ذائقة الموت. امیر ارسلان فلاح حجت انصاری، نماینده لاهیجان در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به رحمت ایزدی پیوست. او معلم ما در دبیرستان مشیر (دکتر شریعتی) سیاهکل نیز بود. انسانی اخلاقی، مؤدب، مؤمن و پر از عشق و احترام و طمأنینه. تأثیر فوق العاده‌اش در گرایش جوانان دوران انقلاب به دین و دین باوری وصف ناپذیر است. وی که با پاکدستی زیست و با پاکدستی به دنیای دیگر هجرت نمود، هرگز از یادها نخواهد رفت. رحلتش را به خانواده آن مرحوم و همه دوستان و شاگردانش تسلیت می‌گویم.
محمد جواد کریمی: انا لله و انا الیه راجعون و کل نفس ذائقة الموت ثم الینا ترجعون. هر نفسی چشنده مرگ است، سپس به سوی ما بازگردانده می‌شوید. (عنکبوت/57) استاد ارسلان فلاح حجت انصاری، چهره دیرآشنای تعلیم و تبلیغ اسلامی و همسنگر و همرزم و هم بند شهید حاج شیخ ابوالحسن در عصر ستم شاهی ـ از مبارزه با رژیم مستبد و خودکامه پهلوی تا دغدغه مستمر هدایت فکری نسل جوان ـ بالاخره در روز شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام به جوار رحمت الهی پیوست. برای آن معلم راحل غفران و رضوان و برای بازماندگان ایشان از ذات اقدس الهی صبر و اجر از درگاه الهی مسألت می‌نمایم. غفر الله له ولنا.
علی اصغر فلاح: با نهایت تأثر و تأسف درگذشت انسان فرهیخته و شرافتمند و پاکدست و از چهره‌های به‌راستی انقلابی و با اعتقاد و ایمان و از جمله نمایندگان بی‌نظیر و ماندگار دور اول مجلس شورای اسلامی زنده یاد امیر ارسلان انصاری را به دوستان و به خانواده گرانقدرش تسلیت می‌گویم. رحمت الهی به روان پاکش باد. روحش شاد و یادش گرامی. افسوس آن است که در این چنین شرایطی مردم نمی‌توانند در مراسم او حضور یابند و این داغ او را بیشتر و بیشتر می‌کند.
مینا بادلی: آدم‌های زیادی را دیده‌ام که، زیبا حرف می‌زنند، زیبا فکر می‌کنند، اما آن‌طور که می‌گویند و موعظه می‌کنند، زندگی نکرده‌اند و نمی‌کنند. جناب انصاری که روحش قرین رحمت و لطف پروردگارش باد، اندیشه، سلوک، سخن و عملش از یک جنس بود. سخت می‌توان بر مدار ساده زیستی، از حرف تا عمل، گام برداشت و عمری را بدون اندک لغزشی، چشم از تنعمات رنگارنگ و پر جاذبه زندگی پوشید. او تمامی زندگی‌اش، آن‌گونه رفتار کرد که بدان عمیقاً باور داشت و این چنین آرام آرام، بی هیچ ادعایی، در خانه دل دوستدارانش، پا گذاشت. عرض تسلیت به خانواده محترم شان.
حسن استوار: یک لحظه بیاندیشیم... آن‌چه که در وصف آقای انصاری گفته شد، همه‌اش واقعیت داشته و در ایشان بوده؛ در واقع آن‌چه را که باید از همگان بجویم، در ایشان به تنهایی وجود داشته است... دوره‌های زندگی امیر همه‌اش درس‌های آموزنده و عمیق بوده است؛ حتی زمان آلزایمرش، کارش و درسش را تمام کرد و به عشق خود پیوست؛ این پیوستن مبارکش باشد.
زندگی در گذر است،
آدمی رهگذر است،
زندگی یک سفر است،
آدمی همسفر است،
آن‌چه می‌ماند از او،
راه و رسم سفر است.
تقی فلاح: زنده یاد شادروان امیر انصاری از بستگان نسبی بود و هنوز یاد دستگیری‌اش توسط ساواک با وجودی که هنوز کلاس دوم بودم، یادم است و بی‌قراری‌ها و اشک‌های مرحوم مادرش از یادم نرفته است. بعد از انقلاب و نامزد شدن ایشان برای مجلس با وجود آن‌که هنوز نظارت استصوابی وجود نداشت و همه نحله‌های سیاسی می‌توانستند نامزد شوند، از میان همه گرایشات سیاسی وقت، چه چپ و چه راست، ایشان توانستند حدوداً دو سوم آراء را کسب کنند. بعد از نماینده شدن هم نماینده همه بودند؛ نه منتی سر کسی می‌گذاشتند و نه تملق کسی را گفتند. حتی یادم است زمان تندروی‌های اوایل انقلاب که فضای سیاسی بسته شده بود و عده‌ای به خود اجازه هر کاری را از جمله آتش زدن کتابفروشی‌ها را می‌دادند، زمانی که کتابفروشی ملی لاهیجان به آتش کشیده شد، ایشان به‌عنوان نماینده در آن‌جا حضور پیدا کردند و ابراز همدردی کردند؛ هرچند که با توجه به آن حال و هوا کار خاصی از دست ایشان برنیامد، اما شجاعانه این عمل را تقبیح کردند. گاهی به مغازه تشریف می‌آوردند و خاطرات و نظرات و تحلیل‌های خود را بیان می‌فرمودند. تا این‌که روزی که برای گرفتن مجوز نشر اقدام کردم، یکی از دلایل عدم صلاحیت بنده، تشریف فرمایی ایشان به مغازه‌ام بود. البته بعد از این‌که حضرات متوجه نسبت فامیلی ما شدند، مانور روی این قضیه را کم کردند. پاک دستی و پاک چشمی ایشان زبانزد خاص و عام و دوست و دشمن بود. مردانه و شرافتمندانه زندگی کردند و انشاء الله مورد رحمت و غفران حضرت حق قرار گیرند.
عمران خانی نژاد: عرض تسلیت به یاران و دوستان آقای انصاری که زیستن را طی این سال‌های مدید با ایشان مشق کرده بودند. به دلیل مجاورت و همسایگی منزل پدری، این توفیق را داشتم که از نوجوانی شاهد سلوک و برخورد ایشان با مردم اهل محل و کوچه و بازار باشم‌، و به دلیل شاگردی آقای دلیلی و ارادت و محبت آقای صفری، چندین بار افتخار حضور خدمت ایشان را داشتم؛ انسانی به غایت متواضع، صبور، محترم، متقی و موحد او را دیدم. او به آن‌چه می‌گفت، باور داشت و عمل می‌کرد. او برای من یقیناً یکی از آخرین بازماندگان نسل "قدسی" بود. آرزو می‌کنم در جوار قرب الهی روحش در آرامش ابدی بوده و با مولایش علی(ع) محشور گردد، و خداوند به بازماندگان، به‌خصوص همسر گرامی‌شان صبر عنایت فرماید. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
محمد آوندی: با ابراز همدردی با خانواده گرانقدر شادروان امیر انصاری، برای آن انسان اخلاق مدار، وظیفه دان، عدالت خواه، صمیمی و بامحبت سفر کرده به دیار ابدی از پروردگار یکتا طلب لطف، رحمت و مغفرت و برای فرزندان گرامی، بستگان و وابستگان بردباری آرزو می‌کنم. روحش شاد، یادش گرامی و خاطرات شیرینش برای دانش آموختگان درسش، برای دوستان، شهروندان، سیاسیون اخلاق مدار، همه انسان‌های آزاده شهرستان و استان ماندگار باد. ارتحال روانشاد امیر انصاری ضایعه‌ای برای جامعه دینداری، جامعه روشنفکری و جامعه تحول خواه در سطح گیلان است.
فرشته جمشیدی: سعدی به روزگاران دردی نشسته بر دل/ بیرون نمی‌توان کرد، الا به روزگاران. سال 1398 آخرین جرعه دل و جان‌مان را نوشید و رفت! روح بلند و طبیعت وارسته امیر انصاری یاری‌اش نمودند تا به سوگند و عهد و پیمانی که با خدایش بسته بود، پای‌بند و استوار باقی بماند. بارزترین ویژگی شخصیتی‌اش، انطباق گفتار و رفتارش بود که آیینه تمام نمایی از واقعیت وجودی‌اش را آشکارا به تماشا می‌گذاشت. ارزش‌هایی را که در دل و جانش پرورده بود، او را پخته زمان و سوخته معبودش گردانیده بود. تناسب و توازن بین گفتار و کردار و پندارش در فراز و نشیب حوادث دوران زندگی‌اش نمایشی است از وجودی شریف و حضور انسان کم نظیری که پای بر زمین داشت و سر به آسمان می‌سایید. حیاتش جاودانی و دفتر عمرش گشاده باد.
محمد رضا تحویلداری: درگذشت امیر ارسلان انصاری انسانی فرهیخته و وارسته را به همه مردم اندیشمند و دوستان ملی مذهبی مان تسلیت می‌گویم. بی‌شک او یکی از ابر مردان گیلان بود که عمری را در راه اعتلای اندیشه دینی سپری کرد و با جهد و تلاش بی‌نظیر در جهت آشنایی جوانان با حقایق اصیل دینی و آشتی نسل جدید با دین واقعی سهم به‌سزایی داشت. وارستگی و متانت او زبانزد عام و خاص بود و هست. روحش شاد و در آرامش ابدی باد. یادش ماندگار و راهش پررهرو باد.
محمد حسن شهیدی: بسم الله الرحمن الرحیم. مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا (احزاب، ۲۳). عزیزان، داغ‌ دیدگان، مهربانان! بدین وسیله درپی دعوت حضرت حق، پرواز سرفرازانه اسطوره بی‌ چشمداشت و فروتن "رفاقت و شفقت"، "صفا و وفا"، "شرم و حیاء"، "ادب و اخلاق"، "ایمان و اخلاص"، "چشم‌ پوشی و گذشت" و "وارستگی و ورع"، ارسلان فلاح حجت انصاری (امیر آزادگی) [دوست عزیزتر از جان نیم قرنی این بی‌مقدار] را به یکایک ارزش‌ مداران اخلاق‌ محور، همسر قانع و صبور، فرزندان تلاش‌گر و کوشا، اقوام و آشنایان، و دوستان و دوستداران مصیبت‌ دیده آن "شرافت مجسم" تسلیت و تعزیت گفته، از محول حال و احوال، و از مدبر لیل و نهار و از خالق "عدل و اعتدال"، برای آن "همیشه در حضرت دوست" غفران رحمانی ابدی و "حشر با انبیاء و اولیاء"، برای داغ دیدگان وابسته صبر و شکیبایی، برای دوستان و دوستداران صادق و بل صدیق آن "همیشه فروتن" توفیق "رهروی صادقانه" و "مراقبت انصاری‌ وار" بر میراث ماندگار آن "دلداده حضرت حق" یا مجموعه بی‌بدیل "صداقت"، "ایمان"، "اخلاق"، "عدالت" و "اعتدال" در جمع و تلفیق جانانه "گذشته/ حال/ آینده" مسألت داشته، توفیق یکایک همگان را از خالق مهر و مهربان هستی خواستارم.
عباس استوار: مرگ را گریزی نیست. همه ما دیر یا زود باید از این دنیا رخت ببندیم و به خاک سپرده شویم. وجود انسان در محیط زیست، اجتماع و جهان هستی وقتی نمود واقعی پیدا کرده و می‌کند که انسان نشانی از دلیل خلقت خود را عملاً با گفتار، پندار و کردار خود به هم نوعان و اجتماع نشان دهد. انسان وقتی انسان است که آزادی را ارج نهد، عدالت و انسانیت را پاس دارد و مهربانی و محبت را پیشه خود قرار دهد؛ لذا باید عرض کنم، او، یعنی امیر ارسلان انصاری چنین بود و چنین زیست. مردی بزرگ، فهیم و سازش ناپذیر در برابر ظلم و بیداد حاکمان زر و زور و تزویر!؟ روح پاک و مطهرش شاد و شاد و شاد و قرین رحمت الهی، و با آرزوی صبر و شکیبایی برای خانواده محترمش و همه دوستداران واقعی و بزرگوارش.
محمد صفری کوشالی: تسلیت به "ما"، تسلیت به خانواده معزز انصاری، تسلیت به یاران و همراهان نیم قرن او، تسلیت به مردم سرافراز گیل و دیلم، تسلیت به حریت و آزادگی و زیست سرافرازانه. این‌ها همه "ما"ییم. روز اول بهار سال ۱۳۹۹ امیر ما جان به جان آفرین تسلیم کرد و روز دوم بهار به خاک سپرده‌ایم. او در زمانه‌ای از بین ما رفت که بیش از هر وقت به او نیاز بود. امید آن‌که کاشتن او در دل خاک، سرآغاز رستن نهال‌هایی باشد که "ما" را سبز کند.
عباس دلیلی کوشالی: تو کمیاب ترین شوخ چشم دنیایی/ برای روز و شبم، غمی درون زایی/ تو اخم ابر سیاهی به بام شالیزار/ شکوه شرشر باران عصر رؤیایی/ چو خوشه زردی نجیب و سرسنگین/ به‌سان شالی مردادی مطلایی/ حیای زردی آفتاب عصر پاییزی/ هلاک سردی مذموم قلب رسوایی/ بنه به لطف قدمی به باغ پاییزم/ که نغمه‌ای نسراید در آن چلیپایی/ تو از کدام دیاری، چقدر مصفایی/ فرو شکسته مرا چنین شكیبایی. به قول اقبال لاهوری، جامع‌ترین مشخصه یک انسان دین دار، "بی‌ نفاقی" است. من این ویژگی را در مرحوم امیر انصاری به تجربه دریافتم. او با خود، با مردم و با خدای خویش بی نفاق بود. از خداوند برای روح نجیبش عالی‌ترین بخشش را عاجزانه خواستارم.
به یاد دارم در آن ایام که در روابط عمومی سپاه در خدمت مرحوم انصاری بودم، ایشان در باغ خود واقع در کوی زمانی لاهیجان درگیر ساخت خانه بودند. کارش کند پیش می‌رفت. زمانی که کار ساخت خانه به مرحله‌ای رسید که می‌شد در آن زندگی کرد، درحالی که کار ساخت تکمیل نشده بود، به‌جای آن‌که خانواده‌اش را در آن خانه ساکن کند، تعدادی از دوستان متأهل را که درآمد نداشتند، در آن خانه ساکن کرد. البته هر خانواده یک اتاق را در اختیار داشتند، ولی از بقیه فضای خانه به‌طور مشترک استفاده می‌کردند. این حالت چندین سال ادامه داشت. تا آن‌جا که به خاطر دارم، تعداد پنج خانواده به‌طور متوالی قبل از ورود آقای انصاری از آن خانه به‌طور رایگان استفاده کردند. من هم یکی از آن پنج خانوار بودم که به مدت یک سال از آن خانه به‌صورت رایگان استفاده کردم، به گونه‌ای که وقتی ایشان خانه را تحویل گرفتند، متقبل هزینه‌های زیاد تعمیرات و آماده سازی شدند. ناگفته نماند این اولین خانه‌ای بود که ایشان ساخته بودند. الآن که به آن زمان می‌نگرم، این کار او را یک جوانمردی باشکوه می‌بینم. به همان اندازه که در مصرف و بذل بیت المال خسیس بود، در گذشتن از مال خود دست باز و نرم بود.
مصطفى صفرى: مرحوم انصاری با آرمان و باور زیست. از همراهان گذشته، کسی چون او نتوانست زیستی چنین داشته باشد. آیا شما کسی را چون او بزید، سراغ دارید؟ ستیهنده انسانی بود در تمام ابعاد. خداوند او را با صالحان محشور کناد. "خوشا به حال انسان‌هایي كه خرمی فریبنده این دنیا ایشان را از یاد خزان زودرس مرگ بی‌هنگام غافل نکرد." از ١٥ سالگى با ايشان آشنا شدم. اولين بار كه رودررو با ايشان صحبت كردم، به خود گفتم كه گمگشته خويش را پيدا كردم، و امروز كه ٥٣ سال از آن روز مى‌گذرد، خوب مى‌فهمم كه اگر ذره‌اي از ايمان و اخلاص و اعتقادى برايم باقى مانده است، همه و همه از آن معلم فرهيخته‌اي است كه در هيچ زمانى، رنگ نباخته و زندگى پيامبر گونه‌اش تحت تأثير هيچ فراز و نشيبى قرار نگرفته است، و اكنون كه ثانیه های‌مان سخت بوی دلتنگي می‌دهد... با هم دعا کنیم تا خداوند بزرگ روح اين عزیز از دست رفته را قرین رحمت کند و سر سفره رسول الله از این میهمان جدید پذیرايي نمايد.
علی تقوی جلودار: خبر تلخ درگذشت جناب آقای انصاری نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی و از مبارزین آزادیخواه و عدالتجو باعث تأثر و تألم عمیق همه دوستان و همفکران، به‌ویژه مردم شریف لاهیجان شد. بی شک شخصیت‌های فداکار، صادق و اخلاق مدار در یاد و خاطره مردم ماندگار و جاودانه خواهند بود. اینجانب درگذشت این چهره ماندگار را به همه مردم شریف استان گیلان، همفکران و خانواده محترمش تسلیت عرض می‌کنم. روحش شاد و راهش پررهرو باد.
جهانگير حسن زاده: انا لله و انا اليه راجعون. فقدان اندوهبار استاد ارسلان (امير) انصاري، معلم اخلاق و تقوي جبران پذير نيست و جز تسليت به همسر بزرگوار و فرزندان ارجمند آن شادروان و جامعه فرهنگي و فرهيخته لاهيجان کاری نمی‌توان کرد. استاد انصاري عمري به خدمت و تلاش و مبارزه سپري نمود و در طول عمر پربرکتش، اخلاق اسلامي و تقوي الهي در گفتار و رفتار وی بسیار شاخص و برجسته بود. از خداوند بزرگ برخورداري از رحمت واسعه براي روح بزرگ ايشان و صبر و سلامت همراه با عزت و سرافرازي براي خانواده و همه دوستداران و ارادتمندان ايشان مسألت دارم. با قد تو قد سرو خم دارد/ چون قد تو باغ، سرو كم دارد.
اسماعیل آزاد: إِنّا لِلّٰه و إِنّا إِلیهِ راجِعونَ... مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدقُوا ما عاهَدُوا اللّٰه... دین اصیل بر پایه انسانیت استوار است، که ریشه در اخلاق و خرد آدمی دارد. زنده یاد انصاری یکی از مردان بزرگی است که دقیقاً با کلام زیبای رسول خدا(ص) که فرمود: "بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مکارِمَ الأَخلاق" زندگی کرد. شنیده‌ام که نباید حکایت نویس شد، بلکه باید کاری کرد که دیگران بر تو حکایت نویسند. و اما آیا می‌شود در مقابل ارزش‌ها و سلوک و منش و عدالت و بزرگی استاد مهر و محبت، صدق و صفا و ... سکوت کرد و نقل حکایت ننمود؟! وی آن‌ چنان دنیا و مظاهر آن را پشت پا زد که زبانزد خاص و عام بود. در حال حاضر با هیچ کس نمی‌توان او را مقایسه کرد. در مراسم تشییع ایشان یکی از دوستان زیبا گفت: زنده یاد انصاری هر آن‌چه به دنیا و ظواهر آن پشت کرد، به همان اندازه روزگار و طبیعت و شرایط موجود آن دست به دست هم داده و از او انتقام گرفته‌اند تا زمینه فراهم کنند دوستان و یارانش و همه کسانی که او را به خوبی می‌شناختند و در بدرقه او دور هم جمع نشوند. آری؛ زنده یاد انصاری همچنان که به ظواهر امر و داد و قال و تظاهر و ریا هیچ دلبستگی نداشت و چون در دل‌ها جای گرفته بوده و هست، همچنان در ضمیر هزاران دل پاک جای دارد، و چه آرام در مام زمین جای گرفت! آن لحظه نه برای بنده، بلکه همه کسانی که در صحنه حضور داشتند، فراموش ناشدنی است. وقتی خاطرات بزرگی و وقار او در ذهن آدم متبلور می‌شد، بغض گلوی هر شخصی را می‌فشرد. به اطرافم با دقت نگاه کردم، سکوت و خاموشی را با تمام وجود حس کردم. معلمِ خوب و مراد و سرورم؛ درود خدا بر تو که دل‌ها را جایگاه خود ساخته‌ای؛ زیرا هرچه در تشییع و تدفین تو دیدم، خودجوش بود. چون از طرفی بیماری خاص شرایط ویژه به‌وجود آورده بود و از طرف دیگر باران رحمت الهی و ... همه و همه نتوانستند آن بذری که با متانت و بزرگی و وقار در دل‌ها کاشته‌ای، ای عزیز! تو را تنها بگذارند. درود خدا بر تو باد. روحت شاد. خلد برین جایگاهت باد.
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نه‌ای جانِ من خطا این‌جاست (حافظ)
امیر جمشیدی: جناب انصاری عزیز مسلمان نبود، بلکه خدا پرست بود. اگر به من جمشیدی بگویید مسلمان بود، خیلی از معیارهایم نسبت به این زنده یاد عزیز تغییر می‌کند و نمی‌توانم این بزرگمرد کوچک اندام را در کنار کسانی قرار دهم که حاضرند به خاطر یک روز بهتر زندگی کردن و به نام اسلام، با هم نوع خود با زهر کین و سرب داغ برخورد می‌کنند و به مسلخ گاه می‌فرستند! من امیر انصاری را در کنار نلسون ماندلاها و پاتریس لومباها و چه گوآراها قرار می‌دهم. امیر انصاری نمونه کامل انسانیت بود. ولی دلم قرص است که رفقایش ادامه دهنده راهش هستند. روحش شاد و مزارش گلباران باد.
ثریا اصغرنیا: کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام. روح بلند استاد و مراد ما، جناب آقای ارسلان فلاح حجت انصاری به ابدیت پیوست. این مصیبت عظمی را خدمت خانواده آن مرحوم و به دوستان همراهش تسلیت می‌گویم و از خداوند متعال برای آن مرحوم مغفرت و آمرزش و برای همه ما صبوری مسألت می‌نمایم. روحش شاد و نامش جاودان.
اسحاق راستی: سال‌ها پیش از دور در مورد سجایای اخلاقی، علمی و سیاسی مرحوم انصاری آشنایی داشتم. حتی در دور اول مجلس از موضع‌گیری‌هایش مواردی در خاطراتم هست. مخصوصاً از هر دوست لاهیجانی با هر گرایشی که پرسش می‌کردی، با احترام از او یاد می‌کردند و هریک به گوشه‌ای از خصوصیاتش اشاره می‌نمودند. همه از ساده زیستی او در زندگی خاطراتی داشتند که انسان متعجب می‌شد. نماینده مجلسی که هیچ‌گاه از امکاناتش بهره‌مند نشد و استفاده‌ای در آن مورد نمی‌کرد. آزاد اندیشی در افکار، قرآن پژوهی و شجاعت در مقابل زورگویان و واقع گرایی در امور سیاسی از دیگر خصوصیات این مرد بزرگوار بود. سال قبل نیز مراسمی در نکوداشت آن مرحوم برگزار شده بود که مراسم خوبی بود. دوستان دیگر حتماً بیشتر از او شناخت و یا با او معاشرت و برخی نیز جزء یاران و شاگردانش بودند که در مورد ایشان قلم فرسایی کرده و می‌کنند. اما به راستی در زندگی، در اخلاق، در سیاست، در امور اجتماعی، در به‌دست آوردن مدیریت‌ها و گرفتن پست و مناصب و ... ما را چه نسبتی با ایشان هست؟ باید به خود نهیب بزنیم که ما هرکدام در کجای این صفات‌شان قرار داریم؟ ما اصلاً ذره‌ای فکر می‌کنیم که این انسان چگونه در مقابل همه هواهای نفسانی ایستاد و به مال، منال، قدرت و ... نه گفت؟!
میرحسن مؤید مرتضوی: به خانواده محترم آقا امیر، خصوصاً به طوبی خانم همسر صبورشان و فرزندان عزیزشان تسلیت عرض می‌کنم و از خداوند بزرگ خواهانم که به همه کسانی که شریک این درد هستند، صبر و شکیبایی دهد. پیشنهاد می‌کنم از دوستانی که بیش از چهار دهه با زنده یاد رفیق بودند و به طریقی یار غارش بودند، از دوره‌های مختلف زندگی‌اش، از دوره نوجوانی و جوانی و ... ریز فاکتورها را به‌صورت خاطرات که ای بسا اثرات بیشتر و جالب‌تری برای الگو گرفتن است، استفاده شود. سراسر زندگی امیر آقا، درس بود؛ اما عمل کردنش برای دیگران مشکل و ای بسا غیرممکن. روحش شاد.
بهرام پور: سلوک گاهی در ماندن است و گاهی در رفتن. بزرگی مردی چون امیر که حجت شرافت بود و انصار مردم با کوله بار "مروت" و "مدارا" به فلاح رسید و رفت. باران می‌بارید. مادرم گفت: چه بارانی؟ پدرم گفت: فردا بهار است. و من نمی‌دانستم "باران" و "بهار" نام و مرام بزرگمرد است؛ بزرگمردی که آموخت: سفر گاهی انفسی و گاهی آفاقی‌ست، از دمی به دمی... خواستی سفر؟ شمال یا جنوب/ شرق یا غرب؟ به درونت سفر کن تا به جهان بتوانی سفر کنی. با الهام از اندیشمند فرهیخته خانم نظرآهاری، به‌جای دوستان، روح آن سفر کرده و روح انصارش را در آغوش می‌گیرم و ضمن اظهار همدردی مجازی با خاندان شریفش در شرایط بحرانی مواجهه با "رستاخیز" پیش رو، به بازخوانی سیره‌اش که نامش "زندگی" است ناگزیریم. امید که خروج از خانه با استعانت از سیره عملی و علمی مردان خدا با بیداری و شفای انسان همراه باشد. روح بلندش غرق رحمت الهی و دل خانواده ارجمند و مردم خدادوست گیلان و لاهیجان صبور و آرام انشاء الله.
مرتضی قنبرنیا: با عرض تسلیت به خانواده محترم امیر انصاری، علی‌الخصوص همسر صبور و باوفای ایشان، فرزندان، یاران، دوستان و دوستدارانش. من عاجز از توصیف ایشان هستم. می‌گویند: "خوبان دائمی‌اند و ماندگار. اگر به یاد کسی هستیم، این هنر اوست، نه هنر ما." نامش در اندیشه و مهرش در قلب ماست. روحش شاد.
علی حدیثی: از شنیدن خبر در اولین روز بهار 1399 حالم دگرگون شد. خبر فقدان پدر را حمید به من داد؛ از پنجره کوچک اتاق مشرف به کوچه خانه مقابل آتش نشانی. جوری نگاهم کرد که دلم ریخت. و اینک در اولین صبح بهاری 1399 در شهر غربت، فرشته با اندوه اعلام کرد: امیر انصاری هم رفت. چه روزهایی را امیر برای ترک ما انتخاب کرد؛ روزهایی سخت و در کارزاری طاقت فرسا. نمی‌دانم تشییع پیکر پاک او چگونه برگزار می‌شود؟ البته به یقین در این شرایط سخت، او هم اگر حاضر بود، راضی به اجتماع مردم نمی‌شد. منش دینی او زبانزد دشمنانش هم بود؛ منش دینی نوعی کنش ورزی است. یعنی باورها و ارزش‌های دینی همانند توحید (یگانه انگاری خداوند و باور و یقین به حضور همه جانبه و همیشگی او و همه چیز را از آن او و پرتو او دیدن)، معاد (باور به غایت مندی جهان و انسان و بازگشت او به خدا و بازتاب و بازگشت اعمال او به سوی وی در زمانی معین)، نبوت (باور به رابطه گسست ناپذیر میان خدا و انسان و بهره‌مندی انسان از هدایت الهی)، حرمت گذاشتن به حیات (انسان، حیوان، گیاه یعنی طلیعت با جان و حتی بی جان،)، راستی و صداقت ورزی، پرهیز از دروغ و بهتان و وفای به عهد، امانت داری، قسط و عدل، انصاف، همدردی و همبستگی با دیگران، ایثار و تقوی، عفت کلام، ستم ناپذیری و ... . این همه را امیر انصاری زیسته بود. زیست او حجت مسلمانی ماست. در آخر، با تأسی به مراد واقعی‌اش باید بگویم که: امیر، امیر بود. خدایش می‌آمرزد و جایگاهش رفیع است. دعایم این است که اگر ظرفیتی موجود است، خداوند مرا همراه و همگام با او سازد؛ چرا که امیر، اسوه همه ما بود و چه برکتی بالاتر از این. راهش مستدام و سرانجامش پر غفران باد. به همه دوستان و یارانش تسلیت می‌گویم و توصیه دارم که در انجام مراسم و اشکال مختلف آن چنان عمل شود که شایسته او بود و تمام عمرش را آن طور که زیست؛ احترام به قاعده و قانون. او به واقع تجسم قانون بود و تسلیم خدای مردم. السلام علی الشهداء والصدیقین.
صالح نخجیری: خدا رحمت‌شان کند. یادش و خاطره‌اش برای همیشه هست و خواهدبود. در درستی و راستی کم مانند بود. نه اهل خود نمایی و تظاهر و چاپلوسی بود و نه درپی فرصت طلبی و کره از آب گرفتن، و همه این‌ها در سایه قناعت و خدا شناسی بود که در او جلوه دائمی داشت. خداوند با شهداء و صدیقین محشورش فرماید، آمین.
رضا دارچینی: از شمار دو چشم یک تن کم/ وز شمار خرد هزاران بیش. درگذشت جناب انصاری را به تمامی دوستان و یاران آن بزرگمرد عرصه اخلاق تسلیت عرض می‌نمایم.
عزت الله تقوائیان: خدا مرحوم انصاری را رحمت کند و به بازماندگان صبر و شکیبایی عنایت فرماید.
فاضلی: روحش شاد. انسان آزاده، مؤمن، شجاع، مستقل و انقلابی واقعی بود. ایشان را در زمان قبل از پیروزی انقلاب شناختم. یادم نمی‌رود در مسجد رودبنه که سخنرانی داشت و دور مسجد پر بود از نیروهای نظامی. با شجاعت تمام به سخنرانی خود ادامه داد.
ابراهیم منصوری: روحش شاد... انسان بزرگی بود.
جم پور داداشی: آرزوی علو درجات الهی برای این شخصیت اندیشمند اسلامی. کلاس دوازدهم در دبیرستان مشیر سیاهکل ایشان دبیر ادبیات فارسی ما بودند. به نظرم آذر سال ۱۳۵۴ بود که توسط ساواک دستگیر شدند و مدت زیادی زندانی سیاسی بودند و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی آزاد شدند. در آن زمان به‌جای ایشان میرجلال الدین کزازی آمدند. ما سال را با وی به پایان رساندیم. قابل ذکر است، کیف جناب انصاری همیشه پر از کتب اسلامی بود و بین دانش آموزان، به‌ویژه آن‌هایی را که در مسجد جامع سیاهکل سر نماز ظهر می‌دید، توزیع می‌کرد. مدارس آن زمان دو وقت صبح و بعد از ظهر بود و ما که از روستا می‌آمدیم، ناچار بودیم در شهر بمانیم. روحش شاد و یادش گرامی باد.
رضا میرطالبی: یادمان مرحوم انصاری پاسداشت دائمی حیات شرافتمندانه، آزادگی و کرامت است. امید که پیوسته مدافع فضیلت‌های انسانی و هر آن‌چه که به آن توسعه و عمق می‌بخشد، باشیم. روحش شاد و یادش گرامی باد.
میرهاشم میربابائی: متأسفانه اولین نفس‌های بهار سال 1399 را با خبر غم انگیز و شوکه کننده درگذشت شریف ترین، پاکدست ترین و شجاع ترین انسان عصر و دوره معاصر امیر ارسلان حجت انصاری آغاز نمودیم، و در نهایت ناباوری، باورمان شده که او دیگر نیست، دیگر نمی‌آید و دیگر نباید منتظرش باشیم. دیگر آن شمع فروزان را نمی‌بینیم، ولی صدای دلنشینش همچنان در گوش‌مان، مهربانی‌اش در قلب‌مان و زیبایی چهره‌اش در یاد ماست. درگذشت آزاد مرد و بزرگمرد اهل اندیشه و عمل صادقانه، انسان تکرار نشدنی، دوست داشتنی و تأثیرگذار را به خانواده محترمش، شاگردان، دلبستگان، دوستداران، جامعه روشنفکری، دوستان ملی ـ مذهبی و همه انسان‌های حقیقت جو و مردم بافرهنگ گیلان تسلیت عرض می‌کنم. روحش شاد و یادش مانا.
ابراهیم خوشدل فر: روح آقای انصاری شاد.
ابراهیم علیدوست: روحش شاد و راهش پر رهرو.
مهدی کارگر گرانسایه: مرحوم آقای انصاری را خدایش رحمت کند.
پوریا فرهش: لاهیجان یکی از بهترین‌هاش رو از دست داد؛ اونم تو روزهای سخت کرونایی که مردم نمی‌تونن با شرکت در مراسمات، قدردانی خودشون از نماینده پاکدست‌شون رو نشون بدن بی‌شک تا همیشه در قلب مردم زنده و ماندگار خواهند بود.
محمد جواد قدیمی ذاکر: نام‌ نیک و بد مگر نشنیده‌اید؟ جمله دیدند و شما نادیده‌اید؟ توفیق مصاحبت و معاشرت با مرحوم امیر انصاری بزرگ‌ را نداشتم، اما از طریق برخی از ارادتمندان وی، سجایا و صفاتی از ایشان شنیده بودم که در ضمیر ناخودآگاه خود همواره نام امیر انصاری با بزرگی و عظمتش قرین بود. امروز که ‌پس از رجعت این بزرگمرد، یادداشت‌های دوستان و شاگردانش را در گروه مرور کردم، بر خود بالیدم که در چنین روزگاری که مدعیان دینداری مستمراً اعتبار و حیثیت دین را حراج می‌زنند، زیست مسلمانانی همچون امیر انصاری بزرگ، خود نعمتی بود، عظیم. راهش مستدام باد.
عزیز قاسم زاده: چون گرد که از پی هر قافله ماند/ ما مانده در این راه و سواران همه رفتند... رفتن مظلومانه امیر نیروهای ملی ـ مذهبی گیلان دردناک است... یادش تا همیشه جاودان باد. بخش عظیمی از تاریخ مبارزات گیلان و به‌ویژه شرق گیلان در پیروزی انقلاب مرهون هدایت و راهبری این بزرگمرد است. دوستان زیادی بر خوان معرفتی و تفسیر ایشان نشسته‌اند. فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت/ دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت..‌‌. یاد امیر انصاری همیشه جاویدان باد!
پیمان قاسم زاده: افسوس که او مظلومانه زیست و مظلومانه رفت. ای کاش قدرش را بیشتر می‌دانستند، و صد افسوس که حتی نتوانستیم در این روزها در کنارش باشیم و مجلسی درخور شأن این بزرگمرد برگزار نماییم.
تژوال: به یاد دارم در اوج مبارزات قبل از انقلاب در کانون‌های مساجد رودبنه و کنفگوراب پای روشنگری‌ها و صحبت‌های شیرینش می‌نشستیم که هیچ‌گاه از خاطرم محو نمی‌شوند. خوبان عزیزند و ماندگار. بی‌شک با توشه و کوله باری از ایثار و خدمت به خدا و خلق خدا که با خود به ارمغان برده است، با آرامش خاطر در جوار حق تعالی و اولیایش آرمیده است. روحش شاد و یادش گرامی باد.
خدیجه گلین مقدم: روانش شاد.
ابوالقاسم حسن پور: امروز انسانی از جهان ما گرفته شده است که پیوسته یک عمر برای زیستنی شرافتمندانه از هیچ کوششی دریغ ننمود. صادق بود و تجسم عینی صداقت و پاکدستی بود. آری امیر جان! به کدامین خاطرات بپردازم... از میدان راه آهن تهران که به همراه دوستان عازم جبهه بودیم. به همراه مهندس سحابی برای بدرقه آمده بودی... تو با بغض نقل قول نماینده دزفول را گفتی که او می‌گوید بچه‌های لاهیجان عاشقانه می‌جنگن و عارفانه عبادت می‌کنن و نقل کردی که گفت... و گفتی با این حال باز اگر می‌خواهید بروید، پشت سر خود را نگاه نکنید و خود را به خداوند بزرگ بسپارید... همیشه آینده نگر بودی. در آغاز تشکیل سپاه روزی قبل از صبح گاه هنگام ورزش که مشغول دویدن در خیابان کارگر که آن زمان آسفالت نبود، ناگهان چشمان‌مان به پابرهنه بودنت افتاد، معترض شدیم که چرا این‌گونه برای ورزش کردن آمدی؟ گفتی شما هم از فردا این‌گونه به ورزش بپردازید تا پاهای‌تان آماده... و از آینده می‌گفتی... و این‌که چه خواهد شد... از بردباری‌ات... از روزی که ورودی شهر توسط گروهی بسته شده بود به اتفاق چهار نفر دیگر با ماشین ژیان عازم آن‌جا شدیم. بلافاصله بعد از پیاده شدن ماشین به آتش کشیده شد و یکی از دوستان مجروح شد. فریاد زدی حق تیر ندارید... چون می‌گفتی خون خون می‌آورد. با این‌که فرمانده نیروی نظامی شهر بودی، سفیر صلح فرستادی و از کشتار در شهر جلوگیری کردی... و چه بگویم... آری... امیر آزادگی، صبر، تقوا و صداقت دیگر در میان‌ ما نیست... روحش شاد و یادش گرامی.
حجت خوش سیرت: عرض تسلیت به مناسبت درگذشت معلم‌ بزرگوار مرحوم امیر انصاری. چند وقت پیش به همراه جمعی از دوستان به خدمت استاد انصاری رسیدیم و مزاحم ایشان و اهل بیت محترم‌شان شدیم. خاطراتی را برای‌مان بازگو کردند؛ البته به راحتی نمی‌توانستند. یکی از سئوالات‌مان، خاطرات دوران ترورها بود. ایشان گفتند یک روز با ماشین شخصی خودشان در راه تهران بودند برای حضور در مجلس. مسافر جوانی را سوار کردند و در راه پاسخ سئوالات دینی و عقیدتی و سیاسی آن مسافر را با متانت و دقت دادند. مسافر جوان رو به امیر انصاری کرده و اذعان داشت که من مأمور ترور شما بودم، ولی از تصمیم و مأموریت خویش پشیمان شدم. انصاف هم همین بود که سخن‌های مرحوم انصاری از دل برآمده بود و بر دل نشست و مسبب یک روشنگری شد و نفع آن روشنگری و پاسخگویی به خود آقای انصاری و چه رسد به مردم رسید و مانع ترور شد. سالیان سال بعد از این واقعه و یا وقایعی این‌ چنینی: آموختیم که دشمن را به مخالف، مخالف را به منتقد، و منتقد را به دوست مبدل سازیم. می‌توانیم و می‌شود و همچنان از دوستی‌ها و گفت‌وگوها مأیوس نبوده و نیستیم. روح‌شان شاد و یادشان گرامی.
حسن جهانچی: انا لله و انا الیه راجعون. باز بزرگی از بزرگان جامعه‌ روشنفکری دینی گیلان، از میان‌مان پر گشود و جوانان مکتب روشنفکری و پیروان جامعه‌ مدنی گیلان سرسبز، در اندوه از دست دادن بزرگی دیگر نشست. خداحافظ... فرمانده‌ [امیر] شجاع و دلیر [ارسلان] قیام‌های ضد استبدادی سال‌های ۵٦ و ۵۷ در شرق گیلان، که با پیروزی [فلاح]های معنوی در راه مبارزه علیه استبداد خودکامه ـ برهان و دلیلی [حجت] شدی... برای یاری‌ کنندگان [انصار ـــــــ ی]ت ـ در مسیر آزادگی و حقیقت‌ گویی. تویی که بعد از انقلاب هم از مبارزه دست نکشیدی، و به استبداد باج ندادی. کژی‌ها را فریاد زدی، تا دیو سیاهی‌ها راحت نباشد، همیشه بلرزد، و این اواخر هم به اجبار ـ سکوتی شما را دربر گرفت؛ سکوتی که در اعماق آن، حقیقت‌هایی پنهان بود، که اگر روزی بازگو می‌شد، حاکمان زر و زور و تزویر را به رسوایی می‌کشاند، و آن‌ها را در به‌ در جهل و وهم و دروغ و مردم فریبی‌های‌شان می‌کرد. اما... همه را با خود به سفر آخرت بردی. نگران نباش که خدا را شکر ـ هنوز از نسل روشنفکران راستین، حقیقی و واقعی شرق گیلان باقی‌ست؛ نسلی شجاع و نترس، که ادامه دهنده‌ رسالت شما خواهند بود. آسوده بخواب... بزرگ پرچم دار مبارزه در راه آزادی بشریت از جهل و جور زمانه، در شرق سرزمین سبز گیلان. روحت شاد بزرگ‌ مرد راستین مرام آزادگی، امیر ارسلان فلاح حجت انصاری. خداوند شما را با صالحین و آزادگان راستین و واقعی تاریخ محشور گرداند. یادت گرامی باد. این ضایعه را به جامعه روشنفکری گیلان، جوانان پیرو جامعه‌ مدنی گیلان و به تمام آزادگان این دیار و به خانواده آن آزادمرد تسلیت عرض می‌نمایم.
جمشید علیدوست: سال‌های دور از انقلاب مثلاً حوالی سال ۴۵ تا ۵۰ در دبستان محمدی لاهیجان کلاس کانون بحث و انتقاد از ساعت ۱۰ تا ۱۲ صبح تشکیل می‌شد و ما هم دانش آموختگان آن دوره تحت تعلیم اساتیدی چون قربانی و کریمی و انصاری بودیم که تحت عنوان آموزش مدرسه‌ای خیلی برای امثال ما تأثیرگذار بود. آن‌چه بعد از انقلاب از این اساتید مشاهده شد، حد تعادل رفتار امیر روحش شاد، بود که خط مردمی را پیمود و بیشتر در ذهن‌ها اثرگذار بود. یادش گرامی و راهش پر رهرو.
محمد مهدی طهری: دو نهار قبل از انقلاب با دوستان در منزلش در کاروانسرابر مهمان ایشان بودیم. حرف‌های ایشان و عمل‌شان تا روز آخر که از 40 سال می‌گذرد، هیج لغزشی نداشته؛ به نظرم تنها فردی در لاهیجان می‌توان یافت امیر انصاری است. روحش شاد و یادش گرامی باد.
حسین داداشی: تلخی مرگ عزیز، گاهی حتی تا پایان عمر با بازماندگان همراه است... و باورش بسیار سخت! چند وقتی است که اوضاع کشور حال خوبی ندارد و در گذر بی صدای ثانیه‌های دنیای فانی جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می‌دهد که در سکوت، آغازی بی پایان را می‌سراید... و اینک امیر ارسلان حجت انصاری؛ سخن از رادمردی است که صرف نظر از گرایش سیاسی‌اش، به معنای واقعی یک انسان بود، انسانی آزاده و شجاع که سلامت نفس، پاکدامنی و فضلیت اخلاقی او زبانزد خاص و عام بود و الگو و اسوه برای ما جوانان انقلابی آن دوران. حقیر که سال‌های ۵۷ و ۵۸ هنرجوی هنرستان صنعتی لاهیجان بودم، به همراه دوستان آستانه‌ای، به‌ویژه شهید عزیز آقا حمید تقوی در جلسات سخنرانی ایشان در لاهیجان و آستانه شرکت و گاه گاهی هم پای سخنان ایشان در مسجد جامع رودبنه می‌نشستیم. پس از پیروزی انقلاب و برگزاری اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی گزینه‌های متعددی از سوی سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی مطرح و انتخاب فرد اصلح در آن مقطع کار بسیار دشواری بود. ما در آستانه اشرفیه، برای دانشجوی خط امام، برادر گرامی آقای دکتر محمد رضا امین ناصری فعالیت می‌کردیم که با توصیه دکتر، قرار شد حقیر و آقا حمید در لاهیجان برای آقای امیر ارسلان حجت انصاری هم فعالیت نماییم. آن موقع که مسئولیت انجمن اسلامی هنرستان را داشتم و به همراه شهید تقوی عضو اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان لاهیجان بودیم، فعالیت تبلیغات انتخاباتی ایشان را دنبال می‌کردیم که ایشان خوشبختانه با بیش از بیست هزار رأی (۶۱ درصد) به مجلس راه یافت و ما در آستانه با آقای علیزاده نیز به مرحله دوم رسیدیم و در مرحله دوم رقابت سخت بین دو آستانه‌ای، آقای دکتر امین ناصری با ۱۳۸۴۴ رأی (۶۳/۲۰ درصد) به رفیق و همشهری‌اش آقا امیر ارسلان حجت انصاری پیوستند و هر دو که نیروهای برآمده از انقلاب بودند، در مجلس اول حضور یافتند. یاد انصاری آزادمرد، کریمی مبارز، شهدای سرافراز و همه جانباختگان ماه پایانی سال گرامی باد.
محمد اسماعیلی فر: سلام خدمت دوستان و تسلیت به خانواده محترم مرحوم انصاری و از خداوند خواستار صبر و شکیبایی برای شما عزیزان هستم. استاد انصاری کسی بود که از او در ابتدا اخلاق و بعد ایثار و مبارزه را آموختیم. خصلت مرد بااخلاق این است که دیگران هرچه از ایشان بگویند، کم است. او برای ساختن جامعه، در کار شخصی خود به جزئیات توجه می‌کرد. مرحوم از مکتب طالقانی، بازرگان، سحابی و شریعتی آموخته بود. ساده زیستی ایشان برای دوست و مخالف آشکار بود. من با مرحوم انصاری در سخنرانی رودبنه و آستانه قبل از انقلاب آشنا شدم و از ایشان درس‌ها آموختم. من و دوستانم در غریب آباد کتابخانه‌ای در اوایل پیروزی انقلاب راه انداخته بودیم، که هفته‌ای یک بار برای مردم محل (غریب آباد) سخنرانی می‌کردند. هنوز سپاه تشکیل نشده بود و ما تاید و روغن و ... بین مردم توزیع می‌کردیم. مرحوم انصاری به ما گفتند شما که مسئول تقسیم هستید، خانواده شما باید آخرین نفری باشد که وسایل می‌گیرد (این مطلب را هرگز فراموش نخواهم کرد). زمانی که نماینده لاهیجان شدند، منزل‌شان در تهران را خانه خودمان فرض می‌کردیم، وقت و بی وقت به منزل‌شان می‌رفتیم، از اتفاقات مجلس و از انتشار کتاب‌های جدید به ما می‌گفتند (راستش به ندرت او را بدون کتاب دیده‌ام، همواره کتابی در دست‌شان بود)، غذای‌شان ساده بود، یک بار سالاد آوردند، تا بروند وسایل دیگر را بیاورند، من هم شروع به خوردن کردم که بعد به غذای اصلی برسم، گفتند غذای اصلی همین سالاد بود. البته خیلی مزاحم طوبی خانم می‌شدیم، باید ما را ببخشد. به ورزش اهمیت زیادی می‌داد، مرتب ورزش می‌کردند. قبل از انقلاب ساکن کوی زمانی لاهیجان بود و در پایان هم در آن محل ساکن بودند. با اقشار مختلف مردم ارتباط داشت و مردم هم به ایشان علاقه‌مند بودند، با حوصله و لبخند به حرف‌های‌شان گوش می‌کردند، حتی خاطره مشترکی از محل یا خانواده‌اش داشت، یادآوری می‌کرد. امیدوارم شاگردان شایسته‌ای برای مرحوم انصاری باشیم، و بتوانیم راه امیر را ادامه دهیم. آرزوی صبر برای خانواده عزیزشان و دوستان دارم.
سید حسین علی پور: انا لله و انا الیه راجعون. مرد در راه خدا به خدا پیوست. مردی که مردانگی را با تمام وجود معنا و مفهوم بخشیده بود و سرمشق و الگوی زندگی انسانی و ایمانی را توأمان با عشق و ارادت دنبال می‌نمود، از این کره خاکی پر کشید و به ابدیت بی منتها پیوست. آن مرد بزرگ امیر خوبی‌ها جناب آقای امیر ارسلان انصاری بود؛ کسی که در شکل یافتن منش و روش نسل اول انقلاب تأثیر به‌سزایی داشت. برای ما که در سن میانسالی با ایشان همکار شدیم و از ایشان درس‌های زیادی در مواجهه‌های پیش رو داشتیم، موجب شکل‌گیری شخصیت اجتماعی ما شد. از خداوند منان شاکریم که در دورانی از تاریخ زندگی کردیم که از سرچشمه ناب اخلاق و ایمان جرعه‌ای نوشیدیم. در ادامه نکته‌هایی را به حضور مبارک‌تان عرض می‌نمایم. امیر قبل از انقلاب در سیاهکل دبیری می‌نمود و برای هم سن و سالان ما نسلی که در اول انقلاب در نوجوانی به‌سر می‌بردند، خاطرات تلخ و شیرین زیادی برجا گذاشت، که زندگی کردن را در سختی‌ها و راحتی‌ها آموزاند و امروزه از ایشان به نیکی یاد می‌شود که اقرار بر آن آموزه‌ها، ادامه راه امیر را برای همه دوستداران آرامبخش می‌نماید. امیر پس از طی دوره نمایندگی، خدمت رسمی در آموزش و پرورش را در لاهیجان گذراند. از آن‌جا بود که من در میانسالی با امیر جسارت نباشد همکار بودم. درس‌های زیادی گرفتم. در این مقال برای همکاران فرهنگی که در کسوت فرهنگی هستند و یا بودند، اشاراتی داشته باشم که در جای خود قابل تأمل است. دو خاطره: اول این‌که، در یکی از سال‌های پایانی خدمت رسمی ایشان، نمره یکی از دانش آموزان بالای ۹ و کمتر از ۱۰ نمره قبولی در ورقه امتحانی داشته و با کمتر از یک نمره کمک با همه محاسبات انجام گرفته قبول می‌شدند. سه بار ورقه را ورانداز و اعلام نمودند که از ایشان امتحان بگیرید. اگر می‌خواهید قبول شوند، بدون امتحان و زحمت یاد گرفتن از عدالت به‌دور است. اگر خواستید من سئوال می‌دهم، به‌غیر از آن امکان قبولی نیست. خاطره دیگر این‌که، در یک یکشنبه‌ای که در یکی از مدارس با ایشان همکار بودیم، ایشان غائب شدند که موجب تعجب همکاران شد و فردای آن روز ایشان به مدرسه تشریف آوردند. ما سئوال نمودیم چه شد، دیروز نگران شدیم. این موضوع بعد از نمایندگی مجلس اول که با رأی بالا با حضور همه گروه‌ها و نحله‌های فرهنگی انجام گرفته می‌باشد. ایشان فرمودند دیروز تهران بودم، رفته بودم در ارتباط با افزایش حقوقی که در این ماه داشتم، از مجلس سئوال کنم. به اندازه حقوق ماه قبل برداشت نمودم، ولی به اضافات دست نزدم. در مجلس به من گفتند که حقوق نمایندگان ادوار با نمایندگانی که امروز نمایندگی می‌کنند، در یک سطح و رتبه قرار می‌گیرد. من آن‌جا معترض و خواستار لغو آن مصوبه شدم، ولی به من گفتند اولین نفری که اعتراض نمودند، شمایید، والا اعتراضی نداشتیم. ولی تعداد زیادی از نمایندگان دور قبل موفقیت در تصویب این مصوبه را به دست اندرکاران تبریک می‌گویند و آن‌جا ادله‌های من جایگاهی نداشت و آن‌جا بود چنین گفتم که انحراف آغاز شده است، خدا به خیر نماید، و امروز ما می‌گوییم اگر انحراف در همین حد باشد، آقای انصاری قابل تحمل است، و آن روز ایشان این هشدار را داده بودند و این روزها را ایشان می‌دیدند و خودی و غیر خودی کردن‌های بعضی‌ها و استفاده از رانت‌ها و مصادره به مطلوب کردن‌ها را به ما گوشزد نمودند که امروزه جای بسی تأمل دارد. اقرار ما بر آن است که امیر خوبی‌ها مؤمن و معتقد و متقی بودند و زیست مؤمنانه را در تعارض با زندگی انسانی نمی‌دانستند، بلکه بهترین نوع زندگی را به‌دور بودن از هوای نفسانی در عین سادگی و به‌دور از هیاهو انتخاب نمودند که امروز انتخاب این راه مرد می‌خواهد، آن‌هم از نوع امیر خوبی‌ها. یاد و نامش برای همیشه تاریخ جادوانه باد و راهش پر رهرو.
امیر ارسلان فلاح حجت انصاری را از کودکی و در منزل پدر شناختم. در نوجوانی و جوانی به همراه پدر و برادران چند باری در منزلش و بر سفره‌اش بودم. بعدها به مناسبت‌های گوناگون بیشتر با او مأنوس شدم و هم سخنی با او را غنیمت شمردم. آن‌چه که از او مشاهده کردم، زندگی ساده و بی پیرایه‌ای بود که کمترین اثری از دنیا زدگی نداشت. اهل زهد ریاکارانه نبود. آن‌چه که از او یافتم، صداقت بود. امیر انصاری به نام امیر بود و به رسم آن‌گونه که برخی بزرگان درپی امیری و سروری هستند، نبود. امیر انصاری اخلاق مدار و اهل صداقت، تواضع و احسان بود. دینداری صداقت مدار بود. او چشمه‌ای بود، زلال و جاری. در دوره نمایندگی مجلس از مواهبش کمترین بهره را برد و بر اسب چموش قدرت لگام بسته بود. در دوران ادبار قدرت هیچ‌گاه در برابر صاحبان قدرت سر خم نکرد. آزاده بود و آزادگی می‌آموخت. امیر انصاری پس از عمری زیستن اخلاقی، امروز از میان ما رفت و به سرای باقی شتافت. برای او از خداوند بزرگ غفران الهی و آمرزش ابدی خواستارم. برای بازماندگان آن عزیز سفر کرده، به‌ویژه همسر گرامی او که یاری صادق و باوفاست، صبر جمیل آرزومندم.
سلیمی: روزی روزگاری بسیاری از پیشنیان یا هم نسلان ما با هر مشی و اعتقاد و مکتبی در کنار هم علیه رژیمی استبدادی مبارزه می‌کردند؛ اما پس از پیروزی انقلاب بر اساس مبانی فکری و ایدئولوژیک یا اهداف و اغراض، هم رزمان و هم بندان، در صف بندی‌های مختلف از یکدیگر فاصله گرفتند و چه‌بسا رودرروی هم به مخاصمه روی آوردند! امیر ارسلان انصاری هیچ‌گاه دین به دنیا نفروخت و همواره جان و مال و شرافت انسان‌ها را محترم و عزیز داشت. از اعمال و اقدامات خودسرانه و ظالمانه و اقسام قانون گریزی‌ها اجتناب کرد و وسوسه‌های همراهی با اصحاب قدرت و ثروت و برخورداری از مواهب زخارف دنیوی او را فریب نداد. مردمان را به دلیل اعتقادی متفاوت و دگراندیشی، مستوجب قتل و حبس ندانست و به اوامر اقتدار طلبان و چپاولگران گردن نگذاشت. هیچ‌گاه برای برخورداری از شهرت و جاه و مقام، گروهی را با خود همراه نکرد و از احساسات و عقاید مردمانی ساده دل، به نام دین و شریعت سوء استفاده نکرد. پس از انقلاب 57 بود که عیار و ماهیت افکار و عقاید و اهداف انقلابیون، آشکار و برملا شد. تاریخ آینده و نسل امروز و فردا قضاوت خواهند کرد.
دختر دریا: مردی که پاک آمد، پاک ماند و پاک رفت. به تمامی دوستان و همراهان و یاران این بزرگمرد تسلیت می‌گویم. تسلیت واژه‌ای کلیشه‌ای ست که عمق غم این سوگ را نشان نمی‌دهد. برای همه دوستدارانش صبوری آرزومندم.
احمد استوار: من "زمین" هستم، مثل همه مخلوقات و جانداران، مرا هم به سنت کائنات آفریدند و من هم در انتخاب: آفرینشم، نامم، پدر و مادرم، شرایط و موقعیت جفرافیایی‌ام و ... همچون همه و همه مخلوقات، و به‌صورت اخص "انسان‌ها" هیچ نقشی نداشته‌ام! من هم زنده‌ام و در میان دیگر سیاره‌ها، و قول کهکشان‌ها به‌عنوان یک سیاره کوچک شب و روز بر من جاری و ساری است؛ اگرچه برای دیگر مخلوقات، از جمله انسان‌ها بزرگ جلوه داده شوم و متأسفانه کل جهان را من ببینند! اما غرض از معرفی اجمالی خودم جز این نیست که به شما بگویم: حیات من علی‌رغم همه خوشی و ناخوشی‌هایی که بر دیگر مخلوقات درحال زندگی بر من، به مثال آنان به "غذا" هم بستگی داشته و دارد، و بر من هم نوشته شده که برای بقای خودم تزریق تمامی مخلوقات زنده ریز و درشت، در خشکی و دریا، هوا و آسمان که روی خودم برای مدتی به نوبت جولان می‌دهند، مهیا خواهد شد و این به سنت و راز و رمز نوشته شده است و هیچ تقصیری بر من زمین روا نیست... اما تنها و تنها چیزی که مرا رنج می‌دهد، این بوده و هست که برخلاف سنت و راز و رمز طبیعی و طبیعت هوشیار در جنگ و جدل مخلوقات که "انسان" عامل اصلی آن هست، گاهی چنان حجم "غذا"ی من زیاد می‌شود که بلعیدن بر من دشوار آید، از اعتراضم به سیل، زلزله، آتشفشان، گرما و سرما و ... هم که مخلوقات سر در نمی‌آورند! از شما چه پنهان، آن‌همه جنگ و جدل آب و خشکی، کوه و دشت و ... بر من برفت و تاب و تحملش را نمودم، که شماها و مخلوقاتی از این دست اصلاً نبود! خبر از شما رسید که به زمین "خانه‌تان" رهسپار می‌شوید! پذیرای‌تان شدم که به صلح و صفا مهماندارتان تا هر مدتی که برای‌تان نوشته شده است، باشم، به آرامش شما و خودم امیدوار بودم که نشد! دست به ناسازگاری زدید، همزیستی ننموده‌اید، با حیوانات و گیاهان و ... کنار نیامدید، با خودتان هم به گروه و فرقه، دین و مرام، مسلک، زبان، نژاد، اقلیم و ... درگیر شدید و دسته‌ جمعی همدیگر را سرکوب کردید و مرا به لرزش درآوردید، آتش دلم فوران کرد و ... سالیان سال گذشت، گذشت و گذشت... همین شماها که اشرف مخلوقات را هم یدک می‌کشید، امروز دست به حریم "بیولوژیکی" نسل‌های خود و دیگر مخلوقات می‌زنید و تمام مرا "زمین" به چالش می‌کشید و فرصت ابراز موجودیت در کنار دیگر سیارات که کم هم نیستند، نمی‌دهید. من هم حق دارم زندگی کنم، امرار معاش کنم و ... گفته باشم من از شما انسان‌ها گله دارم و سخت هم گله دارم! به دیگر مخلوقات که رحم و مروت ندارید، لااقل به خودتان رحم و مروت داشته باشید، ناتمام "زمین عزیز" سلام و درود بر شما باد، ولی ناگفته نماند تو به ما یک شبانه روز بی غم و غصه بدهکار هستی!
... ناتمامت نقاشی کرده بودم "زمین"، ولی مطمئن بودم که وفادار خواهی بود به "پدر"؛ چرا که: نقد نوشتاری بر کتاب نکوداشت دوم اسفند 1397 (روایتی از زندگی: انصاری امیر آزادگی) به پایان رسیده بود، به‌علاوه آخرین نامه‌ام به شماره 26 هم به "پدر" اواسط زمستان 1398 به نقاشی درآمده بود، در نتیجه برای گرفتن آخرین و مانده وابستگی‌ها و تعلقاتش که جز جان مادی او نبود تا طعمه خود کنی و "او" را به تنها حقیقت و راز و مشیت الهی (انا لله و انا الیه راجعون) و به پرواز درآمدن روحش به دریای بی‌کران و خزانه پایان ناپذیر عشق مترادف با خدا در اولین روز بهار سال 1399 هجری شمسی، که به جهت حرمت انسانی و دوستی پدر بر همه مردمان، بعد از بلند شدن همان مردمانش از سنت دیرینه آئین سفره هفت سین، به مقاومت و سرسختی پدر در بستر بیماری، کمکش کنی و ما را هم که تنگاتنگ چهار دهه از شش دهه زندگی دنیوی‌ام، به توفیق باهاش بودم به‌واسطه(!) و وابستگی‌ام، اجازه دهی چونان بلال حبشی به محمد رسوال الله (که در مثل مناقشه نیست)، به اذن اذان ظهر در وقت محلی به ساعت 13:06 اول فروردین 1399، 20 مارس 2020 و 25 رجب 1441 با: "وابستگی و تعلقات پدر هم مرد! و امروز، در اولین روز سال 1399 و خیلی زود ما در سوگواری وابستگی‌های‌مان! به گمانم بر خود سوگواریم! او به "نقطه زندگی" و ملک اعلاء، تنها حقیقت و راز و مشیت الهی پیوست که: "انا لله و انا الیه راجعون." پدر هم اینک به دریای بی‌کران و خزانه پایان ناپذیر عشق (مترادف با خدا) پیوند خورد و به جشن زندگی ابدی‌اش در پس نقطه گذاشتن بر وابستگی‌ها و تعلقاتش به سرای جاودانگی‌اش پیوست. هوشیار باشیم که ما را به لحظه دیگر مانده تا به وابستگی‌ها و تعلقات‌مان، بمیریم، و چه نیک که قبل از جبر روزگار (... و انا الیه راجعون) به خود آییم و
به دریای بی‌کران و خزانه بی پایان عشق بپیوندیم تا ماندگار بمانیم. بی‌شک آقای انصاری یکی از محدود افراد و نادر مردمانی بود که با عشق خود زیست، با عشق خود ماند، و به عشق خود پیوست. روحت شاد و یادت ماندگار. مرحبا بر تو که به نام نیک بر ما ماندگاری پدر." اولین نفرش باشم که به سراغ امت و ملت دوست داشتنی‌اش روم تا جنازه نازنینش را آن‌چنان پاک و منزه 24 ساعت بعد، اگرچه غریبانه به جهت شیوع کرونا ویروس تحویلت دهند، دیدی که لقمه بر تو بزرگ آمد "زمین"!!!
ناصر: روح زنده یاد انصاری بزرگ شاد و ای کاش انصاری‌ها زیاد بودند.
میترا (نسرین) علیزاده: نظر آنان که نکردند درین مشتی خاک/ الحق انصاف توان داد که صاحب نظرند/ عارفان هرچه ثباتی و بقایی نکند/ گر همه ملک جهان‌ست به هیچش نخرند. از شنیدن خبر درگذشت مرحوم امیر ارسلان حجت انصاری بسیار متأسف و متأثر شدیم. فقدان این عارف بی‌بدیل را به خانواده ایشان و همه دوستان و بزرگواران فرهیخته تسلیت عرض نموده و برای بازماندگان، صبری جمیل و برای آن مرحوم علو درجات آرزومندم. و اما سابقه آشنایی اینجانب با ایشان به سال‌های اولین تولدم برمی‌گردد که ایشان با مرحوم پدرم هم دانشکده بوده و در نتیجه دوستانی بسیار نزدیک بودند. بعدها که بزرگتر شدم، در نشست‌هایی که با پدر داشتند، ایشان را زیارت می‌کردم، و آن‌چه که از منش ایشان به یاد دارم، ساده زیستی و عدم توجه آن مرحوم به ظواهر دنیوی (اعم از اطعمه و اشربه و مال دنیا) بوده است که بیشتر از خصایص دیگر جلب نظر می‌کرد. در واقع بزرگداشت و نکوداشت چنین اشخاصی در دنیای امروزین به منزله ارج نهادن به فضایل انسانی محسوب می‌شود؛ ارزش‌هایی که تا انقراض عالم فناناپذیر و ماندگار خواهد بود. یادشان سبز و تا همیشه مانا باد.
ابوالفضل رضایی: روح آن مرد بزرگ شاد باد.
مسعود تقی‌پور: روحش شاد.
حسین حاج سعیدی: خبر درگذشت امیر عزیز چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می‌نشیند، ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چاره‌ای جز تسلیم و رضا نیست. خداوند قرین رحمتش فرماید.
علی نظری: درود به روح پرفتوح مرحوم انصاری.
محمد دقیق: خانواده محترم آقای انصاری و فرماندهان عزیزم آقایان محمد صفری و حسن آقا و عباس استوار درگذشت استاد امیر انصاری امیر دل‌های جوانان مسجد رودبنه پیش از انقلاب و جوانان سپاه و غیر سپاه لاهیجان و سیاهکل را به محضر شما تسلیت عرض می‌نمایم.
ع. گودرزی: به نام حضرت دوست که پرواز همه به سوی حضرت اوست. خانواده محترم و گرامی انصاری، و خواهر گرامی سرکار خانم انصاری عرض تسلیت، باقی بقای‌تان. آرامش برای آن مرحوم و صبر و سلامتی برای بازماندگان آرزومندم. دعاگو و برادر شما.
شاکری: سرکار خانم انصاری عزیز و گرامی؛ درگذشت پدر گرامی‌تان را تسلیت عرض می‌کنم. روح‌شان شاد و یادشان گرامی و پرمهر.
جواد رحیم پور: سرکار خانم انصاری؛ درگذشت پدر بزرگوارتان را تسلیت عرض می‌کنم. خداوند به ایشان رحمت عطا کند.
مهری مقدم: با سلام و عرض ادب. تسلیت عرض می‌کنم. از خداوند بزرگ برای آن مرحوم آمرزش الهی و برای بازماندگان محترم صبر آرزو می‌کنم.
افسانه ارمات: سلام خانم انصاری عزیز؛ درگذشت پدر عزیزتان را تسلیت گفته و از خداوند صبر و آرامش برای شما و آمرزش الهی را برای ایشان آرزومندم.
صدیقه کنعانی: خانم انصاری عزیز، دوست گرامی؛ از دست دادن پدر بزرگوارتان را صمیمانه تسلیت عرض می‌کنم. انشاء الله خدای مهربان روح ایشان را غریق رحمت بی‌انتهایش قرار دهد.
علوی: از شمار دو چشم یکی کم/ وز شمار خرد هزاران بیش. خانواده محترم انصاری؛ درگذشت جناب انصاری، مرد متدین و متمدن و با اندیشه بلند و صداقتی که خمیر مایه وجودی آن بزرگوار بود را به شما و مردم شریف لاهیجان تسلیت می‌گویم. برای آن عزیز سفر کرده رحمت واسعه الهی و برای بازماندگان صبر جزیل از خداوند خواهانم.
محمد رضا یوسفی: دلت می‌خواست نباشی/ چمدانت را بستی/ تمام شهر را با خود بردی... ‏و من تک و تنها/ ‏با همه‌ آنانی که رفتند، احاطه شده‌ام/ باخاطرات تلخ و شیرینت/ گفتی ‏⁧اگر نبودم.../ مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوست‌شان داشتم...!/ گفته بودی پاییز را دوست داری/ و ما اکنون شروع به ریختن کرده‌ایم/ مثل برگ‌ها/ مثل این ابر غمگین/ مثل باران‌های سیل آسای لاهیجان/ امیر عزیز/ ماورای باورهای ما/ ماورای بودن‌ها و نبودن‌های ما/ آن‌جا دشتی‌ست/ فراتر از همه تصورات راست و چپ/ تو را آن‌جا خواهم دید/ آن‌جا که سایه نارونی تا ابدیت جاری‌ست...
مصطفی تبریزی: با سلام به همه دوستان و خانواده محترم جاودانه مرد جناب حجت انصاری. از صمیم قلب تسلیت می‌گویم. فقدان آن اسوه تلاش و صداقت و پرهیزکاری، بسیار دردناک است. روان آن بزرگ انسان فرهیخته شاد باد.
ناهید کوه شکاف: خانم انصاری گرامی؛ درگذشت پدر بزرگوارتان‌ را به‌ شما و خانواده دردمندتان دل آرامی و تسلیت می‌گویم‌. آرزو می‌کنم خدای مهربان‌ به شما و نزدیکان بردباری و به روح آن عزیز درگذشته آرامش ابدی عطا فرماید. روان پاک‌شان مینوی باد.
حسین دوستدار: درگذشت آقای انصاری، اولین نماینده مردم لاهیجان و حومه را به خانواده محترم انصاری و به دوست عزیز و دوست داشتنی آقا محسن تسلیت عرض می‌کنم و از خداوند متعال برای بازماندگان صبر مسألت دارم.
قاسم طالب نژاد: با درود به روان پاک امیر آزادگی. آدم‌های اطرافش را یکسان می‌نگریست و دوست‌شان می‌داشت، بی هیچ ادا و اطواری.
پشوتن بحر کاظمی: خدا رحمتش بکند. مسلمانی معتقد، راستگو، درستکار و اهل عمل صالح و دوستدار رسول الله(ص) و اهل بیت طاهرشان از میان ما رفت. انشاء الله خداوند به خانواده ایشان صبر عطا و آن مرحوم را مورد غفران خود قرار دهد.
حسن یوسفی اشکوری: درگذشت دوست عزیز و برادر ارجمند زنده یاد امیر انصاری موجب تأسف شد. او انسانی شریف و خدوم و دینداری صادق و اخلاق مدار بود که پاک زیست و پاک مرد. به همسر گرامی و فرزندان و احمد آقای استوار صمیمانه تسلیت می‌گویم. برای آن مرحوم غفران الهی و برای بازماندگان شکیبایی و اجر معنوی از خداوند مسألت دارم. خدایش رحمت کند. طوبی له.
اصلان شاملو محمودی (از دوستان 50 ساله آن مرحوم و دیپلمات اسبق وزارت امور خارجه): انا لله و انا الیه راجعون. رحلت تأسف انگیز زنده یاد ارسلان (امیر) فلاح حجت انصاری از فعالان باسابقه سیاسی زندانی دوران پهلوی، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی و از فرهنگیان خوشنام استان گیلان، انسانی که عمری را با پاکدستی، جوانمردی، فتوت و صداقت زندگی نمود و از هیچ‌گونه رانتی در دوران نمایندگی استفاده نکرد و زندگی پیامبر گونه‌ای داشت را به همسر محترمه آن مرحوم و خانواده محترم ایشان تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحوم علو درجات و برای بازماندگان صبر و شکیبایی را از خداوند متعال خواستارم.
علی شاملو محمودی (روزنامه نگار، صاحب امتیاز و مدیرمسئول ماهنامه چراغ روشن): همه از اوییم و به سوی او باز می‌گردیم. درگذشت زنده یاد ارسلان (امیر) فلاح حجت انصاری از فعالان باسابقه سیاسی زندانی دوران پهلوی، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی و از فرهنگیان خوشنام استان گیلان را به همسر محترمه آن مرحوم، خانواده محترم حجت انصاری، فرزندان ایشان به‌خصوص به دوست و همکار محترم مطبوعاتی سرکار خانم کیمیا انصاری تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحوم علو درجات و برای بازماندگان صبر و شکیبایی را از خداوند متعال خواستارم.
رضا علیجانی: انا لله و انا الیه راجعون. برای زنده یاد آقای انصاری آمرزش و آرامش ابدی و برای همه بازماندگان و دوستان و همفکران سلامتی و صبوری آرزو می‌کنم.
هادی مفید: درگذشت این مرد صبور را به خانواده محترم مرحوم انصاری و یاران و دوستان خوب ایشان تسلیت عرض می‌نمایم و برای همه دوستانش صبر و شکیبایی از خدای بزرگ خواهانم.
روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لاهیجان: ضایعه درگذشت امیر ارسلان فلاح حجت انصاری، اولین نماینده مردم لاهیجان در مجلس شورای اسلامی و دبیر بازنشسته آموزش و پرورش لاهیجان را به عموم همشهریان، به‌ویژه خانواده محترم آن مرحوم تسلیت عرض می‌نماییم. روحش شاد و یادش مانا.
علی نقاشی: روحش شاد و یادش زنده.
مریم حدیثی: روح‌شان شاد، یاد خوبی‌های‌شان ماندگار، پاکی و صداقت و اخلاق نیک و جوانمردی و خلوص‌شان، سرلوحه رفتار.
سید ابوذر علوی: روح‌شان شاد، یاد خوبی‌های‌شان ماندگار، پاکی و صداقت و اخلاق نیک و جوانمردی و خلوص‌شان، سرلوحه رفتار.
عبدالرضا ابراهیمی: خداوند روح ایشان را شاد کند. مرحوم انصاری مصداق بارز این شعر هستند که مرد نکونام نمیرد هرگز. خداوند به خانواده و دوستارانش صبر دهد.
تقی رحمانی: انصاری نیک بود و پاک زیست. نام آقای انصاری را من اول بار از مهندس صحبی شنیدم. در جریان انتخابات سال 1376 بود. در اسفند 1375 قرار شد که افرادی برای فعالیت در شهرستان‌ها دعوت شوند. من هم از قزوین آمده بودم. برای دعوت کار ستاد مهندس سحابی فعالان شهرستانی نام برده می‌شدند. مهندس سحابی نام چند نفر را در لاهیجان برد؛ اول نام آقای انصاری بود که گفت در مجلس اول ایشان با ما همراه بود و به بنده هم لطف داشت. مهندس سحابی از سلامت نفس و خلق مهربان ایشان تعریف کرد. من سعادت همنشینی با ایشان را نداشتم، اگرچه با دوستان لاهیجانی خوش سیرت و حدیثی‌ها و دوستان دیگر حشر و نشر داشتم. فقدان آقای انصاری را به خانواده و تمام دوستان لاهیجانی تسلیت می‌گویم. با آرزوی آمرزش برای آن مرحوم. از خدا می‌خواهیم که انصاری را در جوار بندگان صالح خود قرار دهد.
محمد علی پور: ضمن عرض تسلیت خدمت خانواده معزز مرحوم امیر انصاری، خصوصاً همسر صبور و بامحبت و فرزندان برومند و طلب آمرزش برای آن مرحوم، امیدوارم که در دوران زندگی بتوانیم یار و غمخوار هم بوده و در جهت آرمان‌های والای آن عزیز سفرکرده گام برداشته و موفق شویم.
نام:
ايميل:
* نظر:
طراحی و تولید: "ایران سامانه"